
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(89- قسمت)
حالا در یک سرزمین واحدی مثل ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکستان شرقی،عراق، یمن، سوریه، صومالی، لیبی، مصر، الجزائر، مالی و تركيه و غیره يا مثل كُردستان و بلوچستان و تركمن صحراء و طالش وهورامان كه محدودتر هستند، تكليف سنگين تر مي شود.
وللهی اگر دو سرزميني كه نزديك به هم هستند و موانع جغرافيايي و سياسي وجود نداشته باشد، و امکان تشکیل شورای واحد و اجماعی هرچند کوچک اما واحد وجود داشته باشد، اما چنین کاری صورت نگیرد و هر شخص و گروه و حزبی به صورت جداگانه و به میل خودش و بر اساس رای و برداشت خودش با مسلمین صحبت کند و پیام الهی را برساند، و مسلمین هم آگاهانه به چنین مفسده ی تفرقه زا و این حرکات و روشهای غیر اسلامی راضی باشند، به رب العالمین اينها همگی شرمنده و عاقبت به شرند و دست خالي نزد پروردگارشان بر مي گردند.
مسلمین باید فکر کنند شایسته نیست که خودشان ابزاری برای رسیدن دشمناشان به اهدافشان بشوند. بت سازی حزبی، قبیله گرائی، نژادگرائی، شخصیت پرستی و سایر خطواط الشیطان دستاویزهائی برای تفرق و سوء استفاده ی دشمنان و در نهایت عقیم شدن جهاد مسلمین و تقدیم ثمرات جهاد به دشمنان و نابود کردن ایمان به جهاد و امید به تشکیل حکومتی اسلامی علی منهاج النبوه در میان مسلمین و در نهایت مستحق عذاب ناشی از تفرق شدن است که چیزی است در حد زلزله و صاعقه و بلکه بدتر، چون زلزله و صاعقه مدتش کم است و همان گروه یا نسل را می برد و کاری به نسلهای بعدی ندارد اما عذاب تفرق گاه سالها و بلکه دهه ها و قرنها طول می کشد : قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ » (انعام/65) برا ی پرهیز از چنین تفرق و مصیبتهای پس از آن و عذابهای پس از آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی خواندن قرآن که منجر به تفرق بشود را هم منع کرده است حالا چه رسد به وجود یا مطرح کردن اختلافات مذهبی و نژادی و حزبی و زبانی و غیره: «اقْرَءُوا الْقُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ علیه قُلُوبُكُمْ فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ» قرآن بخوانيد تا آنجا كه دلهايتان را به هم ربط مي دهد و هرگاه به اختلاف افتاديد در همانجا توقف نماييد .
باید واضح و روشن شده باشد که تنها شورا و اجماع واحد آن تحت پوشش «3 ابزار» است که می تواند تفرق را از بین ببرد و جماعت واحد را تشکیل بدهد، رسیدن به این هدف یک پروسه ست و سیکل خاص خودش را دارد و تدریجی است. تقلید از مذاهب سنتی بدون شک به صورت تدریجی جای خودش را به تبعیت از شورای واحد و اجماع واحد می دهد و تا رسیدن به این هدف و نهادینه و مردومی و فرهنگی کردن آن باید در حین عمل صبر کرد.
طی کردن این پروسه با وجود مذاهب سنتی بسیار آسانتر و کم ضررتر از همراه شدن با کسانی است که همین طوری کیلویی اقدام به صدور دیدگاههای خود در قالب اجتهادات فردی می کنند. در زمان حال و قبل از تشکیل شورای واحد مسلمین بدون شک «زيان تقليد از مذاهب سنتی از اجتهادات كودكانه» برای مسلمین بسیار کمتراست.
از اجتهاد عالمان كم نظر اقتدا بر رفتگان محفوظ تر
این اجتهادات کودکانه از جمله مشکلاتی هستند که می شود بر آنها غلبه کرد و می شود در مسیر حرکت به سمت و سوی شورای واحد و اجماع واحد و جماعت واحد اجازه نداد که این اجتهادات کودکانه برایمان سد و مانع بشوند. اما اگر به موقع به درمان این معضل اقدام نشود، همین اجتهادات کودکانه هم ابزاری می شوند برای سوء استفاده دشمنان و طمع کردن دشمنان در استفاده ی ابزاری کردن از مسلمین .
نکته ی اساسی که لازم است به آن دقت بشود این است که احزاب و جماعتها و شورای جماعتها تنها برای کسب قدرت حکومتی به وجود می آیند، اینان مثل حلفها و سندیکاها و صنفها نیستند که مثلا برای امورخیریه یا امور تربیتی و … به وجود آمده باشند . نتیجه ی تلاش و فعالیتهای این احزاب و جماعتها و شورای جماعتها در جامعه تا رسیدن به تشکیل مجلس شورای مجاهدین یا تشکیل حکومت بدیل اضطراری یا حکومت اسلامی علی منهاج نبوه باید بسیار بهتر از مذاهب رایج باشد و باید نهایت اختلافشان با همدیگر در فروع و مسائل بسیار ریز و جزئی باشد نه در زیر بناها و اسکلت.
چون اگردر اسکلتها با هم دچار اختلاف بشوند دچار عقب گرد و پس روی و بدعت گذاری می شوند که بسیار بدتر از مذاهب رایج می شوند، وعلاوه بر صدمات حتمي و انكار ناپذير به جریان حرکت به سوی تشکیل حکومت یکپارچه ی اسلامی و بازگشت عزت به مسلمین، براي هميشه در تاريخ الهي روسياه می شوند و آبرویشان می رود . چرا؟ چون اینان آمدند که این مذاهب را در شورائی واحد دور هم جمع کنند، و اخلافات بسیار جزئی و شخصی مذاهب را بر اساس رای واحد شورا از بین ببرند، و در نهایت به اجماع واحدی برسند و دوباره جماعت واحد را جایگزین جماعتهای مختلف و متعدد و متضاد کنند، اما در برابر خودشان اختلافات و تفرقی را در امور اجتماعی و فرهنگی و عقیدتی و زیر بنائی به وجود آورده ند که نتیجه اش بسیار بدتر، ویرانگرتر و اسفناکتر از اختلافات جزئی و شخصی مذاهب سنتی بوده است، و خودشان همچون مذاهب بی قواره و ناقص و دست و پاشکسته خودشان را نشان داده اند و عمل کرده اند، و در امور مربوط به عقیده اجتهاد و تأویلات غلط به کار برده اند که جایی برای اجتهاد درآن نبوده است.
(ادامه دارد……)