
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)
(4-قسمت)
خیر هم یعنی آنچه در قرآن و سنت صحیح و شریعت الله تعالی از کانال صحیحش به ما رسیده است و یا شریعت الله تعالی آن را تأئید می کند، پس واضح است در تمام امور متعلق به شریعت الله و بخصوص در این مورد خاص متعلق به شناسائی دارالاسلام از دارالکفر و امور متعلق به آنها روی سخن ما نه با «کفار6گانه»ی آشکار است که باید بر اساس اصل کفر به طاغوت به آنها کفر شود، و نه سخنی با دارودسته ی منافقین مانده که در اینجا بخواهیم تکمیلش کنیم، چون:
- هرگز کفار اهل کتاب و سکولاریستها برای «مومنین» «خیر» نمی خواهند: مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ (بقره/105) کافران اهل کتاب و همچنین سکولاریستها (مشرکان)، دوست نمیدارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد .
- و ما از اینها انتظاری غیر از شنیدن سخنانی که مایه ی اذیت و آزار باشند نداریم: وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا (آل عمران/ 186) و حتماً از کسانی که پیش از شما بدیشان کتاب داده شده است، و از سکولاریستها (مشرکین)، اذیّت و آزار فراوانی میبینید. [جدائی کفار اهل کتاب از کفار مشرک در آیات واضح است]
- دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) هم دشمنانی هستند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4)، «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و بپرهیز …». این دارودسته ی منافقین دغلبازان زبان بازی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم هم از زیبائی سخنانشان که قطعاً در مورد دین و شریعت و خوبی ها بوده تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …» و قطعاً در میان مومنین هم کسانی هستند که به سخنان اینها گوش می دهند و سخنانشان برایشان مهم است : «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47) در میانتان هم کسانی هستند که سخن ایشان را بشنوند. این دسته ای که در قلبهایشان به واسطه ی تبلیغات منافقین بیماری درست شده، و خودِ گروه منافقین هم هرگز به سخنان و وعده های رسول الله صلی الله علیه وسلم اعتماد نکرده اند حالا چه رسد به وعده های ما در مورد دارالاسلام و جامعه ی اسلامی و غیره . الله تعالی می فرماید: وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً (احزاب/12)، و (به ياد آوريد) زمانی را كه منافقان و آنان كه در دل هايشان بيماری بود میگفتند: خدا و پيغمبرش جز وعدههای دروغين به ما ندادهاند.
پس ما هیچ انتظار خیری از «کفار6گانه»ی آشکار و دارودسته ی منافقین نداریم و روی کلام ما تنها با مومنینی است که تصمیم گرفته اند بار دیگر خودشان و جامعه ی مسلمین را در مسیر شرعی آن قرار دهند و علم خود را به الله تعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم متصل کرده اند و اهل عدل و تقوا هستند.
با ذکر این نکته لازم است با آنکه بارها و بارها گفته شده که ما در مورد «دار» حکم می دهیم نه در مورد مردم، باز تکرار می کنیم که ما در مورد «دار» و سرزمین صحبت می کنیم نه مردم و مذهب آنها؛ این از بدیهایت منهج اهل سنت و جماعت است، و مناط و ابزار تشخیص اساسی «دار» هم بر مبنای «قانون اساسی» حاکم بر آن کشور و «حاکمیت» است نه «ساکنین» آن.
(ادامه دارد……..)