درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(12- قسمت)

  «شادی پایدار و عمیق» که بدیل شادی های گذرا و سطحی محسوب می شود. 

 عرض کردیم که قانون شریعت الله روشهای استفاده از شادی، و به دست آوردن آرامش از این زندگی محدود دنیوی، و لذت بردن از کارهائی که باید دراین زندگی کوتاه دنیوی انجام بشود را در قالب دستورات کلی و حتی ریزی به مسلمین آموزش می دهد .

از ساده ترین توصیه های شخصی که زمینه ساز شادی می شوند مثل: آراستگی، پوشیدن لباس هایی با رنگ روشن، استعمال بوی خوش، حضور در مجالس شادی، برقراری صله ی رحم، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسواك كردن، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، دوری از بیماری های منشعب از تکبر مثل حسادت و کینه ی نابجا، کنترل و مدیریت خشم، شوخ طبعی و مزاح و پياده‏روي، سواركاري، شنا، خوردن و نوشيدن و… مطرح شده که همه برای ایجاد شادی و از بین بردن غم و اندوه از دل مؤمنان سفارش شده اند؛ تا دستوراتی در مورد زندگی دعوتی، جهادی، حکومتی، اقتصادی، امنیتی، اداری، اجرائی، اجتماعی، فرهنگی، و مجازات مجرمین و جزائی که روی هم رفته شادی را به مومنین هدیه می دهند .

بعد از آموزش، برای مراقبت و نگهداری از این شادی و آرامش و لذت هم، راهکارهائی را نشان می دهد، و انجام دادن این کارها را عملی معرفی می کند که مشمول پاداش اخروی می شود، و اینطوری به شادی و آرامش و لذتی که خود شخص می برد عمق می بخشد، و پایدارش می کند تا تشنگی انسان نسبت به این نیاز اساسی را پاسخ بدهد، و کیفیت شادی و نشاط و لذت از زندگی سالم و اسلامی را به انسان آموزش بدهد .

قبلا عرض کردیم که شادی جزو امور فطری و یکی از نیازهای اساسی عموم انسانهاست، حالا مواردی وجود دارند که انسانها با گرایشات مختلف به این قناعت رسیده اند که می توانند با این عوامل و مؤلفه ها برای خودشان شادی تولید کنند، و این شادی که تولید کردند را پایدار و ماندگارش کنند، و همگی به این نتیجه رسیده اند که رعایت این موارد می تواند شادی آنها را ماندگار و تثبیتش کند : مثل

  • داشتن اعتقادات دینی و معنویت گرائی:

 این ایمان درونی باعث می شود اشخاص کمتر احساس تنهایی، رهاشدگی و پوچی کنند. کسی که به قدرتی برتر ایمان دارد که در هر حالت و شرایطی رهایش نمی کند باعث می شود شادی درونیش تقویت و همیشگی بشود. فرعون از موسی و هارون پرسید:  قَالَ فَمَن رَّبُّکُمَا یَا مُوسَى ‏(طه/49) گفت: ای موسی ! پروردگار شما دو نفر کیست‌؟ موسی در جوابش گفت: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ‏(طه/50) (موسی در جواب فرعون) گفت: پروردگار ما آن کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده است و سپس رهنمودش کرده است .و همین الله اعلام می کند: إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً ‏ (نساء/1) بیگمان خداوند مراقب شما است

  • مورد دیگری که همه ی انسانها به این نتیجه رسیدند که اگر رعایتش کنند باعث ماندگار تر شدن و دوام شادی آنها می شود ارتباط اجتماعی و مردمی بودن و گوشه گیر نبودن است .

 این دوستی ها و انساهائی که با آنها ارتباط برقرار می کنیم سرمایه های اجتماعی ما هستند که به ما نوعی اعتماد اجتماعی می دهند و بر میزان شادبودن افراد جامعه تأثیر می گذارد. افرادی که از سرمایه ی اجتماعی برخوردار هستند و روابط اجتماعی بهتری دارند شادتر از کسانی هستند که از نظر تحصیلات، ثروت، جایگاه اجتماعی و … در درجات بالایی قرار دارند اما روابط اجتماعی مناسبی ندارند. برای  همین است انزواطلبی و کناره گیری به شدت در اسلام نهی می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«لا رَهْبانِیَّةَ فِى الإِسلامِ»[1] در اسلام رهبانیت و انزوای اجتماعی و کناره گیری از مردم وجود ندارد، بلکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با برآورد کردن خوبی و بدی هائی که از این قاطی شدن با مردم نصیب شخص می شود می فرماید « الْمُؤْمِنُ الَّذِی یُخَالِطُ النَّاسَ وَیَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنْ الْمُؤْمِنِ الَّذِی لا یُخَالِطُ النَّاسَ وَلا یَصْبِرُ عَلَی أَذَاهُمْ »[2] اگر یک شخص مسلمان با مردم معاشرت کند و بر اذیت آنها صبر کند بهتر است از کسی که با مردم معاشرت نمیکند و بر اذیت آنها صبر نمیکند .

باید دقت بشود این مخلوط شدن و تعاون در روابط اجتماعی- فرهنگیِ سالم و شرکت در شوراهای تحت مدیریت یکی از 3 ابزاراست، نه مثلا مشارکت و تعاون در ماجراجوئی ها و مصیبتهای فرق و گروههای مختلفِ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمی که از 3 ابزار دوری کرده اند و با همین شعارهای اسلامی  تنها ذلیلی و خفت و حقارت و نابودی به بار می آورند «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» و هر کسی که حرفهایشان را قبول کند و با آنان هم مسیر بشود او را هم با خودشان وارد جهنم می کنند« مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» که باید به جماعت و امامی ملحق شد که از طریق یکی از آن 3 ابزار به وجود آمده است«تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و اگراین جماعت واحد از طریق 3 ابزار و امام واحد وجود نداشت «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ» باید بدون معطلی از این رهبران به ظاهر اسلامگرائی که پیروانش را به سوی جهنم هدایت می کنند و تمام گروههای متفرق و رنگارنگی که تولید کرده اند به کلی کناره گیری کرد: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[3]  کناره گیری از این داعیان به سوی جهنم و احزاب و گروههای متفرقشان به معنی کناره گیری از مردم نیست مگر اینکه این مردم هم با آنها هم مسیر شده باشند.

(ادامه دارد………)


[1] مسند أحمد بن حنبل ‏(‏3/82‏)

[2] ترمذی 5207 و ابن ماجه 4032))  صحیح البانی  

[3] صحیح البخاري ـ أبي داود ـ ابن ماجة ـ أحمد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *