
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(102- قسمت)
این عدم شناخت شرعی و عینی از مسلمان و غیر مسلمان باعث می شود شخص نتواند دیپلماسی متناسب خودش را با مسلمان و کافر به صورت شرعیش به پیش ببرد، و نتواند متناسب با ظرفیت و توانائیهای شخصی که با او صحبت می کند وارد گفتگو و دعوت بشود، و اکثرا خودش به نوعی بن بست و حتی گرایش به خشونت و زیاده روی و دلسری کشیده می شود، و مخاطبش را هم گاه دچار فتنه و حتی اورا به مسیری می کشاند که جاهلانه با مخالفت با قانون شریعت الله، الله و رسولش را تکذیب کند که آشکارا به عنوان یکی از موانع وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی عمل می کند.
بخاری رحمه الله از امام علی رضی الله عنه روایت میكنـد كه گفته است:حَدِّثُوا النَّاسَ بِمَا يَعْرِفُونَ، أَتُحِبُّونَ أَنْ يُكَذَّبَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ؟[1]«با مردم به اندازهی معارفشان صحبت نمایید، آیا دوست دارید كه خدا و رسولش را تكذیب كنند.» یا مسلم از ابن مسعود رضی الله عنه روایت می کند که گفته است:مَا أَنْتَ بِمُحَدِّثٍ قَوْمًا حَدِيثًا لا تَبْلُغُهُ عُقُولُهُمْ؛ إِلا كَانَ لِبَعْضِهِمْ فِتْنَةٌ[2].اگر با مردم سخنی بگوئید که عقلشان به فهم آن نرسد، حتماً برخی از آنان به فتنه میافتند. «اگر تو برای قومی سخن گفتی و آن قوم، فهم گفتـههای تو را نـداشتند (عقلشان بدان نرسید) آنان را دچار فتنـه نمودهای.»
مشخص است که این سخن در مورد آموزش ایمان نیست، چون ایمان را هر انسانی که دیوانه نباشد و از سلامت روانی برخوردار باشد می فهمد . این روش در مورد آموزش سایر احکام و بر طرف کردن جهل هائی است که نیاز به آگاهی و بصیرت شرعی در امر دعوت و جهاد دارد؛ اما این برادران نا آگاه ما نه از دوست و نه از دشمن شناخت شرعی ندارند، برای همین است اکثرا در دنیا شکست می خورند . و اگر شناختی از لابه لای گفته های آشفته ی علمای مورد قبولشان پیدا کرده باشند مربوط به قرون گذشته ست و ارتباطی به وضع موجود ندارد، و اگرخودشان هم به آگاهی هائی دست پیدا کرده باشند، شناختی است خیالی و غیر مربوط با جامعه ی کنونی که در هر دو حالت به درد وضع موجود ملتش نمی خورد.
به عنوان مثال فلان عالم در فلان قرن و فلان مکان مشخص گفته که صوفی ها شریعت را کنار گذاشتند و در خانقاها به سبک راهبها گوشه گیری کردند و اصلا اهل جهاد و قتال نیستند، اما می بینیم که در قرون بعد همین صوفی ها تبدیل می شوند به حکومت عثمانی یا عمر مختار یا شیخ سعید پیران یا سنجر خان کردستان و گروههایی از طالبان و مسلمین چچن و غیره که علاوه بر آنکه تابع شریعت هستند بلکه خودشان مجری قانون شریعت الله و پرچمدار جهاد با کفار می شوند.
در اینجا آن عالم در آن مکان مشخص و زمان مشخص راست گفته است، اما این برادران ما متوجه نیستند که این عالم بزرگوار برای زمان خودش صحبت کرده است نه برای سایر زمانها، الان ممکن است دسته هائی از صوفی ها باشند که کلا مرتد شده باشند مثل علی الهی ها و یزیدی ها و غیره و یا ممکن است دسته هایی موحد و مجاهد و یا طبقات مختلف دیگری وجود داشته باشند که هر کدام مشمول حکم جداگانه ای باشند .
این برادران ما با مطالعه ی رای فلان عالم، می آیند و بر همه ی صوفی ها یک حکم صادر می کنند که تناسبی با وضع موجود ندارد، و آگاهی هایشان اشتباه است، و همین آگاهی های اشتباه خودش مانعی در برابر وحدت اگاهانه، هدفمند و حرکتی می شود، این مثال را عرض کردم که بدانید در مورد اکثر فرق و تفاسیر اسلامی برادران ما به همین سبک دچار اشتباهات فاحشی می شوند و آگاهی هایشان علاوه بر آنکه نمی تواند خدمتی به خود شخص و وضع موجود مسلمین بکند بلکه اکثر مانع می شود در برابر وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی اهل قبله .
(ادامه دارد…….)
[1] صحیح بخاری ـ باب 49 ـ صفحه 59 ـ شماره 127
[2] صحیح مسلم ـ مقدمه ـ باب 3 ـ صفحه 9 ـ شماره 14