
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(78- قسمت)
یکی دیگر ازپیش شرطهای وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی «رعایت مراحل تدریجی بیان و اجرای اصلاحات ثانویه ی شریعت» است.
زمانی که الله تعالی امر می کند آموزش ایمان و یادگیری ایمان و عقیده هم باید از روی علم باشد چه رسد به سایر امور: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ (قتال/19) و امر می کند:وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(اسراء/36) در این صورت تنها ابزار رسیدن به این هدف هم تعقل، تفکر و تدبر به عنوان ابتدائی ترین حقوق هر انسانی است که باید به واسیطه ی این ابزار به چنان علمی رسید که الله دستورش را داده است .
حالا جامعه ی جاهلی از یکطرف این حق تفکر و تعقل و تدبر را از شخص گرفته و مصادره اش کرده است و از طرف دیگر الله تعالی هم در آیات مختلفی به کرات می فرماید این آیات را نشانت دادم و این سفارشات را به شما کردم تا: وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(بقره/73)قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿آل عمران/ ١١٨﴾ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (أنعام/ ١٥١﴾ و به دنبال آن است که در جاهای مختلفی می پرسد: أَفَلَا تَعْقِلُونَ؟؛ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ؟؛أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ؟؛ أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟
شخص چه پاسخی برای این سوالات الله تعالی دارد در حالی که جامعه ی جاهلی تمام راههای تفکر و تعقل و تدبر و یادگیری و رسیدن به علم شرعی رابرآن بسته است، و بسیاری از چیزهائی را که الله ازاوخواسته رابرایش تابو و ممنوع کرده است، و اجازه نمی دهد شخص با عقل و تفکر و تدبر به سمت علم حرکت کند و تغییر و تحولات خواسته شده است را در خودش به وجود بیاورد .؟!
قدرت اندیشیدن و تفکر و تدبر، آن چیزی است که از شخص مسلمان دزدیده شده است و باید به او برگردانده بشود، و زمانی که این قدرت را به او برگرداندی باید زمینه ی رشد و حرکت به سمت جلو و ترقی را هم برایش فراهم کنی، و بپذیری که حرکت در مسیر کسب علم و حرکت در مسیر تقویت ایمان بدون شک به صورت تدریجی و زمانبر و اکثرا آمیخته با خطاء و اشتباه است.
باید هر جا شریعت اجازه ی پرسیدن داده است، شخص بتواند بپرسد چرا؟ و اگربا قلبش بر داده های ذهن و حواسش تعقل کرد «لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا» و با قلبش به تفقه مورد نیاز رسید و جزو :«لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا» نبود، و توانست این همکاری مخلصانه ی میان ذهن و قلب را سروسامان بدهد، درواقع کلید باز کردن تمام قفلهایی که باید باز بشوند را به دست آورده است .
امروزه جاهلیت سکولار با پروبال دادن به منافقین و سکولار زده ها و الرویبضه و علمای سوء والائِمَّهَ الْمُضِلِّینَو دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَاین کلید را از مسلمین گرفته است، و راههای پیروزی و رشد را بر مسلمین سد کرده، و آنان را عادت داده که شنونده باشند و خودشان نگردند دنبال چیزی، بلکه به صورت تر و تمیز و بسته بندی شده منتظر«جواب» آماده شده توسط آنها و لقمه های آماده ی آنها باشند و همه مصرف کننده ی تولیدات عقیدتی و فکر آنها باشند. اینطوری از درون آنها را به بند می کشند، و آزادی را ازآنها می گیرند، و بر آن قفل می زنند، و کلید این قفل هم نزد خودشان نگه می دارند و اجازه نمی دهند به این ذهن و دل اسیر و زندانی کسی بدون اجازه ی آنها سر بزند. در اینجا اشکال و عیب عمده ی این قلبهای برده و اسیر در ندانستن نیست، بلکه در اشتباه دانستن است .
حالا در برابر این اشتباه دانستن سه طبقه ی خاص به وجود می آیند، عده ای که همینطوری با این اشتباهات ادامه می دهند و به پیش می روند و حتی در برابر درستش هم واکنش منفی نشان می دهند، عده ای دیگر می دانند اینها اشتباه و فاسد است،اما جاهلانه و بدون مراجعه به درستش در برابر اسلام صف ارائی می کنند که اغلب با پشتوانه ی شبهات منافقین و سکولار زده ها به پیش می روند، و دسته ی سوم برادران و خواهران زیادی هستند که یا اصلاح شده اند یا با همین اشتباه دانستن به یکی از «سه ابزار حرکت آگاهانه و هدفمند» ملحق شده اند که نیاز دارند دوباره قدرت تعقل و تفکر و تدبر دزدیده شده است به آنها برگردانده بشود، و به صورت تدریجی و دلسوزانه در شتشوی آلودگیهای عقیدتی و رفتاری آنها با آنان همکاری بشود، و درتصفیه خانه ی شریعت الله ناخالصی هایشان برطرف بشود، و در مسیر رشد طبیعی که الله برایشان در نظر گرفته قرار بگیرند.
این برادران و خواهران در حال ترقی و پیشرفت ما همچون خود ما نیاز به رقیب ندارند، نیاز ندارند که با وجود اینهمه کافر پنهان و آشکار داخلی و خارجی هم مسیراش هم مثل یک رقیب با او برخورد کنند که هدفشان از گفتگو تنها مخالفت با او، جبهه گیری در برابر او، طفره رفتن، این شاخ و آن شاخ پریدن و شکست دادن او است، نه روشن ساختن دلسوزانه و خیر رساندن به او .
ایستادن و تماشا کردن و سکوت ما در برابر چنین برخورداتی در واقع سازش و مرگ اهداف و آزادیهای ما است. این برادر و خواهر ما چقدر به محافظت و دفاع از تفکر و تعقل و تدبرش نیاز دارد ما هم به همان میزان به چنین دفاعی نیاز داریم، و نظاره گر بودن و سکوت دیگران نوعی ظلم آشکار و رضایت به دوام این جاهلیت، و آلوده کردن صف هم مسیران حرکت آگاهانه ی «سه ابزار بنیادین» و ایجاد مانع در برابر وحدت «نيرويي واحد» در پناه يك «برنامه واحد»و رسيدن به «نزديكترين هدف واحد» است.
(ادامه دارد……)