
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(75- قسمت)
تنها کسانی نمی توانند این تنوع رادر شورا قبول کنند که به نسبتهائی خودشان را به تکبر آلوده کرده باشند و روحیه ی عظمت طلبی را در خودشان مهار نکرده باشند. ما ديگر عاقل تر از آنی هستیم که در طول اين همه سال تجربه جهادی و مبارزاتي جهان اسلام در گذشته و حال به اين امر واقف نشده باشيم كه دفاع از تفاسیر درون گروهی و جزئی خود، و مبارزه سرسختانه بخاطرآن، يكي از خصائص اصيل مسلمین شده، و بايد براساس رهنمودهای شورا و «اراده ی شورائی»خط مشي و سياست خودمان را بطور مستقل تعيين کنیم و اجرا كنيم تا اینطوری امر جهاد و تکمیل ساختمان مجلس واحد شورای مجاهدین یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی و «اراده ی شورائی»را به پیش ببریم و این ساختمان را کاملش کنیم به نحوی که این ساختمانم مکانی امن برای همه بشود .
این ساختمان شورا و «اراده ی شورائی»که قراراست تکمیل بشود و همه ی تفاسیر و گرایشات و مذاهب فقهی سنتی و مدرن رادر خودش جا بدهد، و در نهایت با اجماع واحدش یک رای واحدی را به همه ارائه بدهد، نمی تواند از روحیه ی جناحي طلبي مذهبی و گرايشات ناسيوناليستي برخوردار باشد، بلکه بدون در نظر گرفتن جناح مذهبی یا نژاد خاصی، تنها به روحيه همكاري و همبستگي بين مؤمنين ارزش می گذارد، و به تجربيات ديگر جنبشهاي اسلامي احترام می گذارد، و ضروري می داند که از همه بیاموزد تا رای صحیح و مناسبی را ارائه بدهد. اینهم یعنی «اراده ی شورائی» و متحد شدن با يكديگر و همكاري بر اساس حقوق يكسان و تحكيم این حقوق و همکاری.
اين خط مشي نه تنها با جهاد و انقلاب و ساختمان سرزمين ما بلكه با خواسته هاي شوراهای محلی و منطقه ای ساير ملل اسلامي و حتی با خواسته های غير مسلمانان اهل کتاب و شبهه اهل کتاب هم که حول و حوش « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» با ما هم مسیر شده اند كاملاً منطبق است. علاوه بر آن، جريان و سير تكامل اوضاع انقلابي جهان اسلام و يك سلسله وقايعی كه در این چند سال گذشته در جنبشهاي اسلامي اتفاق افتاده اند برای چندمین بار و به کرات و به وضوح نشان داده اند که اين خط مشي «اراده ی شورائی» و وحدت طلب ما كمكي است به بر طرف کردن مشكلاتي كه امروزه در جنبش اسلامي مسلمین به وجود آمده است، و کمکی است به رسیدن به يكپارچگي واقعي و رسیدن به اجماع واحد و امت واحد و جماعت واحد، و راهکار عملی است برای خلاص شدن از تفرق و امتهای متعدد و جماعتهای متعدد.
حالا تا زمان تشکیل شورای اولی الامر موحد و بازگشت اجماع واحد و جماعت واحد باید چه طوری با اختلافاتی که حتمی هستند برخورد کرد؟ و از «اراده ی شورائی»مسلمین دفاع کرد؟ این اختلافات حتمی هستند، چرا؟ چون :
- انسانها به اندازه ی عقل و علم و وسعتی که دارند در میزان درک و اجتهاداتشان دارای قوت و ضعفهای طبیعی هستند و تنها در شوراست که این ضعفها برطرف می شوند
- علاوه بر این انسانها متناسب با نیازهایشان در حال پیشرفت غیر قابل انکاری هستند و نمی شود جلو این پیشرفت را گرفت برای همین متناسب با وضع موجود تفاسیر و برداشتهای مختلفی از منابع شرعی به وجود می آیند، که اینهاهم تنها در شوراست که یکی می شوند.
- حالا اگر ابزار و وسیله ای برای هماهنگ کردن این نظریات مختلف و برداشتهای متفرق و تفسیرهای گوناگون وجود نداشته باشد پیدایش اختلاف امری حتمی و غیر قابل اجتنابی می شود، و هرگز نمی شود رای و تفسیر یکی را یا رای و تفسیر مذهب و حزبی را بر رای و تفسیر دیگران تحمیل کرد .
این همان کاری بود که امام مالك رحمه الله در برابر درخواست ابوجعفرمنصورعباسی انجام داد و راضی نشد به اینکه رای و مذهب او مذهب رسمي بشود و بر دیگران تحمیل بشود و چنین کاری را مايه فتنه و تفرق بيشتر می دانست. امام شافعي رحمه الله هم به صراحت با درك درستي كه از اسلام و شورا داشت اعلام می کند كه «راي من درست است اما احتمال اشتباه نيز دارد و راي غير من به نظرم خطاست اما احتمال صحت را نيز دارد.» يعني آقا و خانم محترم ما حجت مطلق نيستيم، من بشري هستم با خصوصيات بشري كه يكي از ويژگيهاي اين بشر نسبي بودن انديشه و برداشتها و تفاسيرش است و تنها شورا و اجماع واحد آن است که برای آن عصر حجت مطلق می شود نه رای افراد مختلف .
در چنین شرایطی مهمترین وظیفه گرایش به تشکیل جبهه ی واحد با تمام اهل قبله و حرکت به سوی شورای واحد و«اراده ی شورائی» از کانال یکی از ابزارهای شرعی مجلس شورای مجاهدین یا حکومت بدیل اضطراری اسلامی است، در چنین شرایطی چون تنها از طریق وحدت و تشکیل شورا می شود به تقویت جبهه ی مسلمین کمک کرد باید قوی کردن جبهه ی اسلام از کانال یکی از این ابزارهای شرعی را بر«هر چيزي» برتري ببخشيم.
در اینجا تنها قوی کردن جبهه ی اسلام است که مهم است نه تمایلات و خواهشهای نفسانی و تکبر. زمانی که عمربن خطاب خالد بن وليد را از رهبري ارتش مسلمین عزل کرد بدون کوچکترین مخالفتی برای جانشین خودش ابوعبيده بهترين مشاور و نصيحت گر و مثل یک سرباز مطیع در برابر فرمانده ی جدیدش سمع و طاعه داشت . حالا فقط کافی است که بسیاری از دوستان کمی در ضعف ایمان خودشان شک کنند و از خودشان بپرسند در برابر نهی از تفرق و گرایش به وحدت و کسب عزت و قدرت حکومتی از کانال یکی از ابزارهای شرعی و«اراده ی شورائی» تا چه حد با اعمالشان نشان داده اند که صادق هستند و در راستای دستورات قانون شریعت الله در این زمینه حرکت می کنند؟ لازم است به خودشان بیایند و لحظه اي در اعمالشان شك کنند .
(ادامه دارد……..)