
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(120- قسمت)
- خشم نابجا:
می دانیم که انسانها از قوانین مختلفی پیروی می کنند، و در این قوانینشان هم حقوق و تکالیفشان مشخص شده است، و مشخص هم شده است که اگرشهروندان بر خلاف آن را انجام بدهند جریمه می شوند و باید منتظر عواقبش هم باشند. طبیعی است که در هر جامعه ای هم آدمهای قانون شکنی وجود دارند که حرف حساب و حق و حقوق دیگران حالیشان نیست، برای همین هر ملتی دادگاههای خاص خودش، و پلیس و زندان و تبعید و مجازاتهای خاص خودش را دارد، و مجازات مجرمین جامعه ی خودش را نیازِ خودش می داند،غیر از این، برای مقابله با دشمنان خارجی، وجود ارتشی قدرتمند و جنگ و اعمال خشونت با دشمنان خارجی را هم حق خودش می داند . در این صورت اعمالِ خشونتی که توسط قانون آن کشور تأئید شده باشد مورد تأئید مردمانِ هم عقیده با این حکومت است، و هر کشوری در دنیا چنین اعمال خشونتی بر اساس قانونش رابرای حفظ امنیت مادی و معنوی افراد جامعه اش حق خودش می داند .
پس خشم با اين ويژگي ها مانند نيروهاي ديگردر انسان وجود دارد كه بايد كنترل و هدايت بشود، و انسان از طريق قوانین، بايدها و ارزش هایی که قبول کرده است بايد این خشم را كنترل و هدايت کند، یا به اصطلاح ما مدیریتش کند.
حالا برای مدیریت و کنترل این خشم کدام قانون و کدام شیوه ی اعمال خشونت درست است و کدامیکی غلط است، یا میزان توزیع ومصرف این خشونت در برابر انسانهای مجرم یا مخالف چقدر است، به عقاید افراد بر می گردد. در اینجا به تعداد باورها و عقاید و قوانین، خشونتهای روحی و جسمی با هم فرق دارند به عنوان مثال:
- نزد ما سوزاندن یک جنازه یک توهین و خشونت روحی به بازماندگان میت است، اما نزد بودائیها نوعی ادای احترام است .
- یا رقصیدن و شادی کردن هنگام دفن جنازه نزد بعضی از قبایل آفریقائی یک احترام است اما نزد ما نوعی خشونت روحی و توهین است.
- یا جسد میت را از قبر بیرون آوردن برای ما یک توهین و خشونت روحی است، اما نزد بعضی از قبایل اندونزی هر سه سال یکباربیرون آوردن میت و لباس پوشاندن به او یک ارزش است
- یا مثلا اسلام می گوید حکم مرتد کشتن است و این خشونت بجاست؛ اما دین سکولاریسم می گوید: نه، این خشونت نابجاست.
- اسلام می گوید حکم دزد بریدن دستش است و این خشونت بجاست؛ اما دین سکولاریسم می گوید: نه،این خشونت نابجاست
- اسلام می گوید حکم مشروب خوار و زناکار و هم جنس باز و غیره این است…و این خشونت بجاست، اما دین سکولاریسم می گوید: نه، این خشونت نابجاست
- اسلام می گوید قانون الله باید تعیین کند خشونت بجا و نا بجا چیست؟، اما سکولاریسم می گوید: نه، این حق باید مال من باشد
- دین سکولاریسم می گوید هرکسی دنبال قانون شریعت الله باشد خشونتش بد است و نابجاست، و الله می گوید خوب است و نیاز است و به جاست .
اینجا دیگر شخص مسلمان با گفتن لا اله – الا الله و محمد رسول الله تمام قوانینی که مخالف قانون شریعت الله باشند را رد کرده و زیر پایش گذاشته است . الله تعالی هم برای خشم شروط و قوانيني را از طریق شریعتش در اختیار انسانها قرار داده است تا به وسیله ی این قوانین بتوانند این خشم را مدیریت کنند و در مسیر صحیح اش هدایتش کنند .
الله تعالی مشخص مي كند كه تندي، غضب و خشم، در برابر باطل و در برابركفار و دشمنان الله و دشمنان مردم و مجرمین است، و خشمگين شدن نسبت به حق و نسبت به مؤمنين كار اشتباهي است. پس ريشه ی اصلي خشم یک مومن به ايمانش به قانون شریعت الله و ميزان پايبندي او به قوانین، بايدها و ارزش هاي دين برمي گردد.
خشم و غضب انسان مسلمان در برابر باطل و مجرمین و هر كسي است كه ارزش هاي دينش را زير پا بگذارد. اندازه ی این خشم را هم الله تعيين كرده است، مثلاً كسي كه تهمتی زده یا دزدي كرده یا انسان بی گناهی را کشته یا گردنه گیری کرده یا مرتد شده و غیره الله برای این جرمها حدودی راتعيين كرده؛ برای همین خشم را باید به همین اندازه ای که الله تعالی تعیین کرده نسبت به شخص مجرم به کار برد، این یعنی تعیینِ میزانِ مصرفِ خشم نسبتِ به انواعِ جرمهایِ مختلف در جامعه توسط الله تعالی.
پس الله تعالی خشم بجا و صحیح را به عنوان يك نيروي غريزي بين انسان و حيوان برای محافظت قرار داده است كه بدون آن انسان در معرض نابودي قرار مي گيرد. علاوه بر این با مدیریت، کنترل و هدایت خشم توسط قانون شریعت الله، این خشم از نیازهای حیاتی انسان مثل دين – جان – ناموس – عقل – مال و آبرو و غیره محافظت می کند. اگر چنین خشم هدایت شده توسط قانون شریعت الله نباشد دنيا نابود مي شود. لَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ (بقره/251) اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نکند، فساد زمین را فرا میگیرد، ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد .پس خشم بجا عاملي است برای جلوگيري از فساد زمين و دفع کردن انسان های مجرم توسط انسانهای صالح،و اعطای این خشم بجا لطف و احسان الله به بنده هایش است .
(ادامه دارد……..)