
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(22- قسمت)
ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :إِنَّ اللهَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَلا تُضَيِّعُوهَا، وَحَدَّ حُدُودَاً فَلا تَعْتَدُوهَا وَحَرَّمَ أَشْيَاءَ فَلا تَنْتَهِكُوهَا، وَسَكَتَ عَنْ أَشْيَاءَ رَحْمَةً لَكُمْ غَيْرَ نِسْيَانٍ فَلا تَبْحَثُوا عَنْهَا[1]ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺿﺎﯾﻊ ﻣﮕﺮﺩﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼﺷﻤﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻨﻤﺎﯾﯿﺪ ﻭ چیزهائی را حرام کرده پس آنها را زیر پا نگذارید، وﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﺴﮑﻮﺕ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ؛(و چیزی در مورد آنها نگفته است) که ﺭﺣﻤﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎست و خیال نکنید ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﺍﺯ (حرام بودن) ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺤﺚ ﻧﮑﻨﯿﺪ.
زمانی که الله تعالی می فرماید هر آنچه که حرام است را به تفصیل برای ما بیان کرده است: وَقَدْ فَصَّلَ لَکُم مَّا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ (انعام/119) در این صورت تشریح و قانونگذاری، حلال کردن و حرام کردن تنها در انحصار شارع است که تنها حکم او حجت است نه فتوا و رای دیگران، و باید تمام آنچه که حرام شده به همان صراحت و صریحی و آشکاری و روشنی، نص قطعی و یقینی در موردش وجود داشته باشد.
مثلا الله تعالی فرموده گوشت خوک حرام است روشن و واضح هست یا نه؟ یا در سنت آمده است که گوشت خر اهلی حرام است، واضح و روشن هست یا نه؟ یا گفته گوشت مردار و خون حرام است . واضح و روشن هست یا نه؟ این دیگر نیاز به توضیح ندارد و نیازی به کسب علم و اجتهاد و غیره ندارد. هر کسی بهش برسد می فهمدش. شریعت هم سهل و قابل فهم است و مثل کتب زرتشتی ها هوزوارش و کلمات رمزی ندارد که فقط عده ای بفهمندش . چون این دین برایی همه ی انسانها آمده است که در آنها وسعتهای مختلفی وجود دارد، یکی در فکر و درک مطالب کم وسعت است یکی وسعتش بیشتراست. اما کلیات دین و حلال و حرامهای دین طوری است که همه متوجه اش می شوند، فقط کافی است به آنها برسد. فقط کافی است به شخص برساند که گوشت خر اهلی یا گوشت خوک حرام است. به نظر شما کسی پیدا می شود که بگوید من نمی فهمم که خر اهلی و خوک چه هستند و این نیاز به گذراندن مراحل یادگیری صرف و نحو وبلاغه و …. غیره دارد؟ اگردر عمرش خوک و خر اهلی ندیده بود فقط کافی است یا حیوان را به او نشان بدهی یا تصویرش را . همین کافی است و در عرض چند ثانیه تمام می شود .
نهی های رسول الله صلی الله علیه وسلم هم در همان دایره ی نهی باقی می مانند و وارد دایره ی تحریم نمی شوند و قول صواب این است که حکمشان در دایره ی کراهیت و مکروه متوقف می شود . مکروه از نظر لغوی یعنی ناپسند، ناگوار و ناخوشایند و در اصطلاح فقهی یعنی عملی که اگرانجامش ندهی بهتر است و ثواب می گیری اما اگر انجامش هم دادی گناه کار نمی شوی و به خاطرش جریمه نمی شوی. مثل خوابیده خوراک خوردن .
بزرگان ما هم حد و حدود خودشان را می دانستند و می دانستند که تحلیل و تحریم تنها کار شارعه و وظیفه ی آنها تنها بیان احکام ثابت، صریح، قاطع و یقینی از قرآن و سنت صحیح است. امام شافعی رحمه الله در کتاب مهم خود «الأم» از قاضی ابو یوسف رفیق و شاگرد امام ابوحنیفه رحمه الله نقل میکند که ابو یوسف رحمه الله می گوید: «کثیری از پیشوایان دین را میدیدم که اصلاً راضی نبودند و به خود اجازه نمیدادند که بگویند: «این حلال است و آن حرام، بلکه تنها در مورد آن چیزهایی که در قرآن روشن است و احتیاج به تفسیر ندارند فتوا میدادند».
ابن سائب رحمه الله از ربیع بن خیثم رحمه الله که از تابعین بزرگوار است نقل مینماید، که ربیع میگفت: «انسان مسلمان نباید بگوید: این چیز حلال است و یا آن چیز حرام و حال آنکه شارع جل جلاله در رد کلام او بگوید: دروغ گفتی من آن را حلال و یا حرام نکردهام.
ابراهیم نخعی رحمه الله از علمای بزرگ تابعین مثل؛ امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی، امام احمد و سایر بزرگان نقل میکند که:” هر گاه به امری فتوی میدادند و یا از آن نهی مینمودند میگفتند: این مکروه است و یا اشکالی ندارد، اما اینکه بگویند: «این حلال است و آن حرام، اصلاً چنین قولی را بر زبان نمیآوردند».”
این بزرگان هرگز دچار این اشتباه بزرگ نمی شدند که دیگران را به عبادت و پرستش خودشان دعوت کنند، این را بارها تدریس کرده بودند که حتی اگرکسی از مخلوقی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کرده است از روی اعتقاد قلبی و به میل خودش اطاعت کند در این صورت آن شخص را به عنوان پروردگاری در کنار یا پائین تر از الله قرار داده، حالا این بزرگواران چگونه جرئت چنین ریسک خطرناکی را داشتند که ادای الله تعالی را در تحلیل و تحریم در بیاورند؟
زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم آیه ی : اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ (توبه/31) یهودیان و نصرانی ها علاوه از خدا، علماء دینی و زاهدان و پارسایان خود را هم به خدائی پذیرفتهاند را قرائت می کرد و عدی بن حاتم رضی الله عنه گفت: ما آنها را عبادت نمیکردیم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: عبادت کردن آنها همان اطاعت کردنشان در معصیت خداوند است (یعنی در تغییر و تبدیل حکم خداوند). پس فرمود: «أَلَيْسَ يُحَرِّمُونَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ فَيُحَرِّمُونَهُ ، وَيُحِلُّونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيَسْتَعْمِلُونَهُ؟ آیا حلال خداوند را برایتان حرام و حرام خداوند را برایتان حلال ننمودند و شما هم به آن عمل می کردید؟ عدی گفت : بله، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَذَلِكَ عِبَادَتُهُمْ[2]«این همان عبادت کردن آنهاست.
اینجاست که الله تعالی به صراحت اعلام می کند: وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْکَذِبَ لاَ یُفْلِحُونَ (نحل/116) (خداوند حلال و حرام را برایتان مشخّص کرده است) و به خاطر چیزی که تنها بر زبانتان میرود، به دروغ مگوئید: این حلال است و آن حرام، و در نتیجه بر خدا دروغ بندید. کسانی که بر خدا دروغ میبندند، رستگار نمیگردند.
این هشدار و تهدیدیست برای همه .
(ادامه دارد…….)
[1] دارقطنی و غیره
[2]سنن الترمذی برقم (۳۰۹۵)، والمعجم الکبیر للطبرانی (۱۷ / ۹۲).