درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(2- قسمت)

 حالا، زمانی که از خودت يا از هر چيزدیگری راضی نیستی نشانه اي است كه به توهشدار مي دهد که بايد تغييري به وجود بیاد. واضح است که این تغییر بعد از احساس نارضایتی به وجود می آید، و حرکت از این چیزی هم که شما را ناراضی کرده است و تغییر این وضع یا چیزی که باعث نارضایتی شما شده است و رسیدن به آن چیزی که رضایت شما رابه دست می آورد  باید بر اساس علم و آگاهی باشد. حتی حرکت از جاهلیت به توحید هم باید بر اساس علم و شناخت باشد، و نباید کورکورانه حرکت کرد . فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ.(محمد/19) اینجاست که بسیاری از بزرگان ما مثل امام بخاری رحمه الله در کتابهایشان فصل و باب جداگانه ای را تحت عنوان «علم قبل از قول و عمل» قرار داده اند .

با این خود شناسی هر مسلمانی که خواهان تغییر مناسبی است باید در مورد «شیوه ی حرکت» و «هدفی» که می خواهد به آن برسد شناخت و علمِ کافیِ شرعی داشته باشد . در مورد «شیوه ی حرکت»لازم است شناخت ما و «شیوه ی حرکت» ما در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده به دو مورد توجه داشته باشد :

  1.   یکی امور غریزی و فطری هستند مثل گرایش به نوشیدن، خوردن، نفس کشیدن، شادی و بازی و خوشحالی و کنجکاوی و استقلال طلبی و غیره
  2. دیگری امور اکتسابی هستند که از طریق قانون شریعت الله و عمل به وجود می آیند. تبعیت از قانون شریعت الله مشخص است، اما عمل، مثل الگوبرداری و مقایسه ی خود با دیگران در گذشته و حال که در مسیر قانون شریعت الله حرکت کرده اند.

به این شیوه ی پیرویِِ علمی و عملی ما از قانون شریعت الله برای اداره ی زندگی درونی و مادیمان می گوییم عبادت که هدف اصلی زندگی ما در دنیاست. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(ذاریات/56)

حالا این امور فطری چه هستند که باید در تغییر آن چیزی که ما را ناراضی کرده است به آن توجه کنیم؟ امور فطري، ذاتي انسان هستند که اکتسابي نيستند و بر اثر فعالیت خود انسان به وجود نمی آیند، بلکه با شدت و ضعفهائی در تمام انسانهای مسلمان و غیر مسلمان وجود دارند و عمومی هستند، مثل گرایش به پرستش الله و توحید، خیر خواهی، حقیقت جوئی، گرایش به تولید و اختراع چیزهای جدید، زیبا پسندی، شادی، مثلا ما شادی را دوست داشته باشیم و از چیزهای غم آور بدمان بیایید و….

 این امور فطری را الله تعالی متناسب با هدف خلقت انسانها در انسان قرار داده است، و شخص می تواند با پرورش این اسبابها و ابزارها به آن هدفی که برایش خلق شده است دست پیدا کند . فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ‏(روم/30) روی خود را خالصانه متوجّه دین (اسلام) کن. این سرشتی است که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. نباید سرشت خدا را تغییر داد. این است دین و آئین محکم و استوار، و لیکن اکثر مردم(چنین چیزی را) نمی‌دانند .‏

به زبان ساده تر می توانیم بگوییم که امور فطری نوعی میل و گرایش به خوبی هائی است که الله تعالی در وجود انسان قرار داده است، و این میل و گرایش را با قانون شریعتش مدیریت، کنترل و هدایت می کند . یعنی امور بالقوه ای هستند که توانائی تبدیل شدن به بالفعل را دارند، و همین امور فطری چنان هستند که ميلي را در انسان به وجود می آورند که انسان به سوی خوبی ها و امور نیک  اشتياق و علاقه پيدا كند، و به دلیل این علاقه و اشتیاقش به سوی این چیزهای پسندیده وبه دست آوردن آنها حركت کند. یعنی در واقع امور فطری زمینه های خامی هستند که می گویند خوبی خوب است و بدی هم بد است پس به سمت خوبی برود و بدی نکند، اما چه خوب است و چه بد است این را قانون شریعت الله تعیین می کند. 

این امور بالقوه ی فطری به مرور زمان و بر اساس آموزشها و ارزشها و قوانینی که به شخص داده می شوند، و شرایط و زمینه هائی که برای رشد و شکوفائی آنها در نظر گرفته می شود، آرام آرام و به تدریج خودشان را نشان می دهند، و تأثیر خودشان را بر شخص می گذارند،و ما ظاهرا می توانیم این امور را در رفتار شخص ببینیم، و برای  ما هم قابل دیدن می شوند و ما می توانیم مثلا بگوییم این شخص موحد است، یا خیرخواه است، یا حقیقت طلب است. چون می دانیم الله تعالی انسان را که خلق کرده  است این امور فطری را در درونش قرار داده است، اما این انسان در همان ابتدای امر چیزی نمی داند و این آموزشها و قوانین هستند که از طریقِ 3 ابزارِ شنیدن و دیدن و فهمیدن به این امور فطری خط می دهند : وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَکُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ‏ (نحل/78) خداوند شما را از شکمهای مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید، و او به شما گوش و چشم و دل داد تا سپاسگزاری کنید .‏

رسول الله صلی الله علیه و سلم هم می فرماید :كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أَوْ يُنَصِّرَانِهِ أَوْ يُمَجِّسَانِهِ[1]بچه ها بر فطرت متولد می شوند و این والدین هستند که آنها را یهودی و نصرانی ومجوسی تربیت می کنند.

(ادامه دارد…….)


[1] متفق علیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *