درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(130- قسمت)

بله، یکی از اهداف نزدیک مسلمین در برخورد با کسانی که تسلیم قانون شریعت الله نمی شوند این است که باید برای کسب قدرت بیشتر وعمده، در برخورد با دشمنان عمده، از درون جامعه ی کفار، نیروهای یاری دهنده ی خودشان را بیرون بکشند، و هر کسی را که می تواند از آنها حمایت کند یا آزادیهای آنها را تأمین کند ازآنها استفاده کنند، و از اختلاف های موجود بین صف های مختلف دشمنان و تنوع نگرش های آنها نهایت استفاده را ببرند و در صورت توانائی خوبی های آنها را جبران کنند.

در کنار اینان، دسته ای دیگر از این کفارهستند که باز تسلیم قانون شریعت الله نمی شوند اما بر اساس دو هدف «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» رهائی از گرسنگی و فقر و به دست آوردن رفاه، و رهائی از ترس و ناامنی و به دست آوردن امنیت، با مسلمین هم مسیر می شوند . اینان دین ما را نمی خواهند فقط دنیایی را می خواهند که از طریق ما برایشان تأمین می شود. این درخواست آنها در طول تاریخ بوده و نیازمند پاسخ شرعی هستند. این دو خواسته علت هم مسیر شدن و متحد شدن این دسته با ما را آگاهانه، هدفمند و حرکتی می کند، و نیازمند پاسخی روشن، بدون ابهام، عملی و ظاهری و ملموس هستند. همان پاسخی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب ایشان گرفتند .  

باید دقت بشود که هم پیمان شدن و وحدت با این دسته از کفار تنها باید از طریق امتی انجام بشود که از طریق یکی از 3 کانال به وجود آمده و قدرت رهبریت هم دست خودش است و این کفار زیر دستانش هستند. اگر کسی تصور کند که غیر از این 3 کانال می تواند با کفار هم پیمان بشود بدون شک در توهم افتاده، چون خواسته یا ناخواسته تبدیل به ابزاری در دست همین کفار می شود، و این تسلیم شدن است نه وحدت، و فرق زیادی بین تسلیم شدن با وحدت وجود دارد .

به عنوان مثال ما می دانیم که همین الان در سوریه گروههائی هستند که از کانال حکومت سکولار ترکیه در خدمت اهداف ناتو قرار گرفتند، گروههائی هم هستند که از کانال آل سعود و قطر و اردن و کویت و غیره در اختیار آمریکا هستند، و گروههائی هم هستند مثل دارودسته ی مزدور اوجالان-مسیلمه  کذاب فعلی کوردها- که در اختیار روسیه قرار گرفتند، تمام این گروهها هم نوبتی و بر اساس سیاستهای ناتو و آمریکا و روسیه با هم وارد جنگ می شوند. در اینجا وحدتی وجود ندارد بلکه ابزار شدنی است غیر قابل انکار که تنها به اهداف اربابان خدمت می کند .  

وحدت با کفار تنها و تنها از طریق امتی انجام می شود که از طریق یکی ازآنها 3 ابزار به وجود آمده است، و الله ضمانت کرده  است که این امت گمراه و سرگردان نمی شود و بدون شک از موضع قدرت صحبت می کند. قدرت نظامی که پشتوانه ی اصلی دیپلماسی مسلمین در روابط با دشمنانشان است.

می دانیم که الله تعالی در برخورد با دشمنانمان به فریضه ی مهم ارهاب و ترساندن آنها با قدرت نظامی اشاره می کند و می فرماید: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی (نظامی) و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را هم بترسانید  که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

در این صورت آن نیروئی که به عنوان یک عامل بازدارنده ی اصلی نقش بازی می کند و دشمن ما و الله را می ترساند و شرش را از ما دور می کند و پشتوانه ی دعوت و دیپلماسیمان با کفار می  شود تنها قدرت نظامی است. دقت کنید: تنها قدرت نظامی است.

ما هر چه مثل اندلس به تنهائی قدرت مالیمان بیشتر باشد طمع دشمنا ن بیشتر می شود، قدرت علمی هم به تنهائی کافی نیست همچنانکه به تنهائی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم در مکه کافی نبود، بلکه تنها زبان قدرت نظامی و جسمی است که در مراحل مختلف با پشتوانه ی علمی و گاه اقتصادی که دارد، حرف اول را می زند .

در همان ابتدای بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم هم بعد از نصرت الله، آن چیزی که مانع صدمه زدن به رسول الله بود شمشیرهای بنی هاشم بودند نه فقط آیات قرآن و میزان علم رسول الله صلی الله علیه وسلم یا ثروت ام المومنین خدیجه به تنهائی، آن چیزی که نمی گذاشت کسی به عمربن خطاب و سعد ابن ابی وقاص و علی بن ابی طالب صدمه ای بزند یا باعث می شد که به امثال سمیه و یاسر و دیگران صدمه بزنند وجود یا عدم وجود قدرت نظامی بود. آن چیزی که شرایط را بر دیگران تحمیل می کند قدرت نظامی است، و آن چیزی که شخص را وادار می کند تسلیم شرایط درست یا غلط دیگران بشود باز قدرت نظامی است. این فرمول از گذشته های دور بوده الان هم درقالب حق وتو و غیره درسطح بین المللی و منطقه ای حاکم است.

با مرگ ابوطالب قدرت شمشیرهای بنی هاشم به ابولهب منتقل می شود و رسول الله صلی الله علیه وسلم از این قدرت نظامی محروم می شود، برای همین ابتدا خیال می کند این قدرت را با شمشیرهای مردم طائف می تواند به دست بی آورد اما این اتفاق نمی افتد، زمانی هم این قدرت را درمدینه به دست می آورد باز در روابطش با سایر قبایل کافر و حتی کنترل و مدیریت منافقین، میزان قدرت نظامی ایشان با پشتوانه ی قانون شریعت الله حرف اول را می زند .

 قبل از فتح آشکارِ پیمان حدیبیه و بعد از این فتح آشکار، دیپلماسی رسول الله به میزان قدرتی که داشت در حال اوج گیری بود، تا اینکه بعد از فتح مکه به اوج خودش می رسد. چرا؟ چون قدرت نظامی مسلمین هم در حال اوج گیری بود .

(ادامه دارد……..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *