درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)

بله، این انتقل قدرت، و به تدریج این انتقال از کامل به ناقص و سپس ناقص تر را تنها در حسن بن علی رضی الله عنهما و معاویه نبینید، این را در کاستی ها، معایب و تغییراتی ببینید که در مردم ایجاد شده، و چنان خلیفه ای را به چنان کاری وادار و مجبور می کند، و در نهایت همین تغییرات و معایب مردم را به طرف حاکمیت شاهان و ظالمین می کشاند:وَکَذَلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ ‏(انعام/129) و همان گونه برخی از ستمگران را همنشین برخی دیگر می‌گردانیم، و این به خاطر اعمالی است که انجام می‌داده‌اند.‏

می دانیم که الله تعالی با جماعت واحد است و تفرق هم از صفات مشرکین است، آن ابزاری که می تواند بعد از دوران نبوت و بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت کامل از جماعت مسلمین محافظت کند خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ست، در غیاب این و در حالت اضطراری حکومت بدیل اسلامی بهترین گزینه است، و در غیاب این بدیل اضطراری هم مسلمین درموقعیتهای حساسی قرار می گیرند که تنها و تنها مجلس شورای مجاهدین آنهاست که می تواند به صورت ضعیفتری از این جماعت واحد نگهداری کند. الان سیدنا حسن در بین بی وفائی اطرافیان، تفرق و هرج و مرج، قحطی و گرسنگی، خطر منافقین داخلی و کفار آشکارداخلی و خارجی، و در کل خطر انهدام مسلمین و شرک تفرق و حفظ حکومت خودش  با چنان حکومت بدیل اسلامیی قرار دارد .

 شرک تفرق و آن آفتهای دیگری که سیدنا حسن رضی الله عنه با آن درگیر بودند کلا باعث نابودی مسلمین می شود، مثل آن چیزی که ما در اندلس با سابقه ی ۷۸۱سال حکومت مسلمین مشاهده اش کردیم ، حالا چه رسد به نابودی امت وجماعت، اما حکومت بدیل اسلامی می تواند حداقل موجودیت اسلام و یک جماعت ضعیفی را حفظ کند، و وقایع تاریخی هم ثابت کردند حق با ایشان بود. البته شرایط هم طوری شده است که بیشتر از این از دستش بر نمی آید و طبق آیه  ی:  فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ  (تغابن /16) و فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَا نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَاجْتَنِبُوهُ وَمَا أَمَرْتُكُمْ بِهِ فَافْعَلُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ[1] از تفرقی که توانائی و ابزارهای نابودیش را ندارد پرهیز می کند، و از امری که در مورد حکومت داری هست به اندازه ی توانش به پیش می رود، و از دو ضرر أخف الضررين را انتخاب می کند .

ایشان زمانی که متوجه می شوند که اسباب حفظ کل جماعت را ندارد و اجتهاد می کند که می تواند مثلا بیشتر از 70 درصدش را داشته باشد، تشخیص می دهد بهتر از آنی است که با عذاب تفرق و سایر آفتها تمام را از دست بدهد، برای همین است که به همین اندک هم بسنده می کند که:  ما لا يُدرَكُ كُلُّه ، لا يُترَكُ جُلُّه  .

 این چیز اندکی که ایشان به آن دست یافتند، در برابر آن چیزی که از دست داده بود اندک است؛(هر چند که برای  عصر ما در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین دست یافتن به همین اندک هم در حد یک آرزو باقی مانده است)؛ مثل : تمام شدن جنگ و کشتار بین مسلمین که از قتل عثمان بن عفان رضی الله عنه تا آن زمان شروع شده بود، متحد شدن مسلمین تحت یک پرچم، از سرگیری فتوحات مسلمین و گسترش سرزمینهای اسلامی، زمین گیر شدن و در تنگنا قرار گرفتن خوارج و غلات و موارد دیگری که ما در این دوران کوتاه  شاهدش بودیم .

آن چزی که لازم است برای چندمین بار به آن اشاره بشود این است که :واضح است این تغییر از خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  به شاهیگری توسط مردم زمینه هایش فراهم شد و کفار پنهان داخلی و آشکار خارجی ازآنها سوء استفاده کرده اند، بازگشت به آن هم تنها و تنها با تغییر در خود مردم به دست می آید، چون:  إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ(رعد/11) خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.

 ما هم اکنون طبق فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم الان در بین دو تا خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستیم؛ یکی آن خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ای که پس از مرگ ایشان به وجود آمد و ما اسباب از دست دانش رافراهم کردیم و بعد از 30 سال از دستش دادیم ودیگری خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ای که بعد از این حکومتهای شاهیگری خشونت طلب و مستبد می آید که باید اسباب به دست آوردنش را تهیه کنیم و دوباره به دستش بیاوریم .

تمام حکومتهائی که بین این دو خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ با کنار نهادن نظارت مردمی و با نابود کردن شورای اولی الامر واحد طبق قانون شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب و تفاسیر اسلامی حکم کردند مرتبه ی نازل و بدل اضطراری خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستند که از دارالاسلام مسلمین حمایت کرده اند، و مسلمین تا بازگشت مجدد خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و به حکم ضرورت چون تنها از کانال این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی می توانستند خیلی از واجبات شرعی را انجام بدهند و از خودشان در برابر جنگ همیشگی مشرکین یا همین سکولاریستها جهت مرتد کردن مسلمین که جزو صفات ذاتی آنها شده است«وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» (بقره/217) حمایت کنند و از خودشان در برابر سایرکفار آشکار و پنهان داخلی و غلات حمایت کنند، حفظ این مرتبه ی نازل حکومت اسلامی و حکومتهای بدیل اضطراری را تا رسیدن مجدد به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بر خودشان لازم و حتی جهت ممانعت از مرتد شدن مسلمین و جهت حفظ مفاهیم و محتوای 4 گانه ی دین اسلام واجب می دانستند، مَا لاَ يَتِمُّ الْوَاجِبُ إِلاَّ بِهِ؛ فَهُوَ وَاجِبٌ .

(ادامه دارد……..)


[1]   بخاری، مسلم و ترمذی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *