
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(33- قسمت)
به عنوان مثال در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم کفاری چون نضر بن حارث بودند که باخرید داستانها و افسانه های کهنه ی باستان ایران از حیره نماد « وَ مِنَ النّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحديث» بودند، بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم ودر میان مسلمین هم منافقین و سکولار زده های میان مسلمین نماد ظاهری« وَ مِنَ النّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحديث» بودند که با خرید برده ها و ابزار آلات موسیقی سعی داشتند همین کار امثال نضر بن حارث را انجام بدهند و « لَهوَ الحديث » این دوره هم همین موسیقی بود به عنوان مثال:
ابن مسعود رضي الله عنه در بيان معناي کلمهي «لهو الحديث در اين آيه می گوید : به خدا سوگند منظورِ آيه آواز است. نه آواز خالی بلکه آواز همراه موسیقی .[1] و اين تفسير از ابن عباس و جابر و عکرمه و سعيد بن جبير و مجاهد و مکحول و عمرو بن شعيب و علي بن بديمه هم نقل شده است.
ثُوَيْر بن أَبِي فَاخِتَةَ از پدرش و او از ابن عباس دربارهي آيهي «وَ مِنَ النَّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحَديث» روايت ميکند که فرمود : دربارهي مردي است که کنيزي ميخرد تا شب و روز برايش آواز بخواند. ابن ابي نجيح از مجاهد روايت کرده که منظور آيه خريدن آوازه خوان (غلام يا کنيز) با قيمت فراوان و گوش سپردن به آواز و سخنان بيهودهاش ميباشد. مکحول همچنين نظري داشته و ابو اسحاق اين تفسير را بر گزيده است.
سوالِ عامر بن سعد که به عروسی می رود و اتفاقی اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بیند و می پرسد:ﺍﯼ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﺍﯼ ﺑﺪﺭﯾﺎﻥ، ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻭﺍﺯ ﮐﻨﯿﺰﺍﻥ ﮔﻮﺵ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ؟! و آنها جواب می دهند : ﺑﻨﺸﯿﻦ . ﺍﮔﺮ دوست داری با ما گوش ﺩِﻩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﻭ؛ چون ﺭﺳﻮﻝ الله صلی الله علیه وسلم ﺍﺟﺎﺯﻩﯼ لهو ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. قَدْ رُخِّصَ لَنَا فِي اللَّهْوِ عِنْدَ الْعُرْسِ.[2]این را می رساند که حضور در این گونه مراسمهای آواز خوانی ممنوع و حرام نبوده است،چون خود عامر بن سعد هم آمده در آن و اتفاقی اینها را دیده است، بلکه تعجب و سوال عامر از این بوده است که حضور در این گونه مکانها در شأن کسانی مثل اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم نبوده، و در کل در شأن سابقون الاولون و انسانهای بلند مرتبه هر جامعه ای نیست، اما استثنائاتی وجود دارد که می توانند شرکت کنند. و این ما را یاد این سخن حکیمانه می اندازد که: حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیئَاتُ الْمُقَرَّبِین، کارهای خوب نیکان (گاهی) گناه مقربان محسوب می شود.
نکته ی مهمی که باید بارها به آن اشاره بشود تا جنایاتی مثل الجزائر بر اساس فتوای انسانهای نامتعادل و نامیزانی مثل ابوقتاده فلسطینی تکرار نشود این است که: وجود این مراسمها حرام و ممنوع نبوده است چون اگر حرام و ممنوع بودند قطعا حکومت خلفای راشده آن را ممنوع می کردند و مثل مانعین زکات و غیره با آنها برخورد می شد .
این دیگر نزد اصحاب و خلفای راشده با داشتن چنان قدرت حکومتی شوخی بردار نیست که کسی بیاید آشکارا و علنی حرام الله را حلال کند یا حلال الله را حرام کند. پس نباید جوری برداشت کرد که به خلفای راشدین توهین بشود . و جوری مسأله را توضیح داد که مثلا کسی مثل عبدالله بن جعفر بن ابيطالب بیاید و در معامله ی آشکار و علنی خرید و فروش کنیز آواز خوان شرکت کند، و آزادانه آن را بخرد، و آزادانه به صدایش هم گوش بدهد، و با این کارش آشکارا و آزادانه در جلو چشم خلفای راشدین مرتکب تحلیل و تحریم شده باشد و آنها همین طوری فقط نگاه کرده باشند . نه اگر کسی تنها مسأله ی قُدامه را بداند متوجه می شود که این توهینها به صحابه و بخصوص به خلفای راشدین نمی چسبد.
بلکه در آن عصر به اندازه ای مسلمین بی مشکل و دارای جامعه ی سالمی بودند که تنها مشکل آنها همین کنیزهای خواننده بود که آن را خطری برای ایمان و دوری از قرآن می دانستند .
این مشکل اساسی و اولویت آنها بود اما الان مشکلات اساسی و اولویتهای مسلمین چیست؟ الان حکومت اسلامی در اکثریت قاطع سرزمینهای مسلمین وجود ندارد و ام الفسادی برای تولید انواع مصیبتها شده است، شرک تفرق بر مسلمین حاکم شده است، امت واحد و جماعت واحد از بین رفته و امتهای متعدد و جماعتهای متعددی به وجود آمده است و مسلمین حمایت الله را از دست داده اند چون حمایت الله با جماعت است، فقر و گرسنگی رایج شده است، کفار و مرتدین بر مسلمین حاکم شده اند، نا امنی ناشی از این مفاسد مسلمین را ذلیل و بی ارزش کرده است، منافقین و سکولار زده ها در اکثر قاطع عرصه های زندگی مسلمین مناصب مختلف را به دست آورده اند و با پشتوانه ی طاغوتها و کفار اشغالگر خارجی در حال انهدام ایمان مسلمین هستند، هر سرزمین مسلمان نشینی دارای دهها مسیلمه ی کذاب مثل قاضی محمد و قاسملو و بارزانی و اوجالان و غیره شده است، و دهها مصیبت و معضل دیگر …..
در اینجا موسیقی هم معضل است، اما معضل اصلی و پایه ای برای آلوده کردن قلبی و ایمان مسلمین و دوری مسلمین از قرآن و قانون شریعت الله نیست، ما اولویتهای مهمتری مثل مسلمین صدر اسلام داریم که باید ابتدا آنها را رفع کنیم تا به درجه ی عصر صحابه برسیم که اولویت ما هم مبارزه ی منفی با معضل خواندن کنیزکان باشد .
معضل خواندن کنیزکان با آلات موسیقی و اعتیاد به آن در نهایت یک مسلمان فاسقی را تولید می کرد، اما امروزه معضلهای اساسی برای مسلمین به وجود آمده اند که کلا شخص را از دین اسلام خارج می کند و تسلیم قانون دین سکولاریسمش می کند و کار به جائی رسیده که مسلمین برای اینکه داوطلبانه خودشان را ببرند زیر حاکمیت دین سکولاریسم و کفار یا به آب و آتش می زنند که خودشان را به اروپا و امریکا و سایر بلاد کفر برسانند و گاه روی جانشان و به قیمت ترک خانواده و وطنشان ریسک می کنند و یا اینکه در داخل سرزمینهای مسلمان نشین آرزوی تشکیل چنین نظام کفری را توسط مرتدین محلی با پشتوانه ی کفار خارجی دارند و ….
(ادامه دارد…….)
[1]ابن جرير از يونس بن عبدالأعلي از ابن وهب از يزيد بن يونس از ابو صخر از ابو معاويه البجلي از سعيد بن جبير از ابو الصهباء البکري روايت ميکند/نیز عمروبن علي از صفوان بن عيسي از حميد الخراط از عمار از سعيدبن جبير از ابو الصهباء روايت ميکند
[2] المستدرك على الصحيحين/ سنن النسائي/ المصنف