درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(26- قسمت)

بله، این طوری شخص مومن با نیت پاکی که دارد اگربخواهد راههای خیر برایش بسیار زیادند، وهمه چیزش در دنیا در مسیر قانون شریعت الله قرار می گیرد و قطعا ثواب هم به او می رسد:قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ…(انعام/162-163)[1]

آشکاراست که آواز خواندن به عنوان یکی از ابزارهای شادی فطری است و جانبی از جوانب مختلف زندگی است که باید برای الله تعالی قرار داده بشود، و شکی نیست که قانون شریعت الله برای سرکوب مسائل فطری و جانبی از جوانب مورد نیاز زندگی دنیوی نیامده است بلکه آمده است این نیازها را مدیریت، سازماندهی، کنترل و هدایت کند. ابن تیمیه می گوید: «اِنَّ الأنْبیاءَ قَدْ بُعِثوُا بِتَکْمیلِ الْفِطْرَةِ و تَقْریرِهـْا لا بِتَبْدِیلِها و تَغْیِیرِها» انبیا برای تکمیل فطرت و تثبیت آن مبعوث شده‌اند، نه برای تبدیل و تغییر آن.

حالا اگر این فطرت با قانون شریعت الله کنترل و هدایت شد تبدیل می شود به امر مطلوب و پاکیزه ی حلالی که الله تعالی در مورد این امور پاکیزه می فرماید: یَسْألُونَکَ ماذا اَحَلَّ اللهُ لَهُمْ قُلْ اَحَلَّ لکُمْ الطَّیِّباتِ (مائده/4) از تو می‌پرسند: چه چیز برای آنان حلال شده است؟ بگو چیزهای پاکیزه برای شما حلال گردیده است. بله ما با تصفیه و مدیریت امور زندگیمان می توانیم بگویم : الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُۖ (مائده/5)

حالا این آواز خواندنی که با مدیریت قانون شریعت الله تبدیل به یک طیب و پاکیزه شده است، و یک نیاز فطری را به شکل صحیحش برآورده می کند، و انسان را از آواز خواندنهای غیر شرعی و منحرفین دور می کند، و نمی گذارد شخص به سمت و سوی این آوازهای مجرمانه و گناه آلود برود هم ممکن است توسط عده ای دچار آفت و آلودگی بشود؛ و کسانی هم هستند که به این آواز گوش دادن یا خواندن عادت کرده اند و تنها هدفشان سرگرمی خودشان است و دیگران، این دیگر می رود جزء همان کارهائی که به آن می گویند لغو، مثل کار همین پیرمردهائی که جلو در مسجد نشسته اند و وقت می کشند، یا زمانی را که شما به دیدن فلان بازی اختصاص می دهید و به آن عادت کردید و… این وقت کشی و تلف کردن عمر که شخص به آن عادت کرده صفت مسلمین نیست بلکه صفت کفاراست و مثل همان حرفهای بی ارزشی است که کفار اهل کتاب بعضی وقتها می زنند که الله تعالی درمورد روش برخورد با آنها می فرماید: وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ ‏(قصص/55)و هنگامی که سخنان لغو و یاوه بشنوند از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شما است. سلام علیکم! ما خواهان (همنشینی با) نادانان نیستیم .‏

واقعیت هم همین است، زمانی که مسلمین نیاز به دعوت و جهاد و خدمت به دین الله و بندگان الله دارند، و آنهمه مسئولیت در برابر خودشان و سایر انسانهای ستمدیده ی دنیا دارند، و آنهمه وظیفه در برابر قیامت خودشان دارند آنوقت وقت کشتن همیشگی سر فلان کوچه یا درمسجد و سرگرم کردن خود به چیزهائی که هیچ سودی برای قیامتت ندارد چه معنی می دهد؟  یا صدها و بلکه هزاران ساعت عمر خودت را دادن به نگاه کردن به فوتبال و حیات وحش وغیره چه معنی می دهد؟ در حالی که شخص یک صدم آن رانمی دهد به حضور و یا نگاه کردن و گوش دادن درسها وبرنامه هائی که دینش را به او یاد می دهند.

این دوستان مسیر جاهلان را می روند و به کارهائی خودشان را مشغول کرده اند که در مقیاس ساعات عمرشان لغو و بی ارزش است، که باید از این سخنان بی ارزشی که گفته می شود شخصِ آگاه خودش را دور کند و به آنها بگوید:  لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ.این زیاده روی در آواز خوانی یا آواز گوش دادن و تبدیل کردن آن به یک عادت که باعث کشتن وقت و نرسانیدن خیری به خود و دیگران بشود ناجایز است و در این صفت مسلمین خودشان را شبیه به کفار کرده اند.

پرداختن به این کارهای بی فایده و بی ارزش که تنها وقت کشی می شود و آن را پیشه ی خود کردن طوری که شخص به آن مشهور و شناخته بشود مشخص است که یکی از بیماری ها و آلودگی های قلبیه که از صفات کفار است و مسلمین به آن آلوده شده اند، نکته ی دیگر اینکه این حرفهای لغو، توهین یا فحاشی کردن به دین نیستند. چون جواب توهین کفار در هنگام کسب قدرت تنها زوراست و خفه کردن توهینها نه گفتن سَلَامٌ عَلَیْکُمْ . همان طوری که دیدیم رسول الله صلی الله علیه وسلم با امثال کعب ابن اشرف و ابوعفک و نضر بن حارث و دیگران کرد. توهین و فحاشی با نقد کردن هم خیلی فرق دارد حالا چه رسد به لغو.

انجام این کارها تا زمانی لغو و بی ارزش و بی فایده حساب می شود که باعث غیبت و ضایع شدن حقی از مردم و یا ترک واجبی و ارتکاب به گناهی نشود، زمانی که به این حد رسید دیگر لغو نیست، بلکه جرمی است مثل سایر جرمها و گناهی است مثل سایر گناهان با مقیاسهای خاص خودشان. مثلا زمانی که جاریه ای در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم و در اطاق ام المومنین عایشه رضی الله عنه می خواند :وَفِينَا نَبِيٌّ يَعْلَمُ مَا فِي غَدٍ«در ميان ما پيامبري وجود دارد كه مي داند فردا چه پيش خواهد آمد» زود رسول الله صلی الله علیه وسلم بهش تذکر می دهد : لَا تَقُولِي هَكَذَا وَقُولِي مَا كُنْتِ تَقُولِينَ[2]« چنين نگو. بلكه همان را بگو که قبلا می خواندی». 

(ادامه دارد……..)


[1]بگو:نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خدا است که پروردگار جهانیان است . خدا را هیچ شریکی نیست ، و به همین دستور داده شده‌ام.

[2]رواه البخاري ( 3779)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *