درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

درس هفتم مقدماتی / شناخت مختصر بدعت در منابع شرعی  

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

 (9- قسمت)

ما کفر به طاغوت داریم و نسبت به باورها و عقاید و اعمال ضد اسلامی کفار، کافر هستیم و این خوب است «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا»(بقره/256)؛ این کفر به طاغوت ما، بخش اساسی و ورودی دین اسلام و رسالت تمام پیامبران را تشکیل داده «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» (نحل/36)؛ اما در برابر، کفار هم نسبت به عقاید و باروهای اسلامی ما کافر هستند، و کافر شدن نسبت به قانون شریعت الله و کفر به قانون شریعت الله و برنامه ی شریعت الله و کفرِ کافران بداست.

یعنی: کفری که کافران مرتکب آن می شوند، در برابرقانون شریعت الله بد است:«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا (نساء/56)؛«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا» بی گمان کسانی که آیات و دلایل ما را انکار کرده و انبیای ما را تکذیب نموده‌اند، بالاخره ایشان را به آتش عجیب و شگفتی وارد می‌کنیم و با آن عذاب آن ها را می‌سوزانیم. كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ هر زمان که پوستهای (بدن) آنان بریان و سوخته می شود، پوستهای دیگری به جای آنها قرار می‌دهیم، تا مزه ی عذاب را بچشند؛ الله تعالی بدون شک، توانا به این کار و حکیم است و می داند چه کاری انجام می دهد.

حالا،مثل همین کفر و کافر شدن ، بدعت و نوآوری هم می تواند هم در خلقت باشد که الله تعالی آن را انجام داده، وهم می تواند در به وجود آوردن چیزهای جدید، مادی و تکنولوژی باشد که انسانها آن را انجام داده اند، یا زنده کردن قوانین، سنتها و اموری باشد که قبلاً وجود داشتند و الان مردم خیال می کنند کسی که آن را زنده کرده مبتکر آن هم خودش است، و هم این که می تواند به وجود آوردن چیز جدیدی در برابر قانون شریعت الله باشد.

در این صورت، بدعت را به صورت کلی می توان به دو صورت – هم از لحاظ «لغوی» و هم از لحاظ «شرعی»- بررسی کرد و از لحاظ لغوی، مفهومی غیر از اصطلاحِ شرعیِ مورد نظر در «كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَة» را از آن استنباط نمود مثل :

  • زنده کردن مجدد و دوباره ی یک سنت یا زنده کردن حکم فراموش شده ای از قانون شریعت الله. در فرهنگ عرب با آنکه شخص آن قانون و برنامه را به وجود نیاورده اما، چون دوباره آن را زنده کرده مثل یک مؤسس از او یاد می کنند. مثل احیای نماز تراویح توسط یک امام توسط عمر بن خطاب رضی الله عنه. [1] این تولیدِ یک امرِ جدیدی نبود بلکه، زنده کردن یک سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؛ اما، باز می بینیم که کلمه ی بدعت بر آن اطلاق شده و عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ»، این بدعت خوبی است.[2]

در اینجا، امام شافعی رحمه الله با در نظر گرفتن این قول عمر بن خطاب رضی الله عنه و درک عمیق بدعت از لحاض لغوی و شرعی آن می گوید:«الْبِدْعَةُ بِدْعَتَانِ، مَحْمُودَةٌ وَ مَذْمُومَةٌ، فَمَا وَافَقَ السُّنَّةَ فَهُوَ مَحْمُودٌ وَ مَا خَالَفَهَا فَهُوَ مَذْمُومٌ»، بدعت دو نوع است: بدعت پسندیده و بدعت ناپسند. هر بدعتی که موافق سنت باشد، بدعت پسندیده است و هر بدعتی که مخالف سنت باشد، بدعت ناپسند است.[3]و در جای دیگری می فرماید: چیزهای جدیدی که ایجاد می شوند دو دسته هستند: دسته ای مخالف کتاب و سنت پیامبر و کلام صحابه و اجماع است و این بدعت، گمراهی است و دسته ای که از امور خیر ایجاد می شود که مخالف کتاب و سنت و اجماع نیست و این موارد جدید ایجاد شده، مورد مذمت نیست.[4]

ابن رجب حنبلی رحمه الله هم در این باره می گوید: «منظور امام شافعی رحمه الله اين است كه در اصل، بدعتِ مذموم، بدعتی است كه در شريعت هيچ اصلی نداشته باشد. اصطلاح شريعت به همين بدعت گفته می شود، اما بدعت پسنديده آن است كه با سنت موافق باشد؛ يعنی در سنت، اصلی وجود داشته باشد كه به آن برگردد؛ اين به دليل موافق بودن آن با سنت است، و این بدعت لغوی است نه بدعت شرعی».[5].

روشن است منظور امام شافعی رحمه الله همان منظور عمربن خطاب رضی الله عنه بود، يعنی بدعت لغوی نه شرعی. چون، «تمام» بدعتهای شرعی گمراهی اند، كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ؛ چون،بدعت از لحاظ شرعی جایگزین کردن آگاهانه ی چیز جدیدی با یکی از قوانین شریعت الله، منابع شریعت و مخالف شریعت الله است که به صورت عمدی و بدون عذری شرعی انجام می شود.

  • جای دیگری که می توان از کلمه ی بدعت، مفهومی غیر از اصطلاح شرعی مورد نظر در «كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ» را از آن استنباط کرد در مورد مسائلی است که تابع عرف و عادت و زندگی عادی مردم اند، و این مسائل علاوه بر آنکه مخالفتی با قانون شریعت الله ندارند اما، همیشه در حال تغییر وتازه شدن هستند. قاعده در این گونه موارد این است که، الاصل في العاداتِ الإِباحةُ، یعنی اصل در مورد عادات و آداب و رسوم مردم تا زمانی که مخالفتی با قانون شریعت الله نداشته باشد بر مباح بودن و جایز بودن است.

(ادامه دارد…….)


[1] امام مالک رحمه الله  در« الموطّاء » فصل «شروع قیام شب های رمضان» و امام بخاری در صحیحش، فصل«صلاه التراویح »ازعبدالرّحمن بن عبدالقاری روایت کرده اند که گفته است:«در یکی از شب های رمضان با عمر بن خطاب به مسجد رفتم، مردم به صورت پراکنده نماز می خواندند، عمر گفت: به نظر من بهتر است همه به یک امام اقتدا کنند(چون در یک مسجد چند جماعت با هم نماز خواندن نوعی بی نظمی و مزاحمت ایجاد می کند اما یک جماعت و یک امام همانی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن چند شب انجام داده بود) سپس با برگزیدن ابیّ بن کعب به عنوان امامشان نظرش را عملی کرد. شب دیگر با او به مسجد رفتم این بار مردم با هم نماز می خواندند عمر که این صحنه را دید گفت:چه بدعت نیکویی! البتّه کسانی که الان می خوابند تا آخرهای شب برای تهجّد برخیزند بهترند از کسانی که هم اکنون نماز می خوانند.»

[2]– صحیح بخاری، ج ۳، ص ۴۵، ح ۲۰۱۰

[3]– فتح الباری، ج ۱۳، ص ۲۵۳، أخرجه أبو نعيم بمعناه من طريق إبراهيم بن الجنيد عن الشافعي

[4]– همان؛ ما أخرجه البيهقي في مناقبه عن الشافعي

[5]– جمع العلوم والحكم، ص ۲۵۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *