
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(118- قسمت)
با این توضیحات می توانیم بگوییم : خشمی که در میان همه ی انسانها وجود دارد می تواند به 3 شکل دیده بشود: 1- خشم بجا و معتدل که کنترل و مدیریتش با قانون شریعت الله است 2- خشم نابجا که مختص کفار و منافقینِ مخالفِ قانون شریعت الله است 3- خشم سرکوب شده و گندیده که مختص انسانهای بی غیرت است.
- خشم بجا یا خشم معتدل،خشمی است که تحت سيطره ي قانون شریعت الله است.خشونتی که در چارچوب قانون شریعت الله باشد، و در جای خودش، و طبق شرایط خودش تطبیق بشود و اجراء بشود، مطلوبه و بجاست؛ و تمام خشونتهائی که خارج از چهارچوب قانون شریعت الله باشند نامطلوب و مذمومند.
قاطعیت در اجرای قانون شریعت الله در مورد مجرمان و متجاوزان و ستمگران هم خشونت مثبت و به جایی است که برای اجرای عدالت و محافظت از حقوق شرعی انسانها و محافظت از بندگان الله از طریق 3 ابزارانجام می شود .
دو نمونه را برایتان ذکر کنم که چه طوری از کانال «3 ابزار» می شود یک حقی را گرفت و خشم بجا را درمسائل اصلی و کلان جامعه ی مسلمین درمسیر شرعیش مدیریت و هدایت کرد، و به نتیجه ی شرعی هم رسید، و متوجه شد که (با تجربیاتی مثل سمیه رضی الله عنه و یاسر و…) در اینگونه موارد غیر از این «3 ابزار» هیچ راه دیگری برای هدایت خشم بجا و گرفتن اینطور حقها وجود ندارد، تنها و تنها این «3 کانال» وجود دارند:
می دانیم که الله تعالی می فرماید:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ(حجرات/10)فقط مؤمنان برادران همدیگرند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَمَالُهُ وَعِرْضُهُ.[1]همه چیز مسلمان، خون و مال و آبرویش، بر مسلمان حرام است. حالا آبروی یک مسلمانی توسط یک کافر در معرض خطر قرار گرفته است، ببینید از تک تک افراد جامعه تا حکومت اسلامی چه واکنشی در مورد چنین مصیبتی نشان میدهند :
روزی زن مسلمانی به بازار یهودیان بنی قینقاع می رود و به طلاساز یا نقره سازی مراجعه می کند تا زیوری برایش بسازد. یهودیان از او می خواهند که صورت خودش را آشکار کند اما این خواهر مسلمانمان این کار را نمی کند. چون آن زمان حکم حجاب و پوشاندن صورت و سینه و غیره بر مسلمین نازل شده بود. همان کاری که الان کفار سکولار اروپا برای ممنوعیت نقاب قانون تصویب کردند و مجازات هم برای خواهری که نقاب بزند تعیین کرده اند. در هر صورت، زمانی که این خواهرمان مخالفت می کند یکی از یهودیها از روی لجبازی بدون اینکه این خواهرمان متوجه بشود لباسش را از پشت به شانه اش می بندد، زمانی که این خواهرمان بلند می شود از پشت بدنش لخت می شود، چون آن موقع مثل الان نبود که همه، چند تا لباس زیر این لباسشان بپوشند. فقط همین تنشان بود. زمانی که اینجوری آبروی این خواهرمان بازیچه ی این کفار می شود همه به آن می خندند و یهودیان مسخره اش می کنند.
در اینجا برادر مسلمانی که آنجا حضور دارد خشمگین می شود و آن شخص مجرم را با ضربات شمشیرش به درک می فرستد، یهودیها هم دسته جمعی به او حمله می کنند و ایشان را به شهادت می رسانند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان رهبر و حاکم اسلامی خبر را شنید،خشمگین شد و تمام سپاه اسلام را برای جنگ با این کفار برد و پس از 15 روز محاصره آنها را مجبور به تسلیم کرد و قصد کشتن همه ی آنها را داشت که با وساطت عبدالله ابن ابی – سر دسته ی منافقین مدینه– جانشان را به آنها بخشید، در عوض اموالشان را مصادره کرد و خودشان را به نزدیکی شام تبعید کرد .
این در زمانی بود که ما حکومت اسلامی علی منهاج نبوه داشتیم، اما پس از آن هم زمانی که ما صاحب حکومت بدیل اضطراری اسلامی بودیم باز صحنه های قابل تأملی را می بینیم و بیشتر قانع می شویم که چه طوری امام سپر می شود، حتی اگر یک امامِ حکومتِ بدیل اضطراری اسلامی با هر مذهبی باشد، یا یک امام مال مجلس شورای واحد مجاهدین باشد .
به متعصم عباسی امام آن زمان مسلمین خبر رسید که یکی از سربازان امپراطوری روم خواهری را اذیت کرده و او را زندانی کرده است و آن خواهر فریاد زده است: «وامعتصماه»، معتصم به دادم برس. وقتى معتصم این را شنید زود از تختش بلند شد و فریاد آن خواهرمان را جواب داد و گفت «لبیکِ، لبیکِ» و به دنبال وصیت در مورد تقسیم اموالش، زود ارتش رابرای حمله آماده کرد، قبل از حمله نامه ای به این مضمون برای امپراطور روم نوشت: از امیر مسلمین معتصم باالله به سگ روم، یکی از رعیتهای من در زیر سیطره تو مورد ظلم قرار گرفته وبعد زندانی شده است. آن رعیت من را از زندان رها کن، و سربازی که اذیتش کرده به ما بسپار، و گرنه با لشکری بسویت خواهم آمد که ابتداش پیش تو و انتهاش نزد من باشد..»
اما امپراطوری روم این را جدی نگرفت و امام و سپرِ مسلمینِ آن زمان لشکر کشی کرد، و پس از کشته شدن صدها مجاهد مخلص و به درک رفتن هزاران رومی خبیث، سرانجام بر آنها پیروز شد، و با فتح سه منطقه ی حساس از رومیها، ضمن آزادی آن خواهرمان سرباز کافرمجرم را هم به قتل رساند، و شخصا به خاطر اینکه دیرتر به دادش رسیده است از آن خواهرمان معذرت خواهی کرد[2]
مسلمینِ با غیرت اینطوری -از شخص تا یک ارتش- احکام قانون شریعت الله را به دفاع از آبروی ی هک خواهر مسلمانمان عملی می کردند، چون علاوه بر وظائفشان نسبت به همدیگر از عواقب بی غیرتی و سهل انگاری و بی خیالی در برابر قوانین شریعت الله هم با خبر بودند، و باید پاسخگو می شدند. اینجوری در برابر آبروی یک مسلمان محافظت می کردند حالا چه رسد به دفاع از دین یا خون یا ناموس و مال یک مسلمان . اما الان غیرت و شرف مسلمین و حکام سکولار و مرتد دست نشانده را نگاه کنید، ببینید چه وضعی را تولید کردند؟
(ادامه دارد………)
[1] أخرجه أحمد (2/277، رقم 7713) ،ومسلم (4/1986، رقم 2564) .وأخرجه أيضًا: البيهقي (6/92، رقم 11276)
[2] الکامل لابن الاثیر 247/5