درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(۴۱- قسمت)

رسول الله صلی الله علیه وسلم هم زمانی که صحبت از تفرق امتش به 73 فرقه می کند آنی را نجات یافته می داند که مثل زمان خودش بر جماعت باشند : أَلَا إِنَّ مَنْ قَبْلَكُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ افْتَرَقُوا عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً، وَإِنَّ هَذِهِ الْمِلَّةَ سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ، ثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ فِي النَّارِ، وَوَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ، وَهِيَ الْجَمَاعَةُ[1] همانا يهود و نصاري در دينشان هفتاد و دو گروه و امت شدند، و امت من به هفتاد و سه گروه و امت تقسيم مي شوند، تمام آنها در آتش جهنم هستند مگر يک گروه، و آن جماعت است. پس آنی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش برآن بودند: «مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي» چی بوده؟ «وَهِيَ الْجَمَاعَةُ».

در اینجا نکته ای که یادم آمد عرض کنم این است که الله تعالي مي فرمايد:«وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (هود/119) « اگر پروردگارت مي‌خواست مردمان را ملّت واحدي مي‏گردانيد و ليكن دائم با هم در اختلاف خواهند بود.* مگر آن كس كه خداي تو بر او رحم آورد و خداوند براي همين ( اختلاف و تحقّق اراده و رحمت) ايشان را آفريده است، و سخن پروردگار تو بر اين رفته است كه: دوزخ را از جملگي جنّيها و انسانهاي پُر مي‌كنم».

در اینجا و در اکثر جاهای قرآن الله تعالی واضح و روشن بیان کرده که انسانها در میانشان هم مومن هست هم منافق و کافر، پس انسانها هرگز امت واحدی نمی شوند و همیشه تا روز قیامت همین طوری متفرق و مختلف باقی می مانند، اما مسلمین می توانند و باید برای اینکه  به اینهمه گمراهی خاتمه بدهند و وعده الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم را تحقق بخشند (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنگی را از بین ببرند(لا يَجُوعُوا)  و علاوه بر این تسلط دشمنا ن را از بین ببرند(وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ)، باید امتی واحد و جماعتی واحد باشند چون تمام این وعده ها مال امت واحد است و این با «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ» فرق اساسی و ریشه ای دارد .

زمانی که الله تعالی در کلام خودش به حاکم کردن مسلمین در زمین« لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض» وعده می دهد و پیروز کردن مسلمین بر کفار را برخودش واجب کرده است «وَكانَ حَقًّا عَلَينا نَصرُ المُؤمِنينَ» و به رسول الله صلی الله علیه وسلم ضمانتها و وعده هائی چون گمراه نشدن مسلمین (وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ) و گرسنه نشدن (لا يَجُوعُوا) و مسلط نشدن دشمنان بر آنها را داده  است (وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ) تمام این وعده ها تنها بر «امت واحد» مسلمین نازل می شوند که جماعت واحدی را به وجود آورده است . یعنی برای نزول این وعده های الله که رحمت بر مسلمین هستند باید اسبابی به نام «امت واحد» و «جماعت واحد» فراهم شده باشد و بدون این اسباب این وعده ها نازل نمی شوند بلکه به دلیل وجود تفرق عذاب جایگزین این رحمتها را می گیرد. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت می فرماید: «الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ، وَالْفُرْقَةُ عَذَابٌ».

در زمانی که حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  بود و در تاریخ به زمان خلفای راشده مشهور شده است تنها رای شورا حجت بود و حكم و اجتهاد شخصي وجود نداشت برای همین مذهب هم وجود نداشت. چون الله تعالی راي جماعت را انتخاب کرده بود نه راي شخص واحد را، و هیچ جا رای شخص واحد را در برابر رای جماعت مسلمین به رسميت نمي شناسد، بلكه راي شورا را انتخاب می کند که ضامن امت واحد و جماعت واحد است. حالا زمانی که ما به «اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانِ  السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» دعوت شده ايم:  وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (توبه/100) اجتهادات فردي این بزرگواران برما فرض نشده است بلكه تبعيت از اجماع اولي الامر آنها و عكس العمل زيباي آنان در برابر شوراي اولي الامر است كه قرآن ما را برآن امر فرموده است.

این را می دانیم که این اعضای شورای اولی الامر عصر خلفای راشدین هم هر کدام در چیزی متخصص بودند و مجموعه ی تخصصهای آنها بود که پازل را تکمیل می کرد. مثلا علي بن ابی طالب رضی الله عنه در امر قضاوت متخصص بود، معاذ بن جبل رضی الله عنه در امر حلال و حرام، عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه در زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم هم متخصص و اهل راي بود، ابوبکر و عمر و عثمان هم هر کدام درچیزی تخصص داشتند.

(ادامه دارد……..)


[1] )
رواه أبو داود ( 4597 ) والحاكم (443) وصححه ، وحسنه ابن حجر في ” تخريج الكشاف ” ( ص : 63 ) ، وصححه ابن تيمية في ” مجموع الفتاوى ” ( 3 / 345 ) ، والشاطبي في ” الاعتصام ” ( 1 / 430 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 199 ) وقد ورد عن جماعة من الصحابة بطرق كثيرة .
وورد بلفظ : ( … وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُمْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً ، قَالُوا : وَمَنْ هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي ) ، رواه الترمذي ( 2641 ) وحسَّنه ابن العربي في ” أحكام القرآن ” ( 3 / 432 ) ، والعراقي في ” تخريج الإحياء ” ( 3 / 284 ) ، والألباني في ” صحيح الترمذي “

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(40- قسمت)

عُمَرُ بن خطاب در خطبه اش به صراحت می گوید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ …. عَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ وَهُوَ مِنْ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الْجَنَّةِ فَلْيَلْزَمْ الْجَمَاعَةَ»[1] کسی که دوست دارد خودش را وسط بهشت ببیند باید از تفرق دوری کند و به جماعت متوسل بشود .

حالا اگر یک رئیس حزب یا گروهی نخواست در این مسیر جماعت و تشکیل شورای بزرگتر قدم بردارد جزو رهبرانی می شود که باعث سرگردانی و گمراهی می شوند، و بالاجبار تسلط دشمنان بر مسلمین و فقر و تفرق و عذاب را برمسلمین تحمیل می کنند، که رسول الله صلی الله علیه وسلم علاوه بر دجال از اینها بر امت خودش هراس داشت: ابوذر غفاری می گوید : كُنْتُ أَمْشِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: لَغَيْرُ الدَّجَّالِ أَخْوَفُنِي عَلَى أُمَّتِي قَالَهَا ثَلَاثًا . قَالَ : قُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا هَذَا الَّذِي غَيْرُ الدَّجَّالِ أَخْوَفُكَ عَلَى أُمَّتِكَ؟ قَالَ: أَئِمَّةً مُضِلِّينَ.[2]

در داخل مسلمین تنها دو دسته وجود دارند که دو راه مختلف را می روند، و دو نتیجه ی مختلف دارند، و باید تکلیف خودت را روشن کنی که قصد داری در کدام دسته قرار بگیرید، و در کدام راه و مسیر حرکت کنید؟ قصد دارید با اطاعت از الله و رسولش در دسته و مسیر:«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» قرار بگیرید که به «امت» و «جماعت» واحد منتهی می شود و حمایت الله را شامل می شود و آن همه برکت در آن هست : وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا(نساء/69) و کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است از پیغمبران و راستروان و شهیدان و صالحین، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند !‏

دوست دارید هم مسیر این 4 دسته بشوید یا دوست داری در دسته و مسیر«الضَّالِّینَ» و منافقین و سکولار زده ها قرار بگیرید و هم مسیر «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ» بشوید که به تفرق و فقر و گرسنگی و ذلیلی و تسلط دشمنان بر مسلمین و خشم الله منتهی می شود؟ 

عمر بن عبدالعزیز رحمه الله به همنشینانش گفت: به من بگویید احمق ترین مردم کیست؟ گفتند: کسی که آخرتش را به دنیایش بفروشد ..عمر بن عبدالعزیز گفت: آیا در مورد احمق ترین مردم به شما خبر ندهم؟ گفتند : بله .. وی گفت: کسی که آخرتش را به دنیای دیگری می فروشد….

بله، شما می دانید که جماعت کوچک شما، امت کوچک شما، شورای کوچک شما در میان اینهمه جماعتها و امتها و وشوراهای متعدد باید به چه سمتی حرکت کند، در این صورت نباید  دنیا و قیامت خود را به دنیای رهبران و امیران و «أَئِمَّةً مُضِلِّينَ»ی بفروشید که با پیروی از انواع شبهات و خطواط الشیطان شما را از مسیر اصلی منحرف می کنند و در مسیرهای انحرافی می برند.

باید تصمیم خودتان را بگیرید، اگر تصمیم دارید هم مسیر دوستان خوبی که به آنها نعمت داده شده است قرار بگیرید « النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ» و در مسیر:«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» قرار بگیرید باید همانطوری به تمام آنچه که نازل شده است ایمان بیاورید که رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند :فَإِنْ آَمَنُوا بِمِثْلِ مَا آَمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ  (بقرة/ 137)اگر آنان ایمان بیاورند، به آن شیوه ای که شما ایمان آوردهاید، و بدان چیزهائی که شما ایمان دارید، بیگمان رهنمود گشتهاند، و اگر پشت کنند (و سرپیچی کنن) پس راه اختلاف و دشمنانگی را در پیش گرفتهاند ، و خدا تو را بسنده خواهد بود .

و زمانی که به حرکت در مسیر«صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» و حرکت در مسیر تشکیل امت واحد و جماعت واحد که یکی از دستورات صریح الله و رسولش است دعوت می شوید، اگر راستگو باشید بدون چک و چونه تنها یک موضع می گیرید:« سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ». همین و بس. إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (نور/51) مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کند، سخنشان تنها این است که می‌گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم ! و رستگاران واقعی ایشانند.‏

حالا اگر الله را دوست دارید باید از تمام آنچه رسولش از طرف الله آورده است تبعیت کنید: قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(آل عمران : 31 ) بله باید از تمامش پیروی کنید و سمع و طاعه داشته باشید نه بخشی از آن: وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا . (آل عمران/7)

از امام شافعی رحمه الله پرسيده شد: زيباترين عمل که انسان را به پروردگار  نزديک می کند چيست؟ در حاليکه اشک ازچشمانش سرازير بود فرمود: «اين است که وقتى خداوند به قلب بنده اش نگاه مى کند ببيند که در دنيا وآخرت هيچ چيز غير ازخدا را نمى خواهد »

پس اجازه ندهید تنفر و کینه «وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُواۚ» باعث بشود عدالت را کنار بگذارید و باعث دور ریختن یکی از قوانین بنیادین اسلام در قلب بشود و اعمالت را آلوده کند و تو را از امت واحد و جماعت واحد مسلمین دور کند و تو را ابزاری برای تسلط دشمنان بر مسلمین و تو را اسبابی برای فقر و گرسنگی قرار بدهد .

(ادامه دارد………)


[1] الترمذي، ابن ماجه، أحمد

[2] الألباني : ( صحيح ) انظر حديث رقم : 4165 في صحيح الجامع

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(39- قسمت)

در موقعیتهائی چون سیدنا ابراهیم است که گفته ی ابن مسعود یادمان می آید: «الْجَمَاعَةُ مَا وَافَقَ طَاعَةَ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتَ وَحْدَكَ» .یا « الْجَمَاعَةُ مَا وَافَقَ الحق و لو كُنْتَ وَحْدَكَ»[1] «جماعت آن است که موافق حق باشد، اگر چه تنها خودت باشی.

در اینجا مهم این است که از «مجموع تمام مومنین آن زمان» باید «امت» وجود داشته باشد که از آن «جماعت» واحد به وجود می آید و الله از این جماعت حمایت می کند. در هیچ جای شریعت از امتها و جماعتهای مختلف و متفرق صحبت نشده است و الله تعالی در هیچ جا غیر از تهدید، وعده ی خیری به انسانهای متفرق نداده است .

بله امت است که هرگز سرگردان نمی شود و بر گمراهی و مسیر ضالین که منافقین و سکولار زده ها هستند حرکت نمی کند. یعنی زمانی که شما ابتداء در نمازتان تعهد « إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ‏» را می دهید و بعد از این تعهد درخواستتان را مطرح می کنید و می گویید : «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» یعنی من را به راه « الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ » یعنی راه امت که به جماعت منتهی می شود راهنمائی و هدایت کند. نه راه کفار«غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ» و نه راه منافقین و سکولار زده ها «وَلاَ الضَّالِّینَ» که به سرگردانی و سردرگمی منتهی می شود.  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

1-   إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِيأَوْ قَالَ: أُمَّةَ مُحَمَّدٍعَلَى ضَلَالَةٍ، وَيَدُ اللَّهِ مَعَ الجَمَاعَةِ، وَمَنْ شَذَّ شَذَّ إِلَى النَّارِ[2]همانا خداوند امت مرا – یا فرمود: امت محمد را- بر گمراهی جمع نمی‌گرداند. دست خدا همراه جماعت است و هر کس منفرد شود، و کسي که از جماعت کناره گيري کند، در آتش جهنم وارد مي شود.همین روایت با الفاظی چون «لَا يَجْمَعُ اللَّهُ أُمَّتِي عَلَى الضَّلَالَةِ أَبَدًا» و «مَا كَانَ اللَّهُ لِيَجْمَعَ هَذِهِ الأُمَّةَ عَلَى الضَّلالَةِ أَبَدًا وَيَدُ اللَّهِ عَلَى الجماعة» و: «لَنْ تَجْتَمِعَ أُمَّتِي عَلَى الضَّلَالَةِ أَبَدًا، فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ[3] از ابن عمر و دیگران روایت شده است .
2-   سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعًا فَأَعْطَانِي ثَلَاثًا وَمَنَعَنِي وَاحِدَةً: سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يُهْلِكَهُمْ بِالسِّنِينَ كَمَا أَهْلَكَ الْأُمَمَ قَبْلَهُمْ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَلْبِسَهُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَهُمْ بَأْسَ بَعْضٍ فَمَنَعَنِيهَا “[4]
3-   إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَعَدَنِي فِي أُمَّتِي وَأَجَارَهُمْ مِنْ ثَلَاثٍ: لَا يَعُمُّهُمْ بِسَنَةٍ، وَلَا يَسْتَأْصِلُهُمْ عَدُوٌّ، وَلَا يَجْمَعُهُمْ عَلَى ضَلَالَةٍ “[5]“”
4-   عَنْ كَعْبِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا يستباح بيضة المسلمين

در تمام این روایتها رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الله تعالی با آنکه ضمانت نکرده است که «امتم» متفرق نشوند اما ضمانت و وعده ی 3 چیز را در مورد «امتم» به من داده است، یکی اینکه «امتم» بر گمراهی هم رای نمی شوند، دوم اینکه «امتم» گرسنه نمی مانند و سومی اینکه دشمن بر «امتم» چیره نمی شود .  بله، «امت» است که بر گمراهی و ضلالت و سرگردانی یک رای و مجتمع نمی شوند، اگر«امت» نبود چه؟ اینهمه سرگردانی و گمراهی فرق و تفاسیر و گروههای مختلف را مگردر تاریخ ندیدیم ؟ یا همین الان هم نمی بینیم؟

همچنین  اگر«امت» باشد دشمن بر مسلمین چیره نمی شود، اما اگر نبود چه؟ مگر دشمن بر اندلس چیره نشد و و پس از 781 سال سلطه ی مسلمین بر آنجا نابود نکرد؟ مگر بیشتر از یک قرن است کفار سکولار جهانی و کفار مرتد و سکولار محلی تا کنون بر مسلمین تسلط پیدا نکرده اند؟ همین الان مگرکفار بر مسلمین چیره نشدند؟

علاوه بر آن اگر«امت» باشد مسلمین گرسنه نمی مانند. اما اگر«امت» از بین برود چه مثل الان؟ گرسنگی و فقر در میان مسلمین به وجود نمی آید؟ رابطه ی وجود «امت» با گرسنگی معکوس است،  یعنی اگر «امت» وجود داشته باشدگرسنگی وجود ندارد، اما اگر «امت» وجود نداشته باشد گرسنگی هم هست همچنانکه تسلط دشمنان بر مسلمین هم هست. اگر گرسنگی هست پس «امتی» وجود ندارد، و کل این وعده ها مال«امت» واحد است و اگر کسی می خواهد گرسنگی و فقر را از بین ببرد و «الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» رادر همه ی مسلمین ببیند باید دوباره «امت» واحد را به وجود بیاورد.

حالا برای اینکه این وعده ای که الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم داده است تحقق پیدا کند و گرسنگی و فقر و تفرق و نا امنی و تسلط دشمنان و ذلیلی نماند  باید افراد همیشه به سمت و سوی «امت» واحد و «جماعت» واحد به پیش بروند تا شایستگی نزول وعده های الله را داشته باشند.

فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ ، اگر شخص در این مسیر «جماعت» حرکت نکند در واقع در مسیر عذاب حرکت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ ، وَالْفُرْقَةُ عَذَابٌ».

بله جماعت رحمت است و تفرق عذاب . به نظر شما تسلط دشمنان بر مسلمین و اینهمه کشت و کشتار و ویرانی و از بین رفتن زن و فرند و پیرو جوان و ناموس و سرزمینهای مسلمین توسط دشمنان و اینهمه تفرق و جنگ داخلی و کشت و کشتار مسلمین توسط همدیگر و اینهمه گرسنگی و فقر و اینهمه گمراهی و آلودگی عقیدتی و رفتاری در میان مسلمین عذاب نیست که تمام اینها به دلیل از بین رفتن امت واحد است؟

(ادامه دارد…….)


[1] به روایت ابن عساكر با سند صحيح از ابن مسعود

[2] أخرج الترمذي في جامعه عن ابن عمر رضي ا الله عنهما . رقم الحديث 2167/ وللحديث شواهد عند الحاكم (1/115-116) و عند ابن أبي عاصم في كتابه السنة(85,84,83,82,80) وذكره ابن ماجة في سننه من حديث أنس (3950) وذكره السيوطي في الجامع الصغير (1818)وقال حديث حسن وصححه الشيخ الألباني في الجامع الصغير (1844) وللحديث شاهد عند الامام أحمد في المسند (5/145)وفي سنن الدارمي(1/29) وعند أبي داود 4/452 وانظر كذلك مجمع الزوائد للهيثمي 1/177 باب في الاجماعقال أبو محمد بن حزم في الاحكام4/131 وقد روي أنه قال:(لاتجتمع أمتي على ضلالة )وهذاو ان لم يصح لفظه ولا سنده فمعناه صحيح

[3] في المعجم الكبير للطبراني (٢١٧١، ٣٤٤٠، ١٣٦٢٣): صححه الشيخ الألباني بهذا اللفظ في ظلال الجنة (٨٠).

[4] في مسند الإمام أحمد (٢٧٢٢٤  ( عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ صَاحِبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

[5] سنن الدارمي (٥٥(

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(38- قیسم)

از این زمان تا کنون ما شاهد حکومتهای بدیل اضطراری این حکومت عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستیم، از این زمان تا کنون سیستم شورای واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد جای خودش را داد به سیستم سلطنتی و موروثی و اجماعهای متعدد و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد . و به همین سادگی حکومت سلطنتی با نابودی حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و با نابودی شورای واحد و اجماع واحد و جماعت واحد بانی و عامل اصلی تفرق هم شد .

بله، شورا مرکزی برای اجتماع صاحب نظران و متخصصين است، تا با بررسي مسائلی که تخصص دارند یک راه حل درست و واحد را در قالب اجماع عرضه کنند. زمانی که این وسیله و ابزار مهم از بین برود نیازهای جامعه به اجتهادات روز که از بین نمی رود، برای همین مجتهدین و صاحب نظران که جایی برای ارائه ی اجماع واحد ندارند مجبور می شوند به نیازهای روز جامعه جواب بدهند و دیدگاه و اجتهادات فردی خودشان را به جامعه عرضه کنند، در جامعه هم طبیعی است که هرگروهی از یکی از نظرات این صاحب نظران متفرق و از یکی از این اجتهادات فردی تبعیت کنند، چون نیاز دارند و باید به نیازهای روزشان پاسخ داده شود . 

این اختلاف در نظرها در شورا ذاتاً مثبت است و عامل پیشرفت و هماهنگ شدن با نیازهای روز است که شورا با اجماع واحد این دیدگاههای مختلف را با ارائه ی بهترین دیدگاه سازماندهی می کند، این شورايي كه از اجتماع اولي الامر بوجود آمده باعث عرضه شدن آراء مختلف و تفاسیر مختلف و اجتهادات مختلف است. همین شورا تمام ادله و اجتهادات مختلف را بررسی می کند، و در نهایت با اجماع واحد بهترين ومنطبق ترين آنها با موازين اصلي را به امت واحد و جماعت واحد مسلمین عرضه می کند، وبقيه ی آراء و تفاسیر و اجتهادات كه در نظراو ضعيف وغيرمستدل هستند را مردود و مترود می کند. اما زمانی که این شورا برای تبادل آراء و رسیدن به بهترین نظر و ارائه ی اجماع واحد وجود نداشته باشد همین نظرات متعدد خواه ناخواه به چند دستگی و تفرق منجر می شود. در قرون گذشته نبود شورای واحد و اجماع واحد بانی و باعث اینهمه تفرق بوده است.

بعد از خلافت حسن بن علی رضی الله عنهما و انهدام شوراي اولي الامر توسط سلاطین پس از آن و جایگزینی نظام شاهیگری به جای حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، مردم به صورت جداگانه و متفرق در امور فردي، خانوادگي يا اجتماعي و اقتصادی و غیره سوالات خودشان را از علماء و دانشمندان زمان خودشان مي پرسيدند. اینطوری بود که در مكان و زماني دانشمندان چون مي ديدند كه خلافت و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ منهدم شده است، شورا هم ازبين رفته است، اولي الامرهم نمانده است، ارائه ی اجتهادات فردی به جامعه هم منجر به تفرق می شود، اگر بيان هم نكنم چيزهايي بلد هستم كه اگر نگويم كتمان است و خيانت و ضروری هم هستند، و مجبور است، و نياز جامعه هم اقتضا به روشنگري دارد، تمام این موارد این علماء را ناچار و مجبور می کرد که هر كدام بطور جداگانه به استنباط احكام از منابع شرعی اقدام کنند و اجتهادات فردی خودشان را ارائه بدهند. به همین راحتی شيرازه  ی وحدت امت، از هم پاشيده و امت واحد پولادين، و جماعت واحد مسلمین به تدریج و با مرور سالها و سالها  متلاشي شد، و به جای امتهای متعدد و جماعتهای متعدد روئیدند و جامعه به دهها شاخه و گروه و مذاهب مختلف تقسیم شد.

در این صورت واضح و روشن است که مذهب يعني استنباط و اجتهاد افراد بجاي شورای واحد و اجماع واحد. آشکارا می بینیم که مذاهب در زمان حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ وجود نداشتند و شورای واحد و اجماع واحد در پناه چنین حکومتی ضامن وحدت و حافظ امت اسلامی بود، در برابر، نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و انهدام شورای واحد و اجماع واحد باعث پیدایش مذاهب مختلف و همین تفاسیر و مذاهب توسط پیروان مذاهب از عوامل تفرق شده اند، و لذا همچنانكه شوري ضامن وحدت امت است، تفاسیر متفرق ازاسبابهای تفرق آن گرديده اند.

نابود شدن حكومت شوري و روي كار آمدن حكومت سلطنتي امة واحده و جماعت واحد را مانند گله گرگ زده اي کرد كه به انواع و اشكال گوناگون تفرق گرفتار شد. هر چند در طول چهارده قرن تاريخ اسلام، مجاهداني بزرگ كوشيده اند كه دوران حكومتهاي غير اسلامي و بدیل اضطراری اسلامی را خاتمه بدهند و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را دوباره تأسیس کنند. هرچند تلاش اين رادمردان موجب شده است كه بالاخره حركت آزاديخواهي اسلامي بطور كلي متوقف نشود، اما متاسفانه تاكنون، بعلل مختلف اما مشخص و روشن اکثریت قاطع اين قيامها به نتيجه كامل نرسيده است، و سه چهار موردی هم که در قرن اخیردیده ایم بدیلهای اضطراری حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بوده اند.  بله نتيجه حتمي و عملي وجود سلطنت و ديكتاتوري منجر به توليد اجتهادات متفرق و تقسيم امت به فرقه هاي مذهبي و انهدام  شوري به تبع آن انهدام وحدت در جامعه شد.

برادران و خواهران ما به خوبی باید دقت داشته باشند که تنها امت و جماعت واحد است که بر مسیر ضلالت و سرگردانی حرکت نمی کند، و الله تعالی هم تنها با جماعتی است که از این امت به وجود آمده است. حالا مهم نیست این امت امتی باشد متشکل ازمیلونها و بلکه میلیاردها نفر یا این امت تنها یک نفر باشد مثل سیدنا ابراهیم که تنها مومن آن برهه ی زمانی بود:«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (نحل/120) ابراهیم  امتی بود مطیع و حقّگرای و او از زمره مشرکان نبوده است.‏

(ادامه دارد………)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(37- قسمت)

 این مواردی که اجتهاد پذیرند كلياتش بصورت معادن غني در قرآن و سنت بيان شده است و هيات و شوراي اولي الامر در هر زمانی متناسب با مسائل روز و تحولات جديد آن جزئياتش را بيان می کند،همچون ديوان زمان عمر جهت تطبیق أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ يا جمع آوري قرآن یا مثل زماني كه اعلام مي شد وَ أَمْرُهُمْ شُوري بَيْنَهُمْ تصميم گرفته مي شد شورا از طريق يك مجلس باشد يا دو مجلس يا چند مجلس؟ يا زماني كه امر مي شود:  اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‌ … یا امر می شود : وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ: اصلي تغيير ناپذير و قانوني كلي است كه درهر زمان و مكاني عمل به آن لازم و ضروري است اما راهها، و وسايل اجراي عدالت نسبت به ترقي زماني و مكاني متغیراست: مثلا يك دادگاه يا دو دادگاه، يا اصلاً شيوه دادرسي به چه شيوه اي بهتر و راحتتر انجام می شود.  و موارد این طوری که مثل معدن آهن می ماند که به زمین نازل شده  است و انسانها متناسب با نیازهای روزشان چیزهای جدیدی ازآن می گیرند و به نیازهای روزشان پاسخ می دهند . معدن آن ثابت است اما چیزهایی که در زمانها و مکانهای مختلف ازآن تولید می شود مختلف هستند .

 در اینگونه موارد اجتهاد پذیربايد شوراي اولي الامر تصميم بگيرد، و با توسل به شورا و با يك راي واحد و اتفاق نظر، امور جدید بر مسلمين اعلام بشود، و مخالفين هم تابع رأي شورا و نماينده قوه مجريه  یعنی رهبر و امیر مسلمین بشوند.

واضح است که اصل حکم در اینگونه موارد ثابت است اما شیوه های اجرای این احکام در زمانها و مکانهای مختلف متناسب با نیازهای مسلمین و متناسب با ترقیات مجتمع مسلمین متغیراست، و اصرار و پافشاري بر برداشتي قديمي و اجتهادی قدیمی كه به درد زمان خودش خورده است ، اما الان نمی تواند جوابگوی وضع موجود و نیازهای روز مسلمین باشد، به نحوی برخلاف دستورات شریعت عمل کردن و جایگزین کردن کهنه به جای نو است، که علاوه بر صدمه زدن به جامعه ی مسلمین، در صورت آگاهی و عمدی بودن، صدمات زیادی را به ایمان شخص وارد می کند. 

در این صورت، در حالت عادی و طبیعی، غیر از کتاب و سنت صحیح و رای واحد شورا چیز دیگری برای مسلمین حجت نیست و رای ناصواب، اما صميمانه ی شوراي مقبول، بر صواب شخص، در امور اجرائي مربوط به حركت اسلامي و حکومت اسلامی ارجحیت دارد. همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در شورای تصمیم گیری برای خروج از مدینه در جنگ احد بر خلاف رای خودش تسلیم رای ناصواب شورا شد. 

شوراي اولي الامر و راي واحد آن اجتهادي است از منابع دين و قانون شریعت الله، اما اجتهادي واحد و اجماعی واحد برای جماعتی واحد. و زماني كه الله تعالی وعده ی خلافت بر زمین را به مستضعفین می دهد و بر آن تأکید دارد:وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ (نور/55) به خوبی و آشکارا برای ما روشن و آشکاراست که عمل صالحی که در زمینه ی کسب قدرت حکومتی باید انجامش بدهیم و تنها ضامن اجراي قانون شریعت الله می شود فقط و فقط شوراست و ديگر هيچ. در اسلام فقط شوراست كه به  رسميت شناخته شده، شورا است كه نمايندگان اجرايي يا رهبر / امیر و خليفه را مشخص مي كند، و در كل تنها شورا است كه امرش واجب الإطاعه و هم سطح قانون خدا و سنت رسول صلي الله عليه وسلم است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ .

شورای اولی الامر علاوه بر آنکه با اجماع واحد ضامن و عامل تشکیل جماعت واحد و باعث همبستگی و وحدت کامل میان مسلمین است، بزرگترین مانع تشکیل حکومتهای فردی و موروثی هم هست .أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ جمع است و به معني یک فرد در یک زمان نيست، بلكه دانشمندان و آگاهان به مسائل و مشكلات و نيازهاي جامعه را در بر مي گيرد، كه متخصص در امري هستند كه درآن امر تخصص دارند و برای این امر انتخاب شده اند. همان طوری که عرض شد اینها هستند كه نماينده های اجرائي و ديگر قوا را مشخص و انتخاب مي كنند. شوري است كه تصميم مي گيرد كه چه كسي امير و رهبر بشود، نه هيچ شخص و يا مقامي، هرچند كه انتخاب كننده يا انتخاب شونده صالحترين افراد موجود در جامعه زمان خود شان باشند.

 علی بن ابی طالب درنامه اش به معاویه می نویسد: همانا با من بيعت كردند آن مردمي كه بيعت كردند با ابوبكر و عمر و عثمان بر سرآن شرائطي كه با ايشان بيعت كرده بودند. پس كسي حق ندارد راي ايشان (بزرگان شوري) را نپذيرد و جز اين نيست كه شوراي  تعيين كننده امام ،وظيفه حق مهاجرين و انصار است ، پس اگر بر مردي اتفاق نظر كرده و او را امام ناميدند موجب رضاي خدا گرديده است. إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِفَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا[1]

به این شیوه شورا پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ضمانت حفظ وحدت و جماعت وظایف خودش را در کمال صحت و سلامت انجام می داد و خلافت و حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به مسیر خودش ادامه می داد تا اینکه بلايي ويرانگر و «بدعتي» غير اسلامي و ضداسلامي دامنگير مسلمين شد، و آن پيدا شدن حکومت موروثی وخانوادگی به جای  حکومت و خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ .

(ادامه دارد……….)


[1]نهج البلاغه فيض الاسلام جلد 5 صفحه 831 مكتوب ششم

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(36- قسمت)

کیفیت و چگونگی تطبیق واجرای شرعی و صحیح استراتژیهای کلان «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» وَ «آَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» هم باز تماما تابع شرایط زمانی و مکانی خاص خودشانند. به عنوان مثال مدیریت اقتصادی جامعه علم است، و این علم روز به روز متناسب با نیازهای مردم و شرایط جامعه در حال تغییر و تحول است . برای همین است که ممکن است چگونگی، شیوه و روش تطبیق و اجرای چنین احکامی که کاملا جنبه ی حکومتی و اجرائی و اداری دارند از یک زمانی نسبت به زمان دیگری تغییراتی در آن داده بشود و برای شرایط بخصوص همان زمان در نظر گرفته شده باشند. برای همین است که روش اجرائی و چگونگی تطبیق احکام توسط مجریان قبلی برای مجریان بعدی حجت نیستند . 

به عنوان مثال رسول الله صلی الله علیه وسلم زمينهاي خيبر را در بین فاتحین تقسیم کرد، اما عمر بن خطاب متناسب با وضع موجود زمان خودش زمینهای عراق را تقسيم نكرد. كسي هم تا الان آن را مخالف قرآن و بخصوص  سنت رسول الله  ندانسته و نخواهد دانست. و يا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود شتر آواره  را ولش کنید، عثمان بن عفان گفت : فروخته بشود و پولش به صاحبش برسد. علي بن ابی طالب مصلحت ديد كه شتر و گاوهاي آواره نگهداري بشوند و تا پيدا شدن صاحبش از طريق بيت المال تغذيه بشوند و هزينه اش را بيت المال بدهد .[1] رسول الله صلی الله علیه وسلم در قتل خطا و غير عمد فرمودند كه عاقله (خويشاوندان مرد) ديه را بپردازند (چون خويشاوندان مرد عنوان ياري دهنده و مساعدت كننده مرد بودند) اما در عهد عمر بن خطاب، عاقله اهل ديوان شدند و تغيير پیدا کرد .

قرآن مي فرمايد : وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ(انفال/60)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

كه اسب زمان ما همين ماشينهاي متحرك و تانكها و ساير تسليحات مدرن امروزي هستند، احاديث در باب فضيلت تيراندازي، تير و كمان هم بايد با زيباترين شيوه با مدرنترين تكنولوژي نظامی موجود تطبيق داده بشوند. در تمام این موارد و موارد مشابه تنها وسایل تطبیق با هم فرق می کنند اما هدف یکی است و ثابت.

 دیدیم که اجتهاد و اجماع هر شورا تنها برای زمان خودش حجت است نه برای زمانهای دیگر. این مسیر طبیعی حرکت جامعه و روش سابقین الاولونی بود که به تبعیت به احسان از آنان سفارش شده ایم:وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه/100)پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر(درختان و کاخهای) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند. این است پیروزی و رستگاری بزرگ. 

آنچه در این دسته از موارد اجتهادی مربوط به شورا مطرح می شود، و آنچه هدف و مقصد كلام است، شيوۀ تبعيت سابقون الاولون با سنت حکومتی و اجرائی رسول الله صلی الله علیه وسلم  و تبعيت شايسته ی شوراهای ما از آنهاست.

با این توضیح مختصر ما به انواع احکام و جایگاه اجتهادات واحد شورا می رسیم . می دانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم سه حکم را به مردم ارائه می دهد :

  1. حکمی که مستقيماً از قرآن گرفته و به مردم ابلاغ می کند
  2. حكمي كه تبين و تفسیر خاص خود ايشان است از قرآن، تا هرج و مرجی به وجود نیاید، و در این تبین کسی غير از رسول الله صلی الله علیه وسلم به آن پي نمي برد که ما به آن می گویم سنت ثابت.

مثل چگونگی نماز یا حج و سایر موارد اینچنینی . وَمَن یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَى وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/115)کسی که با پیغمبر دشمنانگی کند ، بعد از آن که (راه) هدایت (از راه ضلالت برای او) روشن شده است، و (راهی) جز راه مؤمنان در پیش گیرد، او را به همان جهتی که (به دوزخ منتهی می‌شود و) دوستش داشته است رهنمود می‌گردانیم و به دوزخش داخل می‌گردانیم و با آن می‌سوزانیم ، و دوزخ چه بد جایگاهی است !‏

  • حكم دیگر حکمی بود كه با كمك ياران و شورا آن رابرای شرایط و موقعیتهای زمانی و مکانی خاص و نیازهای روز استنباط می کرد و آن را بصورت واحد در ميان مسلمانان اعلام می کرد. وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ‏ (آل عمران/159) و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن. و هنگامی که (پس از شور و تبادل آراء) تصمیم به انجام کاری گرفتی (قاطعانه دست به کار شو و) بر خدا توکّل کن‌؛ چرا که خدا توکّل ‌کنندگان را دوست می‌دارد.‏ مثل تغییر مکان در جنگ بدر یا بیرون رفتن برای جنگ احد یا کندن خندق درجنگ احزاب .

حالا بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم، هم قرآن هست که توسط خود قرآن این احکام روشن شده است و اجتهاد بر آن وارد نيست و حرفي نمی ماند و هم سنت صحیح هست، اما تطبیق قوانین قرآن و سنت صحیح در ظروف خاص و در مسائل و نیازهای روز و جديد که با استفاده از قرآن و سنت باید اجتهادات جدید صورت بگیرد و انسان قدرت اجتهاد درآنها را دارد .

(ادامه دارد…….)


[1]المؤطا هم بيان كرده است

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(35- قسمت)

خوب، حالا زمانی که با نابودی شورای واحد اجماع واحد از بین رفت به صورت جبری جماعت واحد هم از بین رفت و به جای آن صدها جماعت کوچک و بزرگ تولید شده اند .

مشخص است که ریشه ی انهدام جماعت واحد به انهدام اجماع واحد برمی گردد، و ریشه ی نابودی اجماع واحد به نابودی امت واحد بر می گردد، و ریشه ی انهدام امت واحد هم به انهدام شورای اولی الامر واحد بر می گردد، و باز ریشه ی انهدام شورای اولی الامر واحد هم به انهدام حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بر می گردد.

در این صورت واضح و روشن است که انهدام حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد مسلمین علت اساسی و عامل اینهمه تفرق، ذلیلی، عقب ماندگی، درجا زنی و رکود مادی و معنوی عموم مسلمین و رواج انواع مفاسد عقیدتی – اخلاقی و رفتاری میان مسلمین بود:لتُنْقَضَنَّ عُرَى الْإِسْلَامِ، عُرْوَةً عُرْوَةً، فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ، تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا، وَأَوَّلُهُنّ نَقْضًا الْحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ الصَّلَاةُ.. دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است (حکم بر اساس مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ را رها می کنند) و آخر آنها نمازاست (نماز را ترک می کنند)

واضح و روشن هم هست که تنها با بازگشت مجدد چنین حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و نهادهای وابسته به آن است که دوباره امت واحد و جماعت واحد تشکیل می شود و مسلمین از دست اینهمه مفاسد نجات پیدا می کنند و درهمان مسیری که الله برایشان  تعیین کرده بود می افتند و مشمول صفت: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ می شوند .

بدون در دست داشتن قدرت حکومت اسلامی و نهادهای تحت پوشش آن صدها سال درس اخلاق و تزکیه دادن و پرورش مردم و غیره که در مسیر دست یابی به قدرت حکومت اسلامی نباشد، تأثیرات اساسی خواسته شده در شریعت را ندارد. این را ما قرنهاست تجربه کرده ایم و نیازی به تجربه ی مجدد نداریم، و باید به این درجه از فهم رسیده باشیم که با آنکه أهلُ السُّنَّة  وجود دارد- و تقریبا همه ی فرق اهل قبله را در بر می گیرد – اما بدون شورای واحد و امت واحد و اجماع واحد، جماعت واحدی در کار نیست و أهلُ الجماعات وجود دارند نه أهلُ الجماعه .

شورای واحده که به جای تفاسیر و تأویلات مختلف و احزاب و گروههای مختلف و متفرق ایفای نقش می کند و قدرت تصمیم گیری و ارائه ی رای واحد به تمام مسلمین را به عهده می گیرد .  

 شورا در هر سطحی که تشکیل بشود نشان دهنده و بیانگر اراده ی تمام مسلمینی است که آنان را تحت پوشش خودش قرار داده است، و دیگراحزاب و تفاسیر و تأویلات مختلف حرف اول را نمی زنند، و به تدریج جایگاه خودشان را به شورا می دهند، و شورای اولی الامر در مورد مسائل قابل اجتهاد، اجتهاد واحد خودش را ارائه می دهد، و اجماع واحدش و رای واحدش در ردیف قران و سنت صحیح قرار می گیرد: ‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا‏ (نساء/59). اطاعت از الله یعنی گرفتن حکم از قرآن و اطاعت از رسول الله صلی الله علیه وسلم یعنی گرفتن حکم از سنت صحیح و اطاعت از  اولی الامر یعنی گرفتن حکم از اجماع واحد  شورای اولی الامر . به این شکل اطاعت از اجماع واحد شورای اولی الامر در ردیف اطاعت از الله و رسول قرار می گیرد و واجب می شود. چون كيفيت تطبيق و اجراي حکم الله و رسولش، متناسب با وضع موجود جهانی و منطقه ای و داخلی و نیازهای روز مسلمین، از کانال همین شورای واحد و از طریق اجماع واحدش به شیوه ای مناسب و سازگار با شرايط خاص بیان می شود .

در اینجاست که این حکم واحدِ ناشی از اجماعِ واحد برای  همه ی مسلمین اتمامِ حجت می شود، و همه ی مسلمین با بهره گیری و استفاده ی از یک رای واحد از تفرق و چند دستگی نجات پیدا می کنند، و دوباره امت واحد و جماعت واحدی شکل می گیرد که الله تعالی درموردشان می فرماید: کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ (ال عمران /110)  و آن  وقت است که این امت واحد نمونه و الگوئی می شود برای سایر مردم : وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً(بقره /143) امت واحدی که وعده های الله را مشمول خودش می کند: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ‏(نور/55)خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند ، وعده می‌دهد که آنان را قطعاً جایگزین (پیشینیان، و وارث فرماندهی و حکومت ایشان) در زمین خواهد کرد همان گونه که پیشینیان  را جایگزین قبل از خود کرده است. همچنین دین ایشان را که برای آنان می‌پسندد، حتماً (در زمین) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نیز خوف و هراس آنان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌سازد.

بله، شورای اولی الامر در هر زمانی متناسب با شرایط خاص و نیازهای روز مسلمین کیفیت و چگونگی تطبیق قانون شریعت الله را با یک رای واحد بیان می کند. به عنوان مثال می دانیم که شیوه ی اداره ی جامعه باید بر اساس شورا باشد، حالا این شوراها از سقیفه تا کنون متناسب با نیازهای روز مسلمین پیچیده تر شده اند، و نیاز به سازماندهی و تنظیمات خاص مربوط به همان زمان را پیدا می کنند، و گرنه نمی توانند پاسخگوی نیازهای روز مسلمین باشند .

(ادامه دارد…….)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(34- قسمت)

قاعده ی کلی این است که نسبت به اهل قبله حسن ظن داشته باشیم و تا آنجایی که می توانیم برای مسلمین عذر بیاوریم، در این صورت مسلمین مجبورند و باید نسبت به همدیگر حسن ظن داشته باشند و اصول حسن ظن داشتن را یاد بگیرند. هم چنین باید روشنگرانه همدیگر را با خطاهامان پذیرا باشیم، چون همه ی ما صاحب خطا و اشتباه هستیم. پس باید همدیگر را تحمل کنیم و منافع همدیگر را رعایت کنیم. اما مسلمین مجبور نیستند کسانی که با آنان اختلاف منافع شدید و اختلاف نظر عمیق و اختلاف هدف واضحی دارند را در شورایشان به بهانه ی وحدت جا بدهند . بلکه شورا تنها می تواند با اینها پیمانهای موقتی یا مدت داری ببندد. مسأله ی شورای مسلمین، و تبعیت از اجماع واحد این شورا، و وحدت آگاهانه و هدفمند مسلمین چیزی است، و مسئله ی ائتلاف چیزدیگری است که هر کدامشان تابع شرایط خاص خودشان هستند .

 وحدت هدفمند تنها زمانی می تواند مولد و منبع قدرتی فراگیر و همیشگی بشود که متکی بر دو اصل  آگاهیهای عقیدتی، تصفیه و تزکیه و سپس بر اساس تربیت سازمانی و انضباطی و حرکتی باشد. زمانی که وحدت هدفمند در این مسیر در حرکت باشد می تواند به حیات طبیعی خودش در رشد و شکوفایی هر چه بیشتر ادامه بدهد. و برای اینکه «وحدت» چنین حرکت و جریانی از راهکارهای کم خطاتری برا ی حفظ و قوی تر کردن خودش بیشترین استفاده ها را ببرد، باید دین را به تدریج و سازماندهی شده یاد بگیرد، و از تاریخ زندگی «وحدت» در قرآن و سنت و از تاریخ زندگی «وحدت» از بعد از فوت رسول الله صلی الله علیه وسلم و از تاریخ زندگی «وحدت» سایر ملل غیر مسلمان و از تاریخ  زندگی «وحدت» خودش امور لازم را یاد بگیرد وبازخوانی کند و عبرت بگیرد. بله، به وحدت باید همچون یک موجود زنده ی بسیار تأثیر گذار نگاه کند و حیات و زندگی وحدت را در شرایط مختلف و جوامع مختلف بررسی کند و همچون یک نطفه و نوزاد برای زنده نگه داشتن، پرورش و تقویت آن و قرار دادن آن در مسیر تکامل از تمام تجربیات موجود استفاده کند. 

عرض کردیم  که از نشانه ها و ویژگیهای بارز خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ یکی نظارت همگانی مردم بر حاکم و نهادهای حکومتی بود و دیگری رکن و قوه ی ای به نام شورا .

با از بین رفتن حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ اولین چیزی که از بین رفت نظارت مردمی بود، و این هم طبیعی است. چون زمانی که شاهیگری خشونت گرا- مُلْكًا عَاضًّا- و مستبد – مُلْكًا جَبْرِيّاً – حاکم می شود، مردم جرئت نقد کردن و رای مخالف را ندارند، مگر استثنائاتی خاص نباشد که اینها هم اکثرا به محدودیت و جنگ روانی و حتی زندان و سرکوب و در مواردی جنگ مسلحانه کشیده شده است. به دنبال آن خود به خود شورای اولی الامر و به اصطلاح عامه ی مردم شورایِ موحدِ اهلِ حل و عقدِ کلِ مسلمین هم نابود شد. با انهدام شورای اولی الامر واحد مسلمین که امت واحدی را تشکیل داده بود سومین چیزی که از بین رفت همین امت واحد بود و دهها و بلکه صدها امت ریز و درشت ازآن به وجود آمدند و هنوز در حال تکثیر هستند.

 با از بین رفتن امت واحد هم که اجماع واحدی ازآن بیرون می آمد چهارمین موردی که از بین رفت اجماع واحد مسلمین بود و با از بین رفتن این اجماع واحد صدها و بلکه هزاران اجماع مختلف درون گروهی و درون مذهبی و محلی و بومی جای اجماع واحد کل مسلمین را گرفت .

اجماع واحد ضامن تولید و حفظ جماعت واحد مسلمین بود . برای همین رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمین را به پیوستن به الْجَمَاعَةَ سفارش می کردند و از هر گونه دوری از الْجَمَاعَةَ و ایجاد تفرق نهی می کردند . عَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ وَهُوَ مِنْ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الْجَنَّةِ فَلْيَلْزَمْ الْجَمَاعَةَ.[1]بر شما پیوستن به جماعت لازم و ضروریست، و برحذر باشيد از جدايي، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دور تر است، هرکه خواستار وسط بهشت است حتماً پايبند جماعت باشد.

و در جای دیگری به صراحت بیان می کند که: الْجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ، وَالْفُرْقَةُعَذَابٌ[2] جماعت رحمت و تفرقه عذاب است.  این هم تفسیر و روشنگری در مورد آیاتی است که به وحدت دستور می دهند و بخصوص زمانی که الله تعالی تفرق را عذابی در حد عذابهای آسمانی و زلزله معرفی می کند: قُلْ هُوَ الْقَادِرُعَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ ‏(انعام/65) بگو: خدا می‌تواند که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد و دسته‌دسته و پراکنده گردید و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد . بنگر که چگونه آیات را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلکه بفهمند.‏

 واقعا برای کسی که ذره ای اهل فهم باشد باید بداند که عذاب تفرق بدون شک از عذابهائی که از بالای سر و زیر پاهای ما نازل می شوند بسیار خطرناکتر، دامنه دارتر، شدیدتر، مخربتر و وحشتناکتر بوده است که هم اکنون هم از بالای سر مثل بمبارانهای اتمی و شیمایی و اورانیومی و بمبهای چند تنی و خوشه ای و غیره شبیه عذابهای آسمانی مثل صاعقه و غیره و از زیر پا با انواع مین گذاریها  شبیه عذاب زلزله عمل می کنند . علاوه بر این عذاب تفرقی که این طوری مسلمین را ذلیل و بی ابهت کرده است که هر کافری این جرئت را به خودش می دهد دست به هر جنایتی بزند به این شکل عذابهای آسمانی و زمینی را در خودش جمع کرده است و ممکن است سالها و حتی قرنها طول بکشد و نسلهای متعددی را به کام نابودی بکشاند؛ در حالی که یک صاعقه یا یک باران شدید یا یک زلزله تنها در یک زمان خاص افراد و یا نسل خاصی را نابود می کند و به نسلهای بعدی منتقل نمی شود .

(دوامی بار……)


[1] الترمذي، ابن ماجه، أحمد

[2] أخرجه أحمد ( 4 / 278 ) و هو و ابنه عبد الله في ” الزوائد ” ( 4 / 375 (و القضاعي ( 3 / 1) الألباني في “السلسلة الصحيحة” 2 / 276 :

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(33- قسمت)

حالا شورای اولی الامر فقهای اسلامی امتی واحد با اجماعی واحد و رای واحدی رابرای دعوت و تبلیغ تشکیل می دهد: وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران/ 104 ) که این امت همگی یک رای به مردم می دهند و رای این مبلغ با آن یکی فرقی ندارد، دراین مسجد یا این محله یا این شهر یا این استان یا این کشور چیزی نمی گویند و در مسجد و محله و شهر و روستا و منطقه ی دیگر ی چیز دیگری بگویند. همه یک چیز می گویند و مردم را با آراء مختلفشان سرگردان و متفرق نمی کنند .
البته این وحدت و شورا وسایلی هستند که همه می توانند ازآنها استفاده کنند. چیزی مثل ماشین، هواپیما، تانک و سایر وسایل. هر کسی می تواند از این شورا برای رسیدن به وحدت و افزایش قدرت و نگهداری از قدرت ازآن استفاده کند و در راه اهداف خاص خودش ازآن استفاده کند . این امر غلط و تصور باطلی است که تنها مسلمین و مستضعفین حق استفاده از ماشین را دارند و طاغوت ها و ظالمین از این حق محرومند و باید الاغ سواری کنند. ماشین سواری حقی نیست که خداوند آن را مختص مسلمانان و مظلومین قرار داده باشد و دیگران را محروم کرده باشد. شورا و وحدت هم درست به همین شیوه سنتی از سنت های لایتغیر الهی و ابزاری ارزشمند و سرنوشت سازی است که مظلومین و بخصوص مستضعفین اهل قبله از همه به آن مستحق ترهستند و تهیه کردن اسباب و کسب وحدت هم بر مسلمانان واجب و ضروری تراست.
در این صورت وحدت و متحد شدن باعث به وجود آمدن نیرو و قدرتی عظیم و پر تحرک می شود که در هر مقطع زمانی و مکانی اگر متناسب با پیشرفت های همان زمان و مکان از این وحدت استفاده بشود توانسته است تحولات و دگرگونی های عظیم مثبت یا منفی را به وجود بی آرورد.

  • تحولات و درگرگونی های مثبت مثل سپاه رسول الله صلی الله علیه و سلم یا سپاه ابوبکر صدیق یا سپاه عمر فاروق یا سپاه صلاح الدین ایوبی یا سپاه یوسف بن تاشفین و سیف الدین قطز و امثالهم
  • تحولات و درگرگونی های منفی هم مثل: سپاه چنگیز خان مغول و اتحادیه ی فعلی به رهبری سکولاریستهای جهانی چون آمریکا و روسیه و چین و ناتو وغیره
    در هر صورت زمانی که وحدت زمینه های اتحاد فکری، عقیدتی، سازمانی و رهبری را به وجود آورده باشد همیشه منشأ تحول و دگرگونی بوده است؛ چون منبع قدرت است. قدرت و بازوی توانمندی که هم کفار آشکار و پنهان می توانند ازآن استفاده کنند هم مسلمین.
    خوب حالا اگر شخص یا گروه و جماعتی از اهل قبله به این درجه از درک و آگاهی شرعی در مورد اهمیت و جایگاه وحدت رسیده باشد و از آلوده هائی که تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ و از دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ فاصله گرفته باشد، لازم است با تدبر و تعمق در مفهوم و جوهره و کارکرد وحدت، چنان فهمیده و درکش کرده باشد که با تزریق جوهره ی وحدت به بدن، در خون و سلول های شخص موحد مومن جاری بشود، و تأثیر عملی خودش رادر شخصیت و رفتارش نشان بدهد. تنها کسی می تواند ادعای وحدت کند و تنها کسی لیاقت درک و فهم عمیق وحدت را دارد که در زندگی جهادی ومبارزاتیش آن رابه نمایش بگذارد و عملا نشانش بدهد .
    واکنش افراد و جماعتها و گروهها و احزاب و شوراهای کوچک در برابر وحدت اسلامی، و میزان پاسداری قلبی، کلامی و عملی از این وحدت مبارک معیاری است که شخص با آن خودش را به یکی از جناح ها و جبهه ها نزدیک می کند. یا جناح و جبهه ی مجاهدین فی سبیل الله، یا جناح و جبهه ی جنگجویان فی سبیل الطاغوت و غیر از این دو جناح جناح سومی وجود ندارد:الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (نساء/76) واکنش سه گانه ی عملی و زبانی و قلبی شخص در برابر وحدت می تواند در شخص صفاتی را به وجود بیاورد که به یکی از جناح ها متعلق است و یا اعمالش در خدمت یکی از جناحها و جبهه هاست .
    البته وحدتی هم که در شریعت الله ضامن حفظ قدرت و پیروزی است وحدت ایمانی آگاهانه و هدفمند است . دور هم جمع شدن افراد و گروه های مختلف المنافع که نمی توانند و یا نمی خواهند در مسیر اهداف تشکیل این وحدت، چون کسب قدرت حکومت اسلامی و تشکیل شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد حرکت کنند، هم مسیر خواندن اینها اشتباه است.
    چون اینان منافقین و سکولار زده هایی هستند که تا اوضاع سیاسی آفتابی و بر وفق مراد آنهاست در کنار مجاهدین می مانند و زمانی که هوای سیاسی و جو حاکم طاغوتی عوض شد یا از جایی دیگری و عده ی بهتر و امتیاز بهتری برایشان پیدا شد به سرعت از صف مجاهدین پراکنده و متفرق می شوند، و حتی دسته ای از آنان در قالب اصلاح طلبی وارد همان سیستم طاغوتی می شوند، و دسته ای دیگر که امتیازات بهتری گرفته اند علیه مجاهدین و به نفع طاغوتها جبهه سازی و جبهه گیری هم می کنند. آن دسته از مسلمین صادق هم که فریب اینها را خوردند و متوجه شدند، یا دوباره به صف مجاهدین بر می گردند یا اکثرا به منفردینی بریده و ناامید گوشه گیری تبدیل می شوند.
    (ادامه دارد……..)

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(32- قسمت)

 در این صورت برای  تمام سابقون الاولون و تمام مبارزین تمام درهای تفرق و انحصار طلبی و توهم گرائی جاهلانه بسته شده و چاره ای جز وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی باقی نمانده است، و چاره ای جز استفاده و بهره گیری از انرژی و قدرت همدیگر ندارند، و هر گونه تک روی سابقون الاولون هر سرزمینی باعث می شود که در صف آلوده ها( قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ) قرار بگیرند و وضع موجود میان مسلمین و سازمانهای جاهلی و طاغوتی دشمنان قانون شریعت الله آنان را به صورت خیلی موزیانه و خیلی بی رحمانه در خودش خفه و هضم کند .

تک روی برای ما سم است و تفرق از صفات مشرکین و سکولاریستهاست :وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ* مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ، در برابر، وحدت آگاهانه و هدفمند برای ما هم استراتژی است هم تاکتیک . تاکتیک از این لحاظ که وسیله ای است برای بسیج و سازماندهی تمام انرژی و قدرت نهفته ی مسلمین بر قاعده  ی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/103) و برای ما وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی استراتژی هم هست چون مسأله ی نابودی دشمنان الله و مسلمین را از طریق یک نفیر عام و جهاد فراگیر مسلمین مد نظر خودش قرار داده است .یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ ‏ (توبه/38)

تمام تاکتیکها و استراتژیهای ما جهت وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی برای کسب قدرت است، چون جاهلیت سکولار مهاجم و اشغالگر و مرتدین و نوکران محلی آن هرگز «مؤدبانه» و «با خواهش و تمنی» دست از کشتار و جنگ مسلحانه با ما  بر نمی دارند تا زمانی که ما دست از مفاهیم 4 گانه ی دینمان بکشیم : وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ : برای همین است که تنها با«قدرت عمده ی مسلمین» است که «قدرت عمده دشمن مهاجم» متوقف و منهدم می شود.

 نه تاریخ قرآن و نه تاریخ مکتوب بشر هم روش دیگری را تجربه نکرده است و به اثبات نرسانده که در آن با خواهش و تمنا و دعا و گریه و زاری و با فرهنگ بودن و مودبانه صحبت کردن و خوب پوشیدن حکم الله جایگزین حکم جاهلیت و طاغوت شده باشد و جاهلیت و طاغوتها داوطلبانه کنار بروند و دست از منافعشان و دست از جنگیدن با قانون شریعت الله کشیده باشند . واضح است که کسب قدرت از طریق وحدت آگاهانه و هدفمند یگانه حل می شود، و تفرقه اساسی ترین سم کشنده و از بین برنده ی وحدتی است که این وحدت از سرچشمه های اساسی قدرت به شمار می رود . وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/46) بله، وحدت هدفمند و آگاهانه و حرکتی که از «أَطعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ» سرچشمه گرفته است روح قدرت است، و تفرق عین ذلت، خواری ، مستی و بی ابهتی است.

در این صورت وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی یک پروژه و طرح است، و این پروژه در زندگی واقعی و روزمره ی مسلمین انجام می شود نه در کتابخانه ها و ساکن داخل کتب. اگر گفته می شود که تفرقه اندازان و وراجهای کتابخانه ای که جایی نشسته اند و با کوتاه فکری و توهمات خودشان اسباب تفرق را فراهم می کنند باید تنبیه بشوند، و اگر گفته می شود که بر علیه این فسیلهای اغلب مزدور و گاه بر علیه برادران نامتعادل و نامیزان و جاهل خودمان وارد پروسه ی نقد و جنگ نرم می شویم،  تمام این کارها برای محافظت از شوراهای مسلمین و محافظت از وحدت هدفمند و آگاهانه ی مسلمین، و برای کسب قدرت بزرگ بر علیه دشمن بزرگ است؛ اما این دو طیف ما را در حالت اضطرار و دفاع قرار داده اند، و جنگ نرم و گاه جنگ گرم را بر مسلمین تحمیل کرده اند و چاره جز دفع نمانده است .

در اینجا وحدت آگاهانه و هدفمند ما به معنی از بین بردن آراء مختلف و جلوگیری از ارائه ی اجتهادات مختلف در شورا نیست، بلکه منظور از وحدت هدفمند و آگاهانه، وحدت حرکتی است که در این وحدت هدفمند و حرکتی، روش و خط مشی شورا با اجماعی واحد و یکسان، مجموعه ای از اعتقادات روشن و بی ابهام، و مجموعه ای از استراتژیهای روشن و بی ابهام را، در مورد حال و آینده، در روش برخورد با واقعیتهای عینی جامعه نشان می دهد و ارائه می دهد، آن هم واضح، روشن و بی ابهام.

تلاشی آشکار برای حرکت به سمت تشکیل امه واحد از کانال شورای واحد مسلمین و ارائه ی اجماع واحد و تشکیل دوباره ی جماعت واحد به جای جماعتهای مختلف و تشکیل امت واحد به جای امتهای متعدد. تا مشمول فرموده ی الله شویم که می فرماید: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ…  (ال عمران / 110)

(ادامه دارد……)