درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (17- قسمت)

  « شادی غیر شرعی و منفی یا شادی نابجا»  

دیدیم که عرصه های شاد شدن برای عموم مسلمین بسیار زیادند و به تعداد تمام عبادتها هستند، یعنی شخص مسلمان می تواند به تعداد صدها آیه، و هزاران حدیث، و هزاران عرف مورد تأئید قانون شریعت الله برای خودش شادی تولید کند. الله تعالی به عنوان یک پیش نیاز«أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» را به عنوان یک بستر مناسب برای رشد و دوام این شادی ها معرفی می کند. از بین بردن فقر و آوردن رفاه و از بین بردن ترس و نا امنی و آوردن امنیت.

 یعنی شخص زمانی که «به اندازه ی  شرعی آن» مشکلات اقتصادی و معیشتی نداشت و در زمینه ی دینش و جانش و ناموسش و عقلش و آبرویش و مالش و سایر ضرورتهای حیاتیش امنیت داشت آن وقت دروازه ای باز می شود برای تمام چیزهائی که انسان را در دنیا شاد می کند. شخص مسلمان در چنین فضائی می تواند «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» را به بهترین شیوه ی ممکن و به صورت کاملش انجام بدهد، و عبادت هم یعنی عمل کردن به تمام آنچه الله تعالی نازل کرده و به آن راضی است.  

حالا در زمینه ی شادی نگاه می کنیم که الله تعالی چه چیزهائی را مجاز دانسته است ما هم آنها را انجام می دهیم و به آنها می گوییم «شادی ساز و یا حتی شادی افزا»، در برابر، هر عملی را که مخالف قانون شریعت الله و عدم رضایت الله باشد به آن می گوییم «شادی سوز یا شادی زدا» حتی اگرنوعی شادی ظاهری هم تولید کنند، چرا؟ چون برای  قلب که جای شادی است ضرر دارند، و اورا مریض می کنند، و در واقع خانه را می سوزانند، حالا هر شادی جعلی که به خانه صدمه بزند و آلوده اش کند یا بسوزاندش می گوییم غیر شرعی و نامشروع است. در این صورت شادی هم مشروعش هست هم نا مشروع و مخربش.

با این وجود، در کنار مومنین شریعت گرا همیشه دسته های مختلفی از کفار و حتی دسته هائی از دشمنان داخلی تحت عنوان منافقین و سکولار زده ها وجود دارند که مسیر را اشتباه می روند، و نیازهایشان را از مسیر اشتباهش برطرف می کنند، مثلا نیاز خوردن را از طرق خوردن گوشت خوک برآورده می کنند، یا نیاز به نوشیدن را علاوه بر نوشیدنی های حلال از طریق نوشیدن مشروبات الکلی برطرف می کنند، یا نیازهای جنسیشان را از طریق زنا برطرف می کنند، یا نیاز به درآمدشان را از طریق کسب حرام و دزدی و اختلاس و ربا وغیره برطرف می کنند و به همین ترتیب نیاز به شادیشان را از کانالهای نامشروع و غلطش برطرف می کنند .

این دسته از انسانها ارزشهای کاذب و دروغین را به جای ارزشهایِ صحیحِ قانونِ شریعت الله قرار داده اند، و به همین ترتیب اهداف کاذب و دروغینی را به جای اهداف صحیح شرعی برای خودشان تصور کرده ند، و حتی انتظارات و توقعاتشان از مومنین و مجرمین غلط و اشتباه است، و تبدیل شده اند به انسانهای بیمار و نامتعادلی که برای دیدن این نامیزان بودنشان نیاز به علم خاصی نیست همه می توانند تشخیص شان بدهند . 

در برابر این دسته از انسانهای مجرم، الله تعالی برای محافظت از این شادی و آرامش و لذتی که به مومنین ثواب اخروی هم می دهد، از شادی‌ها و لذت‌های ناپسند و كاذب به شدت جلوگيری می کند. چون اين گونه شادی‌ها جنس جعلی و تقلبی شادی هستند که به شادی پایدار انسان ها لطمه وارد می کنند. بر همین اساس آيات قرآن درباره ی شادی دو دسته‌اند؛ دسته ای از آيات مؤمنین را دعوت به شادی کرده‌اند و دسته‌ی ديگه نوعی از شادی را نکوهش و منع می‌کنند.

 شادی امری درونی است که به همراه عوامل شرعی دیگر وجود انسان را سرشار از آرامش می کنند، و روح انسان تنفس می کند و شارژ می شود، اما شادی های جعلی و تقلبی مثل اجناس تقلبی چینی های سکولار سوسیالیست تنها ظاهرشان مثل جنس اصلی است، اما از درون چیز دیگری هستند، این شادی های تقلبی و جعلی تنها در ظاهر مثل شادی هستند، اما ماهیتشان با شادی اصلی فرق دارد، و آن کارکردی که جنس اصلی دارد این شادی تقلبی ندارد .

این طوری متوجه می شویم همانطوری که خوراک و نوشیدنی ممنوع و حرام شده داریم به همین شیوه خشم نابجا و شادی نابجا و تقلبی هم داریم . هم خوبش هست هم بدش . بد و حرامش آنی است که هم به جسم و هم به روح انسان آسیب جدی وارد می کند، و انسان را آلوده و بیمار می کند، و آرامش خواسته شده در شریعت الله را از انسان می گیرد، و طبعا مخالف قانون شریعت الله است.

به نظر شما شخصی که بیماری صعب العلاج و دردناکی در جسمش دارد از نعمت زندگی لذت می برد؟ مشخص است که نه. شخصی که از قانون شریعت الله دور می شود این هم بیماری صعب العلاج روحی و قلبی گرفته است، و به هر میزان از توحید و قانون شریعت الله فاصله می گیرد به همان اندازه مریضی و بیماری قلبی و روحیش بیشتر می شود، این شخص هم، مثل همان بیمار جسمی صعب العلاج از شادی بجا و آرامش مورد نیاز محروم می شود. در این صورت و بر اساس هدف زندگي، آشکار است که شادي و نشاط از ديدگاه اسلام داراي حد و مرزاست. کسی که این حد و مرزها را مثل خوراکیها و نوشیدنی ها بهم بزند مرتکب ظلمی به خودش و حتی جرمی در حد دیگران شده است .

 این حد و مرزهای منع شده و ممنوع شادی در قانون شریعت الله را می شود در سه دسته قرار داد: 1- محتوای شادی 2-  قالب شادی  3- زمان و مکان شادی . 

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(16- قسمت)

این یعنی آینده و عاقبتی روشن در دنیا و قیامت که در آن نه ترسی هست نه اضطراب و دو دلی، بلکه تنها شادی هست و آرامش و آرامش.

در اینجا لازم است در مورد شادی های بجا و مورد پسند الله تعالی در دنیا به دونکته اشاره کرد :

 یکی اینکه : در قانون شریعت الله همین شادی هم وسیله ای است برای رسیدن به بهشت و کسب رضایت الله تعالی، و خودش به تنهایی هدف نمی شود. شادی یکی از ابزارهایی است که انسان مؤمن را در انجام دادن کارهای اساسی و مهمی که آن را به  بهشت و رضایت الله تعالی نزدیک می کند کمک می کند، و به اصطلاح ما شادی کارهای خدماتی را انجام می دهد و به شخص انرژی می دهد و شارژش می کند که به وظایفش بهتر عمل کند .

 نکته ی دیگر اینکه برای پایدار کردن این شادی بجا و مورد پسند الله  تعالی لازم است به چند تفاوت و نکات ریز و ویژه در مورد ساکنین دارالاسلام دقت بشود: 

  • یکی اعتقادات دینی است، یعنی ممکن است یک امری برای یک مسلمان شادی زا باشد و برای یک کافر مایه ی غم و اندوه و نگرانی و ضرر.  وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء/82)ما آیاتی از قرآن را فرو می‌فرستیم که مایه بهبودی و رحمت برای مؤمناناست ، ولی بر ستمگران و ظالمین جز زیان اضافه نمی کند.

یعنی این قرآن و این قوانین شریعت الله دو تا کاربرد متفاوت برای انسانها دارد ، برای مومنین مایه ی شفا و رحمت است، و در برابر، برای ظالمین غیر از زیان و ضرر چیزی نمی آورد . در اینجا طبیعی است که مومنین با این قرآن و قوانینش شاد می شوند و ظالمین و ستمگران غمگین و نگران . مثل پیروزی کفار نصرانی دشمنان شماره 3 ما بر کفار مجوس دشمنان شماره 2 ما که باعث خوشحالی ما «وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ» (روم/4) و طبعا باعث غم و اندوه سکولاریستهای قریش دشمنان شماره 1و مجوس دشمنان شماره 2 ما می شود.

اجرای قانون شریعت الله برای مومنین و حتی کفار اهل جزیه ی ساکن در دارالاسلام رفاه و امنیت «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ » و اختصاص دادن عبادتها به صورت کامل برای الله را می آورد«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و به دین با هر 4 مفهومش به صورت کامل عمل می شود و این یعنی هدیه ی شادی به مومنین، اما زیان و ضرر برای ابوجهل ها و ابولهب ها و دین فروشان و سکولاریستها و دزدها و بی ناموسها و حیزها و هم جنس بازها و سایر ظالمین .

  • تفاوت دیگری که برادران و خواهرانم باید برای پایدار کردن شادی در نظر بگیرند در نظر گرفتن سن اشخاص است،

 در هر سنی مواردی دیده می شود که شادی های افراد با هم فرق می کند و ممکن است در مواردی با هم یکسان نباشند . برای  همین است می بینیم چیزی که ممکن است یک جوان را شاد کند مثل قبولی در فلان دانشگاه و شغل و ازدواج و…. نمی تواند یک بچه ابتدائی را خوشحال کند و بلعکس هم صادق است . باز ممکن است چیزی که برای یک نوجوان یا جوان مایه ی شادی و خوشحالی باشد برای یک بزرگسال  شادی به همراه نیا ورد .

مثلا زبیر جوان در حبشه از اینکه سپاه کافر نجاشی پیروز می شود از بس خوشحال است که از دور پیراهنش را در می آورد و به نشانه ی پیروزی تکانش می دهد . اما همین اتفاق برای یک بچه اسباب شادی نمی شود و اصلا درکش نمی کند و  نمی تواند شادش کند. 

به صورت ریزتر حتی خیلی از شعرها و به گفته ی شما ترانه ها و به گفته ی ما گورانی ها هم هستند که ممکن است برای  یک نوجوان یا جوان شادی ساز باشند، اما برای یک بزرگسال نه . یا بالعکس یک بزرگسال از اشعار و گورانیها و ترانه هائی شادی به او دست بدهد، اما یک نوجوان و جوان نه . در مورد بازیها و سایر سرگرمیها هم باز تفکیک سن افراد لازم و ضروری است. این یکی از آن نکاتی است که قرنها تمدن اسلامی ما فرهنگی و نهادینه ا ش کرده است، و لازم است دوباره مثل سایر موارد مورد توجه و دقت قرار بگیرد.

نکته ی مهمی که در این تفکیک بر اساس سن رعایت می شود و لازم است به آن اشاره بشود، «حفظ و احترام گذاشتن به عزت نفس» است که  یکی از اساسی ترین عوامل شادی و یکی از مهمترین پشتیبانی کننده های شادی است که جزء جدانشدنی و تفکیک ناپذیر شادی به شمار می رود.

  • تفاوت دیگری که لازم است در این گونه موارد به آن توجه و دقت بشود  جنسیت افراد است،

 بدون شک با در نظر گرفتن مشترکات – مثل خیلی از موارد – اختلافاتی میان دختر و پسر و زن و مرد وجود دارد .عوامل ایجاد شادی هم در مواردی در مردان و زنان با هم متفاوت است. چیزهای زیادی هستند که پسر بچه ها را شاد می کند اما برای دخترها جذابیتی ندارند. بر عکسش هم صادق است، خیلی چیزها هستند که یک دختر بچه را شاد می کند اما برای  پسر بچه ها اصلا جذابیتی ندارد. در سنین بالا هم موارد این طوری زیادند، که ممکن است یک مرد را خوشحال کند اما یک زن را نه، یا ممکن است مواردی باشند که یک زن را شاد کند اما برای یک مرد جذابیتی نداشته باشد .

  • اختلاف دیگری که لازم است به آن توجه ویژه شود عوامل زیست محیطی است . مثل: موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی است که شرایط فرهنگی مختلفی را برای رسیدن به بعضی از شادی ها به وجود آورده است که در قالب «عرف» آن منطقه و مردم تعریف می شود، و ممکن است قومیتهای مختلف روشهای مختلفی داشته باشند که، متناسب با شرایط جغرافیائی و آب و هوائی و منطقه ای آنهاست .

 این عرفها تا زمانی که مغایرتی با قانون شریعت الله نداشته باشند قابل احترام و مورد پذیرش هستند  و کسی نمی تواندعرف یک منطقه ی جغرافیائی خاصی را بر منطقه ی دیگر، یا مال یک قبیله و زبان را بر دیگر قبایل و زبانها تحمیل کند.

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(15- قسمت)

  1. مورد کلان دیگری که الله تعالی برای ماندگار و پایدار کردن شادی معرفی کرده رضایت به قضا و قدر الله و عدم اعتراض به مقدّرات الهی در باطن و ظاهرمثل قلب و زبان و عمل است.

زمانی که شخص مومن به این درجه می رسد به بینشی روشن و واقعی از جایگاه زندگی دنیوی نسبت به زندگی اخروی دست پیدا می کند، و این باعث رضایت مندی و خشنودی به قضا و قدر الهی می شود. «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‌ مَا فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِمَا آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» (حدید/23) «تا بر آنچه از دست داديد، تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده شد، (سرمستانه) شادمانى نكنيد و خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد».

این یعنی بستن درهای غم و نا امیدی و استرس و افسردگی و تمام آفتهائی که به شادی انسان ممکن است صدمه بزنند، این یعنی محافظت از نعمت شادی که الله تعالی به عنوان یک نیاز در وجود ما قرار داده است، بخصوص زمانی که متوجه می شود که قطعا و بدون هیچ شکی همه ی انسانها با جانشان یا گرسنگی و مال و فرزندانشان و غیره مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرند:

  • وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (بقره/155) و قطعاً شما را با برخی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم، و مژده بده به بردباران .‏
  • لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا ۚ وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (آل عمران/186) بدون شک و به طور مسلّم از لحاظ مال و جان خود مورد آزمایش قرار می‌گیرید و حتماً از کسانی که پیش از شما بدیشان کتاب داده شده است(یهود و نصارا)، و از مشرکین(سکولاریستها)هم، اذیّت و آزار فراوانی می‌بینید و اگر بردباری کنید و بپرهیزید،  (کارهای شایسته همین است و) این اموری است که باید بر انجام آنها عزم را جزم کرد و در اجرای آنها کوشید .‏

در این صورت انسان می تواند دو نوع برداشت از دنیا داشته باشد:

 1- دنیا مکان استراحت و آخر خط است که نباید در آن مشکلات و ناملایماتی وجود داشته باشد. قطعاً در زندگی همه ی انسان ها مشکلاتی وجود دارند، در نتیجه در این دیدگاه مواجه شدن با این مشکلات و سختیها بسیار ناگوار و شکننده خواهد بود، و ثمره اش می شود آنچه کداک و مرکل و هزاران نفر مثل اینها بر سر خودشان آورده اند . .

2- برداشت دیگر این است که دنیا گذرا، ناپایدار و محل آزمایش و برداشت عمل صالح برای قیامتی است که این قیامت ماندنی و همیشگی است. در این نگرش انسان به راحتی سختی ها را قبول می کند و زندگی و تحمل سختی های آن برایش آسان می شدند .

این شیوه ی نگاه کردن، مومنی را تولید می کند که شکرگذار است « لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ» و مثبت اندیش است، و با وجود تلاشی که می کند و از تمام اسبابی که شرعی هستند برای رسیدن به هدف استفاده می کند، اما نتیجه را به الله واگذار می کند، و راضی است به قضا و قدر الهی، و این طوری از شادی درونیش محافظت می کند و به آن استحکام می بخشد.

ما در برابر این مومنین، انسانهای زیادی را می بینیم که قضاء و قدر الهی را متوجه نشده اند، و نگرششان به خودشان و جهان اطرافشان غیر شرعی است . اینان همیشه نکات منفی اطراف خودشان را می بینند؛ دائم از کارهای غلط اطرافیان و جامعه گله و شکایت دارند، از زندگی خودشان راضی نیستند، از بی پولی و نداشتن امکانات مادی و غیره همیشه می نالند. این اشخاص با این منفی نگری هایشان علاوه برآن که به جسم خودشان لطمه وارد می کنند شادی خود و دیگران را هم از بین می برند.

  • مورد اساسی سومی که می تواند به پایدار ماندن شادی انسانها کمک کند ایمان به قیامت و دنیای پس از مرگ از طریق آخرین فرستاده ا ش است.

هدف نهایی و آرماني كه اسلام برای مسلمین ترسيم مي‏کند و سر راهشان قرار می دهد، تنها بهشت و رضایت الله است.  زمانی که شخص به میل خودش و با ایمان راسخ آزادانه به سمت و سوی این هدف اساسی حرکت می کند، حاضر می شود همه ی آنچه که در دنیا دارد را شادمانه در این مسیر فدا کند، و هر چه در این مسیر حرکت می کند و به این هدف مهم نزدیک می شود دروجودش احساس رضایت و شادیش اضافه می شود. به قعقاع اوسی گفتند؛ چیزی از بهشت برایمان بگو که ما را برایش تشویق و تحریض کند. گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم آنجاست.

  در اینجا واضح و روشن است که با تفسیر شرعی از دنیا و زندگی، عاقبتِ مسلمینِ مجاهد غیر از دو تا شادی نیست: یکی شادی در دنیا و دیگری شادی پس مرگ با شهادت که شهداء قبلا به آن رسیده اند. قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْبِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ(توبه/52)بگو:آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی انتظار دارید:(یا پیروزی و غنیمت در دنیا، و یا شهادت و بهشت در آخرت). ولی ما درباره شما چشم به راه هستیم که یا خداوند به عذابی از سوی خود گرفتارتان سازد و یا (در این جهان) با دست ما (عذابتان دهد) . پس شما چشم به راه باشید و ما هم با شما در انتظاریم .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(14- قسمت)

این موارد، و موارد مشابه مثبت دیگری که انسانها ذکر کرده اند را قانون شریعت الله به عنوان ابزارهائی که به شادی منجر می شوند قبول دارد. الله تعالی با تأکید بر موارد مثبتی که نام بردیم و موارد ریز دیگری که به عنوان نمادهای ظاهری شادی وجود دارند، در قانون اساسی و شریعت خودش در یک جمع بندی کلی سه عامل اساسی را منشأ تولید شادی پایدار در انسان ها معرفی می کند، و این شادیها را سازماندهی، مدیریت، کنترل و هدایت می کند تا از تبدیل شدن آنها به «توهم خوشحالی» جلوگیری شود:

  1.  یکی از این موارد کلیدی پایبندی و ایمان مخلصانه به لا اله – الا الله و محمد رسول الله به عنوان مهم ترین و زیربنایی ترین عامل شادی است. نداشتن نگرانی، اضطراب و افسردگی و رسیدن به اطمینان قلبی، اساس هر نوع شادی است، و این تنها با دوری کردن از برنامه ها و قوانین غیر شرعی و تبعیت بی چون و چرا از قانون شریعت الله تأمین می شود. الله تعالی می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/28) آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با ذکر الله اطمینان و آرامش پیدا می‌کند . آگاه باشد! دلها با یاد الله به درجه اطمینان می رسند.

در اینجا باید عرض کنم که همچنانکه درجه ی مومنین بالاتر از درجه ی مسلمین است به همین شیوه درجه ی اطمینان بالاتر از درجه ی ایمان است: وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی(بقره/260) و هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا ! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی. گفت : مگر ایمان نیاورده‌ای‌ ؟! گفت: چرا ! ولی تا اطمینان قلب پیدا کنم.

زمانی که شخص با کفر به طاغوتها و ایمان به الله به ارزشهای قانون شریعت الله و رحمت و وعده و عیدهای الله تعالی دلبسته و وابسته می شود، دیگر شادی خودش را به هیچ چیز و هیچ کس دیگری غیر از الله تعالی وابسته نمی کند، برای همین است همیشه از نعمت شادی برخوردار می شود، چون: وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکي.  زمانی که شخص شادی خودش را تنها به امور زودگذر مادی وابسته می کند طبیعی است که با تمام شدن آنها، او هم دچار غم و نگرانی شود.

تصور کنید کسی مثل جرج ایستمن کداکِ که عکاسی رابرای همه ی مردم ممکن کرد،با وجودیکه 95 میلیون دلار سرمایه داشت در سال 1932 به دلیل سیر شدن از مال و لذتهای دنیا در سن 82 سالگی خودش را با شلیک گلوله ای به سینه ش می کشد. کداک در آخرین جملهٔ وصیت ‌نامه‌اش نوشت بود «من کارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد»

نمونه ی دیگر آدلف مرکلِ است که در سن 74سالگی در سال 2009 با 43 میلیارد دلار سرمایه و چندین شرکت بزرگ داروسازی و خودرو سازی و غیره که صد هزار کارمند زیر نظر او کار می کردند و 44 امین مرد ثروتمند جهان بود به دلیل افت 50 درصدی سهام یکی از شرکتهایش خودش را می اندازد جلو قطار و خودکشی می کند، در حالی که  تنها از رتبه 44 ثروتمند ترین افراد جهان به نفر 96 تنزل پیدا می کرد.

نمونه ها و موارد در این زمینه بسیار زیادند که اشخاص شادی خودشان را به امور زودگذر دنیوی وابسته کرده اند و زمانی که به این امور رسیده اند مثل کداک خودکشی کرده اند یا اگر مثل مِرکل کمی از آن ناقص شده خودشان هم از بین برده اند .

اما زمانی که شخص مومن شادی خودش را به الله و قانون شریعت الله و وعده های الله تعالی گره می زند دیگر پرهیز از گناه برایش شادی می آورد، جهاد فی سبیل الله و برقراری صله ی رحم برایش شادی می آورد، پذیرایی از مهمان و گره گشایی از کار بندگان الله و اجرای تمام دستورات الله تعالی  برایش شادی می آورد، یعنی زمانی که می داند خَیرُ النَّاسِ أنفَعَهُم لِلنَّاس، از امر به معروف و نهی از منکر و کار تبلیغی و تلاش برای بازگرداندن حکومت و قانون شریعت الله بر مردم گرفته تا رساندن نفع مادی به انسان ها و انجام امور عام المنفعه روحیه اش را شاد می کند و امید و عزت نفسش را بالا می برد.

حتی خودآرائی و رسیدگی به سر و لباس خود شخص هم برای مومن شادی مزید بر شادی می آورد چون می داند الله تعالی فرموده : «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» (اعراف/31) ای آدمیزادگان! در هرمسجدی، خود را بیارائید . حالا این شخص هم شادی ناشی از رسیدگی به وضع ظاهری به او می رسد و هم شادی ناشی از تبعیت از یکی از قوانین شریعت الله که به شادی اولی و عمومیش پایداری و ماندگاری می بخشد .  

در این زمینه نمونه ها زیادند اما نکته ای که لازم است به آن اشاره شود گریه ست به عنوان یکی از مکملهای شادی در قانون شریعت الله که  به عنوان یکی از مفید ترین، عالی‌ترین و طبیعی‌ترین راه ها برای رهایی از غم و اندوه و بیرون ریختن غم و اندوه سفارش می شود .

گریه نه تنها افسردگی نمی آورد، بلکه یکی از نعمتهای غیر قابل انکار از سوی خدای حکیم، و یکی از بهترین وسیله ها برای  تسکین انسان است که در وجود انسان قرار داده شده است. بر این اساس خنده و گریه در پایدار شدن شادی مکمل هم می شوند. الله تعالی هم برای رسیدن به این هدف هم می خنداند و هم می گریاند: « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکي». رسول الله هم برای گریه کردن حتی به گریاندن اجباری خود هم سفارش هایی کرده است .

 این یعنی رعایت صحیح بهداشت درونی و روانی انسانها در زندگی دنیوی توسط قانون شریعت الله، حتی اگر محافظت از این شادی و دور ریختن غم و غصه رابه سبک دیگری سفارش کرده باشد که برای غیر مومنین قابل هضم هم نباشد.

(ادامه دارد……)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(13- قسمت)

  • مورد دیگری که همه ی انسانها بدون در نظر گرفتن باورهایشان معتقدند که با آن شادیشان پایدار می شود ازدواج و زندگی زناشویی است .

رسول الله صلی الله علیه وسلم ازدواج را یکی از سنتهایش می داند، و نهی شده از اینکه کسی بیاید و این سنت را بر خودش حرام کند« فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» [1]و هرکس از راه و روش من دوری کند از من نیست .

  • مورد دیگری که مردم متفق اند که برایشان شادی می آورد و به این شادی دوام می دهد پول و ثروت است. همان « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ»است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به کرات فقر را در کنار کفر و شرک قرار می دادند و از آن به الله پناه می بردند :
  • در هر صبحگاه و شامگاهی می فرمودند «اللَّهُمَّ أَعُوْذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ، وَالْفَقْرِ»[2]«بار الها! از کفر  و فقربه تو پناه می برم
  • و حتی در هنگام خواب هم می فرمودند پرودگارا : اِقْضِ عَنَّا الدَّینَ وأغْنِنَا مِنَ الفَقْرِ . قرضهای مالی ما را بپرداز و ما را از فقر دور بگردان.

نجات از فقر «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» بدون شک برای همه شادی می آورد، حالا اگر کسی به این ثروتش اضافه شود شادیش هم اضافه می شود و ثروتش کم بشود شادیش هم کم می شود – بخصوص در میان قشر کم درآمد جامعه – چون درآمد تا اندازه ای که نیازهای مادی افراد را برطرف می کند بر شادمانی آنان تأثیر دارد، اما درآمد بیش از حد مورد نیاز، شادی را اضافه نمی کند، مگر اینکه شخص با این ثروتش در راه الله خرج کند و با چیزهائی که برای  قیامتش ذخیره می کند شادی خودش را پایدارتر و اضافه تر کند. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: نِعْمَ الْمَالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِحِ.[3] چه خوب است مال حلال و پاکی که دراختیار مرد صالح و نیکوکاری باشد .

این افراد هر چه اموالشان بیشتر بشود به همان اندازه با پولشان، هم برای خودشان شادی می خرند و هم دیگران را شاد می کنند. یک مجاهد را تجهیز می کنند، یک بیمارستان می سازند، یک پل  و راه را می سازند، چاه یا منبع تصفیه ی آبی برای مردم می سازند، مرکزی برای رسیدگی به زنان خود سرپرست می سازند و سایر کارهای عام النفعه که این اشخاص با پولشان انجامش می دهند که هم سبب خوشحالی خودشان می شود و هم تمام آنهائی که از این خدمات استفاده می کنند.

عثمان بن عفان یکی از این خیرینی بود که دو بار بهشت را از رسولالله صلی الله علیه وسلم  خریداری کرد؛ بار اول زمانی که چاه رومه را خرید[4] و بار دوم زمانی که لشکر عسره را مجهز کرد[5]. به همین دلیل بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای یارانش مثل انس رضی الله عنه دعا می کند: اللَّهُمَّ أَكْثِرْ مَالَهُ وَوَلَدَهُ، وَبَارِكْ لَهُ فِيمَا أَعْطَيْتَه[6]یا الله! مال و فرزندش را زیاد بگردان و در آن‌چه به اوبخشیده ای، برکت عطا کن.

  • مورد دیگری که همه ی انسانها رویش اتفاق نظر دارند که برایشان شادی می آورد و شادی را بادوام می کند سلامت و وضعیت جسمانی است که اسلام از قوانین طهارت گرفته تا وضع قوانینی در تحریم بعضی از خوردنیها و نوشیدنی ها و اعمال ضرر رسان دیگر،و سفارشهائی در چگونگی تغذیه و خواب و ورزش و غیره از این سلامت جسمی انسانها محافظت می کند، و انسان با رعایت این قوانین شریعت الله می تواند از سلامت جسمیش محافظت کند و این طوری هم، به پایدار ماندن شادیش کمک کند.
  • مورد مهم دیگری که انسانها رویش اتفاق دارند که شادیهاشان را ثابت و پایدار می کند امنیت است. که ما در همان «وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» بارها به آن اشاره کرده ایم که امنیت در موارد مختلف زندگی را در بر می گیرد.

(ادامه دارد……..)


[1] متفق علیه

[2] أبو داود 4/ 324، وأحمد 5/ 42

[3] رواه أحمد وغيره وصححه الألباني.

[4]آثار المدینه المنوره، عبدالقدوس انصاری، ص: 245، چاپ مدینه/ الجواهره فی نسب النبی و اصحابه العشره: 2/173

[5] البدایه و النهایه: 5/4

[6]متفق عليه، أخرجه البخاري -واللفظ له- (ص536 ح 6378)، و (ص533 ح6334) و(ص534 ح6344) و رواه أيضاً (ص155 ح1982) بسنده عن أنس – رضي الله عنه. وأخرجه مسلم (ص1113 ح2480_2481)، و (ص780 ح660)


درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)

  «شادی پایدار و عمیق» که بدیل شادی های گذرا و سطحی محسوب می شود. 

 عرض کردیم که قانون شریعت الله روشهای استفاده از شادی، و به دست آوردن آرامش از این زندگی محدود دنیوی، و لذت بردن از کارهائی که باید دراین زندگی کوتاه دنیوی انجام بشود را در قالب دستورات کلی و حتی ریزی به مسلمین آموزش می دهد .

از ساده ترین توصیه های شخصی که زمینه ساز شادی می شوند مثل: آراستگی، پوشیدن لباس هایی با رنگ روشن، استعمال بوی خوش، حضور در مجالس شادی، برقراری صله ی رحم، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسواك كردن، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، دوری از بیماری های منشعب از تکبر مثل حسادت و کینه ی نابجا، کنترل و مدیریت خشم، شوخ طبعی و مزاح و پياده‏روي، سواركاري، شنا، خوردن و نوشيدن و… مطرح شده که همه برای ایجاد شادی و از بین بردن غم و اندوه از دل مؤمنان سفارش شده اند؛ تا دستوراتی در مورد زندگی دعوتی، جهادی، حکومتی، اقتصادی، امنیتی، اداری، اجرائی، اجتماعی، فرهنگی، و مجازات مجرمین و جزائی که روی هم رفته شادی را به مومنین هدیه می دهند .

بعد از آموزش، برای مراقبت و نگهداری از این شادی و آرامش و لذت هم، راهکارهائی را نشان می دهد، و انجام دادن این کارها را عملی معرفی می کند که مشمول پاداش اخروی می شود، و اینطوری به شادی و آرامش و لذتی که خود شخص می برد عمق می بخشد، و پایدارش می کند تا تشنگی انسان نسبت به این نیاز اساسی را پاسخ بدهد، و کیفیت شادی و نشاط و لذت از زندگی سالم و اسلامی را به انسان آموزش بدهد .

قبلا عرض کردیم که شادی جزو امور فطری و یکی از نیازهای اساسی عموم انسانهاست، حالا مواردی وجود دارند که انسانها با گرایشات مختلف به این قناعت رسیده اند که می توانند با این عوامل و مؤلفه ها برای خودشان شادی تولید کنند، و این شادی که تولید کردند را پایدار و ماندگارش کنند، و همگی به این نتیجه رسیده اند که رعایت این موارد می تواند شادی آنها را ماندگار و تثبیتش کند : مثل

  • داشتن اعتقادات دینی و معنویت گرائی:

 این ایمان درونی باعث می شود اشخاص کمتر احساس تنهایی، رهاشدگی و پوچی کنند. کسی که به قدرتی برتر ایمان دارد که در هر حالت و شرایطی رهایش نمی کند باعث می شود شادی درونیش تقویت و همیشگی بشود. فرعون از موسی و هارون پرسید:  قَالَ فَمَن رَّبُّکُمَا یَا مُوسَى ‏(طه/49) گفت: ای موسی ! پروردگار شما دو نفر کیست‌؟ موسی در جوابش گفت: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ‏(طه/50) (موسی در جواب فرعون) گفت: پروردگار ما آن کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده است و سپس رهنمودش کرده است .و همین الله اعلام می کند: إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً ‏ (نساء/1) بیگمان خداوند مراقب شما است

  • مورد دیگری که همه ی انسانها به این نتیجه رسیدند که اگر رعایتش کنند باعث ماندگار تر شدن و دوام شادی آنها می شود ارتباط اجتماعی و مردمی بودن و گوشه گیر نبودن است .

 این دوستی ها و انساهائی که با آنها ارتباط برقرار می کنیم سرمایه های اجتماعی ما هستند که به ما نوعی اعتماد اجتماعی می دهند و بر میزان شادبودن افراد جامعه تأثیر می گذارد. افرادی که از سرمایه ی اجتماعی برخوردار هستند و روابط اجتماعی بهتری دارند شادتر از کسانی هستند که از نظر تحصیلات، ثروت، جایگاه اجتماعی و … در درجات بالایی قرار دارند اما روابط اجتماعی مناسبی ندارند. برای  همین است انزواطلبی و کناره گیری به شدت در اسلام نهی می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«لا رَهْبانِیَّةَ فِى الإِسلامِ»[1] در اسلام رهبانیت و انزوای اجتماعی و کناره گیری از مردم وجود ندارد، بلکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با برآورد کردن خوبی و بدی هائی که از این قاطی شدن با مردم نصیب شخص می شود می فرماید « الْمُؤْمِنُ الَّذِی یُخَالِطُ النَّاسَ وَیَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنْ الْمُؤْمِنِ الَّذِی لا یُخَالِطُ النَّاسَ وَلا یَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ »[2] اگر یک شخص مسلمان با مردم معاشرت کند و بر اذیت آنها صبر کند بهتر است از کسی که با مردم معاشرت نمیکند و بر اذیت آنها صبر نمیکند .

باید دقت بشود این مخلوط شدن و تعاون در روابط اجتماعی- فرهنگیِ سالم و شرکت در شوراهای تحت مدیریت یکی از 3 ابزاراست، نه مثلا مشارکت و تعاون در ماجراجوئی ها و مصیبتهای فرق و گروههای مختلفِ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمی که از 3 ابزار دوری کرده اند و با همین شعارهای اسلامی  تنها ذلیلی و خفت و حقارت و نابودی به بار می آورند «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» و هر کسی که حرفهایشان را قبول کند و با آنان هم مسیر بشود او را هم با خودشان وارد جهنم می کنند« مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» که باید به جماعت و امامی ملحق شد که از طریق یکی از آن 3 ابزار به وجود آمده است«تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگراین جماعت واحد از طریق 3 ابزار و امام واحد وجود نداشت «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ» باید بدون معطلی از این رهبران به ظاهر اسلامگرائی که پیروانش را به سوی جهنم هدایت می کنند و تمام گروههای متفرق و رنگارنگی که تولید کرده اند به کلی کناره گیری کرد: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[3]  کناره گیری از این داعیان به سوی جهنم و احزاب و گروههای متفرقشان به معنی کناره گیری از مردم نیست مگر اینکه این مردم هم با آنها هم مسیر شده باشند.

(ادامه دارد………)


[1] مسند أحمد بن حنبل ‏(‏3/82‏)

[2] ترمذی 5207 و ابن ماجه 4032))  صحیح البانی  

[3] صحیح البخاري ـ أبي داود ـ ابن ماجة ـ أحمد

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(11- قسمت)

ما به پیروزی نصرانی ها دشمنان شماره 3 خود بر مجوس دشمنان شماره ی 2 خود خوشحال هستیم، چون اولا یک دشمن دور تر بر یک دشمن نزدیکتر پیروز شده و این به نفع مسلمین است و به مسلمین خیر و نفعی می رسد، و چه کسی وجود دارد که از خیر و نفع خوشحال نمی شود مخصوصا زمانی که به آن نیاز داشته باشد؟ و ثانیا نصرانیها از نظر باورهایشان به ما نزدیکترند و مجوس از ما دورترند و ما به پیروزی آنی که به ما نزدیکتراست بر آنی که از ما دورتر است خوشحال می شویم . این یعنی تبعیت از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان که الله تعالی برایمان تعیین کرده و ایجاد شادی برای خودمان که اگر کسی از این دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان غافل و ناآگاه باشد از این شادی هم محروم می شود . 

  1. دسته ی سوم از شادیهای مورد پسند الله تعالی آن شادی است که بر اثر ادامه دادن مسیر شهدائی که در راه الله و جنگ مسلحانه کشته شده اند به دست می آید

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحياءٌعِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِوَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (آل عمران/170-169) و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مشمار، بلکه آنان زنده‌اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شود.  آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده‌اند (و هنوز در راه الله جنگ می کنندو شهید نشده‌اند و) بدیشان نپیوسته‌اند.  (شادی و سرور آنان از این بابت است که پیروزی یا شهادت در انتظار هم‌کیشان ایشان است و مقامات برجسته آنان را در آن جهان می‌بینند، و می‌دانند) این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد . 

شخص که مخلصانه در مسیر مجاهدینی که شهید شده اند قرار می گیرد تبدیل می شود به یکی از دوستان الله تعالی که در موردشان می فرماید: الا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ بدانید به درستی که بر اولیای خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند .

شخص زمانی که در این مسیر شهدای مجاهد قرار می گیرد اولین ابزاری که به آن نیاز پیدا می کندعلم و یقین به این است که وعده های الله حق است . فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (قصص/13) ما موسی را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش (از دیدار او) روشن شود و غمگین نگردد و بداند که وعده خدا راست است، اگر چه بیشتر مردم (چنین) نمی‌دانند .‏

این یعنی کاشتن امید و از بین بردن یأس و نگرانی و غم در حین عمل به قانون شریعت الله ، این یعنی کاشتن آرامش و امیدِ رسیدنِ به یکی از دو خوبیها، یا شادی در دنیا یا شادی در قیامت آنهم بدون کوچکترین شک و شبهه ای، و اگر در این مسیر سختی هائی دیده می شوند همگی موقتی هستند چون: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً” و دوبار تکرار شده است “فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ” بعد از هر سختی، گشایشی هست، این یعنی امید و نشاط روحی و قاطعیت در حرکت به جلو  بر اساس قانون شریعت الله .

در این صورت زمانی که در مسیر مجاهدین شهید قرار گرفتی هر چه جلوتر می روی به یکی از پیروزیها و یکی از شادی ها نزدیک تر می شوید، بخصوص به شادی جاودانه ی قیامت. چون یک روز یا یک ساعت یا یک لحظه از عمرت که می گذرد به همان اندازه به تمام شدن عمر دنیویتان و آغاز زندگیتان در قیامت نزدیک می شوید .

مورد دیگری که در این مسیرِ مجاهدینِ شهید به آن نیاز پیدا می شود در نظر گرفتن مشکلات بزرگتری است که باعث کوچک و ناچیز شدن و فراموشی اندوهی می شود که به سراغ هم مسیران آمده است: إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (آل عمران/153)(ای مؤمنان به یاد آورید) آن گاه را که در زمین پراکنده می‌شدید و می‌گریختید و دور می‌گشتید و (از شدّت بیم و هراس) در فکر کسی (جز نجات خود) نبودید، و پیغمبر از پشت سر شما را صدا می‌زد. پس در برابر غم (و اندوهی که به سبب نافرمانی) غم به شما رساند،این بدان خاطر بود که دیگر برای آنچه (از غنیمت) از دست داده‌اید و بر آنچه (از شکست) به شما رسیده است غمگین نشوید، و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است .‏

غَمًّا بِغَمٍّ. یعنی غم شکن. یعنی با غم بزرگتر غم کوچک را خورد کردن و از بین بردن. این یعنی غمهای کوچک و گذرا و ناچیزی وجود دارند اما غم شکنهائی هم هستند که اجازه نمی دهند این غمهای کوچک به إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ و یکی از شادی ها صدمه ای بزنند.

(ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(10- قسمت)

واضح است ما به آن چیزی خوشحال می شویم که الله تعالی به آن راضی است و در قانونش بیانش کرده است و به آن چیزهائی ناراحت و غمگین می شویم که الله تعالی با فطرت سالم و قوانینش برایمان تعیین کرده است. پس تنها الله تعالی دردنیا و قیامت می خنداند و شاد می کند و تنها اوست که می گریاند و غمگین می کند« وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى»

به این دسته از شادی هائی که الله تعالی به آن راضی است و مورد پسند الله و پایدار است، می گوییم «شادی مثبت و بجا» که می شود به صورت کلی این نوع از شادی ها را در سه دسته جا داد:

  1. یکی شادی به خاطر تبعیت از قانون شریعت الله که مایه ی شفای قلبهاست .

چون همان روز اول الله تعالی به آدم علیه السلام می فرماید:  قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره/38) گفتیم: همگی از آنجا (به زمین) فرود آئید و چنانچه هدایتی از طرف من برای شما آمد (که حتماً هم خواهد آمد) کسانی که از من پیروی کنند، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین خواهند شد .‏

 یعنی تبعیت از قانون شریعت الله مساوی است با نبودن ترس و غم و اندوه و طبعا دست یابی به شادی و سرور. اینجاست که الله تعالی باز می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ* قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ   (یونس/58-57)[1]بگو:به فضل و رحمت خدا – به همین ( نه چیز دیگری ) – باید مردمان شادمان شوند .

و باز الله تعالی تأکید می کند آنانی که تنها از قانون شریعتش پیروی کردند و این طوری عملا گفتن تنها الله رب و پرودگار ماست درقیامت هم شاد هستند و از غم و اندوه به دوراند: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ *  أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ‏ (احقاف/13-14) کسانی که می‌گویند : پروردگار ما تنها الله است، سپس( بر این توحید و یکتاپرستی) ماندگار می شوند و استقامت می کنند، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین می‌گردند .آنان به پاداش کارهائی که می‌کنند، ساکنان بهشت بوده و جاودانه در آن می‌مانند .

اینجاست که راههای مختلف تولید شادی برای بنده ها متناسب با توانی که دارند باز می شود، یکی توانش درتجارت یا پزشکی است و از این طریق برای خودش تولید شادی می کند، دیگری در رفتگری و مهندسی یا کشاورزی و بنائی و معلمی و کفاشی و روزه های سنت و یا دهها راه دیگراست که شریعت الله جلو مسلمین قرار داده و مسلمین از یکی یا از چند راه از این راهها برای خودشان شادی تولید می کنند : مثلا انفاق و صدقه دادن در راه الله بدون اینکه ریا یا منتی در آن باشد یا اذیت و آزاری به همراه این بخشیدن مال باشد که این هم باعث از بین رفتن ترس و غم مشود. چرا؟ چون شخص می داند که الله به جایش چه چیز می دهد و امیدوار است که مشمول این پاداش بشود و ازاو قبول شود . همین از بین رفتن ترس و غم یعنی آمدن شادی . این گونه می شود با پول شادی خرید .

  • مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ‏.(بقره/261) مثل کسانی که دارائی خود را در راه خدا صرف می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برآرد و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند برای هر که بخواهد آن را چندین برابر می‌گرداند، و خدا (قدرت و نعمتش) فراخ (و از همه چیز) آگاه است .‏
  • الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ‏(بقره/261-262). کسانی که دارائی خود را در راه خدا صرف می‌کنند و به دنبال آن منّتی نمی‌گذارند و آزاری نمی‌رسانند، پاداششان نزد پروردگارشان است (و اندازه اجرشان را کسی جز خدا نمی‌داند)، و نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شد .‏

اینجاست که می شود گفت به تعداد استعدادها و توانائیهای انسانها در قانون شریعت الله راه برا ی تولید شادی وجود دارد .

  • نوع دیگر از شادی های مورد پسند الله شادی ناشی از فهم دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان است .

الله تعالی بعد از آموزش نماز این منبع تولید شادی برای مومنین را قبل از آموزش دهها حکم و هزاران سنت موجود در کتب حدیث و فقه به مسلمین یاد داده است . یعنی آموزش و یاد دهی دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان در اولویت اصلی قرار گرفته است که مثل عمل به سایر احکام از منابع تولید شادی هم هست اما این شادی ضروری تر است و در اولویت قرار دارد .

از ثمرات این دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان می توان به شاد شدن به پیروزی هرآنچه از نظر موده به مسلمین نزدکتراست بر هرآنچه از مسلمین دور تراست اشاره کرد، حتی اگر پیروزی یک جامعه و گروه کافر بدی بر گروه و جامعه ی کافر بدتری باشد که الله تعالی این بد و بدتر و بدترین را تعیین کرده است. مثل پیروز شدن نصرانی ها که دشمنان شماره 3 مسلمین هستند بر مجوس که دشمنان شماره 2 مسلمین هستند و مسلمین به پیروزی نصرانی های روم خوشحال بودند و الله تعالی به عنوان یک مژده به آنان بشارت می دهد: وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ ‏* فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (روم/3-4) و ایشان پس از شکستشان پیروز خواهند شد در مدّت چند سالی. همه چیز در دست خدا و به فرمان او است، چه قبل (که رومیان شکست خورده‌اند) و چه بعد (که آنان پیروز می‌گردند). در آن روز (که رومیان پیروز می‌گردند) مؤمنان شادمان می‌شوند .‏

(ادامه دارد………)


[1] ای مردمان ! از سوی پروردگارتان برای شما اندرزی (جهت رهنمود زندگی ) و درمانی برای چیزهائی که در سینه‌ها است آمده است و هدایت و رحمت برای مؤمنان است.‏ بگو:به فضل و رحمت خدا – به همین ( نه چیز دیگری ) – باید مردمان شادمان شوند . این بهتر از چیزهائی است که جمع می کنند.

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(9- قسمت)

این طوری آموزشهای صحیح شرعی می تواند چنین مومنینی را تولید کند که، هر مانع و سختی دنیوی و مادی را به فرصتی برای خرید شادی از الله تعالی تبدیل می کنند، چون شادی در قلب و روح است و روح هم ماندگار و غیر فانی است. شخص امور فانی و زودگذر را در راه امری غیر فانی خرج می کند که کلی سود نصیبش می شود، پس چرا خوشحال نشود؟ «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (آل عمران/170)آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحال اند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده‌اند (و هنوز در راه خدا می‌جنگند و به فوز شهادت نائل نشده‌اند و) بدیشان نپیوسته‌اند.این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد. 

واضح و آشکاراست که روح انسان است که جاودانه می ماند نه این جسم. و این روح تا مراحلی همراه این جسم می ماند و بعد رهایش می کند . حالا راه محافظت از این روح،و شاد کردن این روح دردنیا و قیامت باید یاد گرفته شود. این روح است که از جسم همچون یک ابزار برای شاد شدن خودش دردنیا استفاده می کند که به شادی در قیامتش هم منجر می شود. در این صورت آرامش در روح است، شادی مکانش روح است، چیزی که رواشناسی سکولاریستی قصد دارد این جایگاه اصلی قلب و روح را نادیده بگیرد و بر ذهن خالی انسانها و «مسئولیت» تکیه کند، و سعی دارد اینهمه بیماریهای درونی جامعه را این طوری درمان کند :

این تنشهای درونی و اضطراباتِ غیر قابلِ انکارِ روانی را کسی نمی تواند نادیده بگیرد و یا انکارش کند که همچون یک معضل، آرامش و درون انسانهای جامعه ی امروز عصر تکنولوژی را آشفته و آلوده کرده است، که یکی از آثار این تخریبات كاهش شادی و مسرت و آرامش بوده و هست .

روانشناسان سکولار در حوزه ی روان شناسی سلامت و در قالب روان شناسی مثبت، تأکید بیشتری روی مفهوم شادی بر اساس «مسئولیت» و «ذهن شخصی» کرده اند، و معتقدند که انسان می تواند صرفاً با قدرتِ عقلِ متکیِ بر محسوسات و توانایی شخصی و بدون تکیه بر خدا و قانون شریعت الله و قلب، زندگی خودش را اداره کند و به شادی و آرامش مورد نظرش برسد .

سکولاریستها با این روانشناسی شان  صرفاً با تکیه بر حس، فکر و نفع شخصی و غرایز مشترک بین انسان و حیوان دنبال شادی می گردند، و به مریدانشان یاد می دهند که هرکسی به هر قیمتی و به هر شیوه ای مسئول تأمین چنین شادی برای خودش از طریق سود بیشتر و لذت بیشتراست .

واضح است که این مسیر دین سکولاریسم با مسیر قانون شریعت الله نمی خواند و هر کدام در مسیر جداگانه ای هستند؛ در اسلام، شادي در دل جاي دارد، اما در روان شناسی سکولاریستها، شادي يك حالت ذهني محضی است که بر فرد گرائی و خارج از قلب بنا شده، و به شخص می فهمانند که این  شادی و آرامش را در هیاهوی بیرون از خودشان و خارج از قلب و قانون شریعت الله جستجو کنند.

اسلام با تأیید «وظایف» و «تعقلِ» مهار شده توسط قانون شریعت الله، «دل» را محل استقرار شادی می داند. حتی قلب را جای فهم و درک و تعقل می داند: «فَتَکُونَ لَهُم قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا» (حج/ 46) برای آنها دل هایی پیدا شود که بدان بیندیشند«لَهُم قُلُوبٌ لاَیَفقَهُونَ بِهَا…» (اعراف/179)، «آن ها دل هایی دارند که بدان ها نمی فهمند» .

این همان درک درستی بوده است که ملت ما قرنها به آن رسیده بود و متناسب با فرهنگ و جغرافیای خاص خودش شادی مورد نظر قانون شریعت الله را در دلش به وجود آورده بود، و حتی زمانی که یک«سیاچه مانه یا سیا جامه دانه» و «دره ای» و غیره را می خواندند یک خارجی از بیرون خیال می کرد و الان هم خیال می کند که اینان دارند عزاداری می کنند اما در واقع اینها قرنهاست به این سبک دارند دلشان را شاد می کنند و از دورن شاد می شوند. این سبکها در میان اکثر ملل مسلمان و کافر دنیا وجود داشته و دارد .

این سبکها به شخص نوعی شادی نسبتا پایداری را می دهد اما هیاهوهای وارداتی و غیر سازگار با فرهنگ بومی ملل مختلف و بخصوص ناسازگار با فرهنگ اسلامی ملل مسلمان برای آنهائی که با فرهنگ اسلامی و آرامش درون و شادی بجا آشنائی دارند نوعی هیجان موقتی و شادی کاذب و زودگذر است که، به دنبال پایان این هیاهوی مخالف فطرت انسانها، اکثر شرکت کنند گان در این مراسمها به نوعی افسردگی موقتی و حتی گیجی موقت دچار می شوند . در اینجا واضح است که تأکید اسلام علاوه بر سالم بودن و بجا بودن شادی، بر کیفیت شادی و پایدار بودن شادی متمرکزاست نه فقط بر کمیت آن. برای رسیدن به این نعمت هم لازم است در شادی که الله تعالی خوب دانسته سَمِعْنا وَأَطَعْنا داشته باشیم.

وقتی که لا اله – الا الله و محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر زبان راندی در واقع کل زندگی ات را و حتی روش مردنت را هم سپردی دست الله: قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ* لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ(انعام/162)[1] یکی از آن چیزهائی که در زیستن از آن الله است شادیست. الله فرموده نسبت به چه چیزی شاد باشیم ما هم همان کار را می کنیم، و فرموده نسبت به چه چیزی نگران و ناراحت باشیم ما هم همان کار را می کنیم . در اینجا می توانیم بگوییم که تنها الله تعالی در دنیا و قیامت هم می خنداند هم می گریاند، الله تعالی با مقدماتی می فرماید:

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى * که هیچکس بار گناهان دیگری را بر دوش نمی‌کشد.‏  ‏وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى* و این که برای انسان پاداش و بهره‌ای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است . وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى * و این که قطعاً سعی و کوشش او دیده خواهد شد .‏  ‏ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى* سپس (در برابر کارش) سزا و جزای کافی داده می‌شود .  ‏ وَأَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى *  ‏و این که قطعاً پایان راه به پروردگار تو منتهی می‌شود.‏  وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى * و این که قطعاً او است که می‌خنداند و می‌گریاند. وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا ‏ ‏(نجم/36-44).‏ ‏و این که قطعاً او است که می‌میراند و زنده می‌گرداند .‏

(ادامه دارد…….)


[1] بگو: نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خدا است که پروردگار جهانیان است. خدا را هیچ شریکی نیست، و به همین دستور داده شده‌ام، و من اوّلین مسلمان هستم .‏

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(8- قسمت)

انگار اگر انسان در مسیر صیحیح قانون شریعت الله حرکت کند- چه دراین دنیایی که سجن و زندان مومن است و چه در قیامت و بهشت که مقصد نهائی است-  در تمام این مراحل مسلمان با شادی و مسرت به استقبال سختترین آزمایشها هم می رود تا به آن شادی نهائی می رسد. با شادی و مسرت مثل خباب ابن ارت و بلال و سمیه و خبیب رضی الله عنهم اجمعین و امثال سید قطب و عمر مختار و غیره شکنجه و اعدام را می پذیرید، و یا با شادی و مسرت عملیات استشهادی را انجام می دهد و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم حاضراست چندین بار در این راه زنده شود و شهید شود و با شادی و مسرت به استقبالش می رود:‏ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ وَدِدْتُ أَنِّي لأُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَأُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا، ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا، ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْيَا ‏”‏‏[1]قسم به كسي كه جانم در دست اوست، دوست داشتم كه در راه خدا بجنگم و كشته شوم، سپس زنده گردم، دوباره كشته شوم، بار ديگر زنده شوم و مجدداً كشته شوم .یعنی کرارا زنده شوم و کرارا در راه الله در جنگ مسلحانه کشته شوم .

شاگردان مومن ایشان هم همین طوری بودند، اجازه بدهید یک داستان تاریخی رابرایتان ذکر کنم که آموزشهایِ صحیحِ اسلامیِ ارزشِ دینِ اسلام، تبعیت از قانون شریعت الله و بهشت و شادی بی پایان و ماندگاری که الله تعالی وعده اش را به مومنین نشان می دهد، و مومنین داوطلبانه و با شادی و سرور حاضرند اگر هزاران جان داشته باشند در معامله ی با الله تعالی آن را فدا کنند

 عبدالله بن حُذَافَةَ رضي الله عنه قاصد رسول الله صلی الله علیه وسلم به دربار خسرو شاه ایران درغزوه بدر وغزوات دیگر هم حضور داشت، این صحابه ی گرانمایه انسان شوخ طبعی بود و شوخی های او با رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد اهل فقه مشهوراست، حالا این شخص در زمان عمر بن خطاب رضی الله عنه و در سال 19 هجری در جهاد با رومیها به همراه عده ای از مسلمین اسیر می شود: شاه روم از میزان ایمان راسخ و راستین صحابه و میزان حرف شنوی و اطاعت کردن(سمع و طاعه) و فداکاری آنها نسبت به اسلام و رهبریت آگاهی هائی داشت، اما دوست داشت این را تجربه کند و با چشمان خودش ببیندشان، برای همین دستور داده بود که اگر مسلمانی را اسیر کردند او را نکشند و نزدش ببرند.

حالا عبدالله بن حذافه رضی الله عنه به همراه عده ای اسیر شده است و به شاه نصرانی ها خبر دادند که عده ای از مسلمین اسیر شده اند که یکی از یاران قدیمی پیامبر هم داخلشان است، زمانی اورا نزد شاه روم آوردند شاه روم ابتدا مدت طولانی به عبدالله بن حذافه رضی الله عنه نگاه کرد، بعد با او وارد گفتگو شد و در عوضِ تغییرِ دینش به او وعده ی آزادی و مال و زمین و زنهای زیبا و حتی وزارت وشراکت در پادشاهی داد، اما عبدالله رضی الله عنه با قاطعیت جواب رد به همه داد و به صراحت گفت: تغییر دین اصلا امکان ندارد و مرگ هزاران بار از این بهتراست، و با خنده ادامه داد به خدا اگر همه آنچه كه داری و همه ی آنچه كه عربها دارند به من بدهی تا من به اندازه ی یك چشم بهم زدن از دین محمد صلى الله علیه وسلم  برگردم، حاضر نخواهم شد.

شاه روم در این مرحله اورا تهدید به مرگ کرد، ابتدا آویزانش کرد و چنین وانمود کرد که می خواهد تیربارانش کند اما به سربازانش دستور داد دوروبرش را بزنند، در حین تیر اندازی هم باز عبدالله را به ترک دینش دعوت می کرد اما تأثیری نداشت، برای تهدید بیشترعبدالله، جلو چشمش دیگی پر از روغن جوشیده آماده کردند و به دوتا ازاسیران مسلمان سفارش کردند که نصرانی بشوند اما این دو اسیر قبول نکردند برای همین آنها رادر دیگ روغن جوشیده انداختند و تنها استخوانهایشان باقی ماند، 

  شاه نصرانی روم در این هنگام رو به عبدالله كرد و اورابرای چندمین بار به نصرانیت دعوت داد اما او شدیدتر از قبل انكار كرد، وقتی قیصرازاو ناامید شد دستور داد او را در دیگ بیندازند.عبدالله را به طرف دیگ بردند، چشمهایش اشك آلود شد. به پادشاه خبر دادند كه عبدالله گریه می كند، پادشاه گمان كرد كه او از ترس مرگ گریه می كند برای همین دستور داد اورابرگردانند پیشش، وقتی جلویش قرار گرفت یک بار دیگرپذیرش عقیده ی نصرانیت را به او پیشنهاد كرد ولی این بار هم او به شدت رد كرد.قیصر عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی و گفت: فلان شده! برای چه همین الان گریه می كردی؟

عبدالله رضی الله عنه در جواب گفت: گریه ام برای این بود كه خیال كردم الان در دیگ انداخته می شوم و جان از بدنم می رود، آرزو كردم ای كاش به اندازه ی موهای بدنم جان می داشتم و همه را در راه  الله در دیگ می انداختم.

پادشاه در برابر اینهمه ایمان و شجاعت عبدالله تسلیم شد و گفت: حاضری در برابر اینكه تو را آزاد كنم سرم را ببوسی؟عبدالله گفت: آیا در مقابل آزادی همه ی اسیران؟پادشاه گفت: بله در مقابل آزادی همه ی آنها.

عبدالله می گوید: با خود گفتم اینكه دشمنی است از دشمنان الله، چه اشكال دارد سر او را ببوسم و من و همه ی اسرای مسلمان آزاد بشویم. . . نزدیك رفت و سرش را بوسید، در این هنگام پادشاه دستور داد همه ی اسیرها را آزاد کنند و به دست عبدالله بسپارند. عبدالله رضى الله عنه  پیش عمربن خطاب  رضى الله عنه  آمد و ماجرا را برایش تعریف كرد، عمر رضى الله عنه  خیلی خوشحال شد. وقتی به اسیران نگاه كرد گفت: بر هر مسلمانی لازم است كه سر عبدالله را ببوسد و من جلوتر از همه شروع می كنم. بعد بلند شد و سرش را بوسید. [2]

(ادامه دارد……..)


[1] رواه بخاری

[2]1- الاصابه فی تمییز الصحابه از ابن حجر 2/287  2- السیره النوبه از ابن هشام.  3-حیاه الصحابه شیخ مولانا محمد یوسف كاندهلوی.4- تهذیب التهذیب 5/185.   5- تاریخ الاسلام للذهبی.