درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(109- قسمت)

در هر صورت لجاجت در قرآن به لفظ لَجُّو آمده است، مثل اين كه الله تعالی می فرماید: «لَّلَجُّوا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (مومنون/75)، یا می فرماید: «بَل لَّجُّوا فِی عُتُوٍّ وَنُفُورٍ» (ملک/21) اما كلمات ديگری هم هستند كه همين معني را دارند مثل:اصرار، در مورد قوم نوح مي فرماید:«وَأصَرُّوُا وَاستَكبَروُا» كلمه ی ديگر عنيد است. عنيد هم چندين بار در قرآن به كار رفته از جمله:

  • وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ(هود/59). و اين [قوم] عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوى ستيزه ‏جوى رفتند.
  • أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ [به آن دو فرشته خطاب مى‏شود] هر كافر سرسختى را در جهنم فرو افكنيد (ق/ 24)
  • كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا (مدثر/16) ولى نه چون اودر برابر آيات ما عنید بود.

واضح و روشن است که صفت لجبازی و عنیدی و اصرار بر باطل از صفات کفاراست نه مسلمین. این هم می دانیم گناهي كه از روي جهالت باشد بخشيده مي شود مثل گناه آدم، اما گناهي كه از روي لجاجت باشد بخشيده نمي شود مثل گناه نژاد گرائی و تکبرشيطان.

انسان لجباز- مثل شیطان- كاري به حق و باطل، خوب و بد، سود و زيان و غیره ندارد. برای همین است که الله تعالی می فرماید:«سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ»چرا؟ چون وقتي حق را به آنها مي گويي يا هر چه آن ها را نصیحت کنی آنها مي گويند:«سَمِعْنا وَ عَصَيْنا» شنیدیم، ولی نافرمانی کردیم يهودي ها به سیدنا موسی مي گفتند:«وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آیَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ» (اعراف/132)گفتند: هر اندازه برای ما معجزه بیاوری(و هر نوعی از معجزات بنمائی ) تا ما را بدان جادو کنی، ما به تو ایمان نمی‌آوریم . برای همين خداوند برايشان طوفان – ملخ- شپش –قورباغه وخون فرستاد به هر چه دست مي زند خون مي شد. خداوند در دنيا اينها را برایشان فرستاد. در قيامت هم وضع ناگواری دارند: «سَوَاء عَلَیْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ ‏» (ابراهیم/21) برايمان يكسان است كه داد وبيداد كنيم يا صبر كنيم  راه نجات و گریزی برای ما نیست .‏

آدم متکبرِ لجباز لياقت همه نوع بدبختي رادارد. چون تکبر و لجبازی منبع و سرچشمه ی همه بدبختیهای انسان است، و هر جا تکبر ولجبازی هست علاوه بر از بین رفتن صلح و آرامش؛تفرق، تمسخر ديگران، انتقام گیری غیر شرعی، جنگ و درگیری مسلحانه یا روانی یا هر دو باهم،  چشم وهم چشمی، تبعیت غلط از سنتهای گذشتگان و ملتهای معاصر دیگر و صدها بیماری دیگر هم هست . در اینجا دیگرأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ بر شخص حاکم می شود.

وقتي لجبازي دائمي شده است خداوند در قرآن مي گويد: «ذرهُم»، رهايشان كن. «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ» (توبه/95) پس از آنان روى گردان بشوید. یا در مورد منافقین و سکولار زده هائی که به این صفت کفار آلوده شده اند می فرماید:« فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئاً »)مائده/ 42) اگر ایشان نزد تو آمدند (و داوری از تو خواستند) در میانشان داوری کن یا از ایشان روی بگردان و (کاری به داوری آنان نداشته باش) اگر از آنان روی بگردانی ، هیچ زیانی نمی‌توانند به تو برسانند.

در این صورت لجاجت نه تنها نفس را تباه مي كند، بلكه آثار بیرونی و اجتماعی هم دارد و به مجتمع و محیط هم سرايت می کند، و مجتمع راهم آلوده می کند . چنين اشخاصي تعادل دروني ندارند و در امور شخصي، خانوادگي و اجتماعيشان در بحران به سر مي برند، اگربه بعضی از برادرانمان می گوییم نامتعال و نامیزان در واقع بخشی از واقعیتهای عقیدتی و رفتاری آنها را بیان کرده ایم. هر چند که اکثریت این برادران نامیزان و نامتعادل ما عامل جهل آنها را به هم مسیر شدن با لجوجا کشانده است.

برای چندمین بار عرض می کنم که این صفت خطرناک لجبازی مال کفاراست نه مال مسلمین، این صفت مثل تفرق مال کفاراست نه مال مسلمین(وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ). حالا اگر مسلمین به آن آلوده شدند، در این صفت خاص خودشان را شبیه کفار کرده اند و در این صفت خاص مثل کفار شده اند.عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»[1] تشبه به قوم در این  گونه موارد است نه در لباس پوشیدن و عمامه سر کردن و ریش گذاشتن و سایر موارد اینچنینی که فرقی میان رسول الله صلی الله علیه وسلم با سایر اعراب مسلمان و غیر مسلمان وجود نداشت. و اگرغریبه ای وارد جمعی می شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن جمع حضور داشت می گفت: رسول الله کدام یکی از شما هستند؟

(ادامه دارد…….)


[1]رواه أبو داود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *