درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(22- قسمت)

این جنگ نرم و سپس ایجاد منازعه ی های داخلی و تفرق و سستی و ذلیلی«فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُکُمْ» و در نهایت شروع جنگ گرم و نابود کردن حکومت مسلمین و حتی خود مسلمین را در اندلس با موفقیت تجربه کرده بودند. و تجربه ی اندلس را داشتند، برای همین طرح اندلسی کردن حکومت عثمانی را هم در برنامه ی کاریشان قرار دادند و ابتداء با جنگ نرم و سرد و روانی شروع کردند مثل:

  1. دامن زدن به تعصبات مذهبی میان مسلمین . مثل عمیق کردن اختلافات شیعی-سنی، سلفی- صوفی، سلفی – حنفی و غیره .
  2.  دامن زدن به تعصبات زبانی و نژادی میان مسلمین که در جاهائی با تعصبات مذهبی هم قاطی می شد .
  3. تبلیغ دین سکولاریسم بعد از قدرت گیری سکولاریستها در اروپا .

 مثل تربیت جوانان سکولاریست ترک تحت عنوان «کمیته اتحادیه ترقی و صلح» در پاریس که  اینها را پس از آموزش به درون حکومت عثمانی برگرداندند و در سال 1908 کل سکولاریستهای جهان از این سکولاریستهای مرتد برای نابودی حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی حمایت کردند.

در برابر، انگلیسی ها و فرانسوی های سکولار هم تحت شعار ملی گرائی عربی و تشویق آنها به تشکیل حکومت واحد عربی آموزشهای سکولاریستی خودشان را به آنها از طریق اشخاصی چون احمد جمال پاشا به پیش بردند، احمد جمال پاشایی که خودش اصالتا ترک بود اما دراینجا از ناسیونالیسم سکولاریستی عربها حمایت می کرد. همچنانکه کسانی در ترکیه اصالتا عرب بودند اما از ناسیونالیسم سکولاریستی ترکها حمایت می کردند . 

 در این مرحله نصرانیها دشمنان شماره 3 مسلمین با سکولاریستها دشمنان شماره 1 مسلمین هم همراه می شوند، که قبل از آن یهودیها هم به همراه مرتدین سکولار با آنان متحد شده بودند. یکی از مبلغین نصرانیها به نام والمویز ویمر در مورد اهداف تبلیغ شان در کنفرانس ۱۹۳۵نصرانی در بیت المقدس می گوید: هدف این نیست که ما مسلمانان را عیسوی سازیم، این برای ایشان حرام می باشد، بلکه هدف این است تا ما ایشان را از اسلام دور سازیم، و افرادی باشند بدون ارتباط با الله، و شما توسط این کار راهی را برای استعمار در جهان اسلام آماده خواهید ساخت، و در مسیری که شما برایشان آماده می کنید حرکت خواهند کرد.” دیدید چه شد؟ لازمه دهها بار این طرح جنگ نرم و سرد دشمنان مسلمین را مرور کنیم تا شاید الله به مارحم کند و بیدار شویم و به عزتمان برگردیم و از این ذلیلی خلاص بشویم.

در هر صورت  زمانی که دین سکولاریسم توانست در این جنگ سرد و نرم و روانی و با بهره گیری از مرتدین و منافقین و سکولار زده ها زمینه های ضعف این حکومت بدیل اسلامی را با ایجاد تفرق و از میان بردن قدرت ایمان و وحدت مسلمین فراهم کند، جنگ گرم و حملات نظامیشان شروع شد. فرانسه و روسیه ی سکولار در نیمه ی دوم قرن 17بعضی از سرزمینهای عثمانی را اشغال کردند. فرانسوی های سکولار بعدا الجزائر و تونس و مراکش را هم اشغال کردند . ایتالیای سکولار هم  وارد لیبی شد و انگلیس سکولار هم که قبلا شبه قاره ی هند را کلا از سلطه ی مسلمین خارج کرده بود وارد عدن شد و تا جنوب یمن را اشغال کرد .

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی برای بیرون راندند این اشغالگران به جای بازگشت به خویشتن، فریب یک کشور سکولار دیگری مثل آلمان را خورد و در جنگ جهانی اول به نفع آلمان ناسیونال سوسیالیست شرکت کرد، که مصطفی کمال پاشا (که به غلط مشهور به اتاترک شده بود) دراین جنگها مشهور شد و به صورت مرموزی به بالاترین درجات نظامی دست پیدا کرد .  

 در چنین وضعیتی دولت عثمانی با تمام ضعفی که داشت باز توان جنگ با دشمنان خارجی را داشت، برای همین انگلیسی های سکولار با وعده های دروغین خاک و آزادی از احساسات ملی گرائی و عربی گرائی عربها و اختلافات مذهبی آنها با حنفی های نقشبندی عثمانی نهایت استفاده را کردند، و با تشویق کسانی چون شاه فیصل و اشرف حسین به استقلال و ایجاد تفرق، بزرگترین ضربات را به عثمانی ها وارد کردند.[1]

 در چنین وضعیتی دولت عثمانی از توان جنگ با ملی گرائی عربی و جنگ مذهبی داخلی عاجز ماند و در نهایت با کودتای یک سکولار مرتد به نام اتاتورک و حمایت منافقین و سکولار زده هائی چون علی عبدالرزاق که در نفی مشروعیت خلافت و برچیدن آن، به نوعی عملکرد آتاتورک را تقویت کردند حکومت بدیل اسلامی واحد مسلمین که نزدیک به 6 قرن با تمام معایبی که داشت از دارالاسلام مسلمین محافظت کرده بود رسما به ۵۷ رهبر و ۵۷ پرچم و۵۷  سرزمین  تقسیم شد، که در یکی دو سرزمین محدود نباشد همگی بلا استثناء تا کنون توسط مزدوران و دست نشاندگان کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار و دست نشانده، وقوانین کفری دین سکولاریسم اداره می شوند.[2]

(ادامه دارد…….)


[1] کسانی چون میرزا تقی شیرازی ، سید محسن حکیم ، سید مصطفی کاشانی ، سید ابوالقاسم کاشانی زعیم های شیعه بودند که بر خلاف غلات صفوی از دولت عثمانی حمایت و بعضا در حمایت از آنها در مقابل انگلیس جهاد کردند .

[2] آیات الله خمینی در مورد طرح خائنانه تجزیه دولت عثمانی می گوید:

مسلمین آنها بودند که مجد آنها دنیا را گرفته بود، تمدن آنها فوق تمدن ها بود، معنویات آنها بالاترین معنویات بود، رجال آنها برجسته ترین رجال بود، توسعه مملکتشان از همه ممالک بیشتر بود، سیطره حکومتشان بر دنیا غالب شده بود. دیدند که با این سیطره، با این وحدت دول اسلامی نمی شود تحمیل کرد چیزهائی را که آنها می خواهند، نمی شود ذخائر اینها را طلای سیاه اینها را، طلای زرد اینها را، نمی شود اینها را قبضه کرد، درصدد چاره بر آمدند، چاره این بود که بین ممالک اسلامی تفرقه بیندازند. شاید بسیاری، بعضی از شما یادشان بیاید جنگ بین المللی را، جنگ اول بین المللی را که با مسلمین و با دولت بزرگ عثمانی چه کردند، دولت عثمانی یکی از دولی بود که اگر با شوروی طرف می شد، گاهی او را زمین می زد، سایر دول حریف میدان او نبودند. دولت عثمانی یک دولت اسلامی بود که سیطره اش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را، آنها دیدند که با این دولت اسلامی به این قوی ای نمی شود چاره ای کرد، نمی شود ذخائر را برد. بعد از اینکه در این جنگ با آن بساط غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانی را به دولتهای بسیار کوچک، کوچک. برای هر یک از آنها هم یا امیری قرار دادند یا سلطانی قرار دادند یا رئیس جمهوری قرار دادند. آنها در قبضه مستعمرچی ها و ملت بیچاره در قبضه آنها، با این وضع یک دولت عثمانی با آن مرز را زمین زدند و دولت های اسلامی از خواب بیدار نشدند یا خودشان را به خواب زدند. این دولت عثمانی در تحت ظل خلافت اسلامی، در تحت ظل اتکا به قرآن مجید آن مرز را داشت، بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغاء کردند و الان دولت ترکیه دولت مسلم نیست، دولت حسابش از اسلام جداست مراسم دینی ندارد دولت، احکام دینی دولت ندارد لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند و اینها هستند که در سال هایی که به مکه می روند طایفه اینها به نسبت بیشتر از دیگران است. دولت یک همچو دولتی است، آن مرز را به اتکا به اسلام به دست آورد و آنها دیدند که اتکاء به اسلام نقطه بسیار بزرگی است که با این اتکا نمی شود دولت های اسلامی را از بین برد، در ترکیه اسلام را از حساب دولت جدا کردند و حالا می بینید که در قبرس که از ترک ها کشته می شود یک مسلم نیست که متاسف باشد. این تاسف دارد که یک دولتی جوری بکند طوری رفتار بکند که بعد از آنکه در مقابله نصاری زمین بخورد یا از آن کشته داده بشود، دول اسلامی دیگر بی تفاوت باشند نسبت به او. اگر یک نفر هم اظهار تاسف بکند (یک آخوند پوسیده ای مثل من) دول اسلامی که اظهار تاسف نمی کنند برای اینکه مجد اسلامی را از دست دادند. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 88)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *