
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(34- قسمت)
الان مصیبتها و معضلها متعددند و باید اولویت بندی بشوند و به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم جوری پیش برویم تا به جامعه ای برسیم که تنها معضل آساسیش خوانندگی کنیزکان به همراه موسیقی باشد، و آنموقع کسانی بیایند و مثل ابن مسعود سوگند یاد کنند که مراد از«وَ مِنَ النَّاس مَن يَشتِري لَهوَ الحَديثِ ….» آوازه آنهم همراه موسیقی که آن زمان عده ای کنیزکان را با قیمت گرانی برای این کار می خریدند تا برایشان هر وقت خواستند بخوانند و وقت زیادی را به این کار می دادند، چون ابن مسعود معتقد بود همچنانکه آب سبب رویش گیاهان است گوش دادن به این ترانه هاهم نفاق رادر دل می کارد؛ و یا کسی مثل ابن عباس بیاید و بگوید : منظور از « لَهوَ الحَديثِ» هم آواز این کنیزکان همراه موسیقی است و هم سخنان بيهوده است. واقعا آنها چه جامعه ی خوبی داشتند که این معضل اساسی و درجه اولشان بوده است که حتی اگر وجود هم داشته باشد تنها کاری که می شود کرد این است که باید « و إذا مَرُّوا بِاللَّغوِ مَرَّوا کِراماً» (فرقان/72) و هنگامي که کارهاي ياوه و سخنان پوچي را ببينند و بشنوند بزرگوارانه از آن ميگذرند.
تا زمانی که حکومت اسلامی علی منهاج نبوه وجود داشت بطن جامعه همین طوری سالم بود اما پس از تولد شاهیگری و ایجاد حکومت بدیل اضطراری اسلامی به تدریج دستگیره های اسلام یکی از پس از دیگری پاره شدند و آلودگی به تدریج در میان جامعه ی مسلمین گسترش پیدا کرد، یکی از این معضلات گسترش وسیع و فراگیر موسیقی در جامعه توسط همین کنیزکان بود، برای همین است کسی مثل عمر بن عبدالعزيز رحمه الله در نامهاي به معلم فرزندانش می نویسد: اولين چيزي که بايد از تو بياموزند تنفر از موسيقي است زيرا از شيطان مايه گرفته و عاقبت آن آلوده شدن به خشم پروردگار است. عمر بن عبدالعزیز رحمه الله یکی از عادل ترین شاهان پس از خلفای راشدین هم در این نظام شاهیگری نه برای کسانی که به سمت موسیقی می روند تعزیری تعیین کرد و نه حدی هم وجود داشت که بشود به اجراء درش آورد، بلکه تنها راه «مبارزه ی منفی» بود .
«مبارزه ی منفی» مثل: شرکت نکردن در فلان راهپیمائی یا انتخابات یا مجلس، یا نرفتن به فلان مکان، یا وارد فلان کانال رسانه ای نشدن، یا نخریدن فلان جنس : مثلا امام مالک رحمه الله برای مبارزه با پدیده ی خوانندگی همراه با موسیقی توسط کنیزها و برگذاری مجالس مختلف موسیقی فتوا می دهد: هر کس کنيزي بخرد و بعد متوجّه شود او آواز خوان است ميتواند به علّت عيب آنرا به صاحبش پس دهد.
سلیمان التمیمی دربارهي کنيز آوازهخواني که به ارث به يتيمان رسيده باشد و ميخواهند او را بفروشند. ميگويد : بايد بدون ذکر صفت آوازه خواني فروخته شود و اگر با آن وصف بيست هزار (درهم) و در صورت عادي دو هزار (درهم) بيارزد باز هم ذکر وصفش صحيح نيست. اگر منفعت آواز مباح بود چنين مالي از يتيمان منع نميشد.
امام شافعي رحمه الله ميگويد : اگر مالک کنيزي مردم را براي شنيدن آواز او جمع نمايد سفيه بوده و شهادتش ردّ ميشود و دربارهاش گفته اين فرد ديّوث (جاکش)است. قاضي ابوالطيّب ميگويد: به اين خاطر مالک کنيز را سفيه دانسته چون مردم را به باطل دعوت مينمايد و هر کس مردم را به باطلي دعوت کند سفيه و فاسق است.
در یک جمع بندی قتاده ميگويد به خدا سوگند شايد در راه « لَهوَ الحَديث » مالي صرف نشود بلکه منظور از خريدن، گمراه شدن فرد است، چون گفتهي باطل را بر سخن حق و زيان را بر نفع ترجيح ميدهد، و بزرگترين علامت گمراهي فرد اينست که به جاي سخن حق باطل را انتخاب کند.
الان جایگاه «لَهوَ الحَديث» در جامعه ی ما چطوراست؟ مجموع ابزارهای گمراهی و سرگردانی را ما همین الان در خرید تنها یک دستگاه ماهواره و گوشی تلفن همراه و کامپیوتر و بازکردن شبکه های مختلف کفار جهانی و مرتدین و منافقین و سکولار زده های محلی و مراکز آموزشی فاسد شاهدش هستیم. اینها ابزارهائی هستند که مثل چاقو و اسلحه و نارنجک و مین دو کاربرد دارند و کسی نمی تواند این ابزارها را تحریم کند بلکه روش استفاده ی از آنهاست که فاسد و فاسد کننده شان می کند .
بله، الان علاوه بر موسیقی که همگی شاهدش هستیم باید سرچشمه های فاسد کننده ای مثل شبکه های مختلف ماهواره ای و فیلمهای مختلف آن را به اضافه ی آنهمه میزگرد کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و منافقین و سکولار زده ها و آنهمه شبکه های مختلف اینترنتی و اجتماعی را نام برد که آشکارا بدتر و مدرنتر از هزاران نفر مثل نضر بن حارث و طرفداران موسیقی عصر صحابه و تابعین به جان ایمان مومنین و قانون شریعت الله و حتی موجودیت مومنین افتاده اند.
امروزه در قالب باستان گرائی و با افسانه های دروغین و کهنه ی بی پایه و اساس باستان هزاران نفر مثل نضر بن حارث تولید شده اند که این توهمات و افسانه ها را در دانشگاهها به صورت مدرن و سیستماتیک و با پشتوانه ی مکاتب کفری دین سکولاریسم یاد می گیرند و در مراکز آموزشی طاغوتها و رسانه های فاسد به خورد مردم می دهند، علاوه بر آن، در پناه این باستان گرائی افسانه ای هم تمام باورهای غلط شرک آمیز و کفریات سکولاریستها و سایر کفار تاریخ بشریت را در قالب دموکراسی و سکولاریسم و جامعه ی به اصطلاح مدنی سکولاریستی و غیره به خورد مسلمینی می دهند که نه مثل مسلمین عصر خلفای راشده صاحب حاکمیتی یکپارچه هستند و نه قدرتی دارند و نه ابهتی، این جنگ سرد و نرم و روانی بر مسلمین بی پناه را ما هرگز در تاریخ بشریت شاهدش نبوده ایم.
با این وجود، شخص مسلمان بدون درک آموزش صحیح استفاده از این ابزارها این ابزارهای فاسد کننده و گمراهی را می خرد و به صورت خام وارد خانه و خانواده ش میکندو اسباب گمراهی خودش و اطرافیانش را به همین سادگی فراهم می کند . اگر ابن عباس و ابن مسعود و امثالهم امروزه زنده بودند و می خواستند در میان مسلمین « لَهوَ الحَديث » را به مردم نشان بدهند قطعا به این موارد و موارد دیگر اشاره می کردند و بخصوص به والدین و سرپرستهای خانواده ها و جامعه تذکر می دادند که : خریداران گمراهی مسیر دشمنان قانون شریعت الله را می روند و متوجه نیستند که هر آنچه باعث گمراهی خود شخص و دیگران باشد در قانون شریعت الله حرام است و جزو« لَهوَ الحَديث » محسوب می شود و الله تعالی آنها را از دیدن و شنیدن آن نهی کرده و باید پاسخگوی این معامله و خرید خود باشند که باعث گمراهی خودشان و دیگران و به بازی گرفتن قانون شریعت الله و دور شدن از قانون شریعت الله شده اند.
(ادامه دارد……..)