
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(9- قسمت)
این طوری آموزشهای صحیح شرعی می تواند چنین مومنینی را تولید کند که، هر مانع و سختی دنیوی و مادی را به فرصتی برای خرید شادی از الله تعالی تبدیل می کنند، چون شادی در قلب و روح است و روح هم ماندگار و غیر فانی است. شخص امور فانی و زودگذر را در راه امری غیر فانی خرج می کند که کلی سود نصیبش می شود، پس چرا خوشحال نشود؟ «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (آل عمران/170)آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحال اند به خاطر کسانی که بعد از آنان ماندهاند (و هنوز در راه خدا میجنگند و به فوز شهادت نائل نشدهاند و) بدیشان نپیوستهاند.این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد.
واضح و آشکاراست که روح انسان است که جاودانه می ماند نه این جسم. و این روح تا مراحلی همراه این جسم می ماند و بعد رهایش می کند . حالا راه محافظت از این روح،و شاد کردن این روح دردنیا و قیامت باید یاد گرفته شود. این روح است که از جسم همچون یک ابزار برای شاد شدن خودش دردنیا استفاده می کند که به شادی در قیامتش هم منجر می شود. در این صورت آرامش در روح است، شادی مکانش روح است، چیزی که رواشناسی سکولاریستی قصد دارد این جایگاه اصلی قلب و روح را نادیده بگیرد و بر ذهن خالی انسانها و «مسئولیت» تکیه کند، و سعی دارد اینهمه بیماریهای درونی جامعه را این طوری درمان کند :
این تنشهای درونی و اضطراباتِ غیر قابلِ انکارِ روانی را کسی نمی تواند نادیده بگیرد و یا انکارش کند که همچون یک معضل، آرامش و درون انسانهای جامعه ی امروز عصر تکنولوژی را آشفته و آلوده کرده است، که یکی از آثار این تخریبات كاهش شادی و مسرت و آرامش بوده و هست .
روانشناسان سکولار در حوزه ی روان شناسی سلامت و در قالب روان شناسی مثبت، تأکید بیشتری روی مفهوم شادی بر اساس «مسئولیت» و «ذهن شخصی» کرده اند، و معتقدند که انسان می تواند صرفاً با قدرتِ عقلِ متکیِ بر محسوسات و توانایی شخصی و بدون تکیه بر خدا و قانون شریعت الله و قلب، زندگی خودش را اداره کند و به شادی و آرامش مورد نظرش برسد .
سکولاریستها با این روانشناسی شان صرفاً با تکیه بر حس، فکر و نفع شخصی و غرایز مشترک بین انسان و حیوان دنبال شادی می گردند، و به مریدانشان یاد می دهند که هرکسی به هر قیمتی و به هر شیوه ای مسئول تأمین چنین شادی برای خودش از طریق سود بیشتر و لذت بیشتراست .
واضح است که این مسیر دین سکولاریسم با مسیر قانون شریعت الله نمی خواند و هر کدام در مسیر جداگانه ای هستند؛ در اسلام، شادي در دل جاي دارد، اما در روان شناسی سکولاریستها، شادي يك حالت ذهني محضی است که بر فرد گرائی و خارج از قلب بنا شده، و به شخص می فهمانند که این شادی و آرامش را در هیاهوی بیرون از خودشان و خارج از قلب و قانون شریعت الله جستجو کنند.
اسلام با تأیید «وظایف» و «تعقلِ» مهار شده توسط قانون شریعت الله، «دل» را محل استقرار شادی می داند. حتی قلب را جای فهم و درک و تعقل می داند: «فَتَکُونَ لَهُم قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا» (حج/ 46) برای آنها دل هایی پیدا شود که بدان بیندیشند«لَهُم قُلُوبٌ لاَیَفقَهُونَ بِهَا…» (اعراف/179)، «آن ها دل هایی دارند که بدان ها نمی فهمند» .
این همان درک درستی بوده است که ملت ما قرنها به آن رسیده بود و متناسب با فرهنگ و جغرافیای خاص خودش شادی مورد نظر قانون شریعت الله را در دلش به وجود آورده بود، و حتی زمانی که یک«سیاچه مانه یا سیا جامه دانه» و «دره ای» و غیره را می خواندند یک خارجی از بیرون خیال می کرد و الان هم خیال می کند که اینان دارند عزاداری می کنند اما در واقع اینها قرنهاست به این سبک دارند دلشان را شاد می کنند و از دورن شاد می شوند. این سبکها در میان اکثر ملل مسلمان و کافر دنیا وجود داشته و دارد .
این سبکها به شخص نوعی شادی نسبتا پایداری را می دهد اما هیاهوهای وارداتی و غیر سازگار با فرهنگ بومی ملل مختلف و بخصوص ناسازگار با فرهنگ اسلامی ملل مسلمان برای آنهائی که با فرهنگ اسلامی و آرامش درون و شادی بجا آشنائی دارند نوعی هیجان موقتی و شادی کاذب و زودگذر است که، به دنبال پایان این هیاهوی مخالف فطرت انسانها، اکثر شرکت کنند گان در این مراسمها به نوعی افسردگی موقتی و حتی گیجی موقت دچار می شوند . در اینجا واضح است که تأکید اسلام علاوه بر سالم بودن و بجا بودن شادی، بر کیفیت شادی و پایدار بودن شادی متمرکزاست نه فقط بر کمیت آن. برای رسیدن به این نعمت هم لازم است در شادی که الله تعالی خوب دانسته سَمِعْنا وَأَطَعْنا داشته باشیم.
وقتی که لا اله – الا الله و محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر زبان راندی در واقع کل زندگی ات را و حتی روش مردنت را هم سپردی دست الله: قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ* لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ(انعام/162)[1] یکی از آن چیزهائی که در زیستن از آن الله است شادیست. الله فرموده نسبت به چه چیزی شاد باشیم ما هم همان کار را می کنیم، و فرموده نسبت به چه چیزی نگران و ناراحت باشیم ما هم همان کار را می کنیم . در اینجا می توانیم بگوییم که تنها الله تعالی در دنیا و قیامت هم می خنداند هم می گریاند، الله تعالی با مقدماتی می فرماید:
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى * که هیچکس بار گناهان دیگری را بر دوش نمیکشد. وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى* و این که برای انسان پاداش و بهرهای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است . وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى * و این که قطعاً سعی و کوشش او دیده خواهد شد . ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى* سپس (در برابر کارش) سزا و جزای کافی داده میشود . وَأَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى * و این که قطعاً پایان راه به پروردگار تو منتهی میشود. وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى * و این که قطعاً او است که میخنداند و میگریاند. وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا (نجم/36-44). و این که قطعاً او است که میمیراند و زنده میگرداند .
(ادامه دارد…….)
[1] بگو: نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خدا است که پروردگار جهانیان است. خدا را هیچ شریکی نیست، و به همین دستور داده شدهام، و من اوّلین مسلمان هستم .