اصل حاکمیت قانون شریعت (بخش 14)

اصل حاکمیت قانون شریعت (بخش 14)

(5-قسمت)

در برخورد با کفار اهل کتاب هم از آنها جزیه گرفته می شود، چه نهادی غیر از حکومت می تواند این جزیه را بگیرد؟ مگر ممکن است در حکومتی غیر اسلامی این حکم جزیه را اجراء کرد؟ اصلاً جزیه زمانی معنی پیدا می کند که دولت و حکومتی اسلامی وجود داشته باشد که با این دسته از کفار قراردادی بسته باشد. بدون وجود قدرت حکومتی جزیه مثل دهها حکم دیگر قابل اجرا نیست.

این دسته از قوانین اقتصادی و امنیتی و نظامی و احكام قضائی ومجازاتهای جرایم وتخلفات و تعزیرات و و قوانین متعلق به معاملات، احوال شخصی وقوانین متعلق به امور بین المللی و… چه معنی می تواند داشته باشد؟

صدها حکمی که در قرآن و سنت صحیح آمده اند با صدای رسا فریاد می زنند كه : باید حكومتی تشكیل گردد تا در چهار چوبه ی حاکمیت این حكومت این احکام پیاده شوند، و بدون داشتن حکومت تمام این احکام تعطیل می شوند، چون اینگونه احکام خارج از دایره ی حکومتی و قدرت اجرائی حکومتی قابل اجراء نیستند و بدون اجرای این حدود و قصاص و تعزیرات نه دین کامل با آن چهار معنی و مفهومش محافظت می شود و نه دنیای مومنین .

بدون اجرای این حدود و قصاص و تعزیرات به سادگی دین، جان و ناموس و عقل و مال مومنین در معرض تهدید قرار می گیرد و بدون داشتن قدرت نظامی و حکومتی خود دارالاسلام نیز در معرض خطر و نابودی قرار می گیرد، و بدون داشتن دارالاسلام و قدرت حکومتی بعضی از مراحل امر به معروف ونهی از منكر  که نیاز  به شدت عمل وتوسل به زور، وحتی اقدام مسلحانه  نظامی دارد  طی نمی شود؛  ودر نهایت بازکردن و هموار کردن راه جهت آزادی عمل به قانون شریعت الله در سراسر جهان و آزاد سازی زمین از تسلط «کفار6گانه»ی آشکار، هرگزبا توصیه ونصیحت واندرزهای اخلاقی انجام نمی شود، این حكومت است كه باید به میدان بیاید و به حاکمیت «کفار6گانه»ی آشکار بر زمین خاتمه بدهد، چون این دین باید بر تمام زمین حاکمیت داشته باشد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: أُعْطِيتُ خَمْسًا لَمْ يُعْطَهُنَّ أحَدٌ قَبْلِي: پنج چيز به من عطا شده است كه قبل از من، به هيچ پيامبري عطا نشده‏است:  نُصِرْتُ بالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ،1ـ از مسافت يك ماه، دشمنانم دچار ترس و وحشت ميشوند.  وَجُعِلَتْ لِيَ الأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا فَأَيْنَمَا أَدْرَكَ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي الصَّلاَةُ يُصَلِّي (فأيُّما رَجُلٍ مِن أُمَّتي أدْرَكَتْهُ الصَّلَاةُ فَلْيُصَلِّ،) 2- زمين براي من مسجد و پاك قرار داده شده است. بنابر اين، هر كجا وقت نماز فرارسيد، امتيانم مي توانند همانجا و ‏نماز بخوانند.  وأُحِلَّتْ لي المَغَانِمُ ولَمْ تَحِلَّ لأحَدٍ قَبْلِي،3- مال غنيمت براي من حلال گردانده شده است در حالي كه قبل از من، براي هيچ پيامبري، حلال نبوده است وأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ،. 4 – حق شفاعت به من عنايت شده است وكانَ النبيُّ يُبْعَثُ إلى قَوْمِهِ خَاصَّةً وبُعِثْتُ إلى النَّاسِ عَامَّةً.[1] 5- هر پيامبري فقط براي قوم خودش فرستاده شده است در حالي كه من براي تمام مردم دنيا مبعوث شده ام.

در کنار اینها که ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را فریاد می زنند، ملاک و معیار و مناط تشخیص دارالاسلام از دارالکفر «قانون اساسی» است و رهبری هم که بر دارالاسلام تعیین می شود باید دارای شروطی باشد و مجری قانون شریعت الله باشد که تنها در سایه ی قدرت حکومتی می تواند به این وظایف عمل کند  و این حکومت هم با شورا و نظارت عمومی به پیش می رود.

در این صورت بسیاری از مسایل شرعی از قبیل: اجرای حدود، قصاص و…موقوف به موجودیت دارالاسلام و دولت و حکومت اسلامی و امام  و رهبر بسته است، وطبق قاعده ی:”مَالایتِمُّ الوَاجُبُ إِلّابِهِ فَهُوَ وَاجِب” اقامه ی دولت و حکومت اسلامی و تعیین رهبریت مجتهد و فقیه برای دارالاسلام نیز واجب است.

(ادامه دارد…….)


[1]أخرجه البخاري (438)، ومسلم (521) /

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *