درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(3-قسمت)  
در اینجا والدین هستند که به بچه ها یاد می دهند چه خوب است و چه بد است، بعد ماهواره ها و رسانه ها و مدارس و دوستان و حکومتها و قوانین حاکم بر جامعه هستند که امروزه برای این بچه از مهد کودک تا زمان مرگ تعیین می کنند چه خوب است و چه بد است، به این شیوه این سرنخی که الله تعالی به این بچه برای پیدا کردن راه قانون شریعت الله و هدایت به او داده شده است، توسط والدین و ماهواره ها و سایر امور می توانند با معرفی ارزشها و باید ها و قوانینی بر خلاف قانون شریعت الله، خوبی هائی را به شخص معرفی کنند که در نظر الله خوب نیستند، و بدهائی را به شخص معرفی کنند که در نظر الله بد نیستند، و به این شکل به فطرت سالم این شخص صدمه می زنند، و در کاغذ نانوشته و پاک بچه چیزهائی را می نویسند که غلط هستند. در اینجاست که می گوییم والدین بچه را فاسد کردند و یا والدین زمینه را فراهم کردند که ماهواره ها و سایر امور بچه را فاسد کنند.

این امور فطری مثل دانه ها و بذرهائی هستند که نیاز به زمین مناسب و شرایط جوی و محیطی مناسب و هدایت و مراقبت مناسبی دارند تا به آن شکلی که الله خواسته رشد کنند، این امور در ابتداء نیازی به رسیدگی ندارند، اما در ادامه ی راه، و در زمان خودش، محتاج توجه و پرورش بر اساس ارزشها و قوانین شریعت الله هستند .

گرایش به راستگوئی و تنفر از دروغگوئی در همه وجود دارد، یا گرایش به امانتداری و تنفر از خیانت در همه هست، یا گرایش به ازدواج وتشکیل خانواده و تنفر از تجرد در همه هست، گرایش به ثروت و تنفر از فقر در همه هست، و موارد زیاد دیگری هم هستند که به صورت فطری در همه هست، اما هر کدام از این موارد باید در مرحله ی خودش و در زمان خودش به بچه آموزش داده بشود که مسیر درست رسیدن به این خوبی ها کدام است؟، به یک بچه ی شیرخواره آموزش راستگوئی و پرهیز از دروغگوئی داده نمی شود، چون این میل و گرایش در این سن هدایت و مدیریت نمی شود اما در سن بالاتر چرا می شود، یا به بچه دبستانی نمی آیند در مورد ازدواج و تشکیل خانواده آموزش بدهند، چون این میل و گرایش در سن بالاتری خودش را نشان می دهد و باید درآن سن هدایت و آموزش داده شود، امور فطری دیگرهم به همین شیوه هستند.

 آماده سازی ها باید متناسب با زمانی باشد که شخص در آن قرار گرفته است، و شخص درآن زمان به چنین آماده سازیها و آموزشها و قوانینی نیاز پیدا می کند . حالا اگر آموزشها و قوانین مال الله تعالی باشند شخص در مسیر خیر و صلاح حرکت می کند، و اگر این آماده سازیها و آموزشها و قوانین بر خلاف قانون شریعت الله باشند شخص در مسیر فاسد شدن و فاسد کردن امور فطریش پیش می رود.
  زمانی که الله تعالی می فرماید: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ‏(روم/30) در اینجا واضح است که امور فطری را الله تعالی خلق کرده است و هيچ گونه تبديلي در آفرينش الله راه ندارد،

 تبدیل یعنی مثلا چیزی به چیز دیگری عوض بشود. مثلا  چوب بر اثر سوختن تبدیل می شود به زغال، و این با تغییر فرق دارد . مثلا همین چوب اگرتکه تکه هم بشود یا به صندلی و میز و تخته هم تغییر کند باز به آن می گویند چوب و ماهیتش عوض نشده است و تبدیل به چیز دیگری نشده است، حالا این امور فطری هم «تبدیل» نمی شوند اما ممکن است «تغییر» کنند، و حتی این امور اگر در برابر قانون شریعت الله قرار بگیرند باز خودشان را نشان می دهند، و میل  و گرایش به قانون شریعت الله را در شخص به وجود می آورند . مسلمین این میل و گرایش را در غیر مسلمین  تشویق و تحریک می کنند . عده ی زیادی از افراد جامعه ی کفار مسلمان می شوند اما آن دسته از کفار که دچار بیماری مهلک تکبر شده اند با لجبازی و حسادتی که دارند دچار جحود می شوند و قانون شریعت الله را قبول نمی کنند در حالی که می دانند این قانون شریعت الله صحیح است :وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ(نمل/14) ستمگرانه و مستکبرانه معجزات را انکار کردند، هر چند که در دل بدانها یقین و اطمینان داشتند. نگاه کن سرانجام و سرنوشت تبهکاران و مفسدین چگونه شد؟ 

در این صورت امور فطری خواسته های روحی برتر انسان هستند، و مثل امور غریزی که خواسته های جسمی و مادی موجودات هستند هرگز از بین نمی روند. البته امور غریزی و فطری با هم فرقهائی دارند، واگر کسی بیاید و بدون در نظر گرفتن امور فطری تنها امور غریزی را در نظر بگیرد آشکارا انسان را با دیگر حیوانات مساوی قرار داده است. برای همین است می بینیم زمانی که سکولاریستها آزمایشی در زمینه ی امور رفتاری و روانی را بر روی حیوانات انجام می دهند نتیجه اش را بر انسانها هم تعمیم می دهند و می گویند انسان هم همین طوری است، این حیله و سرگردانی آشکاری است که دین سکولاریسم در راستای حیوانی کردن انسانها و کنترل کردن نیازهای فطری توسط نیازهای غریزی تولید کرده است .

اما همچنانکه امور غریزی برای انسانها و سایر موجودات یک نیازاست، واضح و روشن است که تمام امور فطری هم برای انسان یک نیاز هستند. شادی و نشاط هم به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای روحی انسان به دلیل تأثیرات زیادی که روی زندگی افراد دارد به اتفاق تمام انسان ها يك ضرورت و نياز اساسی بشریت است، شادي مثل درد كشيدن، عشق ورزيدن، نگرانی و اندوه و… از امور بديهي و جزء پديده‌هاي رايج و فطری زندگي بشر است، كسي را نمی شود در دنیا پیدا کرد که ادعا کند نیازی به شادی ندارد .

(ادامه دارد……..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *