درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(129- قسمت)

ام سلمه رضی الله عنها می گوید: «قسم به خدا ما ازاعلام مبارزه ی این مخالفان با نجاشی چنان غمگین و افسرده شدیم که چنین حالتی را به خود ندیده بودیم». البته عکس العمل مسلمانان از حد غم و غصه تجاوز کرد، و با بیداری و احتیاط، مراحل جنگ را زیر نظر می گرفتند؛ زبیر نوجوان که کسی متوجه بچه بودن او نمی شد مسئولیت دیدبانی و مراقبت را بر عهده گرفت و از دریا گذشت و در آن سوی مرز اخبار قطعی جنگ رابرای مسلمین آورد، از بس که به پیروزی سپاه کافر نجاشی خوشحال بود از دور لباس بالایش را بیرون آورده بود و با علامت پیروزی آن را تکان می داد، و پیروزی یک ارتش و جریان کافری که مسلمانی آن را رهبری می کرد و آزادی عبادت و عمل آنها را تضمین می کرد بر جریان کافر دیگری که این آزادیها را نابود می کرد، تبریک گفت. در اینجا یک گروه مسلمان از یک حکومت کافر در برابر کافر بدتری در دارالکفر حمایت و پشتیبانی می کنند.

 نکته ای که لازم است در اینجا به آن اشاره بشود این است که نجاشی و جعفر بن ابی طالب با آنکه هر دو مسلمانند، اما هر کدامشان وظیفه ای ر انجام می دهند، و می بینیم آنچه برای نجاشی جایزاست برای جعفر جایز نیست. نجاشی حتی ایمان خودش را هم پنهان و کتمان می کند .

 جعفر رضی الله عنه الگو و سخنگوی اسلام و مسلمین است، و مردم در خلال مواضع و سخناش، پیام و عقیده ی اسلامی را می فهمند، برای همین بهانه ای برای مخفی کردن و کتمان حقایق ندارد، و هرگونه پنهان کردن حقایق، به معنای کتمان و سرپوش  گذاشتن بر حقایق اسلامی است که باید  برای مردم روشن بشوند.  اما شخصیت نجاشی رضی الله عنه معرفی کننده ی مبادی و اصول اسلامی نیست، و پیش مردم هم هنوز به عنوان یک فرد کافرنصرانی مطرح است نه یک مسلمان، و تمام لشکریان و نزدیکان او هم از نصرانی های کافر بودند، و مصلحت اسلام و مسلمین اینطوری اقتضا می کرد که بر مخفی بودن عقیده و دین خودش اصرار کند، و درآن لحظه ی حساس و بحرانی به کنایه و تعارف متوسل بشود، و عقیده ی خودش را مخفی و کتمان کند، و در ذهن مردمِ کافر اینطوری وانمود کند که هنوز یک کافرنصرانی است، تا با این روش، آتش شورشی را که سکولاریستهای قریش در حبشه برپا کرده بودند را خاموش کند و خدمتی به جریان نوپای شریعت پیامبر خاتم و مسلمین  انجام بدهد.

نجاشی و نعیم بن مسعود، شخصیت های مختلفی هستند که هر کدامشان در نقش خودشان و مسئولیتی که به آنها سپرده شده بود ادای وظیفه کردند، و زمینه سازیهای لازم برای حفظ وجود مسلمین و افزایش قدرت مسلمین رادر زمین آماده کردند، و حرکت اسلامی را از بحرانها و گره هایی که ممکن بود در مراحلی با آن مواجه بشود، نجات دادند.

حالا دسته ای دیگر از کفار هستند که مثل نجاشی رحمه الله ایمان نمی آورند اما دارای صفات پسندیده ای هستند و می توانند با این صفات خوبشان در جامعه جریانی مردمی به راه بیندازند، و نقشی شبیه به نقش نجاشی رضی الله عنه را در بسیج افکار عمومی برای فشار بر دستگاه حاکمه ی کفار ایفا کنند که امروزه هم نمونه های زیادش را دیده ایم .

 مثل آن دسته از کفار سکولار مکه که برای از بین بردن محاصره ی اقتصادی که بر مسلمین در شعب ابی طالب  تحمیل شده بود گروه و دسته ای را به وجود آورده بودند و در جامعه برای شکستن این پیمان ظالمانه تلاش می کردند. افرادی مثل هِشَام بن عَمْرو، زُهَیر بن امیه، مُطْعِم بن عدی، ابوالبختری بن هشام  و زَمْعَة بن الأَسْوَد و افراد دیگری که همگی با هم جریانی انسان دوستانه ی نیرومندی را درمردم به عنوان یک اهرم فشار به وجود آوردند . که بعدها هشام و زهیر ایمان آوردند و مُطْعِم در مکه در حالت کفر مُرد، و ابوالبختری و زمعه هم در جنگ بدر کشته شدند. رسول الله صلی الله علیه وسلم سفارش کرده بود که ابوالبختری را در پاداش آن کار انسان دوستانش نکشند اما خودش مسیر مرگ را انتخاب کرد .

در هر صورت اینان هم دسته ای از کفار هستند که صفات پسندیده ای را در خودشان دارند، و بدون شک مسلمین از این صفات آنها حمایت می کنند، و با آنها در این صفت همراه و متحد می شوند، و اگر بتوانند این نیکی های آنها را در هر موقعیتی که باشند جبران می کنند حتی اگر به صورت مسلحانه در برابر مسلمین شمشیر کشیده باشند.

می دانیم زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به نیت «دعوت و درخواست یاری» به طایف رفت و با مخالفت و توهین مردم مواجه شد زمانی که می خواست به مکه برگردد تنها در پناه مُطْعِم بن عدی کافر تونست وارد مکه شود.

 رسول الله صلی الله علیه وسلم این دفاع شرافتمندانه مُطْعِم را به اضافه ی تلاشهای بی دریغش برای نقض پیمان تحریم اقتصادی شعب ابی طالب را در یاد و خاطره ی خودش حفظ کرده بود، مُطْعِم بن عدی، کافرسکولاری بود و از نظر عقیدتی تفاوتی با سکولاریستهای قریش نداشت اما رسول الله صلی الله علیه وسلم در هنگام قدرت نیکی های اورا فراموش نکرد و در جواب درخواست قریش مبنی بر آزاد کردن هفتاد نفر از اسیران که متشکل از سران سکولارقریش بودند، می فرماید : «اگر مُطْعِم اینجا بود و درخواست پناهندگی می کرد آنها را به او می بخشیدم». رسول الله صلی الله علیه وسلم همین واکنش را نسبت به ابوالبختری که به عنوان یک کافر محارب، در جنگ مسلحانه برعلیه  مسلمین شرکت کرده و در میدان جنگ بود، اعمال کرد؛ و دستور داد آن رادر صورت اسارت هم نکشند.

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *