من در گروهی هستم که بعضی از اشخاص به آیات و سنتهای پیامبر شوخی می کنن حتی آنها را قبول ندارند. آیا من هم چون در این گروه هستم گناهکار می شوم ؟ من باید چکار کنم ؟

السلام علیکم و رحمه الله . من در گروهی هستم که بعضی از اشخاص به آیات و سنتهای پیامبر شوخی می کنن حتی آنها را قبول ندارند. آیا من هم چون در این گروه هستم گناهکار می شوم ؟ من باید چکار کنم ؟

  • علیکم السلام ورحمه الله و برکاته

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

الله تعالی می فرمایند: وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُکَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً ‏(نساء/۱۴۰)خداوند در کتاب (قرآن، این حکم را) بر شما نازل کرده است که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده می‌شود و آیات خدا به بازیچه گرفته می‌شود، با چنین کسانی منشینید تا آن گاه که به سخن دیگری بپردازند (و دست از کفر و شوخی نابهنجار خود بردارند ) . بیگمان در این صورت (که با ایشان همنشین می‌شوید و به استهزاء آنان گوش فرا می‌دهید) شما هم مثل آنان خواهید بود (و در استهزاء به قرآن شریک ایشان خواهید گشت) . شک نیست که خداوند منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد می‌آورد؛ (پس از مخالطه و مجالسه ایشان بپرهیزید تا همراه آنان به آتش دوزخ گرفتار نیائید) .‏

در زمینه ی حضور ما در گروهها و کانالهای اطلاع رسانی باید این را بدانید که یک حد و حدودی برای با هم بودن وجود دارد،  شماحق ندارید تحت عناوین و شعارهائی چون تسامح و مدارا و تحمل مخالف و آزادی بیان و عقیده و غیره  در گروهی باشید که به یکی از قوانین شریعت الله بی احترامی می شود و شما سکوت کرده باشید.

در زمان عمر بن عبدالعزیز رحمه الله ۵ نفر را به جرم نوشیدن شراب آوردند، یکی از اینها روزه بود و تنها نزد این ۴ نفر نشسته بود گفتند چکار کنیم؟ . عمربن عبدالعزیزرحمه الله  با ذکر این آیه فرمود حد را از همین شخصی شروع کنید که روزه بوده،  اینهم یکی مثل آنهاست.

اما در چنین موقعیتهائی چه باید کرد ؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:  مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِكَ أَضْعَفُ الإِيمَانِ[1] كسيكه از شما كار زشت و منكری را ديد بايد آن را با دست خود تغيير دهد، اگر نتوانست با دست تغيير دهد، با زبان و گفتار خود تغيير دهد، و اگر نتوانست با زبان تغيير دهد، با دل خود آن را انكار كند و اين مرحله يعنی انكار به وسيله دل ضعيف ترين ايمان است.

در این صورت فضای مجازی عرصه ی زبان و قلب است، اگر با زبان نتوانستی این منکر را تغییر دهی باید با قلبت آنرا انکار کنی و انکار با قلب هم یعنی مبارزه ی منفی . حداقل صداقت شما در مبارزه ی منفی هم کناره گیری و همراهی نکردن با این مجرمین است.اگر کناره گیری نکردی  نشان از عدم صداقت شماست.  چون عمل قلب و قصد انسانها در دنیا تنها از طریق اعمال ظاهری مشخص می شوند. مادام که  شما با اینها هستی نشان میدهد که واقعا با این مجرمین هستی و عضوی از همین دارودسته هستی .

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ابوحمزه المهاجر هورامی

۱/۱۱/۱۳۹۶


[1] أخرجه مسلم وأبو داود والترمذي والنسائي عن أبي سعيد الخدري

چگونگی انجام  آمادگیهای نظامی به عنوان یک واجب شرعی در جوامع مختلف موجود

چگونگی انجام  آمادگیهای نظامی  به عنوان یک واجب شرعی در جوامع مختلف موجود

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

زمانی که الله متعال امر فرمود که : «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً» (اعراف/ ۱۵۸)  بگو : من فرستاده‌ي خدا به سوي جملگي شما هستم . قطعا این استراتژی موجب واکنشی خشن از جانب دشمنان قانون شریعت الله خواهد گردید که الله تعالی می فرماید: .. وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ ..  (بقره / ۲۱۷  ) (مشركان غیر اهل کتاب = سکولاریستها) پيوسته با شما خواهند جنگيد تا اگر بتوانند شما را از آئينتان برگردانند . و در برار این جنگ و کشتار دائمی مشرکین، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:  لایزال طائفه من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین علی الناس …

در تمام این آیات و احادیث از کلمه ی قتال استفاده شده است تا راه را بر هر گونه تاویل فاسدی ببندد .  بر این اساس در میان مسلمین زمانی که از جهاد صحبت می شد منظور بکار گرفتن نهایت سعی و تلاش در قتال و جنگ با کفار و طاغیان بود که از طریق مال و نفس و تبلیغ صورت می گرفت .

  • امام احمد و نسائى روایت کرده اند که: انس رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: «مشرکان را جهاد کنید با مال و نفس و زبانهایتان.»
  • در صحیحین آمده که:«از رسول الله صلى الله علیه و سلم سؤال شد: چه عملى بهترین است؟ گفت: ایمان آوردن به خدا و رسولش – گفته شد سپس چه چیزى؟ گفت: جهاد در راه خدا – گفته شد سپس چه چیزى؟ گفت: حج مقبول.»
  • در صحیحین آمده که: «رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: دوست داشتم که در راه خدا جهاد کنم و سپس کشته شوم و دوباره جهاد کنم و دوباره کشته شوم و دوباره جهاد کنم و دوباره کشته شوم.»

بر همین اساس الله تعالی صراحتا  می فرماید :« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ » كه جهاد برشما فرض گشته (کتب) به معنای فرض گشته است همچنان که همین لفظ برای واجب شدن روزه« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ » روزه برشما فرض گشته وقصاص « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى » قصاص برشما فرض گشته وحتی نماز « إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا »  بکار رفته است.

جابر بن عبدالله  در تفسير آيه ي : لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا . يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايند  . [۱]

ابن تيميه می گوید: فالمقصود من إرسال الرسول وإنزال الكتب أن یقوم الناس بالقسط فی حقوق الله، و حقوق خلقه. يعني هدف از فرستادن پيامبران و نازل كردن (كتاب) اين است كه مردم جهت برپاي داشتن عدالت و دادگري در حقوق الله و حقوق بنده گان الله به پا خيزند .[۲]

ابن تیمیه باز می گویند: “ودين الإسلام: أن يكون السيف تابعا للكتاب، فإذا أظهر العلم بالكتاب والسنة وكان السيف تابعا لذلك كان أمر الإسلام قائما”  یعنی: و دین اسلام به این شیوه است که : شمشیرباید به همراه و تابع کتاب (قرآن ) باشد ، اگر علم با قرآن و سنت آشکار گردید و شمشیر نیز همراه و دنباله رواین دو بود ، در این صورت عمود و ستون دین پابرجامی ماند . فقوام الدين بكتاب يهدي و سيف ينصر وكفى بربك هاديا ونصيرا .

الله تعالی می فرماید:  وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ  وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (انفال/۶۰)

در تفسير اين آيه، عقبة بن عامر از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنيده است كه بر روى منبر بعد از قرائت اين آيه سه بار فرمود:” ….أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ” [۳] آگاه باشيد كه براستى منظور از (قوه)، تیراندازی است. اين تفسير از جانب رسول خاتم صلی الله علیه و سلم در حقيقت نصى است در برابر کسانی که خیال می کنند ما عمر نوح داریم و ابتدا باید دههاسال و بلکه قرنها به آمادگیهای علمی، اقتصادی، تربیت و تزکیه درونی بپردازیم و دشمنان از علم و دانش و تربیت و مال ما به ترس و وحشت بیافتند و به ما حمله نکنند و… البته وقایع اندلس و سایر سرزمینهای مسلمان نشین واقعیت این توهم تلخ را به نمایش گذاشته است .

از حديث به درستی روشن است كه قوتى كه خداوند متعال براى آماده ساختن آن امر مى كند نيرو و قدرت مادى است كه شامل سلاحهاى مختلف تيراندازى و چگونگی به كارگيری و تمرين نمودن بر روى آن است . خلاصه مطلب اين است كه اهميت تمرينات نظامى از آنجا پيداست كه يكى از صورتهاى آمادگى براى جهاد است و جهاد، راه رهايى مسلمانان از خشم و غضب پروردگار متعال و راه خلاص شدن از زندگى ذلت بار و پستى است که امروز بسیاری در آن به سر می برند.

ادامه خواندن “چگونگی انجام  آمادگیهای نظامی به عنوان یک واجب شرعی در جوامع مختلف موجود”

آمادگی و حفاظت از اسلحه ی خبرگیری و خبر دهی در محافظت از دنیا و قیامت خود

آمادگی و حفاظت از اسلحه ی خبرگیری و خبر دهی در محافظت از دنیا و قیامت خود

بسم الله و الحمدلله

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است. او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان واز بدی های اعمالمان. هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد، و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی او است».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
 «ای مردمان! از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید. بی گمان خداوند مراقب شما است».

« یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ در نتیجه، خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / 70) اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

«اما بعد: راست ترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به دلیل اهمیت و حساسیت مساله ی آمادگی و حفاظت از اسلحه ی خبرگیری و خبر دهی و محافظت از دنیا و قیامت خودمان که یکی از نیازهای روز مسلمین در وضع موجود شده است، سعی می کنیم به صورت مختصر و مفید آگاهی هائی را در این زمینه با هم ردو بدل بکنیم به امید آنکه، در این زمینه ی مشخص و مهم هم، که به نحوی به عملیات روانی وجنگ سرد ونرم ربط دارد، اسلامی برخورد کنیم.

  • معرفی و شناسائی اجمالی «مثلث دروغ سازی» که الله تعالی واضح و روشن آنها را معرفی کرده است:

الله تعالی به رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: « وَأَنزَلْنَا إِلَیکَ الذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ» (نحل/44) «و قرآن را بر تو نازل کرده‌ایم تا این که چیزی را برای مردم روشن سازی که برای آنان فرستاده شده است.»

علاوه بر این الله تعالی به مسلمین اطمینان خاطر می دهد که : « وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ» (نجم/ 3-4) «‏ و از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید. ‏ آن  جز وحی و پیامی نیست که (از سوی خدا بدو) وحی و پیام می‌گردد.» ‏

الله تعالی با این توضیحات و روشنگریهای مختلفی که در قرآن ارائه داده است دستور می دهد :«وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (حشر/ 7) «چیزهائی را که پیغمبر برای شما   آورده است اجراء کنید، و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید.»

 بر این اساس الله تعالی با یک شرط خطرناک می فرماید:  قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ (آل عمران/31) « بگو : اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید.»

چرا چنین شرط خطرناکی گذاشته شده است؟ چون: مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ (نساء/ 80) « هر که از پیغمبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده است.»

به همین دلیل است که الله تعالی  با سوگندی مهم اطاعت از رسول الله صلی الله علیه وسلم را به ایمان شخص ربط می دهد و می فرماید : فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (نساء/ 65) « ‏ امّا، نه ! به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمی‌آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم (قضاوت تو) باشند. ‏»

و باز الله تعالی با قرار دادن شرطی خطرناک می فرماید :  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ‏ (نساء/59) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از خدا (با پيروي از قرآن) و از پيغمبر (با پیروی از سنّت او ) اطاعت كنيد، و از اولی الامر و متخصصین امر خود فرمانبرداري نمائيد و اگر در چيزي اختلاف داشتيد آن را به خدا ( با عرضه به قرآن ) و پيغمبر او ( با رجوع به سنّت نبوي ) برگردانيد اگر به خدا و روز قیامت ايمان داريد . اين كار براي شما بهتر و خوش فرجام‌تر است .‏

با مقدماتی مثل این است که الله تعالی متخلفین چنین پروسه ای را به بلائی بزرگ و عذابی دردناک وعده می دهد و می فرماید: فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (نور/ 63)  آنان كه با فرمان او مخالفت مي‌كنند، بايد از اين بترسند كه بلائي گريبانگيرشان گردد، يا اين كه عذاب دردناكي دچارشان شوند.

با این وجود چون کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم مثل قرآن نیست که امکان دروغسازی و دستبردن در اون نباشد، رسول الله صلی الله علیه وسلم هشدار میدهد که مسلمین در نقل سخنانش دقت بیشتری داشته باشند چون : إنَّ كَذِبًا عَلَيَّ ليسَ كَكَذِبٍ علَى أَحَدٍ، مَن كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا، فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ. [1]«دروغ بستن بر من مانند دروغ بستن بر دیگران نیست، هرکس عمدا بر من دروغ ببند، باید جایگاه خود را (در روز قیامت) بر آتش جهنم مهیا سازد» و الله تعالی در مورد دروغ بستن به نام اسلام و الله می فرماید : « إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُون‏» (نحل/105) ‏تنها و تنها كساني ( بر زبان خدا ) دروغ مي‌بندند كه به آيات خدا ايمان نداشته باشند. و در حقيقت آنان دروغگويان واقعي هستند.

علاوه بر این بازپخش نمودن دروغ دروغگویان و شایعه سازان، بدون اینکه به صحت و سقم آن اطمینان حاصل شده باشد باز شخص را در ردیف دروغگویان قرار میدهد : کَفی بِالمَرءِ کِذباً أَنْ یُحَدِّثَ بِکُلِّ ما سَمِعَ.  برای دروغگویی فرد همین کافی است که آنچه را می‌شنود (بدون تحقیق) برای دیگران بیان کند.

پس برای پرهیز از عواقبی که از بازگو نمودن سخنی که  متعلق به ایشان نباشد و اینکه دروغی را دیگران ساخته اند ما منتقل نکنیم، علمای اسلامی سخنان منتسب به رسول الله صلی الله علیه وسلم را به انواع مختلف حدیث صحیح، حدیث حسن و روایات ضعیف  دسته بندی کرده اند و هر خبری که به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود را به همین سادگی و بدون اطمینان از صحت و سقم آن توسط متخصصین امر و اولی الامر ذی صلاح  نمی پذیریم.

این در مورد بخشی بسیار مهم از دین ما به نام سنت است که الله تعالی تا روز قیامت در کنار کلامش از آن محافظت می کند اما به دلایلی مشخص در میان انبوهی از اجناس تقلبی قرار گرفته و ما اجازه نداریم هر خبری که به رسولمان صلی الله علیه وسلم نسبت داده میشود  را بپذیریم  مگر اینکه از سوی متخصصین امر مورد تائید قرار گرفته باشد.

ادامه خواندن “آمادگی و حفاظت از اسلحه ی خبرگیری و خبر دهی در محافظت از دنیا و قیامت خود”

رعایت و پایبندی به وحدت فرماندهی و وحدت دستور در تطبیق جنگ مسلحانه با «یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ»

رعایت و پایبندی به وحدت فرماندهی و وحدت دستور در تطبیق جنگ مسلحانه با «یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ»

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

متاسفانه جریاناتی وجود دارند که به دلیل جهل از مقاصد شریعت و دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و یا به دلیل کنارگذاشتن عدالت و انصافِ نسبتِ به مسلمینِ مخالف خود و یا حتی به دلیل فریفته شدن توسط دشمنان آگاه و حرکت خواسته یا ناخواسته طبق نقشه ی دشمنان، با مخلوط کردن اصطلاح «العَدُوُّالقَریب»  و آیه ی «قاتِلُوا الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ» جنگ مسلحانه و نرم خودشان را از مسیر شرعی آن و تمرکز بر دشمنان اصلی منحرف کرده و متوجه مسلمین مخالف ودسته هائی از کفار ساخته اند  که شرعاً نباید با آنها جنگ مسلحانه ای صورت بگیرد.

در ابتدا باید عرض شود که دشمنان مومنین در میان انسانها سه دسته اند:

  1. کفار آشکار که غیر از مرتدین به 5 دسته ی اصلی تقسیم می شوند: الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا(حج/17)یهودی ها، صابئین، نصارا، مجوس و مشرکین
  2.  کفار پنهان داخلی یا منافقین که دارودسته ای هم برای خود از مسلمین تهیه کرده وخودشان را گم کرده اند و تشخیص آنها از مسلمین فریب خورده در دنیا برای ما غیر ممکن است.
  3. مومنین مجرمی که ممکن است به دلایلی با دیگر مومنین دشمنی کنند. وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ (حجرات/9)

حالا این دشمنی ممکن است تنها در بخش جنگ روانی و سرد باشد و یا ممکن است جنگی ترکیبی از جنگ سرد وگرم باشد،  به عنوان مثال زمانی که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ۚ (توبه/73) در اینجا اگر دقت کنید جهاد با کفار آشکار مقدم بر جهاد با منافقین داخلی است به همین دلیله اکثر اوقات دارودسته ی منافقین نادیده گرفته میشن انگار اصلاً وجود ندارند؛ و جهاد با منافقین هم در بخش تبلیغی و جنگ نرم و در پیش گرفتن عوامل بازدارنده و مدیریت داخلی اونهاست، و جنگ مسلحانه و گرمی در کار نیست، مگر اینکه جرمی مرتکب شوند که حدی بر آن تطبیق شود یا اینکه از دارالاسلام بیرون بروند که آنوقت حکمشان شبیه حکم سکولاریستها می شود.

 به همین دلیله که امام طبری رحمه الله از ابن عباس رضی الله عنهما در تفسیر «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ …» روایت می کنه که گفته: فَأَمَرَهُ اللَّهُ بِجِهَادِ الْكُفَّارِ بِالسَّيْفِ وَالْمُنَافِقِينَ بِاللِّسَانِ، وَأَذْهَبَ الرِّفْقَ عَنْهُمْ؛ خداوند به پیامبرش امر کرد که با کفار با شمشیر جهاد کند و با منافقین به وسیله‌ی زبان و بیان جهاد نماید و نرمی و مهربانی را نسبت به آنها به کار نبرد. و یا گفته: الْكُفَّار بِالْقِتَالِ، وَالْمُنَافِقِينَ : أَنْ تَغْلُظ عَلَيْهِمْ بِالْكَلَامِ. با کفار، قتال و جنگ شود و با منافقین از طریق سخن تند و غلیظ برخورد شود. یا از حسن بن علی رضی الله عنهما روایت می کنه که : جَاهِدِ الْكُفَّارَ بِالسَّيْفِ، وَالْمُنَافِقِينَ بِالْحُدُودِ، أَقِمْ عَلَيْهِمْ حُدُودَ اللَّهِ.[1]

غیر از آنهمه آیات قرآن در جنگ روانی با دارودسته ی منافقین، مگر شدت و قاطعیت و تندی رسول الله صلی الله علیه وسلم در تخریب ضرار را ندیدیم که اجرای یکی از حدود الله تعالی بر تفرقه اندازان و حزب سازان در جامعه ی اسلامی است؟

علاوه بر این، کفار پنهان داخلی که مثل کرم ابریشم به دور خود جمع کثری از مسلمین آلوده شده را جمع کرده و خودشان را در میان آنها گم و پنهان کرده اند به گونه ای که ما در دنیا تنها مخلوطی از آنها و دارودسته و سیاهی لشکرهای آنها را می بینیم و هرگز قادر به شناسائی و تفکیک خود آنها نیستیم، توطئه گران و اخلال گران و نزدیکترین دشمنان به مومنین در طول تاریخ بوده اند، با این وجود در دنیا جزو مسلمین محسوب می شوند نه کفار و باید از آنها حذر کرد: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) آنان دشمن هستند و از ایشان برحذر باش . خدا بکُشدشان ! چگونه (از حق) برگردانده و منحرف می شوند؟

خوب، حالا الله تعالی در بخشی از سوره  ی توبه پس از اشاره به «سَاعَةِ الْعُسْرَةِ» و غزوه با رومیان در تبوک و، «الثَّلاَثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ» آن سه مومنی که در این جنگ تخلف کرده بودند و،سفارش به اینکه «وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ» با صادقین و راستان باشید، سفارشاتی در مورد چگونگی سمع و طاعه در سختی ها از رهبریت در امر قتال و جنگ مسلحانه و ثمرات آن را بیان می کند، و در ادامه می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ(ای مؤمنان! با کافرانی بجنگید که به شما نزدیکترند،) وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَةً (و باید که از شما شدّت و تندی ببینند) وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ ‏(توبه/123) و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است.‏

اما نکته ی جالب اینه که پشت سر این دستورِ به قتالِ با نزدیکترین کفار«یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ» در مورد کفار پنهان داخلی یا منافقینی صحبت می کند که با کافری هم می میرن «وَمَاتُواْ وَهُمْ کَافِرُونَ» و در دنیا ما آنها را جزو مسلمین محسوب می کنیم مادامی که در دارالاسلام به سر ببرند.

در این صورت واضح است که دهها نفر از دارودسته ی منافقین که در سال نهم هجری در جنگ تبوک شرکت نکردند و در میان مسلمین هم زندگی می کردند و کفار مشخص شده ی آنها را رسول الله صلی الله علیه وسلم از طریق وحی می شناخت و حتی کسانی چون عبدالله ابن ابی را همه می شناختند اما باز جنگ با کافر دور صورت می گیرد و نزدیکترین کافر رها می شود .

ادامه خواندن “رعایت و پایبندی به وحدت فرماندهی و وحدت دستور در تطبیق جنگ مسلحانه با «یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ»”

مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (11/7/98)

دانلود به صورت ورد:

دانلود به صورت pdf:

دانلود کتاب: عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه

دانلود به صورت ورد:

دانلود به صورت pdf:

دانلود به صورت pdf:

دانلود رایگان کتاب 8جلدی «روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم» به صورت ورد: اثر شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها

چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مناسب می بینم در این زمانی که شاهد هزیمتهای آشکار آمریکا پرچمدار مشرکین زمان حاضر و متحدین جهانی و مزدوران محلی اش در سرزمینهای اسلامی هستیم، چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها را به صورت مختصر و موردی خدمت تمام برادران و خواهران مومنم ارائه دهم:

  1. هم اکنون دایره ی آگاهی ها وسیع شده و به اصطلاح علم زیاد شده است، در این صورت ما با تکیه بر درسهای مقدماتی و قیامت شناسی-بإذن الله- وارد دایره ی مومنین مجاهدی شده ایم که الله تعالی در موردشان می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ».[1]
  2. 2-     به دنبال این، جهت تامین «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» و فراهم کردن زمینه های مناسب «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و ارتقای حکومت بدیل اضطراری اسلامی فعلی به «خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[2] با در نظر داشتن «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ»[3] وارد جهاد سه گانه با تمام سکولاریستها خواهیم شد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شیوه ی برخورد با آنها امر کرده است: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ[4] و به این شکل با اعمال خود معلم دیگران می شویم. در این صورت ما برای سازماندهی «عمل» تلاش می کنیم و شعار ما هم این است: لَس٘تُ معلِّمَكُم٘ إلّا بِال٘عمل[5].
  3. برای حرکت در این مسیر و تنظیم اقدامات عملی خود، متناسب با شرایط خاص و وضع موجود هر منطقه و نیازهای روزش- که ممکن است با وضع موجود و نیازهای روز سایر مناطق تفاوتهائی داشته باشد- «اولویت بندی» خواهیم کرد.

یکی از صفات خائنین و دارودسته ی منافقین که همیشه وجود داشته و خواهند داشت برهم زدن آگاهانه، عمدی و اختیاریِ اولویت بندی هاست و سعی دارند مومنین را به مراحلی بکشانند و برای مراحلی بعدی دعوت دهند که اگر همان مراحل هم فرا برسند هرگز خودشان در این مرحله نیز همراه مومنین نخواهند بود.

یعنی با آنکه اولویتها را به هم می زنند و با مومنین نیستند اگر همان اولویت هم زمانش برسد با مومنین نخواهند بود الله تعالی با ذکر عبرتی در مورد این گروه می فرماید: إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ در آن وقت به پيامبر خود گفتند: شاهی براي ما انتخاب كن تا در راه خدا جنگ مسلحانه و قتال كنيم. قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ (پيامبر) گفت:آیا خود را چنان می بینید که اگر قتال برشماواجب شد از جنگیدن شانه خالی نکنید؟ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا جنگ مسلحانه نكنيم، در حالي كه از خانه و فرزندانمان رانده شده ايم؟ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏(بقره/246) امّا هنگامي كه دستور جنگ مسلحانه به آنان داده شد، همه جز عده كمي از ايشان سرپيچي كردند و خداوند آگاه است از ستمكاران.‏

  • در این صورت این ستمکاران و روافض موجود در مذهب و منطقه ی خود را نیز شناسائی کنید. صاحب منهاج می گوید:«فلا يُنكَر أن يكون في المنتسبين إلى الأئمة الأربعة من هو زنديق ملحد مارق من الإسلام، فضلا عن أن يكون رافضيا!»[6]انکار نمی‌کنیم که در میان منتسبین به امامان اربعه فرد زندیق و ملحدی باشد، چه رسد به اینکه در میان آنها فردی رافضی باشد!

پس در میان مذاهب اربعه هم کسانی ملحد و رافضی یافت می شوند. اینجاست که باید متوجه شد که روافض در میان تمام مذاهب اسلامی وجود دارند و مختص به شیعه یا شافعی و حنفی و … نیست. روافض چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در موقع نیاز شما را رها می کنند. اینها بخشی از دارودسته ی بزرگ منافقین و سکولار زده ها هستند؛ آنها را شناسائی کنید و با حذر و هوشیاری خواسته شده در قرآن، در برنامه ریزهای خود لحظه ای چشم از آنها برندارید.

  • سیستم همیشگی و مداومِ انتقادِ از خود در مسائل ظاهری و اجرائی را به همراه ارائه ی بدیل و جایگزینِ مناسبِ با وضعِ موجودِ خود و نیازهای روزتان برقرار کنید و همچون آینه و آزمایشگاهی دقیق به آسیب شناسی مبارزاتی خود بپردازید. عیبها را رفع کنیم قبل از اینکه دیگران از کانال این عیبها به ما حمله کنند.
  • تا می توانید قدرتمند شوید. نگاه کنید از کدام کانال شرعی می توانید قدرت به دست بیاورید حتماً این کار را بکنید.

 اگر قدرت در حلف و سندیکا و صنفِ بازرگانی یا صنعت یا معلمی و خطیبی و امام مسجد و شورای محل و انجمنی علمی یا انجمن زنان یا انجمنی فرهنگی و ادبی و ورزشی وغیره است حتماً موانع را از طریق شرعی بردارید و با پرهیز از حزب گرائی کسب قدرت کنید.

  • برای برداشتن موانعی که قطعاً وجود خواهند داشت از کانالهای قانونی دست به هر اقدام شرعی بزنید.

به دلیل کناره گیری و تماشاچی بودن امثال شما افرادی غیر صالح وارد مراکز قدرت شده اند، و علاوه بر آن، افرادی سودجو و نفوذی در میان سیستم حکومتی نیز وجود دارند که ممکن است به همراه این افرادِ غیر صالح و برخلاف قوانین کشوری برای ما ایجاد مشکل کرده و سنگ اندازی هائی انجام دهند، برای برداشتن این موانع حتماً و بدون شرم حتی با استناد به «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ»[7] به تمام ابزارهای قانونیِ دفع این آفتها پناه ببرید و در صورت توان برای چنین هدفی مجمعی از اولی الامر و متخصین امور حقوقی تولید کنید. «وضع موجود» و «نیاز روز» و «هدف دور یا نزدیک» خود را در نظر بگیرید نه ابزارهایی که شرعی هستند و باید استفاده شوند اما ممکن است به میل شما نباشد.

  • هرگز امروز شما مثل دیروز نباشد. این یعنی اینکه هرگز در جا نزنید و با برداشتن موانع و طی کردن مراحل اولویت بندی شده و در نظر گرفتن مراحل تکاملی «3ابزار»[8] همیشه رو به جلو در حرکت باشید و هرگز فراموش نکنید که ما تنها یک عمر با سالهائی محدود در اختیار داریم .

صحابه در یک نسل علاوه بر خود کل شبه جزیره ی عربستان و دو امپراطوری بزرگ آن زمان را تغییر دادند، حالا نگاه کن داری چکار می کنی؟ و به چه میزان پیش رفته ای؟ و در کتاب زندگی ات چه می نویسی که باید در روز قیامت آن را به عنوان گزارشِ کارِ دنیایِ خودت بخوانی زمانی که به شما خطاب می شود: اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ‏(اسراء/14) كتاب (اعمال) خودت را بخوان. كافي است كه خودت امروز حسابگر خويشتن باشي.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته[9]


[1] حجرات/15 . مؤمنان تنها کسانیند که به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ، سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند، و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد برخاسته‌اند. ایشان به حقیقت راستگو (و همان راستگویان) هستند.‏

[2] ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ / پس از آن خلافت یک بار دیگر بر منهج نبوت قائم خواهد شد / رواه الطیالسی في مسنده (1/349-350) ، والبزار (3/352-353)، وأحمد في المسند  (4/273 ،163) والبيهقي في دلائل النبوة (6/491)

[3] توبه/36. (اي مؤمنان) با همه مشركان بجنگيد همان گونه كه آنان جملگي و متّفقا با شما مي‌جنگند.

[4]  رواه أبوداود ۳/۲۳ (۲۵۰۴) وأحمد ۳/۱۲۴ والنسائی (٧/۶) (3096) وابن حبان في صحيحه (۱۶۱۸) و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

[5] تاریخ طبری به نقل از عمر بن خطاب رضی الله عنه / نصیحت و سخنرانیِ من، رفتار من است.

[6] منهاج السنة النبوية، الناشر: جامعة محمد بن سعود الإسلامية، ج 4، ص 134

[7] وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ (یوسف/42)  (يوسف خطاب) به يكي از آن دو كه مي‌دانست آزاد مي‌گردد گفت : مرا در پيش سرور خود (يعني شاه مصر) يادآور شو (و شرح حال مرا بدو بگو. باشد كه از زندان رهايم كند) .

[8] سه ابزار:

1-         خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست.

2-         حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به حکم ضرورت انجام وظیفه می کند.

3-         شورای واحد مجاهدین که در بدترین حالت و در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند.

[9] ترجمه ی سخنرانی تصویری عربی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

بسم الله و الحمد لله

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الحمد لله امروز هم رسیدیم به درس هشتم مقدماتیمان که آخرین درس از سلسله درسهای مقدماتیمان را تشکیل می دهد که به بررسی «شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن» اختصاص دارد.

درسمان را با مقدمه ای لازم در مورد خودشناسی، امور فطری و جایگاه قانون شریعت الله به عنوان یکی از محتواها و مفاهیم 4 گانه ی دین اسلام به پیش می بریم که برای ورود ما به بحثِ اصلیِ شادی می تواند نقش کلیدی را داشته باشد. هر چند ارتباط مستقیم شادی مسلمین  با هر 4 محتوا و مفهوم دین یعنی :1- حاکمیت و سلطه برتر2- قوانین و احکام 3- اطاعت کردن از این قوانین و حاکمیت 4- پاداش دادن و مجازات کردن براساس این قوانین و احکام توسط حکمیت و سلطه ی برتر را نمی شود نادیده گرفت که می شود خالص کردن دین برای الله «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ».

در این مسیر اولین قدم و استارتی که هر انسان متعادلی لازم است بردارد این است که به نوعی خودشناسی برسد. این شناخت را هم می تواند از راههای مشخصی به دست بیاورد مثل :

– شناخت اهداف: زمانی که شخص به این درجه از شناخت می رسد باعث می شود که از اهداف تخیلی و غیر واقعی  دوری کند. چون اهداف غیر واقعی همیشه باعث شکست، ناکامی، ناامیدی و خشم نابجا می شوند. شخص می داند که هدف بزرگش تنها مختص کردن عبادت و قوانین برای الله است و بس: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56)  و تمام اهداف دیگرش هم باید در خدمت به این هدف اصلی باشد .

– راه دیگری که می شود به این خودش شناسی رسید شناخت ارزش های واقعی است : شناخت ارزش های واقعی و درست باعث پرهیز از ارزش های کاذب و در نتیجه رسیدن به رضایت از زندگی می شود. مجموعه ی این عقاید، باورها و ارزش ها هستند که ما را می سازند و به ما هویت می دهند. این ها چارچوب و ساختار درونی ما را شکل می دهند و ما هم  بر اساس همین عقاید، باورها و ارزش هایمان اطلاعات و رفتارهای دریافتی از محیط، اطراف و پیرامون خودمان را تصفیه و پردازش می کنیم، و بر مبنای همین به دنیا و هر آن چه از انسان، حیوان، گیاه، دریا و … هست نگاه می کنیم، و بر همین اساس در مورد خود و دیگران قضاوت می کنیم. اولین سؤالی که مطرح می شود این است که خودشناسی انسان از چه راهی و از چه کانالی باید انجام بشود؟ از کانال سازنده و خالق انسان؟ یا از طریق ذهن و خواسته های نفسانی خود انسان؟

در اینجاست که شخص به شاه کلید اصلی بهداشت درونی (روانی) دست پیدا می کند و آن هم عزت به نفس و اعتماد به نفس است که تنها مختص: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون/ 8) است . عزت یعنی میزان ارزش و احترامی که هر فرد برای خودش قائل است، و الله تعالی با قوانینش این کرامت و عزت را به انسان داده است «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء/70).

قضاوت ما نسبت به خودمان هم به ارزش هایی که داریم بستگی دارد. اگر قضاوت ما به ارزش هایمان  مثبت باشد عزت نفس بالایی داریم، اما اگر قضاوت ما نسبت به ارزش هایمان منفی باشد، از عزت نفس پایینی برخورداریم. در حقیقت سرچشمه ی اعتماد به نفس ما ارزشهای ما هستند که از قانون شریعت الله سرچشمه گرفته اند، و این ارزشها برای ما صفات، فضایل و استعدادهای واقعی را در ما به وجود آورده اند که  عامل اصلی اعتماد به نفس و عزت نفس ما شده اند. 

– مورد دیگری که به ما کمک می کند به خودشناسی برسیم شناخت نیازهاست: شناخت نیازهاهم مساوی است با تلاش برای  برطرف کردن آن ها از مسیر درست و صحیح اش. در اینجا لازم است شخص علاوه بر نیازهای مشترک میان انسانها، ابتدا به جنسیت خودش توجه کند و آن را بپذیرد. علاوه بر این باید به ویژگیهای جسمی خودش توجه کند . زمانی که شخص خودش را به عنوان یک انسان با ویژگیهای خاص خودش می پذیرد، یعنی به نقاط قوت و ضعف خودش پی برده است، و خودش را همان طوری که هست و به اندازه ی توانایی ها و وسعتش که تلاش کرده است دوست دارد، و برای خودش ارزش قائل است، چون می داند که الله تعالی همین اندازه به او توانائی داده است و ایشان هم به همان اندازه تلاش کرده است.لايُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها (بقره/286) «خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به اندازه ی توانایی او»

– مورد دیگری که لازم است در مسأله ی خودشناسی به آن توجه بشود شناخت نقاط قوت خودمان است که می توانیم با تکیه بر نقاط قوتمان بر نقاط ضعفمان غلبه می کنیم. شناخت نقاط قوت باعث تقویت اراده و احساس افتخار درشخص می شود، و باعث می شود نقطه ضعفهایمان را بپذیریم، و قبول کنیم که نقطه ضعفهائی داریم، و سعی کنیم این نقطه ضعفها را اصلاح و درمانشان کنیم. وقتی که نقاط قوت خودمان را بشناسیم بهتر می توانیم روی خودمان کنترل داشته باشیم. اینها عمده مواردی هستند که شخص باید در خودشناسیش به آن دقت کند.

 حالا، زمانی که از خودت يا از هر چيزدیگری راضی نیستی نشانه اي است كه به توهشدار مي دهد که بايد تغييري به وجود بیاد. واضح است که این تغییر بعد از احساس نارضایتی به وجود می آید، و حرکت از این چیزی هم که شما را ناراضی کرده است و تغییر این وضع یا چیزی که باعث نارضایتی شما شده است و رسیدن به آن چیزی که رضایت شما رابه دست می آورد  باید بر اساس علم و آگاهی باشد. حتی حرکت از جاهلیت به توحید هم باید بر اساس علم و شناخت باشد، و نباید کورکورانه حرکت کرد . فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ.(محمد/19) اینجاست که بسیاری از بزرگان ما مثل امام بخاری رحمه الله در کتابهایشان فصل و باب جداگانه ای را تحت عنوان «علم قبل از قول و عمل» قرار داده اند .

با این خود شناسی هر مسلمانی که خواهان تغییر مناسبی است باید در مورد «شیوه ی حرکت» و «هدفی» که می خواهد به آن برسد شناخت و علمِ کافیِ شرعی داشته باشد . در مورد «شیوه ی حرکت»لازم است شناخت ما و «شیوه ی حرکت» ما در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده به دو مورد توجه داشته باشد :

  1.   یکی امور غریزی و فطری هستند مثل گرایش به نوشیدن، خوردن، نفس کشیدن، شادی و بازی و خوشحالی و کنجکاوی و استقلال طلبی و غیره
  2. دیگری امور اکتسابی هستند که از طریق قانون شریعت الله و عمل به وجود می آیند. تبعیت از قانون شریعت الله مشخص است، اما عمل، مثل الگوبرداری و مقایسه ی خود با دیگران در گذشته و حال که در مسیر قانون شریعت الله حرکت کرده اند.

به این شیوه ی پیرویِِ علمی و عملی ما از قانون شریعت الله برای اداره ی زندگی درونی و مادیمان می گوییم عبادت که هدف اصلی زندگی ما در دنیاست. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(ذاریات/56)

حالا این امور فطری چه هستند که باید در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده است به آن توجه کنیم؟ امور فطري، ذاتي انسان هستند که اکتسابي نيستند و بر اثر فعالیت خود انسان به وجود نمی آیند، بلکه با شدت و ضعفهائی در تمام انسانهای مسلمان و غیر مسلمان وجود دارند و عمومی هستند، مثل گرایش به پرستش الله و توحید، خیر خواهی، حقیقت جوئی، گرایش به تولید و اختراع چیزهای جدید، زیبا پسندی، شادی، مثلا ما شادی را دوست داشته باشیم و از چیزهای غم آور بدمان بیایید و….

ادامه خواندن “درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن”

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی 

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی 

بسم الله و الحمدلله

إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ،نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.

  • یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون (آل عمران/102)
  • یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً(نساء/1)
  • یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب/70)

 أما بعد: إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

درس هفتم مقدماتیمان را به شرح شرعی شناخت بدعت اختصاص می دهیم که به دلیل عدم آشنائی بسیاری از مسلمین، از طرف دشمنانمان و دوستان جاهلمان به عنوان یک ابزار برای تفرق بیشتر در میان مسلمین از آن استفاده می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: لَتُنْقَضَنَّ عُرَى الإِسْلَامِ عُرْوَةً عُرْوَةً، فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ تَشَبَّثَالنَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا،وَأَوَّلُهُنَّ نَقْضًا:الحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ:الصَّلَاةُ،[1]دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شوند،هرزمانی که دستگیره ای نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است و آخر آنها نمازاست.

اولین دستگیره ای که در میان مسلمین شکسته شد حکم کردن و حاکمیت اسلامی خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ پس از سیدنا حسن بن علی رضی الله عنهما بود. به دنبال شکسته شدن این دستگیره، مسلمین جهت حفظ امت و جماعتشان به دستگیره ی نزدیکتر یعنی حکومت بدیل اضطراری اسلامی چنگ زدند که خالی از آلودگی هم نبود، و در مکانهائی که این حکومت بدیل اضطراری اسلامی هم از بین رفت مسلمین به ناچار به مجلس شورای مجاهدین چنگ می زنند. این پائین ترین دستگیره ای است که مسلمین می توانند برای محافظت از امت و جماعتشان به آن چنگ بزنند و بعد از این، آخرین دستگیره ها یکی پس از دیگری نابود می شوند تا اینکه به ترک نماز می رسد- که آخرین دستگیره ای است که نماد ظاهری مسلمان بودن است- واین هم بدون پشتیبانی این «سه ابزار» به تدریج نابود می شود. این را ما آشکارا در اندلس و در میان کردهای شیطان پرستِ یزیدی موجود در عراق و کردهای شیطان پرست ملک طاوسی به اصطلاح علی اللهی یا داسنی یا به قول خودشان یارسانی موجود در غرب ایران و مناطق دیگر به عناوین مختلف و با اسم های مختلف مثل کاکَیی و اسماعیلی ها و امثالهم می بینیم ودیدیم.

فقط از طریق این سه دستگیره است که مسلمین می توانند امت واحد و جماعت واحدی را از طریق شورای اولی الامر به وجود بیاورند و از گمراهی و سرگردانی نجات پیدا کنند؛که رسول الله صلی الله علیه وسلم از الله تعالی ضمانت گرفته که چنین امتی گمراه نشوند: سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ، فَأَعْطَانِيهَا،[2] بله، این امت واحدی که از طریق شورای اولی الامر واحدشان به وجود آمده با اجماع واحد خود یک جماعت واحدی را هم تولید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند به پیوستن به چنین جماعتی: فَعَلَيْكُمْ بِالْجَمَاعَةِ. و چنین جماعتی است که حمایت الله را به دست می آورد «فَإِنَّ يَدَ اللهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ».[3]

عمر بن خطاب رضی الله عنه هم از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند:«عَلَيْكُمْ بِالجَمَاعَةِ وَإِيَّاكُمْ وَالفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الوَاحِدِ وَهُوَ مِنَ الِاثْنَيْنِ أَبْعَدُ، مَنْ أَرَادَ بُحْبُوحَةَ الجَنَّةِ فَلْيَلْزَمُ الجَمَاعَةَ»،[4]بر شما واجب و لازم است که پایبند جماعت شوید، و برحذر باشيد از تفرق و جدائی، که شيطان به همراه يک نفر تنها است و از دو نفر دورتر است، هر کسی که خواستار وسط بهشت باشد حتماً پايبند جماعت باشد.

بله، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَجَارَ لِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ ثَلاثٍ لا يَجُوعُوا وَلا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ وَلا یَستَبَاحُ ﺑَﯿْﻀَﺔُ اﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ، یا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَعْطَانِيهَا، وَسَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ لَا يُظْهِرَ عَلَيْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَيْرِهِمْ”،[5]الله تعالی ضمانت و وعده ی سه چیز را در مورد امتم به من داده یکی اینکه امتم گرسنه نمی مانند، «لا يَجُوعُوا» دوم اینکه امتم بر گمراهی هم رأی نمی شوند «لا يَجْتَمِعُوا عَلَى ضَلالَةٍ، لَا يَجْمَعَ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالَةٍ» و سوم اینکه دشمن بر امتم چیره نمی شود.

تنها قدرتی که مانع می شود دشمنان کافر آشکار درجه ی 1و2و3، منافقین و سکولارزده ها به عنوان دشمنان درجه 4 بر مسلمین و بر نهادهای حیاتی مسلمین تسلط پیدا نکنند، فقط و فقط قدرت حکومتی مسلمین و میزان اعداد نظامی آنهاست.

اگر این قدرت ضعیف شود یا از بین برود و جماعتی واحد وجود نداشته باشد، میدان برای اعمال تبهکارانه ی این چهار دشمن اصلی و حتی مسلمین مجرم هم باز می شود. عبدالله بن مبارك رحمه الله می گوید: لَوْلاَ الْجَمَاعَةُ مَا كَانَتْ لَنَا سُبُلٌ وَكَانَ أَضْعَفُنَا نَهْبًا لأَقْوَانَا،اگر جماعت نمی بود ما راه هايی را در پيش خود نداشتيم و ضعيفان ما در دست قوی ترها مورد تاراج قرار می گرفتند.

برای همین، بزرگان ما فرموده اند:«كَدَرُ الجَمَاعةِ خَيْرٌ مِن صَفْو الفُرْقَةِ»،[6]تيرگی جماعت بهتر از زلالی تفرق است؛ یعنی حتی اگر این جماعت دارای آلودگی هائی هم باشد باز، بهتر از تفرق و تنهائی است که عذاب دنیوی و اخروی را با خودش می آورد.

ادامه خواندن “درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی “