شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(17- قسمت)

انگیزه های آن ها دقیقاً همان انگیزه های متنوع و دلایلی است که در درس قبلی در مورد شناسائی منافقین و سکولارزده ها به آن اشاره کردیم. مثل انگیزه های فردی- روانی، انگیزه های اجتماعی- سیاسی و انگیزه های اقتصادی، فرهنگی و غیره که لازم نمی بینم در اینجا دوباره به آن ها اشاره کنم و از دوستان جدید دعوت می کنم به درس قبلی مراجعه نمایند تا دقیقاً بفهمند انگیزه های مرتدین از ارتدادشان چه چیزی می تواند باشد.

 البته، عادی است که انگیزه های دارودسته ی منافقین با مرتدین یکی باشد؛ چون، مرتدین شکل تکامل یافته ی همان منافقین و سکولارزده ها هستند. مرتدین، منافقین و سکولارزده هایی هستند که از جایی به جای دیگری تغییر مکان داده اند، از یک قطار، سوار یک قطار دیگری شده اند و این تغییر مسیر ماهیت آن ها را تغییر نداده است. برای همین است که شناخت ماهیت درونی و رفتاری آن ها در قران و سنت صحیح یعنی آگاهی بر وضع موجود آن ها و چگونگی برخورد با آن ها در زمان حال.

برای همین باید دقت شود که بحث های ما از جمله موضوعات عقیدتی- تاریخی است که کارکردهایی سیاسی- اجتماعی برای تنظیم روابط فردی- اجتماعی و جوامع اسلامی در بردارد و از جمله مواردی است که تاریخ را به امروز می آورد، این نکته ی خیلی مهمی است. با شناخت آنچه که از صفات این ها در منابع شرعی آمده، ما تاریخ آن ها را در قرآن و در قرون گذشته به امروز می آوریم و همچون یک ابزار از آن استفاده می کنیم. این یکی از دلایل اهمیت و ضرورت بحث هایی است که ما در پیش گرفته ایم.

خوب، الان خواهران و برادران مسلمانم باید بتوانند جواب دهند که معیار برای ارتداد و مرتد شدن مسلمین چیست؟  چون وقتی می گوییم مرتد شدن مسلمین و نمی گوییم مرتد شدن منافق یا سکولارزده ها؛ ما قبلاً این ها را جزو مسلمین حساب کردیم. معیار برای ارتداد و مرتد شدن مسلمین چیست؟

بله، به صورت خلاصه و مختصر می توان گفت انکار کردن آگاهانه، عمدی و اختیاری یکی از احکام آشکار دین اسلام. دقت کردید دوستان، فرد آگاهانه، عمداً و به میل خودش یکی از احکام آشکار دین اسلام را که برای او آشکار بوده است. چون، ممکن است برای دیگران آشکار بوده باشد برای این فرد آشکار نبوده، اما حالا برایش آشکار شده، یقین پیدا کرده که این، یکی از احکام دین اسلام  است، اما، او آگاهانه، عمداً، به میل خود و اختیاری آن را انکار می کند. این معیار ارتداد چنین مسلمانی است. چون اسلام ناقص از کسی قبول نمی شود، به قول سید رحمه الله یا اسلام کامل یا هیچ چیز.

حالا، این مسأله را قبلاً هم گفتم خیلی ضروری است، کسی یکی از احکام شریعت الله یا کل شریعت الله را که برایش مسلم، روشن، آشکار، ثابت و مشخص شده که قانون شریعت الله است و از طرف الله آمده، اما با این وجود، آن را کنار می زند و چیز دیگری را جای آن می گذارد.[1] الله تعالی می فرماید:

  • «‏آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ‏» (بقره/285)، فرستاده و رسول، معتقد است به تمام آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نيز) بدان باور دارند. همگی به خدا، فرشتگان او، كتاب های وی و پيغمبرانش ايمان داشته (و مي‌گويند:) ميان هيچ يك از پيغمبران او فرق نمی‌گذاريم و می‌گويند: شنيديم و اطاعت كرديم «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا». پروردگارا! آمرزش تو را خواهانيم، و بازگشت به سوی توست «رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ‏».

 این صفت مسلمین است. هر چه از طرف الله تعالی آمده، این ها چه می گویند فقط یک واکنش دارند: شنيديم و اطاعت كرديم«سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا»؛ به محض این که فهمیدند از طرف الله تعالی آمده شنیدیم و اطاعت کردیم«سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا»، حتی، اگر حکمت این اطاعت کردن و حکم الله را ندانند.

(ادامه دارد……)


[1] وقتی می گوییم یک نفر چنین می کند، منظور مسلمان است.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(16- قسمت)

این ها می توانند به عنوان مانعی باشند و تبلیغات آن ها برای دیگرانی که در حال تماشای اسلام هستند باعث شود که نگرش مثبتی نسبت به اسلام نداشته باشند. این ها معمولاً از درون مسلمین به چنین بازی هایی دست نمی زنند بلکه، کفار آشکاری هستند که از خارج از دایره ی مسلمین، این بازی ها را درمی آورند. پس، این بازی مال یک مسلمان یا حتی یک منافق سکولارزده هم نیست، این مال آن هاست، کفار آشکاری که خارج از دایره ی اسلام هستند.

الله تعالی در این مورد، آشکارا هشدار می دهد و این جنگ روانی را به عنوان یک خطر گوشزد می کند: ‏«وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» (آل عمران/72)، جمعی از اهل كتاب گفتند: بدانچه بر مسلمانان نازل شده است، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز بدان كافر شويد، تا شايد (از قرآن پيروی نكنند و از آن) برگردند. این ها خودشان خارج از دایره ی اسلام هستند. «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» تاکتیکی است برای این که مسلمانان برگردند،  این ها را به عنوان یک بازی و ابزار در نظر گرفته اند. «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏» تا شاید مسلمانان برگردند. مسلمانانی را که این همه جلو آمده اند این ها را برگردانند و مثل خودشان کافر بکنند.

این سناریویی جهت ایجاد جنگ روانی و نرمی است که هم اکنون هم برای از بین بردن وحدت دینی مسلمین، ایجاد تفرق و پراکندگی بیشتر در میان مسلمین، تفرق و چند دستگی عقیدتی و فکری، ایجاد هرج و مرج دینی و بدبینی نسبت به دین اسلام و قانون شریعت الله در حال اجراست، و به شیوه های مختلف و از کانال های مختلف اداره می شود و ادامه دارد. چیزی نیست که بگوییم منقطع شده باشد. این روشی است که دشمنان سعی دارند به ایمان مسلمین حمله کنند و ایمان مسلمین را تضعیف نمایند، این روشی است که دشمنان سعی می کنند در میان مسلمین تفرق و چند دستگی به وجود بیاورند. این ها می خواهند از طریق این سناریوها و نقش بازی کردن ها به وحدت مسلمین ضربه بزنند و باعث فشل و ريختن ابهت مسلمين نزد دشمنانشان شوند.

نکته ی جالب این اسلام آوردن و مرتد شدن پیاپی کفار اهل کتاب، مشرکین و سکولاریست هائی که حرف این ها را گوش می دادند و اسلام می آوردند و بعد کافر می شدند این است که حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه و سلم با تمام قدرت و تمکینی که داشت باز حکم مرتدین را بر این شهروندان جامعه ی اسلامی تطبیق نمی دهد و بازی های آنان را با روشنگری، جنگ روانی و نرم و محل نگذاشتن و به آن ها و اهمیت ندادن جواب می دهد. اصلاً از چنین چیزی که آن ها انجام می دهند مسخره اش می آید. چرا؟ چون، این ها اصلاً حرکتی نکردند و به جلو نیامدند بلکه، سرجایشان بودند و تکان نخوردند پس برگشتی هم در کار نبوده است. این ها خودشان را مسخره کرده اند. اما نکته ی ظریف این سناریو این است که ثابت شود که این ها اصلاً حرکتی نکرده اند و اصلاً تکانی نخورده اند و به جلو نرفتند و سرجایشان ثابت هستند و این هایی که می گویند ما از یک جای دیگری برمی گردیم دروغ می گویند. به همه ثابت شود که این ها دروغ می گویند این ها اصلاً تکان نخورده اند و سفری نکرده اند تا ادعا داشته باشند که ما برگشتیم، تو اصلاً نرفتی تا برگردی.

خوب، نکته ی دیگری که در این رابطه می توان اشاره کرد انگیزه های کسانی است که واقعاً مرتد شده اند نه این که مثل این ها بازی دربیاورند مثل این مسخره ها.  انگیزه های کسانی که واقعاً مرتد شده اند. باید بفهمیم دقیقاً انگیزه های آن ها چیست؟

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(15- قسمت)

 در هر صورت، کسانی را به همین بهانه ها که بیایید به زبان خودتان بخوانید، بیایید کافر مرتد محلی هم زبان خودمان را به جای دیگران بر خودمان حاکم کنیم و آن همه خون بدهیم، با همین توهمات و ظلم ها آن ها را نگه می دارند.

می دانیم که تمام این دروغ ها، تمام این توطئه ها و راهکارها، راهکارها و دروغ های منافقین و سکولارزده هاست و سکولارزده ها را هم با این توهمات به سوی خودشان جلب می کنند. در هر صورت، این ها را به طرف خودشان می کشانند و مثل خودشان، کافر آشکارشان می کنند.

روشن است، در هر صورت، جرم کافر شدن بسیار بالاتر از محرومیت از خواندن به زبان مادری یا حاکمیت یافتن یک کافر و مرتد هم زبان است که بدتر از دیگران بوده و این اصلاً هیچ توجیهی ندارد. چه توجیهی می تواند داشته باشد یک مسلمان بگوید یک کافرِ مرتدِ سکولار را که هم زبان من است بیاورم، خون و جان بدهم که این کافرِ مرتدِ سکولار که ثابت کرده در کل تاریخ بدتر از طاغوت های غیر بومی و غیر محلی بوده را با خون خود بر خودمان حاکم کنیم. چرا؟ چون هم زبان من است. این ها چنین کاری را انجام می دهند.

این ها ممکن است با زبان چیزی بگویند و در عمل چیز دیگری باشند. معیار، در اینجا عملی است که انجام می دهند. این ها عملاً خودشان را با پیوستن به احزاب کافر سکولار، کافر می کنند و مهم نیست مثل طرفداران مسیلمه ی کذاب یا سجاع و سایر پیامبران دروغین به بعضی از اسلام هم عمل کنند یا خیر. آن ها که عمل می کردند، تمام پیامبران دروغین دوره ی رسول الله صلی الله علیه و سلم به بخش زیادی از شریعت اسلام هم عمل می کردند در حالی که، این مسیلمه های کذاب کنونی مثل اوجالان به این هم عمل نمی کنند.

خوب، این یک نکته، نکته ای دیگر در این جریان ارتداد و مرتد شدن بازی دیگری است که عده ای درمی آورند.  عده ای از مرتد شدن به عنوان یک ابزار در جنگ روانی علیه مسلمین استفاده می کنند. یعنی ابتدا می گویند ما مسلمان شدیم اما، به همه اعلام می کنند که ما دست از اسلام یا این گروه کشیدیم و می گویند مثلاً ما داخل این ها بودیم و از نزدیک این ها را بررسی کردیم و دیدیم این ها چه هستند؛ اما، به این دلایل دست از اسلام کشیدیم و آن را مناسب ندیدیم بلکه، مثلاً دین سکولاریسم، یهودیت، نصرانیت، مجوسیت و غیره را بهتر تشخیص دادیم، یا تمام چیزهائی که هم اکنون عده ای عملاً در حال انجام آن هستند.

این می تواند جنگ روانی و تهدیدی نرم برای عقیده و باورهای دینی مسلمین و در برابر، تبلیغی برای دین سکولاریسم و سایر کفار آشکاری باشد که این ها به آنان پیوستند. این جنگ نرم و روانی زیرکانه، بخصوص می تواند تهدیدی برای تازه مسلمانان یا مسلمین نا آگاه، ضعیف الایمان و بدبین کردن آن ها و سایر مردم که از دور اسلام را نگاه می کنند و بدبین کردن آن ها نسبت به اسلام محسوب شود.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(14- قسمت)

مشخص است که همه به گنج نمی رسند، چون گنج یک جاست و این ها هر کدام به مسیری رفته اند. مهم در اینجا این است که ما این ها را کسانی می دانیم که به گنج یقین دارند و تمام تلاششان هم بر این است که به آن برسند، اما خیلی از آن ها مسیر را اشتباه می روند و کسی هم نیست که آن ها را راهنمایی کند. شورای اولی الامری نیست که با اجماع واحدی همه را به سمت درست راهنمایی کند، برای همین، هر کدام با اعتقادی راسخ همان مسیری را جهت کشف حقیقت و دست یابی به گنج می رود که به آن اعتقاد و یقین دارد.

خوب، حالا این کجا و این که کفار یهودی، نصرانی، مجوس، صابئی و سکولار می گویند کجا؟ این کفار یا می گویند اصلاً قرآن و سنت و وجود گنج را قبول نداریم یا می گویند هیچ یک از قوانین شریعت و یا بخشی از قوانین شریعت الله را در امور زندگی دنیوی انسان ها قبول نداریم.

یا یک مذهب و مجتهد در مورد چگونگی اجرا کردن فلان حکم با مذهب و تفسیر دیگر اختلاف دارد اما، شخص کافر چه اهل کتاب یا شبه اهل کتاب باشد یا شخص کافر سکولار مثل کومله ها، دمکرات ها، دارودسته ی مسیلمه ی کذاب فعلی کُردها اوجالان، پارتی ها، یکیتی ها و غیره اصلاً خود حکم الله را قبول ندارند چه برسد به چگونگی اجرا کردن آن. یک مذهب و یک مجتهد در مورد چگونگی اجرا کردن این حکم با مذهب و تفسیر دیگر اختلاف دارد اما، این ها خود حکم الله را قبول ندارند نه چگونگی اجرا کردن آن را.

زمانی که شخص[1] می داند و یقین دارد که اهل کتاب، شبه اهل کتاب و سکولارها کافر هستند اما می گوید من یهودی، نصرانی، مجوس یا سکولارم، یا دقیق تر زمانی که شخص می گوید من کومله، دمکرات، پ.ک.ک، پارتی، یکیتی و سایر احزاب سکولار هستم یا یکی از این ها هستم، چنین شخصی بر کافر بودن خود تأکید کرده و بر کافر بودن خودش گواهی داده: «وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ»، شاهدی دادند بر نفس خودشان که کافرند. آشکار است که کافرند، این هم می گوید من هم یکی از آن ها هستم. ظاهر، این را می گوید و نیت و قلب او می ماند برای قیامت و کاری به قضاوت انسان ها در دنیا ندارد. ظاهر او این است که شاهدی می دهد «وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ» که کافرند، جزو همین گرو ها هستند. وقتی می گوید کومله، دمکرات، پ.ک.ک و یکی از این ها و یکی از این احزاب سکولار هستم. خودش شاهدی می دهد که من کافرم. وقتی می گوید یهودی، نصرانی، مجوس و صابئی هستم یعنی کافرم، خودش شاهدی می دهد.

خوب، در مورد عمل هم می توان به کسی اشاره کرد که به میل خودش وارد صف کفار آشکار شده و در صف کفار آشکار علیه مسلمین می جنگد، یا جزو آن ها و تابع قوانین آن ها شده و به میل خودش دین آن ها را پذیرفته، یا علاوه بر آن علیه مسلمین هم می جنگد، یا در یکی از احزاب سکولاریست عضو شده و طبعاً متعهد به قوانین آن حزب گردیده، یا مثل کسی که وارد یهودیت یا نصرانیت می شود. یا کسی که به میل خود قرآن را در کثافت می اندازد، یا کسی که به میل خودش به قرآن شلیک می کند. این اشخاص هر چند که چیزی هم نگویند یا دروغ ها و بهانه هائی هم سر هم کنند با همین اعمالشان از دایره ی اسلام خارج می شوند.

دیده ایم که عده ای به احزاب کافر آشکار سکولاری چون کومله ها، دمکرات ها، پ.ک.ک ها، پارتی ها و غیره به بهانه های مختلف جذب شده اند و افراد به این احزاب کافر ملحق می شوند که مثلاً مردم بتوانند به زبان خودشان بخوانند و بنویسند، یا به جای یک کافر خارجی یک کافر مرتد سکولار محلی بر مردم حاکم شود، دقت کنید دوستان، یا مثلاً مردم را در توهم نگه می دارند که فقر را از بین می برند، همان کاری که در عرض بیست و خرده ای سال در کردستان عراق مشاهده کردیم و غیر از فساد، نکبت، بی بندوباری، ظلم، بی عدالتی، دزدی و چپاولکاری کار دیگری برای این ملت نکردند. این ها آزادی و بی بندوباری دین سکولاریسم را حاکم می کنند و ده ها توطئه و دروغ دیگر که در زیر شعارهای دموکراسی، آزادی، جامعه ی مدنی و غیره قایم کرده اند.

(ادامه دارد……)


[1] منظور شخص مسلمان است، چون تمام این عذرها و تمام این گفته ها مربوط به شخص مسلمان است نه کافر، افراد جامعه ی کفار در دنیا هیچ عذری ندارند

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(13- قسمت)

 پس، انکار یک حکم شریعت الله مساوی است با انکار کل قانون شریعت الله. حکم الله در یک مورد با سایر موارد فرقی نمی کند. حکم الله را در یک مورد نپذیرفتی و حکم دیگری را جای آن گذاشتی یعنی، الله در این مورد حکیم، دلسوز، عالم و آگاه به وضع الان ما نیست بلکه، خودم، دیگران یا فلان حزب کافر سکولار اینگونه هستند و حتی، اگر این تنها حکم را هم برای صدر اسلام قبول کنی اما، برای الان مناسب نبینی و آن را قبول نکنی، در واقع می گویی که الله تعالی نعوذ بالله برای 1400 سال پیش عالم و حکیم بوده و حکم آن به درد آن زمان خورده اما، الان الله تعالی عالم، دانا، حکیم و دلسوز نیست و قوانین آن به درد الان نمی خورد؛ این حلال و حرام دین اسلام برای تا روز قیامت نیست بلکه برای برهه ای خاص از زمان است که گذشته و تمام شده است، این کفر آشکاری است که شکی در آن نیست.

در رِدّه، چیزی به نام رِدّه ی اصغر و رِدّه ی اکبر وجود ندارد. ردّه، ردّه است. حالا، ممکن است مال یکی (مُغَلّظِه) تند و شدید باشد و مال یکی دیگر (مجرّده) و ساده. یکی برود یهودی یا نصرانی یا سکولاریست شود و کاری به کار کسی نداشته باشد، به کسی آزار نرساند؛ یا یکی از حلال های الله را حرام کند یا یکی از حرام های الله را حلال نماید (حرامی را حلال و حلالی را حرام کند). مثل کسی که واجب بودن نماز را انکار کند و کاری به کار کسی نداشته باشد و به کسی آزار و اذیت نرساند به او می گوییم مجرده یا ساده، و ارتداد او ساده است؛ یا شخص جزو یکی از این کفار آشکار شود و شروع کند به دعوت منفی و ایجاد جنگ روانی علیه اسلام و مسلمین، یا شروع کند به جنگیدن با مسلمین و جلوگیری کردن از تطبیق قانون شریعت الله و خودش را تبدیل کند به یک مانع که باید برداشته شود یا حتی تبدیل شود به «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» یعنی پيشوا و امام و سرِ كفر، و یا تبدیل شود به یکی از اهرم ها و نگهدارنده های «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» و یا دشمن صائلی شده باشد که چاره ای جز دفع آن نباشد. در هر دو صورتِ ساده و شدید آن، حکم ردّه یکی است، هرچند ممکن است در چگونگی برخورد با این ها، و چگونگی دفع این ها، متناسب با میزان خطری که ایجاد می کنند اولویت بندی هایی شود.

نکته ی اساسی که در اینجا لازم است به آن توجه شود این است که، این برگشتنِ آگاهانه و اختیاری اشخاص تفاوت بنیادینی با تأویل یا اجتهاد فلان عالم یا فلان مذهب از منابع شرعی دارد. هر کدام از این مذاهب و مجتهدین می گویند ما به قانون شریعت الله ایمان و یقین داریم. ظاهرا آن ها چنین چیزی می گوید؛ آن ها می گویند ما به قانون شریعت الله ایمان و یقین داریم اما، به نظر ما منظور الله تعالی از این آیه این است، یا منظور رسول الله صلی الله علیه و سلم از این سخن چنین می باشد و دیدگاه، تأویل و تفسیر جداگانه ای از آیه، روایت، حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم یا رویدادهای تاریخی دارند.

 بدون شک، یکی از این آراء صحیح بوده و سایر آراء صحیح نیستند، اما چون شورای واحدی وجود ندارد در نتیجه، امت واحدی هم وجود ندارد و اجماع واحدی هم به وجود نمی آید تا رأی واحدی را این اجماع به مسلمین ارائه دهد، برای همین تا آن زمان این اختلاف ادامه پیدا می کند و این اختلاف در اجتهادات مذاهب و فرق موجود در دایره ی اسلام و اختلاف در تأویلات آن ها، هرگز مخالفت با فلان آیه یا فلان فرموده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم نیست، بلکه مخالفت با برداشت، تفسیر و تأویل دیگران از همان آیه یا روایت می باشد. پس، مخالفت با اجتهادات و تأویلات انسان از قرآن و سنت به معنی مخالفت با خود قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم نبوده و نیست. این نکته ای است که باید خیلی به آن دقت شود.

مثال این ها، همچون گروهی است که یک نقشه ی گنج دارند و همه می خواهند به آن برسند و تمام تلاششان هم بر این است که به آن دست پیدا کنند اما، هر کدام به شیوه ی خودش نقشه را می خواند و آن را تفسیر می کند و بر اساس همین برداشت خودش نهایت تلاش خود را می کند که به گنج برسد و مسیری جدا از دیگران را برای رسیدن به این هدف انتخاب می کند. می خواهد از مسیری که خودش درست می داند و همان چیزی که از نقشه فهمیده از همان مسیر برود.مشخص است که مسیرهای مختلفی به وجود می آید اما، هدف همه ی آن ها یکی است.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)  

اما، این نکته، وظیفه و اولویت مهم هم، پیش شرط آن این است که نباید ما قواعد بنیادین و زیربنائی شریعت الله را کنار بگذاریم و بچسبیم به سناریوهائی که از طرف دشمنان دانا و دوستان جاهل برای مسلمین چیده شده و مسلمین را به اولویت های درجه چندم و حتی امور انحرافی مشغول کرده اند.

باید دقت شود و به مسلمان رسانده شود که باید تسلیم هر چیزی شوند که به آن یقین پیدا کرده اند و یا در آینده یقین پیدا می کنند که از طرف الله آمده است، و این یعنی بزرگ ترین خدمت به دعوت، وحدت، تشکیل حکومت اسلامی در سرزمین هایی که از آن محروم اند و از میان رفتن تدریجی آلودگی های عقیدتی و رفتاری مسلمین.

علاوه بر این، شخص مسلمان باید متوجه این نکته ی اساسی و بسیار خطرناک شود که فرق نمی کند  و مهم نیست شخص مسلمان «آگاهانه»، عمداً و با میل خود کدام حکم و دستور الله و قانون شریعت الله را کنار می گذارد و آن را قبول نمی کند، و کوچک و بزرگ هم ندارد، مهم این است که نعوذ بالله، الله را در یکی از احکام آن جاهل می داند و خودش یا سایر مخلوقات را در این مورد عالم تر، عاقل تر، حکیم تر، دلسوزتر، با تدبیرتر و مفید تر از الله دانسته است و این یعنی، شریک قائل شدن برای الله و حتی توهین به الله. همین به تنهائی او را از دایره ی اسلام خارج می کند؛ هرچند که در مورد ریزترین و کوچک ترین دستورات الله در شریعت باشد، و هر چند که تمام عبادات دیگر را هم انجام دهد.

 الله تعالی چنین توهینی را هرگز نسبت به خودش نمی بخشد:«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا».همین یک مورد مخالفت باعث می شود تمام عبادات و اعمال خود را -هر کسی که خودش را مسلمان می داند- تمام اعمال خوب وی هم باطل شوند و بی ثمر، حتی فرقی نمی کند این کار نادرست را یک پیامبر انجام دهد یا هر شخص دیگری که باشد: «وَلَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ» و الله تعالی او را به خاطر همین توهین آشکارش در جهنم قرار می دهد. رسول الله صلی الله عليه و سلم فرموده است: “إِنَّ الرَّجلَ لیكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ مِنْ سُخْطِ اللَّهِ لایرَى بِهَا بَأْسًا فیَهْوِی بِهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ سَبْعِینَ خَرِیفًا”.[1]

این کار خیلی خطرناکی است و نمی توان در آن سهل انگاری کرد. در این زمینه، کسی نمی تواند آن را دست کم بگیرد، کسی نمی تواند سهل انگاری کند، این چیزی نیست که قابل شوخی کردن باشد این ریسک و قماری نیست که در آن شرکت کنی و احتمال بدهی، کل آن را باخته، کل آن نابودی است.

در این زمینه، چگونگی برخورد صحابه با منکرین زکات می تواند نمونه ی عینی باشد. منکرین با وجود انجام سایر عبادات، به دلیل انکار همین یک حکم الله، مثل سایر مرتدین با آنان برخورد شد، یعنی با آن هایی که تنها و تنها یک حکم الله را منکر شده بودند و آن را قبول نداشتند، به همان شیوه ای با آن ها برخورد شد که با کسانی برخورد می شد که کل قانون شریعت الله را کنار گذاشته بودند و خودشان حتی ادعای پیامبری هم داشتند. با همه یکسان برخورد شد.

(ادامه دارد……)


[1]– ابن ماجه محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجة، تحقیق  محمد فؤاد عبد الباقی، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1395 هـ ، ص 312 

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(11- قسمت)

خوب، در اینجا، دیگر صحیح نیست که بگوییم اگر با این 10 مورد یا 20 مورد یا 100 مورد یا فلان تعداد مخالفت شود شخص از دایره ی اسلام خارج می گردد، یا شخص با این چند مورد دچار نواقض اسلام می شود. دیگر اینجا معنی پیدا نمی کند، 10، 20، 30 یا چند مورد معنی پیدا نمی کند، چنین چیزی هیچ اساسی هم در میان ائمه و بزرگان این امت در قرون اولیه ندارد.

این صحیح است که امکان دارد در یک جامعه، مسلمین اولویتشان مبارزه با انحرافی باشد و در جامعه ای دیگر چیز دیگری باشد، یا مفاسد و مواردی وجود داشته باشند که در میان همه شایع باشند و مسلمین فعلاً بر روی این موارد انگشت بگذارند. در هر صورت، مسلمین هر منطقه ای متناسب با وضع موجود خودشان اولویت هایشان را تعیین می کنند و به نیازهای روزشان پاسخ مناسب می دهند. حالا، اگر شما تنها به چند موردی چسبیدی که چند روز پیش یا چند ماه پیش یا چند سال پیش نیاز تو بوده و الان نیاز تو چیز دیگری است و از نیازهای دیگر خود غافل شدی، در اینجا شما با تقلید نابجا مسیر را گم کردی، و نتوانستی خودت را متناسب با نیازهای روز خود آپدیت و به روز کنی، و می توان گفت تو به امروز و این جامعه تعلق نداری، تو مومیایی سخنگوئی هستی که مانع هم شدی.

به عنوان مثال، ممکن است در دوره ای در عربستان سعودی پس از تشکیل قدرت حکومتی، دقت کنید پس از تشکیل قدرت حکومتی، مشکل آن ها اصلاح اشتباهات مسلمین در مورد زیارت قبور، توسل غلط، ندانستن آداب صحیح طهارت و مواردی اینچنین بوده باشد، و این مشکل را با پشتوانه ی قدرت حکومتی که به دست آورده بودند و به سبک خودشان رفع کرده باشند و تمام شده باشد و گذشته باشد و می دانیم سال هاست از چنین پدیده هائی در عربستان خبری نیست. اما، عده ای هنوز به همین موارد چسبیده اند و از نیازهای روز جامعه و مفاسد روز جامعه ی خودشان غافل شده اند.

ساعت ها و بلکه روزها و سال های متمادی را به تکرار همین موارد برای ملت خودشان اختصاص می دهند و ده ها کتاب، شرح، صوتی و تصویری از طریق رسانه های مختلف و غیره در این زمینه ها ارائه داده اند در حالی که، سال های سال است حکومتی طاغوتی، خائن و غیر اسلامی دوباره بر سرزمین وحی حاکم شده که منبع تمام مفاسد اعتقادی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و غیره هم برای خود ملت عربستان شده و هم مصیبتی غیر قابل انکار برای تمام سرزمین های مسلمان نشین و مانعی اساسی در برابر مسلمین آزادی خواه و خادمی صادق برای کفار سکولار جهانی چون انگلیس، آمریکا و دیگران شده، و هر جا مسلمان آزادی خواهی کشته می شود یا گلوله های آل سعود در کشتار آن ها سهیم است یا دلارهای آن ها.

حالا، به نظر شما در چنین سرزمینی چسبیدن به چند مورد از منکرات حل شده تحت عنوان نواقض اسلام و رها کردن سایر موارد اساسی دیگر، خدمت به اسلام و مسلمین است یا خیانت و توطئه ای عظیم علیه مسلمین و مشغول کردن مسلمین به امور انحرافی؟ این همان توطئه ای است که سال های سال است از کانال سیستم فاسد آل سعود بر ملت ستمدیده و در حال فاسد شدن سرزمین وحی تحمیل می شود. روز به روز ملت را فاسدتر می کند.

هم اکنون هم در اکثر سرزمین های مسلمان نشین که نعمت اساسی حکومت اسلامی از آن ها برداشته شده و اکثر مسلمین از چنین نعمتی محروم هستند، پس از پذیرش اسلام مجمل و اسلام کلی از طرف مسلمین آن سرزمین، اولویت اساسی و زیربنائی آن ها تشکیل دادن حکومت اسلامی و از بین بردن حکومت های طاغوتی است که تنها و تنها از طریق وحدت، شورا و پرهیز از تفرق انجام می شود. قدرت حکومت اسلامی در منطقه ای مساوی است با از بین بردن تدریجی تمام مفاسدی که در طول قرون متمادی مسلمین به آن دچار شده و به آن آلوده شده اند. این، عروه و دستگیره ای است که مسلمین با از دست دادن آن دچار انواع مصیبت ها شده اند. اگر می خواهی جلو این همه مصیبت را بگیری و آلودگی ها را از بین ببری، اولویت نخست تو باید تشکیل چنین حکومتی باشد. اگر می خواهی جلو رسیدن آب مسموم را بگیری، راه آن بستن فلکه ی اصلی و راه آن از بین بردن حکومت های طاغوتی در جوامع مسلمین است.

(ادامه دارد……)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(10- قسمت)

خوب، دقت کنید دوستان ، گفتار یا عمل مثل این که شخص بگوید خدا این را گفته و یقین دارم که الله این را گفته اما، من این را قبول ندارم و چیز دیگری را قبول دارم. دقت کنید، گفتاری که باعث ارتداد می شود این است که شخص بگوید خدا این را گفته و یقین دارم که الله این را گفته، برایم آشکار و روشن است و یقین دارم که الله این را گفته اما، من این را قبول ندارم و چیز دیگری را قبول دارم.

مثلاً خدا گفته حکم باید بر اساس قانون شریعت الله باشد اما این فرد بگوید نه، حکم باید بر اساس دین سکولاریسم باشد یا یکی از مذاهب دین سکولاریسم که می خواهد باشد. یا حتی پایین تر و جزئی تر از آن، مثلاً بگوید من همه چیز اسلام را قبول دارم اما، این حرف خدا را مثلاً در مورد روابط خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی، جزائی، حقوقی، آموزشی و غیره قبول ندارم، می داند که الله این ها را گفته اما می گوید قبول ندارم، یا این حرف خدا را در مورد حرام بودن شراب قبول ندارم، یا این حرف خدا را در مورد زنا قبول ندارم، یا خدا این را در مورد جزئی ترین مسائل مثل خوراک، راه رفتن، سلام کردن و سایر امور بسیار ریز و جزئی دیگر گفته و می گوید من می دانم و یقین دارم که خدا این را گفته اما، من این مورد بسیار ریز و جزئی را قبول ندارم. چنین شخصی بدون تردید با این سخن، از اسلام خارج می شود و این سخن او را به عقب برمی گرداند. این سخن باعث می شود که او را به عقب برگرداند، چون این سخن مال الان نیست، این سخن مال گذشته است، مال آن دنیای کفر است که قبلاً از آن به اسلام آمده است. این سخن او را به عقب برمی گرداند از این جلویی که آمده و تقدم و پیشرفتی که داشته او را به عقب برمی گرداند و عقب گرد می کند، همین یک سخن.

ببینید، الله تعالی در مورد کسانی که به بعضی از قانون شریعت الله ایمان دارند و به بعضی دیگر نه، چه می فرماید: «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ  وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ  وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ* أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ  فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ» (بقره/85-86)، آیا به بخشی از (دستورات) کتاب (آسمانی) ایمان می‌آورید و به بخش دیگر از (دستورات آن) کفر می‌ورزید و قبول نمی کنید؟ برای کسی که از شما چنین کند، جز خواری و رسوائی در دنیا نیست، و در روز قیامت (چنین کسانی) به سخت‌ترین شکنجه‌ها برگشت داده می‌شوند و خداوند از آنچه می‌کنید بی‌خبر نیست.‏اینان همان کسانی اند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‌اند لذا، در شکنجه و عذاب آنان تخفیف داده نمی‌شود و ایشان یاری نخواهند شد

این، سرنوشت کسانی است که معتقد باشند الله حکمی را نازل کرده اما، تنها به بخشی یا جزئی از آن ایمان نداشته باشند. شخص معتقد باشد که الله قرآن را نازل کرده و محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم از طرف همین الله آمده اما، این شخص به بخشی از قوانینی که الله فرستاده ایمان بیاورد اما به بخشی دیگر ایمان نیاورد و منکر شود و آن ها را رد کند. این ها مشمول «فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ  وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ»، خواری، پستی و رسوائی در دنیا و شدیدترین عذاب ها در قیامت می شوند. اما، اگر همین شخص بگوید همه را قبول دارم اما آن ها را انجام ندهد، دچار گناه شده است. نه این که همه را انجام ندهد بگوید بعضی از چیزها را انجام نمی دهم مثلاً فرد می گوید مشروب حرام است خدا گفته ولی مشروب می خورد اگر شخصی بگوید همه را قبول دارم اما این مواردی را انجام ندهد دچار گناه شده است و از اسلام خارج نمی شود؛ مثلاً بگوید می دانم الله گفته این حرام است و قبول هم دارم که حرام است اما آن را انجام می دهم.

(ادامه دارد…..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(9- قسمت)

حالا  چه چیزی باعث می شود یک کافر پنهان، منافق و سکولارزده به یک کافر آشکار و مرتد تبدیل شود؟ یا به عبارتی دیگر چگونه سکولارزده، منافق، منافقین و دارودسته ی آن ها به کافر آشکار و مرتد و مرتدین تبدیل می شوند؟

به صورت مختصر می توان گفت که، هر قول و عملِ کفری که ابتدا آن را «آشکارا» در برابر قانون شریعت الله قرار دهد و به همراه این، این قول یا عملش او را «آشکارا» از جامعه ی مسلمین جدا کند و او را به عقب برگرداند، و این قول و عملش جز كفر «آشکار»، قابل تأويل به چيز ديگری نباشد، و این قول و عمل هم بر اثر آگاهی، علم و اختیار از طرف شخص مکلفی باشد و عذری شرعی نداشته باشد. همین. 

البته، شافعی ها صرفِ نیتِ کفر را هم مشمول ارتداد دانسته اند.[1] نیت یعنی، مثلاً اینکه شخصی تصمیم قطعی داشته باشد که اگر در آینده فشار مسلمین از روی وی برداشته شد و قانون سکولاریسم حاکم شد، که می دانیم تحت عنوان آزادی شخصی، آزادی دین و غیره از او حمایت ‌می کند و کسی نمی تواند به او صدمه بزند، در این صورت، چنین شخصی می گوید آن زمان تصمیم می گیرد اگر زمینه فراهم شد مثلاً جزو یکی از احزاب سکولاریست می گردد، یا یهودی، نصرانی، مجوس و غیره می شود، یا اگر توانست و پایش به اروپا یا آمریکا باز شد در آینده دست از دین اسلام بکشد.

در نظر شافعی ها این تصمیم و نیت قطعی به کافر شدن در آینده، باعث کافر شدن وی در حال می شود. حتی تردید در این که در آینده کافر می شود یا نه، باز این هم باعث کافر شدن وی در حال می گردد، یا بگوید اگر در آینده این کار انجام شود من کافر می شوم. مثلاً اگر این شخص یا این گروه یا این حکومت دروغ گفت یا خیانت و دزدی کرد یا فلان کار را انجام داد من قانون شریعت الله را رها می کنم و عضو فلان حزب سکولار می شوم، یا یهودی، نصرانی و غیره می شوم؛ یا اگر کسی به من پناهندگی بدهد من نصرانی یا یهودی می شوم، یا اگر فلان حزب سکولار بتواند مرا به اروپا برساند من عضو همین حزب سکولار و کافر می شوم. یا بگوید اگر در آینده این کار انجام نشود من کافر می شوم. مثلاً اگر آب، برق و سایر امکاناتم را حکومت اسلامی تأمین ننماید و شکمم را سیر نکند من کافر می شوم و عضو فلان حزب سکولاریست، یهودی، نصرانی و غیره می شوم که این امکانات را برایم تأمین می کند و به من می دهد.

این شخص، اسلام خود را به کاری در آینده موکول می کند که اگر طبق میل وی پیش رفت یا نرفت این فرد کافر می شود. در هر صورت، رضایت به کفر باعث کافر شدن می گردد، چه این رضایت را به آینده موکول کند یا در زمان حال باشد، و این شخص در حال حاضر کافر می شود. دین و ایمان چیزی نیست که به خاطر فساد یا خوبی فلان گروه، فلان دسته، فلان اشخاص، فلان حکومت یا به خاطر خوبی و بدی  تمام دنیا از آن دست کشید. شافعی ها به این شیوه، صرفِ نیتِ کفر را باعث کافر شدن می دانند و چنین چیزی را مشمول حکم ارتداد می دانند.

البته، نیت چیزی نیست که دیگران بتوانند درمورد آن قضاوت کنند و تنها این مسأله را به مسلمین گوشزد می کند که مسلمین حواسشان باشد حتی نیتی نکنند که آن ها را مرتد نماید. اما، آنچه همه بر آن اتفاق نظر دارند ارتداد از طریق زبان و عمل (از طریق سخن و کردار) است. هر چند که، اگر موردی چون حاطِب رضی الله عنه وجود داشته باشد و مرتکب گفتار یا عملی ارتدادی شده باشد، باز هم باید با توجه به قرائن و دلایلی که می آورد، و با توجه به سابقه ی فردی وی، به قصد و نیت او از این رفتار نگریسته شود و به قصد و نیت این شخص از انجام چنین عمل یا گفتار کفری توجه شود.

(ادامه دارد…….)


[1]– المجلس‏الاعلی للشؤون الاسلامیة، موسوعة جمال عبدالناصر، قاهره، المجلس الاعلی، 1389ق، ج 4، ص 252

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(8- قسمت)

در اینجا، شک وجود دارد که شخصی که در دارودسته ی منافقین و سکولارزده هاست و دچار عملی شده که الله تعالی او را تکفیر کرده، توبه اش راستین است یا دروغین؟ اما، اطمینان داری و یقین داری که توبه کرده است. این یقین جایگاهش بالاتر از شک و گمان می باشد و کسی که با یقین وارد اسلام شده با شک، گمان و احتمال نمی توان او را از اسلام خارج کرد.این یک قاعده ی کلی است که اهل قبله آن را پذیرفته اند.

 تمام این جرمها و گناهان برای یک مسلمان در دنیا در حد گناهان کبیره یا صغیره باقی می مانند واگر شخص مسلمان یا مؤمن مرتکب هر یک از این جرمها شود که روشن و آشکار، باعث کافر شدن وی میشود اما، به دنبال ارتکاب جرم توبه کند و خودش را جزئی از جامعه ی مسلمین بداند و از صف آن ها جدانشود، چنین توبه ای از وی پذیرفته می گردد، و باز مثل مسلمین با او برخورد میشود. حتی اگر تمام جرمهای منافقین و سکولارزده ها را هم مرتکب شود باز، مثل یک مسلمان سکولارزده با آن ها برخورد میشود. اما، اگر بار دیگر همین جرم سنگین و مشخص را تکرار کردند و به عواقب دنیوی آن آگاه شده بودند و همان بار اول هنگام ارتکاب جرم،اتمام حجت رسولی شده بودند و عذری شرعی نداشتند، آنوقت عذر به جهل هم برایشان نمی ماند و مشمول حکم کسانی میشوند که آگاهانه، عمدی و با میل و اختیار خودشان مرتکب جرمی شده اند.

نکته ای که لازم است در این زمینه به آن اشاره شود زمان اقامه ی حجت نبوی بر شخص است. چون ممکن است شخص مرتکب جرم به این بزرگی شود، اما روزها و بلکه سالها طول بکشد تا کسی بیاید و حجت رسولی را به این شخص مسلمان برساند. در این صورت، فاصله ی زمانی رساندن این حجت نبوی به شخص مسلمان باعث تغییر حکم نمیشود، و این شخص مسلمان تا زمان رسیدن حجت رسولی به او باز در حکم مسلمانِ جاهلِ دارای عذر باقی می ماند، و اگر حجت نبوی به وی رسید توبه ی او پذیرفته میشود هر چند که توبه ی دروغینی هم باشد، و قبل از توبه بازبا داشتن چنان جرم سنگینی باز از دایره ی اسلام خارج نمیشود، هر چند که ساعتها و بلکه روزها، ماهها و سالها با چنین جرم سنگینی زندگی کرده باشد. مهم این است که چنین شخصی که دچار چنین جرمی شده حجت رسولی به او برسد، به جرم خود آگاه شود، آگاه شود به این که اگر دوباره آن را تکرار کند حد آن چیست؟ چه عواقبی در انتظار اوست؟ و تا زمانی که به این مرحله نرسیده این شخص باز هم جزو مسلمین حساب می شود و نمی توان او را از دایره ی مسلمین خارج کرد.

این یکی از همان نکات اصلی است که مسلمین در دیپلماسی و روش برخورد با مسلمینِ مجرم یادشان رفته و باید به آن ها یادآوری شود که این روش برخورد، این سنت اهل قبله دوباره در میان آن ها زنده شود و روش برخورد بهتری با مسلمینِ مجرمِ خطاکار داشته باشند که چنین گفتار و اعمال مجرمانه ای را مرتکب شده اند.

(ادامه دارد……)