
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(131- قسمت)
در این صورت با آنکه عده ای در روش برخورد با مخالفین اصالت را می دهند به جنگ مسلحانه، و عده ای دیگراصالت را به دعوت می داهند و می گویند جهاد هميشه بعد از دعوت بوده است، اما واقعيت اين است كه از لحاظ تاريخى، اصالت دعوت و جنگ مسلحانه را «میزان قدرت» تعيين كرده و می کند.
مثلا اگر مسلمین ایران یا روم یا قبایل دیگر را به اسلام دعوت می کردند و آنها قبول نمی کردند آیا اگر مسلمین قدرتش را نداشتند با آنها جنگ مسلحانه می کردند؟ قطعا نه. رسول الله صلی الله علیه وسلم چه وقت به کشورها و قبایل همجوار نامه نوشت و چه وقت جنگ مسلحانه – آن هم پس از دعوت مجدد – با این کشورها و قبایل در زمان عمر بن خطاب و عثمان بن عفان عملی شد؟ . این یعنی اصل اساسى و تعيين كننده «میزان قدرت» مسلمین است.
با پشتوانه ی چنین قدرتی رسول الله صلی الله علیه وسلم در روابطش و دیپلماسیش با کفار از اصول کلی و ثابت و ماندگاری تبعیت می کرد، و چارچوب کلان سیاست خارجی حکومت اسلامی را شکل می داد. اصولی مثل: 1- اصل توحيد و دعوت .2- اصل حاکمیت قانون شریعت الله 3- اصل تامین امنیت 4- اصل نفي سيبل و عزت و سيادت اسلامي 5- اصل رفتار متقابل 6- اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها
ضمن رعایت و در نظر گرفتن این اصول، رسول الله صلی الله علیه وسلم دردیپلماسی خودش،روشش با کفار تکیه بر اصل توحید، اعلام نبوت و مشترکات بود.
مشترکات بین تمام انسانهای مسلمان و کافر «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» از بین بردن گرسنکی و آوردن رفاه اقتصادی و از بین بردن ترس و آوردن امنیت است، بسیاری از انسانها بدون در نظر گرفتن عقاید طرف مقابل، بر روی این مشترکات تمرکز می کنند. غیر از این، مشترکات دیگری هم با کفار اهل کتاب وجود دارند که الله تعالی می فرماید: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/64) بگو: ای اهل کتاب! بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را، به جای خداوند یگانه، به خدائی نپذیرد. پس هرگاه ( از این دعوت) سر بر تابند ، بگوئید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم .
غیر از این مشترکات، الله تعالی یک حقوقی را به کفار اهل کتاب داده است که به مشرکین و سکولاریستها نداده است، برای همین است می بینیم در پیمانی که در مدینه با یهودیان اهل کتاب بسته می شود این کفار اهل کتاب از نوعی خودمختاری درون عقیدتی و درون گروهی برخوردار می شوند، و روابطشان با مسلمین هم بر اصل احترام متقابل، عدم تعرض بر همدیگر، عدم همپیمانی با دشمنان حکومت اسلامی و همکاری در صورت مورد حمله قرار گرفتند، بنا شده بود .
اما در حالت اضطرار و ضرورت که مسلمین از قدرت نظامی و حکومتی ضعیفی در برابر دشمن اصلی بر خوردارند تنها مشترکاتی که می تواندآن «3 ابزار» را با مشرکین یا سکولاریستها هم پیمان کند تنها «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» و منافع دنیوی است.
- سهم الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ، هم در این حالتهای اضطراری باز حول و حوش منافع دنیوی می چرخد.
- شناسائی حاکمیتهای محلی به عنوان یک امتیاز سیاسی در برابر پذیرش اسلام هم باز در همین راستا بود، که نمونه های یمن و غسان و بحرین و غیره،و گسترش نفوذ اسلام در کل جزیرة العرب و حتی تا مرزهای امپراتوری روم و ایران، موفقیت رسول الله صلی الله علیه وسلم در اجرای این تاکتیک مهم و سایر تاکتیهای قانون شریعت الله به صورت سیستماتیک رو می رساند .
در مورد مشرکین و سکولاریستهای قریش که دشمن اصلی و سر افعی آن زمان بودند ابتدا سیاست بر «اعمال فشار» و محاصره ی اقتصادی و ضربه زدن به منابع اقتصادی سکولاریستهای قریش و جذب بیشترین متحدین ممکن از کفار اطراف مکه متمر کز شد.
زمانی که بعد از سال پنجم هجری قدرت رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر شد دیپلماسی آن هم تحرک بیشتری پیدا کرد، در این مرحله با پشتوانه ی قدرت نظامی و حکومتی که کسب کرده بود برای ایجاد فشار بیشتر بر سکولاریستهای مکه ابتکارعمل را در دست گرفت، و روابط با قبایلی را که تا الان حاکمیت مدینه را نپذیرفته بودند سرعت بخشید .
همین اقدامات باعث شد سکولاریستهای قریش که در گذشته همواره با زبان شمشیر صبحت می کردند و در حالت جنگی به سر می بردند، و تا به حال دو جنگ بدر و احد را پشت سر گذاشته بودند، برای اولین بار مجبور شدند زبان دیپلماسی را بر زبان شمشیر ترجیح بدهند. رسول الله صلی الله علیه وسلم با قدرتی که فراهم کرده بود این وضع را بر کفار سکولار قریش تحمیل کرده بود؛ که در نهایت سکولاریستهای کافر قریش -آمریکا و چین و روسیه و انگلیس و فرانسه و آلمان آن زمان- مجبور به پیشنهاد صلح حدیبیه و به رسمیت شناختن قدرت حکومت اسلامی شدند . که الله تعالی در تجلیل این پیشرفت و پیروزی آشکار سوره ی فتح را نازل می کند و می فرماید: إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا. (فتح /1) ما براي تو فتح آشكاري را فراهم ساختهايم.
بله، در پیش گرفتن این دیپلماسی باعث این فتح آشکاری شد که خیلی از مسلمین به مقدماتی که سبب این فتح آشکار شدند توجه نمی کنند و 2 سال بعد از این را مورد توجه قرار می دهند که سوره ی نصر نازل شد. الله تعالی اقدامات سیاسی قبل از این صلح و پیمان حدیبیه را پیروزی می داند: وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا (فتح/24) او همان کسی است که در درون مکه (و در زیر پنجه دشمن) دست کافران را از شما، و دست شما را از ایشان کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنان پیروز گردانیده بود، و خداوند میبیند هرچیزی را که بکنید .
(ادامه دارد…….)