
درسهای مقدماتی/درس ششم: چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(136- قسمت)
رهبر پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم در واقع کانالی است که شورای نخبگان و اهل حل و عقد مسلمین آن رابرا ی تبیین قوانین دین اسلام در اموراجرائی وحکومتی جامعه برای مسلمین آن زمان و مکان انتخاب می کند، و بدون شک برای تبیین چنین قوانینی و چگونگی تطبیق قانون شریعت الله این رهبر باید از علوم شرعی مورد نیاز به اندازه ی یک قاضی و مجتهد وارد باشد، و تنها با چنین شروط واجبی است که حاکم و رهبر مسلمین جایگاه اصلی خودش را به دست می آورد. مَالایتِمُّ الوَاجُبُ إِلّابِهِ فَهُوَ وَاجِب” این جایگاه با چنین شروطی به دست می آید و این شروط هم خود به خود واجب می شوند مگر در حالت اضطرار و ضرورت.
اینطوری حکم و روشنگریهای چنین امیر و رهبریتی که از چنین کانال شرعی انتخاب شده، در وضع موجود خودش، دستور الله و رسول صلی الله علیه وسلم برای ظروف زمانی و مکانی موجود مسلمین محسوب می شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَمَنْ يُطِعِ الْأَمِيرَ فَقَدْ أَطَاعَنِي، وَمَنْ يَعْصِ الْأَمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي”[1]«هركس، از من اطاعت كند، همانا از خدا اطاعت كرده است. و هركس از من نافرماني كند، همانا از خدا نافرماني كرده است. و هركس از اميرش، اطاعت كند، يقيناً از من اطاعت كرده است. و هركس كه از او نافرماني كند، يقيناً از من نافرماني كرده است. در لفظ دیگر در صحیح بخاری در ادامه این حدیث آمده است: وَإِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ، فَإِنْ أَمَرَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَعَدَلَ فَإِنَّ لَهُ بِذَلِكَ أَجْرًا، وَإِنْ قَالَ بِغَيْرِهِ فَإِنَّ عَلَيْهِ مِنْهُ» همانا امام، سپر است. از او دفاع مي كنند و به او پناه مي برند. پس اگر به خدا ترسي و عدالت، امر کند، شایسته ی پاداش مي شود. و اگر خلاف آن، امر كند، گناهكار مي شود.
حالا این امیر و رهبری که اطاعت از آن به منزله ی اطاعت از الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم محسوب می شود، و حکم سپر برای مسلمین را دارد، ممکن است درشرایط زمانی و مکانی خاصی که مسلمین درآن هستند، با توجه به وضع موجود مسلمین و نیازهای روز مسلمین و شرایط منطقه ای و بین المللی، حکم و روشی را ارائه بدهد که ممکن است حکمت چنین حکم و عملی برای ما روشن باشد یا نباشد، و یا شبهاتی به وجود بیاید که جنگ روانی دشمنان داخلی و خارجی برای ایجاد تفرق و ذلیلی میان مسلمین به آن دامن بزنند.
در چنین حالتی مهمترین مساله و حساس ترین امر، به مرحله ی انتخاب رهبر از طریق یکی از 3 ابزار بر می گردد، اگر مسلمین از کانال شورای اولی الامر و طبق شرایط اسلامی یک رهبر فقیه و مجتهدی را انتخاب کردند که حفظ دین، جان، ناموس، مال و وطن مسلمین به چگونگی تصمیمات او بستگی دارد، باید سمع و طاعه هم برای او باشد، در سیاست هایی که دلیلش را می دانیم و یا از حکمت چنین سیاستهائی بی خبریم؛ مهم اعتماد و وحدت عمل در برابر چنان رهبریتی است.
با یک مثالی از واکنش مومنین در برابر پیمان صلح حدیبیه – که منافقی در میانشان نبود- به این گفته ها جان می دهیم و ملموسترش می کنیم: می دانیم که در پیمان حدیبیه با سکولاریستهای قریش، امتیازات بزرگی به کفارمشرک و سکولار داده شد، و حتی تنزلاتی از جانب رهبریت صورت گرفت که بر اساس بندهای آن بسیاری از معتقدات مسلمین نادیده گرفته شدند، و علاوه بر آن تعهد می شود مسلمینِ مهاجرِ از دارالکفرِ مکه دوباره به کفار مشرک و سکولار تحویل داده بشوند و غیره.
یکی از امتیازاتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به کفار مشرک و سکولار قریش می دهد حذف کلمه بسم الله و پاک کردن صفات الرحمن و الرحیم از ابتدای پیمان نامه ست. رسول الله صلی الله علیه وسلم با حذف صفات الله، نام خودش را هم به عنوان پیامبر خدا حذف می کند، علاوه بر این با تحویل دادن مسلمین به کفارمثل قضیه ی ابوبصیر فرزند جابان الکوردی رضی الله عنهما، یا نیمه کاره گذاشتن حج وغیره امتیازاتی را به کفار مشرک و سکولار مکه می دهد و تنازلاتی را انجام می دهد که تنها عاملی که باعث جلوگیری ازاغتشاش و تفرق میان مسلمین می شود ایمان آنها و میزان اعتماد و اطمینان مومنین به رهبریتی است که از کانال شرعی آن انتخاب شده است، و مطمئن بودند این رهبریت تحت کنترل قدرتی بالاتر از خودش است، و سمع و طاعه خودشان رانسبت به چنین رهبریتی اعلام کرده اند.
(ادامه دارد……..)
[1]أخرجه البخاري في الجهاد، باب يقاتل من وراء الإمام ويتقي به: 6 / 116،وفيالأحكام: 13 / 111،ومسلم في الإمارة – باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية برقم (1835) : 3 / 1466. والمصنف في شرح السنة: 10 / 69.)