
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(1-قسمت)
بسم الله و الحمد لله
« براستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است او را شکر میگوییم و از او درخواست کمک و آمرزش میکنیم، و پناه میبریم به خدا از شرور نفسهایمان واز بدیهای اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمیتواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه کند هیچ کس نمیتواند او را هدایت دهد و شهادت میدهم که هیچ اله بر حقی بجز الله نیست که تنها و بیشریک است، و شهادت میدهم که محمد بنده و فرستاده او است»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید آنچنانکه شایسته است، از خدا بترسید و نمی میرید مگر آنکه مسلمان باشید».
«ای انسانها از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان خلق کرد و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را به او سوگند میدهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را قطع کنید بیگمان خداوند مراقب شما است»
«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان میدهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را میبخشد. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست مییابد»
«اما بعد: راستترین سخن کتاب خدا، و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است،وهر تازه پیدا شدهای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، وهر گمراهی در آتش است»
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
الحمد لله امروز هم رسیدیم به درس هشتم مقدماتیمان که آخرین درس از سلسله درسهای مقدماتیمان را تشکیل می دهد که به بررسی «شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن» اختصاص دارد.
درسمان را با مقدمه ای لازم در مورد خودشناسی، امور فطری و جایگاه قانون شریعت الله به عنوان یکی از محتواها و مفاهیم 4 گانه ی دین اسلام به پیش می بریم که برای ورود ما به بحثِ اصلیِ شادی می تواند نقش کلیدی را داشته باشد. هر چند ارتباط مستقیم شادی مسلمین با هر 4 محتوا و مفهوم دین یعنی :1- حاکمیت و سلطه برتر2- قوانین و احکام 3- اطاعت کردن از این قوانین و حاکمیت 4- پاداش دادن و مجازات کردن براساس این قوانین و احکام توسط حکمیت و سلطه ی برتر را نمی شود نادیده گرفت که می شود خالص کردن دین برای الله «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ».
در این مسیر اولین قدم و استارتی که هر انسان متعادلی لازم است بردارد این است که به نوعی خودشناسی برسد. این شناخت را هم می تواند از راههای مشخصی به دست بیاورد مثل :
– شناخت اهداف: زمانی که شخص به این درجه از شناخت می رسد باعث می شود که از اهداف تخیلی و غیر واقعی دوری کند. چون اهداف غیر واقعی همیشه باعث شکست، ناکامی، ناامیدی و خشم نابجا می شوند. شخص می داند که هدف بزرگش تنها مختص کردن عبادت و قوانین برای الله است و بس: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56) و تمام اهداف دیگرش هم باید در خدمت به این هدف اصلی باشد .
– راه دیگری که می شود به این خودش شناسی رسید شناخت ارزش های واقعی است : شناخت ارزش های واقعی و درست باعث پرهیز از ارزش های کاذب و در نتیجه رسیدن به رضایت از زندگی می شود. مجموعه ی این عقاید، باورها و ارزش ها هستند که ما را می سازند و به ما هویت می دهند. این ها چارچوب و ساختار درونی ما را شکل می دهند و ما هم بر اساس همین عقاید، باورها و ارزش هایمان اطلاعات و رفتارهای دریافتی از محیط، اطراف و پیرامون خودمان را تصفیه و پردازش می کنیم، و بر مبنای همین به دنیا و هر آن چه از انسان، حیوان، گیاه، دریا و … هست نگاه می کنیم، و بر همین اساس در مورد خود و دیگران قضاوت می کنیم. اولین سؤالی که مطرح می شود این است که خودشناسی انسان از چه راهی و از چه کانالی باید انجام بشود؟ از کانال سازنده و خالق انسان؟ یا از طریق ذهن و خواسته های نفسانی خود انسان؟
در اینجاست که شخص به شاه کلید اصلی بهداشت درونی (روانی) دست پیدا می کند و آن هم عزت به نفس و اعتماد به نفس است که تنها مختص: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون/ 8) است . عزت یعنی میزان ارزش و احترامی که هر فرد برای خودش قائل است، و الله تعالی با قوانینش این کرامت و عزت را به انسان داده است «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء/70).
قضاوت ما نسبت به خودمان هم به ارزش هایی که داریم بستگی دارد. اگر قضاوت ما به ارزش هایمان مثبت باشد عزت نفس بالایی داریم، اما اگر قضاوت ما نسبت به ارزش هایمان منفی باشد، از عزت نفس پایینی برخورداریم. در حقیقت سرچشمه ی اعتماد به نفس ما ارزشهای ما هستند که از قانون شریعت الله سرچشمه گرفته اند، و این ارزشها برای ما صفات، فضایل و استعدادهای واقعی را در ما به وجود آورده اند که عامل اصلی اعتماد به نفس و عزت نفس ما شده اند.
– مورد دیگری که به ما کمک می کند به خودشناسی برسیم شناخت نیازهاست: شناخت نیازهاهم مساوی است با تلاش برای برطرف کردن آن ها از مسیر درست و صحیح اش. در اینجا لازم است شخص علاوه بر نیازهای مشترک میان انسانها، ابتدا به جنسیت خودش توجه کند و آن را بپذیرد. علاوه بر این باید به ویژگیهای جسمی خودش توجه کند . زمانی که شخص خودش را به عنوان یک انسان با ویژگیهای خاص خودش می پذیرد، یعنی به نقاط قوت و ضعف خودش پی برده است، و خودش را همان طوری که هست و به اندازه ی توانایی ها و وسعتش که تلاش کرده است دوست دارد، و برای خودش ارزش قائل است، چون می داند که الله تعالی همین اندازه به او توانائی داده است و ایشان هم به همان اندازه تلاش کرده است.لايُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها (بقره/286) «خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به اندازه ی توانایی او»
– مورد دیگری که لازم است در مسأله ی خودشناسی به آن توجه بشود شناخت نقاط قوت خودمان است که می توانیم با تکیه بر نقاط قوتمان بر نقاط ضعفمان غلبه می کنیم. شناخت نقاط قوت باعث تقویت اراده و احساس افتخار درشخص می شود، و باعث می شود نقطه ضعفهایمان را بپذیریم، و قبول کنیم که نقطه ضعفهائی داریم، و سعی کنیم این نقطه ضعفها را اصلاح و درمانشان کنیم. وقتی که نقاط قوت خودمان را بشناسیم بهتر می توانیم روی خودمان کنترل داشته باشیم. اینها عمده مواردی هستند که شخص باید در خودشناسیش به آن دقت کند.
(ادامه دارد………)