درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(23- قسمت)

 با این مقدمه ی لازم می رویم سراغ  تعریف لهو:

لهو یعنی: چيزى لذت آور براى انسان كه او را سرگرم و مشغول كند و در قانون شریعت الله حرام نشده باشد و ثوابی هم برایش در نظر گرفته نشده باشد که برای انسان شادی زود گذری را به وجود می آورند. یعنی شخص اگر انجامش بدهد نه گناهی کرده و جرمی مرتکب شده و نه ثوابی گیرش می آید تنها یک نوع شادی زود گذری رابرای خودش تولید کرده  است. شادی‌های زودگذر هم یعنی شادی هائی که قطعا وجود دارند، اما خودشان به تنهائی هیچ ارزشی ندارند و به اصطلاح باطلند، تنها زمانی ارزش پیدا می کنند که مثل یک ابزار در خدمت یکی از عبادات و اهداف برتری باشند که شریعت الله مشروعش دانسته است .

مثل احساس شادی هنگام دیدن غذا زمانی که گرسنه اید، یا احساس شادی زمانی که می خواهید استراحت کنید، یا احساس شادی زمانی که یک ترانه یا گورانی را گوش می دهید، یا احساس شادی زمانی که یک جماعت را تشکیل دادید، یا زمانی که شورای جماعتها را درست کردید یا زمانی که حکومتی بدیل اظطراری اسلامی یا حکومتی اسلامی علی منهاج نبوه را تشکیل دادیم . حالا شادی ناشی از غذا خوردن موقتی و گذراست اما در خدمت هضم غذا و در نهایت سلامت جسم و ادامه ی حیات است. خوشحالی برا ی استراحت هم باز موقتی است اما در خدمت دفع سموم و استراحت بدن و محافظت از سلامت جسمی است . 

شادی ناشی از اموری مثل ورزش و رابطه ی جنسی و استفاده از مهارتها و فنونی که شخص بلد است و موارد مشابه همگی موقتی و در خدمت یک هدف بزرگتری هستند. به همین ترتیب شادی ناشی از تفریح و سرگرمی و گوش کردن یک صدای دلنواز مثل صدای یک پرنده یا آب و انسان در خدمت استراحت روح و تقویت روح است، برای آماده کردن روح به اینکه کارهای بزرگ و جدی را بهتر انجام بدهد و….

در این صورت شادیی که از طریق لهو به دست می آید به خودی خود هدف نیست، بلکه ابزار و سوختی است که دل را شارژ می کند برای اینکه، این دل در کارهائی که اساسی و جدی هستند عملکرد بهتر و سودمند تری داشته باشد .

اما در این لهو و چیزهای لذت آوری که انسان را سرگرم و مشغول می کنند و باعث تولید نوعی شادی زودگذر می شوند مواردی هستند که از این حالت بی ارزشی و باطلی می آیند بیرون و مثل سایر عبادات ارزشمند و حق می شوند و انجام دادنشان باعث ثواب می شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: كُلُّ شَيْءٍ يَلْهُو بِهِالرَّجُلُفَهُوَ بَاطِلٌ؛ إِلَّا رَمْيَهُ بِقَوْسِهِ وَتَأْدِيبَهُ فَرَسَهُ وَمُلَاعَبَتَهُامْرَأَتَهُ،( أهله،) فَإِنَّهُنَّ مِنَ الْحَقِّ[1] هرچیزی که انسان مسلمان با آن سرگرم شود باطل است، مگر تیراندازی با کمانش و تربیت و رام کردن اسبش و  بازی و شوخی  با همسرش؛ چرا که این کارها حق هستند. در روایت دیگری به « وتعلیمه السباحة»[2] هم اشاره شده  است.

 این 4 مورد تیر اندازی و تربیت اسب و بازی با همسر یا اهل خانه و آموزش شنا با آنکه لهو هستند اما مشمول ثواب می شوند. هیچ حدیثی وجود ندارد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از لفظ حرام  برای کل لهو استفاده کرده باشد.  و به کار بردن لفظ باطل به معنی منع کردن یا تحریم نیست، چون غیر از این سرگرمیها، لهوهای زیادی وجود دارند که باطلند اما حرام نیستند و بعدا خواهیم گفت که ابودرداء رضی الله عنه هم از همین کلمه باطل برای شارژ روح استفاده می کند.

بله، امور لهو و باطلی که می تواند برای انسان شادی تولید کنند زیادند که در اینجا به چند مورد آنها که نیاز روز و ضروری تر هستند اشاره می شود . مثل شوخی و مزاح کردن، بازی های بدنی انجام دادن، سرگرمی های فکری ، ترانه ، آواز و گورانی، رقص و پایکوبی و هر چه رسیدیم . ان شاء الله

ابتدا از ترانه و آواز و گورانی شروع می کنیم:

سخنی که از دهان انسان خارج می شود دو نوع است یا خوب است که ما به آن می گوییم حلال یا بد است که به آن می گوییم حرام . سخن خوب خوب است . بد هم بد است. این خوب و بد را هم قانون شریعت الله تعین کرده و کسی نمی تواند به میل خودش بگوید این توهینی که من می کنم خوب است و این بد است . در این صورت باید دقت کرد هر کلامی که انسان را به کفر و گناه و جرمی دعوت کند حرام و بد است، حالا می خواهد این کلماتِ حرام و بد همین طوری عادی گفته بشود مثل آنهائی که با الله و آیاتش و قوانینش و رسولش در قالب جک و شوخی صحبت می کردند: «وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ ۚ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ *لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ ۚ (توبه/65-66)[3] و فرق هم ندارد این کلمات حرام و بد درقالب شعر و ترانه و گورانی باشد یا گفتار معمولی. نمونه های عُقبه بن ابي مُعيط و نصر بن حارث در این زمینه می تواند به ما بگوید که : گاه ممکن است شخصی که مسلحانه و با اسلحه در برابر قانون شریعت الله جنگیده بخشیده بشود اما کسی که با زبانش بر علیه قانون شریعت الله می جنگد بخشیده نشده است  .

عُقبه ابن ابی مُعیط که در جنگ بدر اسیر شده بود و کارنامه ی عملی خوبی هم نداشت رسول الله صلی الله علیه وسلم به او گفت: به خاطر دشمني با خدا و رسول كشته مي‌شوي.عُقبه گفت: اي محمد! احسانت بر من بهتر است. مرا هم مانند يكي از مردان قوم در نظر بگير. اگر آنان را به قتل رساندی، مرا نیز به قتل برسان و اگر بر آنها احسان نمودي، بر من هم احسان كن. اگر از آنها فديه گرفتي، از من نيز فديه بگير. اي محمد! چه كسي بعد از من فرزندانم را سرپرستي مي‌كند؟

رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرمود: آتش. سپس فرمود: اي عاصم! گردنش را بزن. عاصم رضی الله عنه نيز دستور رسول الله صلی الله علیه و سلم  را عملی نمود [4] اورا گردن زدند و برای عبرت کسانی که جلو زبانشان را نمی توانند بگیرند و بر علیه قانون شریعت الله جنگ فرهنگی و روانی می کنند بدار آويخته شد. عُقبه اولین كسى بود كه در عالم اسلام بعد از کشته شدن، برای عبرت دیگران، بدار آويخته شد    .

(ادامه دارد……..)


[1]  احمد (١٦٦٢) و سنن ترمذي (١٥٦١) وأبو داود وابن حبان وغيرهم / فقد روى الدارمي عن عقبة بن عامر .

[2]امام نسائی  در سنن الکبری (۸۹۳۸)و حافظ ابن حجر در الإصابة(١/٤٣٩) سند آن را ” صحیح ” دانسته  است./طبرانی – صحیح الجامع البانی رقم 4534

[3] اگر از آنان بازخواست کنی، می‌گویند:  بازی و شوخی می‌کردیم . بگو : آیا به خدا و آیات او و پیغمبرش می‌توان بازی و شوخی کرد ؟ !‏ عذرخواهی نکنید . شما پس از ایمان‌آوردن ، کافر شده‌اید .

[4] الغضبان ، التربیة القیادیه، ج ۳، ص ۶۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *