
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(121- قسمت)
- حالا، خشم نا بجا یا افراط در خشم از صفات کفار و منافقین است که این خشم را در برابر قوانین شریعت الله به کارش می گیرند. پس هر گونه خشونت ناشی از سوء استفاده ی از قدرت و حمله به حقوق انسانها – که قانون شریعت الله این حقوق رابرای انسانها قائل شده – خشونت نابجا و باطل است. البته عده ای از مسلمین هم ممکن است به دلایلی چون جهل یا عمدا به این بیماری کفار و منافقین آلوده بشوند. اما باز این صفت هم مال مسلمین نیست، بلکه مثل تفرق و لجبازی و تکبر و امثالهم مال کفار و منافقین است، اما به دلایلی مثل جهل وغیره مسلمین هم به آن آلوده می شوند.
در این صورت خشونت نابجا یعنی هر گونه عملی که باعث آسیب جسمی، روحی یامادیِ غیر شرعی به شخص بشود که طبعا مخالف شریعت اللهِ و حرام است. آسیب روحی مثل مجبور کردن یک مسلمان به تبعیت از قوانین کفری دین سکولاریسم، یا گرفتن مستبدانه آزادیهای عقیدتی و رفتاری مسلمین توسط سکولاریستها، یا رواج انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری تحت عنوان آزادیهای شخصی که مستقیما روحیه ی مسلمین راهدف قرار می دهند. یا تبعیض نژادی، یا مشرک و مرتد دانستن مسلمانی که مشرک و مرتد نیست، یا خوارج دانستن مسلمانی که نیست، یا زدن هر تهمتی نسبت به مسلمانی که در آن نیست و بر مسلمان خشونت نابجای روحی را تحمیل می کند. یا مثل زورکی دختر و زن را ازدواج دادن، یا انواع ازدواجهای باطلی که در جاهلیت وجود داشتند و امروزه هم در قالب بی بندوباری های جنسی وجود دارند و خشونت روحی را بر زن تحمیل می کنند.
خشم نابجای یک مسلمان از مسائل کوچک و پیش پا افتاده شروع می شود تا به شرارت مي رسد، دراين حالت شرارت، شخص حكم ديوانه را دارد. در شرع اگر چنين شخصي همسرش را طلاق بدهد طلاق او نمي افتد و حكم طلاق اجرا نمی شود. اگر ما به بعضی برادران نامیزان و نامتعادلمان در این حالتها می گوییم نیمه دیوانه اغراق نکرده ایم و واقعیت آنها را نشان داده ایم .
آشکاراست غضب و خشم مثل خوردنی ها و نوشیدنی ها و سایر نیازهای انسان هم خوب و بجاش هست، هم بد و نابجاش. خوبش آنی است که با قانون شریعت الله مدیریت و کنترل و هدایت می شود و دراین مسیر قانون شریعت الله هم ازآن استفاده می شود، اما مسلمانی كه مدیریت و کنترل و هدایت خشم در مسیر قانون شریعت الله را بلد نيست به اشتباه خشم را در راه دیگری استفاده و مصرف مي كند. مثلا خشمی که باید روی مرتد ریخته بشود به اشتباه روی یک اهل قبله ای ریخته می شود که مرتد نیست، خشمی که باید روی یک دزد تخلیه بشود به اشتباه روی کسی تخلیه می شود که دزد نیست، خشمی که باید روی یک مشرک و سکولار تخلیه بشود به اشتباه روی یک کافر اهل کتاب یا شبیه اهل کتاب یا مسلمان اهل قبله ای تخلیه می شود که سکولار و مشرک نیستند، خشمی که باید روی یک خوارج ریخته بشود به اشتباه روی یک مسلمانی ریخته می شود که خوارج نیست و غیره.
در این صورت اگر کسی را دیدید که خشمش را در مسیر غیر شرعی آن استفاده می کند شک نکنید که :
- یا ارزشها و بایدها و قوانین کنترل خشمش فاسدند مثل سکولاریسها و سایر کفار
- یا مسلمانی است که در دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها قرار گرفته است
- یا ممکن است مسلمانی باشد که به بیماری تکبر و عوارض آن مثل لجبازی و تفرق و خشم نابجا وغیره که مختص کفار و منافقین است آلوده شده باشد
- یا اینکه مسلمان جاهلی است و روش کنترل و مدیریت خشم را به سمت و سوئی که الله تعیین کرده بلد نیست و با معجونهایی که به نام دین به اوخورانده اند نامتعادل و نامیزان شده است.
عرض کردیم که پیامبران با آوردن قانون شریعت الله، درواقع عامل تعادل درونی و رفتاری میان انس و جن را از طرف الله تعالی ارائه داده اند، حالا چه طوری این انسان متعادل تبدیل می شود به انسانی نامتعادل و نامیزان؟ با ارائه ی غلط این قوانین به او، یا ارائه ی ناقص آن به او؛ حالا چه عمدی باشد چه غیر عمدی باشد. به همین راحتی یک انسان نامتعال و نامیزانی تولید می شود.
در مواردی که «الائِمَّهَ الْمُضِلِّینَ» یا « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ» و علمای سوء عمدا قوانین شریعت الله را به غلط یا ناقص به شخص می رسانند، ابتداء داده ها و مسائل فکری را دستکاری می کنند، و با قاطی کردن حق و باطل با هم، حق را آگاهانه و به میل خودشان و عمدا می پوشانند، یعنی فقط باطل را به خورد شخص نمی دهند، بلکه این باطل را با حق قاطی می کنند بعد آن را می کنند در حلقومشان. در حالی که الله می فرماید: وَ لاتَلْبِسُواالْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُواالْحَقَّوَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/42) و حق را با باطل نیامیزید، و حق را پنهان نکنید و حال آن که میدانید.
(ادامه دارد…….)