درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

درسهای مقدماتی/درس هشتم:  شادی به عنوان یک نیاز فطری و چگونگی مدیریت و کنترل آن

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(41- قسمت)

 طبیعی است به یک کافر نصرانی بگویی تو یهودی هستی ناراحت می شود، یا اگر به یک نصرانی یا یهودی بگویی تو جزو مشرکین هستی به شدت ناراحت می شود، و زمانی که دیپلماسی عملی خودت را هم بر همین قضاوت اشتباه قرار می دهی برای همه غم و اندوه به بار می آوری و شادی همه را می گیری و در عوض شادی را به مشرکین یا سکولاریستها هدیه میدهی.

این در برخورد بین جامعه ی مسلمین و بر هم زدن درجه بندی جامعه ی کفار است اما فاجعه ی اصلی زمانی شروع می شود که شخص می خواهد دیوانه وار مسلمین را در درجه ی کفار و مجرمین قرار بدهد. در این صورت یکی از مخربین این درجه بندی، دسته ای از مسلمین نامتعادلی هستند که مسلمین را ناشیانه تکفیر می کنند و مسلمین را در جایگاه مجرمین قرار می دهند. تکفیر نابجا هم از عوامل شادی سوزی است . یک مسلمان را در جایگاه مرتدین و مجرمین قرار دادن یک فاجعه برای طرف مقابل و کل جامعه ی مسلمین و یک جرم آشکاراست:أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ ‏* مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ‏ (قلم/35-36) آیا مسلمین و فرمانبرداران را همچون مجرمین یکسان می‌شماریم؟!  ‏شما را چه می‌شود؟! چگونه داوری می‌کنید؟!‏

نبود حکومت اسلامی علی منهاج نبوه، و نبود شورای اوالی الامر واحد مسلمین که امتی واحد را تشکیل می داد، و با اجماع واحدش جماعت واحدی را تشکیل می دهد باعث رشد انواع شرک تفرق در عقاید و تفاسیر و رفتارها شده و آلودگی عقیدتی و رفتاری زیادی را در طول این چند قرن گذشته به وجود آورده است . پس ما با مسلمینی مریض سروکار داریم که نیاز به «دلسوزی» «محبت» و «درمان» دارند نه به توهین و بد دهنی و بی احترامی .

البته این ثمره ی بد دهنی و تکفیرها هم تنها در حالت لفظی باقی نمی ماند بلکه زمانی که شکل عمل به خود می گیرند جایی برای شادی  عموم مومنین باقی نمی گذارند . این اهل قبله ی نامتعادل گاه تبدیل به مجاهدین مسلح و گاه صاحبان قدرتی حکومتی می شوند که با این نگرشهای فاسدی که دارند شادی سوزان و مصیبت سازان واقعی می شوند .  

 این مجاهدان فی سبیل الله با آنکه در حساب ما جایگاه عمار و مصعب و بلال و سمیه  و خالد را دارند و الله حسیبهم- ان شاء الله – اما رهبران آنها قطعا در جایگاه رسول الله و ابوبکر و عمر و عثمان و علی و معتصم و صلاح الدین و اسامه و امثالهم نیستند . این رهبران شادی سوزانی هستند به تمام معنا.

 به عنوان مثال بعضی از این نامتعادلاهای میان اهل سنت در افغانستان یا نیجریه فلان شیعه را به جرم فلان شیعه ی عراق و سوریه  می کشند، و شیعه های عراق هم فلان ملای مسجد یا فلان خواهر ما را اعدام می کنند آنهم به جرم دیگرانی که یا قرنها پیش کرده اند یا نکرده اند، یا به جرم دیگرانی که هیچ ربطی به اینها ندارد.

این انسانهای نامتعادل و نامیزان را که به این جرمهای خودشون آگاهانه ادامه میدن باید اهل بدعت دانست . چرا؟ چون اینها بر خلاف قانون شریعت الله و دستور صریح و واضح الله عمل می کنن و بر این عمل مجرمانه شان هم به دلیل تنفر و کینه ی نابجا اصرار دارند و ادامه اش میدهند در حالی که الله تعالی حتی در مرحله ی قصاص هم می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى/ ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! درباره کشتگان قصاص بر شما فرض شده است (و باید در آن کسی را به گناه دیگری نگرفت، و بلکه) :الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى / آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن است .فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ /  پس اگر کسی ( از جنایتش ) از ناحیه برادر (دینی) خود، گذشتی شد باید نیک رفتاری شود وپرداخت ( دیه ) با نیکی انجام گیرد. این (گذشت از قاتل و اکتفاء به دیه مناسب) تخفیف و رحمتی است ازسوی پروردگارتان .فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ‏(بقره/178) پس اگر کسی بعد از آن تجاوز کند او را عذاب دردناکی خواهد بود .

حالا یه شیعه زاده در عراق به همراه دهها سنی زاده ی عرب و ترک و کورد آمده اند و یک سنی را کشته اند، آنوقت تو در افغانستان و پاکستان و یمن و نیجریه حق آن مقتول را از یک شیعه ای میگیری که تنها جرمش هم مذهب بودن با آن شیعه زاده است؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که یک مجرمی مثل کعب که دچار چنان جرمی شده بود آمد و یک یهودی دیگری از قبایل دیگر یا حتی از همان قبیله را به قتل رساند؟ یا اگر مثلا بنی قریظه جرمی مرتکب می شد به سایر قبایل یهودی هم حمله می کرد؟ یا یک مشرک و سکولار از قریش جرمی مرتکب می شد می رفت و یک مشرک از قبایل دیگه را قصاص می کرد؟ قطعا نه. پس چرا تو مرتکب چنین فاجعه ای می شوی؟

حالا اگه شیعیان ایران در برابر کشتار شیعیان نیجریه و یمن و مصر و عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان و کشمیر قصاص و انتقام آنها را از شافعی ها و حنفی های ایران بگیرند چه حسی بهت دست میدهد؟ اگه تو را به جرم فلان سنی عراقی یا یمنی یا نیجریه ای … بگیرند  و بعد حکم حبس ابد یا اعدامت را صادر کنن چه حسی بهت دست میدهد؟

(ادامه دارد……..)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *