
درسهای مقدماتی/درس هشتم: شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
(38- قسمت)
نوعی دیگر از لهو هایی که شادی به جا تولید می کند بازی های بدنی است :
جابر بن عبدالله می گوید: روزی خدمت رسول خدا صلى الله علیه وسلم رسیدم در حالی که حسن و حسین رضی الله عنهما بر پشت ایشان نشسته بودند و رسول الله صلی الله علیه وسلم چهار دست و پا راه میرفت و میفرمود: «نِعْمَ الجَمَلُ جَمَلُکُمَا»؛ چه خوب شتری است این شتر شما! «نِعْمَ العِدْلانِ أَنتُمَا»؛ چه خوب باری هستید شما دو تا! [1]یا بهترين شتر شتر شماست و بهترين دو عدل که حمل کنند شمائيد.
ام المومنین عایشه رضی الله عنها هم می فرماید: خَرَجْتُ مَعَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم وَأَنَا خَفِيفَةُ اللَّحْم، فَنَـزَلْنَا مَنْـزِلاً فَقَالَ لأَصْحَابِهِ تَقَدَّمُوا . ثُمَّ قَالَ لِي :تَعَالَيْ حَتَّى أُسَابِقَكِ، فَسَابَقَنِي فَسَبَقْتُهُ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ فِي سَفَرٍ آخَـرَ وَقَدْ حَمَلْتُ اللَّحْمَ، فَنَـزَلْنَا مَنْـِزلاً، فَقَالَ لأَصْحَابِهِ :تَقَدَّمُوا، ثُمَّ قَالَ لِي: تَعَالَيْ حَتَّى أُسَابِقَكِ، فَسَابَقَنِي فَسَبَقَنِي، فَضَرَبَ بِيَدِهِ كَتِفِي وَقَالَ: هَذِهِ بِتِلْكَ[2]«این در مقابل آن یکی »
لهو های سرگرم کننده برای تمرین فکر هم نوعی دیگر از لهوهائی هستند که شادی به جا تولید می کنند: مثل شطرنج، ریزان و… که کلا نقشه ی جنگی است، یا بازی های کامپیوتری که می شود تاکتیکهای جنگی و رانندگی و … را ازآنها یاد گرفت.
ابنحجر هیثمی مینویسد: «رافعی گفته است به لحاظ حکمی، هر عملی که به معنای نرد و شطرنج باشد، به این دو قیاس میشود، همانطور که در لهو و سرگرمی اینچنین است. بنابراین هرگونه لهو و سرگرمی که مبنای او حساب و تمرین فکر باشد، حرام نیست، مانند منقله که در او گودیها و خطوطی وجود دارد که با نوعی حساب، از جایی به جایی دیگر منتقل میشود.» ۱۳
اما هر بازی و سرگرمی و لهوی که «بر اساس شانس» بنا شده باشد شبیه نردشیراست که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را بد دانسته است و فرموده: ” مَنْ لَعِبَ بِالنَّرْدَشِیرِ فَکَأَنَّمَا صَبَغَ یَدَهُ فِی لَحْمِ خِنْزِیرٍ وَدَمِهِ”[3] کسی که با نردشیر بازی کند مثل این است که دستش را به گوشت و خون خوک آلوده کرده باشد”، چون بازی نردشیر یا نرد یا وینشیر بر اساس شانس واقع شده است، و ممکن است این طوری شخص به قمار کشیده بشود و مقدمه و تمرینی برای ورود شخص به قمار محسوب می شود .
«عوامل بازدارنده از شادی یا مخربین شادی»:
دیدیم که روال شرعی و عادی زندگی کسانی که بر اساس قانون شریعت الله زندگی می کنند بین دو پیروزی و شادی قرار دارد، حالا هر کسی که طبق قوانین شریعت الله حرکت نکند و نیازها و مسائل فطریش را با قانون شریعت الله مدیریت، کنترل و هدایت نکند، بسیار عادی خواهد بود که به این نیازهایش صدمه بزند، و به خودش و دیگران هم ظلم کند . در اینجا خود شخص است که خواسته یا ناخواسته می گوید من نمی خواهم الله تعالی برایم تعیین تکلیف کند که چه چیز خوب است و چه چیز بد است، خودم یا فلان عقیده ی سکولاریستی و فلان حزب سکولاریستی بهتر از الله می تواند برای الان مفیدتر باشد و شادی که توسط الله مدیریت شده باشد را نمی خواهم و چیز دیگری را می خواهم که دلم می خواهد و مد روز است.
شخص تمام این اشتباهات و نافرمانی ها را نسبت به قلب خودش مرتکب می شود آن وقت گله هم می کند و می گوید قدیما هیچی نبود اما دل خوش بود اما الان همه چیز هست اما دل خوش نیست، چرا اینجوری شد؟ سوال بی موردی که جوابش را همه می دانند. قوانین شریعت الله را گذاشته اند کنار و تبدیل شده اند به مشتی تفاله و کلکسیونی از بیماری های قلبی و ذلت و عقب ماندگی و سرخوردگی و زیردست بودن و فقیر بودن و غیره آنوقت جاهلها می گویند این هم اسلام و مسلمین، و فریب خورده ها به همراه منافقین و سکولار زده ها و مرتدین داخلی و کفار خارجی با استناد به این مجرمین و جامعه ی به دور از قانون شریعت الله شروع می کنند به حمله به دین اسلام و قانون شریعت الله .
در اینجا شخص معامله کرده و به جای شادی، خودش را دچار مصیبت کرده است، یعنی شادی را با مصیبت معاوضه کرده است، زمانی که شخص حتی اگرمثل سابقون الاولون در جنگ احد هم باشد و دچار چنین جرم و نافرمانی شد و نتیجه ی نافرمانیش را دید دیگر نمی تواند آه و ناله و فغان سر بدهد و بگوید وای چرا اینجوری شد؟ : أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُم مُّصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (آل عمران/165) آیا هنگامی که مصیبتی (در جنگ احد) به شما دست داده است (و میگوئید 🙂 این از کجا است ؟ ! و حال آن که دو برابر آن، کسب کردهاید، بگو: این (مصیبت شکست خوردن و کشتهشدن) از ناحیه خودتان ( و نتیجه مخالفت با رهنمودهای رسول خدا) است . بیگمان خداوند بر هر چیزی توانا است .
(ادامه دارد……..)
[1] ابن عدی، ابن عساکر )
[2]رَوَاهُ أَحْمَدُ وَأَبُو دَاوُدَ وَالنَّسَائِيُّ].
[3]مسلم 2260