درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(135- قسمت)

البته این تغییر و تحولات درچگونگی بر خورد با کفار هم عادی است، چون ممکن است قدرت مسلمین در زمانها و مکانهای مختلف کم یا زیاد باشد، یا برای رسیدن به اهدافی مشخص، مسلمین متناسب با شرایط سیاسی روز خودشان، و موقعیت حکومتهای طاغوتی منطقه ای، و شرایط بین المللی،مجبور بشوند که با تبعیت از اصول ثابت قانون شریعت الله از شیوه های به روزی برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند.

واضح است زمانی که از این معدنی که باید متناسب با نیازهای روز مسلمین ازآن استفاده بشود، نمی شود انتظار داشت که در قانون اسلام به این امر اشاره شده باشد که از این معدن در سالهای آینده چه استفاده ای باید بشود، یا یک روشی را در یک دوره ی زمانی و مکانی خاصی بدون توجه به شرایط زمانی و مکانی و نیازهای روز، آن را به عنوان یک الگو بر آینده تحمیل کرد؛ بلکه قانون شریعت الله با معرفی اصول ثابت، چگونگی استفاده از این معدن را- مثل امور نظامی و حمل و نقل و پزشکی و سایر امور مشابه – به اجتهاد شورای اولی الامر امت از کانال 3 ابزاری واگذار کرده است که  یکی از این سه ابزار متناسب با وضع موجود مسلمین و شرایط منطقه ای و بین المللی جامعه ی کفار و متناسب با نیازهای روز مسلمین اجتهاد واحدش را از زبان امیر و رهبر خودش به مسلمین ارائه می دهد . 

در اینجا رهبریتی که از طریق یکی از این 3 ابزار به وجود آمده است سپرمی شود، و باید در هر امری به او و به نهادهای تحت پوشش مثل شورای اولی الامر متخصصین پناه برد: وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلاَّ قَلِیلاً ‏(نساء/83) و زمانی که کاری که موجب نترسیدن یا ترسیدن است به آنان می‌رسد، آن را پخش و پراکنده می‌کنند. اگر این گونه افراد، سخن گفتن در این‌باره را به پیغمبر و واولی الامر های خود واگذارکنند، تنها کسانی از این خبر ایشان اطّلاع پیدا می‌کنند که شورای حلّ و عقد و أُوْلِی الأَمْرند و آنچه لازمه از آن درک و فهم می کنند. اگر فضل و رحمت خدا شما را در بر نمی‌گرفت جز اندکی از شما همه از شیطان پیروی می‌کردید .‏

واضح است که شما به چه میزانی به این رهبریت و به شورای اولی الامر آن اعتماد دارید به همان میزان هم به دیپلماسی های متغییر آنها در برابر دشمنان اعتماد خواهید داشت . چه به حکمت این تغییر و تحولاتِ متناسبِ با نیاز روز و وضع موجود مسلمین پی ببرید چه مثل مسائل امنیتی و جهانی به حکمت این تغییر و تحولات پی نبرید. چه بفهمید یا نفهمید که چرا رهبریت این همه امتیاز در پیمان مدینه به یهودیان می دهد، یا اینهمه امتیاز به مشرکین و سکولاریستهای قریش در پیمان حدیبیه می دهد، مهم این است به رهبریت و شورای اولی الامر متخصصین همچون یک سپر اعتماد دارید. مهم این است.

برای همین است که باید دقت کنید که این رهبریتی که برای یکی از 3 ابزار انتخاب می شود باید از کانال شرعیش انتخاب شده باشد، چون ما دین و جان و ناموس و آبرو و مال و دنیامان را دستش میدهیم که مزرعه ی اخرتمان است، و باید سپری باشد که بشود در برابر کفار و قوانین کفری آنها به آنها پناه برد و در پشت این سپر جهاد کرد .

امام قرطبی رحمه الله در قرن هفتم هجری در مورد چنین رهبری می گوید:

«أَنْ يَكُونَ مِمَّنْ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ قَاضِيًا مِنْ قُضَاةِ الْمُسْلِمِينَ، مُجْتَهِدًا لَايَحْتَاجُ إِلَى غَيْرِهِ فِي الِاسْتِفْتَاءِ فِي الْحَوَادِثِ، وَهَذَا مُتَّفَقٌ عَلَيْهِ» «بایدعلمش آنقدر باشد که توانایی داشته باشد که قاضیی باشد ازقاضیان امت مسلمانان، به دنبال این مجتهد باشد وغنی از این باشد که از دیگران طلب فتوا کند، این چیزی است که همه ی علمای مسلمان برآن اتفاق کرده اند».

یعنی تا هفت قرن این رای اهل علمِ فقه در مورد رهبر جامعه ی اسلامی بوده، و اگر می بینیم که عده ای از علماء فقه گفته اند: اگر رهبر علم کافی داشته باشد که به حد اجتهاد در دین نرسد و در یکی از مذاهب اسلامی مجتهد باشد باز می تواند رهبر باشد، کلا به دلیل اضطرار بوده است، و به حکم ضرورت چنین تنازلی صورت گرفته است، و گرنه در حالت عادیش همان اتفاقی است که امام قرطبی در قرن هفتم بیانش کرده است که امام و رهبر مسلمین باید فقیهی مجتهد باشد.اگرچنین نباشد خواه نا خواه، دیر یا زود علماء یک طبقه را تشکیل می دهند و حکام هم یک طبقه می شوند، مثل آل سعود و آل شیخ در نظام سعودی و هر کدام در یک فضائی سیر می کنند و یک طور به مسائل نگاه می کنند، کل تاریخ بشریت هر زمانی که علمای هر مذهبی در یک طبقه قرار گرفتند و حکام هم طبقه ی در دیگر همیشه منبع فساد بودند . از طبقه بلعم باعورا با فرعون بگیر تا طبقه روحانیون و حکام عصر ساسانی یا طبقه ی راهبان نصرانی و طبقه ی حکام در اروپا و غیره …. این یعنی نوعی سکولاریسم نرم و خشنی که با استحمار و تخدیر مردم از طریق آموزه های مذهبی هم تغذیه شده است. چیزی که همین الان سکولاریستهای مرتد محلی با پشتوانه ی کفار سکولار و اشغالگر جهانی تلاش می کنند برای عوام فریبی و بسیج عمومی در سرزمینهای مسلمین ازآن استفاده کنند .

زمانی که دشمنان موفق می شوند این دو طبقه ی مجزا را تشکیل بدهند به صورت تدریجی علماء توسط حکام مورد سوء استفاده قرار می گیرند، و با فاصله گیری علمای عامل، میدان برای الرویبضه، علمای سوء ، الائِمَّهَ الْمُضِلِّینَ و دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ باز می شود.

(ادامه دارد…….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *