درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(2- قسمت)

در این صورت، اگر گرسنگی، تسلط دشمنان و سرگردانی فراگیر را در میان مسلمین می بینی یعنی تفرق حاکم شده، و امت واحد و جماعت واحدی وجود ندارد، و انسانها با این تفرق و دوریشان از امت واحد و جماعت واحد، درخواست عذاب را کرده اند، و اسباب نزول عذاب رابرای خودشان فراهم کرده اند.

چون، کل این وعده هایی که الله تعالی به رسول الله صلی الله علیه وسلم داده متعلق به امت واحدی است که جماعت واحدی را به وجود می آورد، و اگر کسی می خواهد عذابهای گرسنگی، فقر، تسلط دشمنان و سرگردانی را در میان مسلمین از بین ببرد باید دوباره امت واحد را به وجود بیاورد، و دوباره حکومت را به «ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» ای برگرداند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را بیان کرده است. چون، حتی با تشکیل امت و جماعت از طریق حکومت بدیل اضطراری اسلامی با آلودگی هائی که دارد تنها بخشی از سرزمینهای مسلمین می تواند از گرسنگی، عدم تسلط دشمنان و سرگردانی نجات پیدا کند که تحت کنترل آن قرار دارد، و در زمان نبود این حکومت بدیل اضطراری و با تشکیل امت از طریق مجلس شورای مجاهدین تنها بخشهای ناچیزتری از مسلمین تحت پوشش مزایای این امت قرار می گیرند.

 تنها گزینه ای که می تواند این امتیازات را به همه ی مسلمین برساند، و همه ی مسلمین را مشمول ضمات الله تعالی قرار دهد، دست یابی مجدد به قدرت حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ است. تا زمانی که کل مسلمین دوباره به این حقِ ازدست رفته شان نرسیده اند، تسلط دشمنان بر آن ها، رواج فقر و گرسنگی و گسترش سرگردانی امری طبیعی خواهد بود.

در این صورت، واضح و روشن است که بسیاری از عذابها، آفتها و بیماریهای اجتماعی و فردی که وجود دارند، بالاجبار به دلیل نبود حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر آن و امت واحده و جماعت واحده ی آن و اجماع واحد آن به وجود می آیند. در اینجا جایگزینی شاهیگری به جای خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ سرچشمه، منبع و شیرفلکه ی تولید هزاران آلودگی و بیماری های نوظهور و تازه پیدا شده در میان مسلمین شد که تنها با خشک کردن این سرچشمه، منبع و علت، و تنها با بستن این شیر فلکه ی اصلی می توان از این آلودگی ها و معلولها نجات پیدا کرد.

یکی از خطرناکترین این بیماریها و معلولها که به دلیل انهدام امت واحد و اجماع واحد به وجود آمد، تولید مذاهب و تفرق حاصل از آن است، و تا جامعه از طریق شورای اولی الامر دوباره به امت واحد و جماعت واحد خواسته شده در شریعت و اجماع واحد آن بر نگردد وجود این بیماریها حتمی و اجتناب ناپذیر است، و هیچ کدام از این مذاهب و تفاسیر مختلف «محک» و «حجت» برای تشخیص خوب یا بد بودن سایر مذاهب و تفاسیر مخالفشان نمی شوند، و هیچ کدام نمی توانند و شایستگی آن را ندارند که به تنهائی نقش امت واحد و شورای اوالی الامر واحد را بازی کنند، شورائی که با اجماع واحد خود نقش قاضی را بر عهده دارد. تنها کسی که می تواند و صلاحیت و شایستگی دارد در جایگاه قاضی بنشیند شورای اوالی الامر و امتی است که از شورای اوالی الامر به وجود آمده که این قاضی یک رأی را به عنوان اجماع واحد بر همه ارائه می دهد.

در این صورت، روشن است یکی از بیماریهائی که بعد از انهدام حکومت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و شورای اولی الامر واحد آن به وجود آمد، پیدایش اجتهادات و تأویلات مختلف فردی، گروهی و مذهبی به جای اجماع واحد شورا، و تفرق آشکاری است که ما قرنهاست شاهد آن هستیم.

حالا، یکی از آفتهای این اجتهادات و تأویلات فردی، پیدایش چیزهای جدیدی به نام دین بوده که در دین اسلام وجود نداشته، یعنی سابقه ی قبلی نداشته، که به این چیزهای تازه تولید شده در دین، به این چیزهای تازه تولید شده «بدعت» می گویند.

«بدعت»، یعنی چیز جدید و تازه ای که قبلاً وجود نداشته،[1] مثلاً الله تعالی می فرماید: بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (بقره/117)، نو آفرین و به وجود آورنده ی آسمان‌ها و زمین، بدون مدل و نمونه و سابقه ی قبلی. یا الله تعالی به رسول الله صلی الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ (احقاف/۹)، بگو: من از میان پیامبران نوظهور و بی سابقه نیستم. یعنی، قبل از من هم کسانی بوده اند که آن ها هم کتاب، معجزات و شریعت خاص خودشان را داشتند.

«بدعت»، از لحاظ شرعی یعنی، به وجود آوردن روشی نوین در مسائل دینی که روش اصلی آن در دین هست، و این چیزی که تازه به وجود آمده به این شکل در قانون شریعت الله وجود ندارد، بلکه این چیز تازه تولید شده شبیه همان اصلی است که در قانون شریعت الله وجود دارد، در واقع جنس تقلبی است که شبیه جنس اصل بوده و می خواهد همان کاری را انجام دهد که جنس اصلی،آن را انجام می دهد و جای جنس اصلی را بگیرد.[2] این بدعت است از لحاظ شرعی، مثل نظام شاهیگری که پس از حسن بن علی رضی الله عنهما جایگزین خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ شد. الله تعالی حکومت شورائی را به رسمیت شناخته، اما به جای آن، حکومت فردی و استبدادی موروثی را گذاشتند. چیزی که در قانون شریعت الله وجود ندارد و بر خلاف قانون شریعت الله هم هست.

 شما تصور کنید که در کارخانه ای یک جاروبرقی با یک مارک مشخص تولید می شود که کار مشخصی دارد، حالا چینی ها همان جنس را با همان مارک، و برای همان کار، جعلی آن را تولید می کنند که هیچ ارتباطی به جنس اصلی و کارخانه ی اصلی ندارد، تنها شبیه آن جنس اصلی است و برای همان کار هم تولید شده، و می خواهد در میان مردم جایگزین همان جنس اصلی شود.

حالا، اموری هستند مثل: خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که در کارخانه ی قانون شریعت الله برای رسیدن به هدفی تولید شدند، کسی می آید مشابه همان را مثل شاهیگری برای رسیدن به همان هدف دینی به کار می گیرد، در حالی که ربطی به قانون شریعت الله ندارد. این چیز تازه تولید شده که به این شکل آن هیچ سابقه ای در دین ندارد به آن «بدعت» می گویند. شاهیگری و استبداد فردی هیچ سابقه ای در قانون شریعت الله ندارد. حالا، اگر کسی روی این چیز تازه به وجود آمده ماندگار شد، و پیشه اش همین شد، به او می گویند اهل بدعت. یعنی اهل این کار، چطوری می گویند اهل سنت یا اهل بیت.

 پیروی کردن از چنین راههای تقلبی و ماندگار شدن بر این راههای تقلبی، قطعاً باعث تفرق و صدمه زدن به جنس اصلی، و حتی مصرف کننده ی این اجناس تقلبی می شود، هر چند که تولید کنندگان چنین اجناس تقلبی ممکن است سودهای دنیوی ببرند؛ اما، در هر حالتی مصرف کننده که جنس تقلبی را به قیمت جنس اصلی به او قالب کرده اند صدمه می بیند و ضرر می کند. برای همین است که الله تعالی به صراحت می فرماید: «وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاٰ تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذٰلِكُمْ وَصّٰاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (انعام/153)، و بی‌گمان این راه، راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای(باطل) پیروی نکنید که شما را از راه الله متفرق و پراکنده می کند، اینها چیزهائی است که الله شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.

(ادامه دارد…….)


[1]– ابن حجرگفت:«الْبِدْعَةُ أَصْلُهَا مَا أُحْدِثَ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ سَابِقٍ وَ تُطْلَقُ فِي الشَّرْعِ فِي مُقَابِلِ السُّنَّةِ»، اصل بدعت، آن چیزی است که بدون داشتن نمونه ی سابق ایجاد شده باشد و در شرع اسلام «بدعت» در مقابل «سنت» اطلاق می شود. فتح الباری، ج۴، ص ۲۵۳

[2]– ابن عباس رضی الله عنهما می گوید:ما أتى على الناس عام، إلا أحدثوا فيه بدعة، وأماتوا فيه سنَّة، حتى تحيا البدع وتموت السنن. مجمع الزوائد ،۱/۱۸۸، باب في البدع والأهواء. ورواه ابن وضَّاح في كتاب البدع، ص ۳۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *