مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (1) (قسمت 25)

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (8- قسمت)

تا اینجا باید جایگاه «قالب» و «ابزار» و مساله ی محتوای قالبهای مختلف و  احتمال استفاده ی افراد و جماعتها و حکومتها و عقاید مختلف از یک قالب و ابزار در راستای اهداف عقیدتی خاص خودشان مشخص شده باشد.

پس واضح است که ما در مراحله ای که «دارالاسلامهای مختلف» را مورد بررسی قرار می دهیم و آنها را با هم مقایسه می کنیم در مورد «ابزار» و «قالب» حکومتی «دارالاسلام» صحبت می کنیم نه در مورد عقیده و مذهبی که در داخل آنها ریخته شده است و نگاه می کنیم که هر یک از این «دارالاسلامهای مختلف» کدامیک به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » نزدیکتر شده است.

«خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » به عنوان اولین«ابزار» و «قالب» مطلوب ما که جهت رسیدن دوباره ی به آن تلاش می کنیم دارای دو مشخصه و اصل است که در درس ششم مقدماتی[1] به تفصیل در مورد این دو اصل صحبت کرده ایم تحت عنوان:

  1. اصل نظارت همگانی بر عملکرد داخلی حاکم و دولت و حکومت و نهادهای مختلف حکومتی مسلمین، غیر از مسائل امنیتی.
  2. اصل شورای اولی الامر. که تمام امور اجرائی حکومتی و تمام امور اجتهاد پذیر متعلق به زندگی عمومی دارالاسلام از کانال شورای واحد و اجماع واحد ارائه می شود.

شورای اولی الامر می تواند در تمام تخصصها وجود داشته باشد تا به شورای نخبگان رهبری یا اهل حل و عقد ختم می شود. علت اساسی که ما در دوران «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » شاهد چیزی به نام مذهب به این شکل مدون آن در دوران شاهیگیری امویه و عباسیان و غیره نبودیم  وجود همین شورای اولی الامر و متخصصین مربوطه بود.

بر این اساس، و با استناد به ساختارهای حکومتی، و وجود انواع شوراها و نهادهای مختلف مردم نهاد، و با توجه به دیپلماسی داخلی و خارجی، در نهایت متوجه خواهیم شد که در دنیای امروز ما «ابزار» و «قالب» و سیستمی حکومتی وجود دارد و در دسترس ما هم هست که بسیار به سیستم حکومت اسلامی «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » نزدیک شده است، و در واقع می توانم بگویم با آنکه سیاستگذاری ها بر اساس اصول شرعی بنا شده اند اما در اجراء عقب مانده اند، با این وجود در همان مسیر و چند قدمی تحقق وعده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم «ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» قرار گرفته ایم «اگر» اهل عدل و انصاف و تقوی باشیم .

در منابع اهل سنت هم موردی وجود ندارد که بگوید اگر شرایط انجام کار خیری که واجب است فراهم شد، و این کار هم زمینه ساز کارهای شرعی بزرگتر و واجب اساسی تری بود انجام چنین کار خیر و واجبی جایز نیست؛ بلکه طبق قاعده ی «مَا لاَ يَتِمُّ الْوَاجِبُ إِلاَّ بِهِ؛ فَهُوَ وَاجِبٌ»[2] انجام چنین امر خیری را واجب دانسته اند،  زیرا مکمل و متمم واجب، واجب است.  انگار در اینگونه مسائل می گوئی که وضو مقدمه ی واجبی مثل نماز است و واجبی مثل نماز بدون انجام وضو انجام نمی شود پس وضو هم از ضروریات، لوازم و کامل کننده‌ی این واجب است، در این صورت حفظ این حکومت بدیل اضطراری اسلامی و ارتقای آن به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » به همان سبک واجب است.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ 

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[1] درسهای مقدماتی/درس ششم:  چه باید کرد؟ وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی

[2] المغنی لا بن قدامه(9/236)[D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *