
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (2) (قسمت 26)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
[(13- قسمت)
چنین شخصی که در دارالکفرهای سکولار سکونت پیدا کرده باید بالاجبار «4معنی و مفهوم» دین را از اسلام گرفته و به دین سکولاریسم بدهد و مجبور است و باید در این «4معنی و محتوای» دین تابع بدون چون چرای دین سکولاریسم و سکولاریستها شود و خودش را شبیه سکولاریستها کند. این چیزی است که در طول تمام تاریخ بشریت آن را دیده ایم و همین الان هم شاهدش هستیم؛ به همین دلیل است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ جَامَعَ الْمُشْرِكَ وَسَكَنَ مَعَهُ فَهُوَ مِثْلُهُ [1] هر کس با فرد سکولار(مشرک) همراه شود و با او سکونت کند، آن فرد مثل خود اوست.
پس رفتار کسانی که ادعای مسلمان بودن دارند و مدعی هستند که از دارالکفرهای سکولار می خواهند از مردم مسلمان خودشان که به آنها پشت کرده و رهیشان کرده اند دفاع کنند طنز تلخ و مضحکانه ای است.
اینها اگر راستگو بودند هرگز دارالاسلام و مردم خودشان را رها نمی کردند و به دارالکفرها نمی رفتند و همچون بوگیرهای دستشوئی به انجام وظیفه در یکی از ارگانها و مراکز اقتصادی و علمی و … دارالکفرها مشغول نمی شدند آنهم دارالکفرهائی که دستشان به خون هم وطنانشان آلوده است و همین الان هم در جنگ با مومنین هستند، و الان هم که دارالاسلام را ترک کرده اند و ملتشان را رها کرده اند حق ندارند اشک تمساح بریزند و لاف دلسوزی بزنند. جنگ روانی آنها از دارالکفرها بر علیه دارالاسلام نشانه ی دلسوزی نیست بلکه تنها نشانه ی دشمنی آشکار با دارالاسلام و خدمت آشکار به دارالکفر است.
دارالاسلام چیزی نیست که به خاطر مسائل اقتصادی و «اهل صفه» بودن باید ترکش کرد و به دارالکفری رفت که حتی با وجود « أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ » (قریش/4) دارای رفاه و امنیت در امور شخصی باشد اما «دین کامل» و عبادت کامل «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» (قریش/3) در آن قابل اجراء و عملی نباشد و دین به خاطر دنیا فدا شود.
پس این بهانه های دفاع از ملت و رسیدن به مدارج بالای اقتصادی و غیره تنها شبهاتی جهت خیانت به دارالاسلام و توجیه جنگ روانی و اقتصادی و غیره بر علیه دارالاسلام و ایجاد تفرق و جنگ داخلی و تضعیف دارالاسلام به نفع دارالکفرها و هموار کردن زمینه جهت پذیرش دین سکولاریسم و طاغوتهای سکولار است . چون تفرق اولین قدم جهت پذیرش این آفتها بوده است و اولین اقدام خرابکارانه ی سکولاریستها از گذشته های دور تا کنون این بوده است که مردم را متفرق و گروه گروه کنند. الله تعالی می فرماید: إِنَّ فِرعَونَ عَلا فِي الأَرضِ وَجَعَلَ أَهلَها شِيَعًا يَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم (قصص/ ۴) فرعون در زمین برتریجویی کرد، و اهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی میکشاند.
پس هر سکولاری آمد و ادعای آزادی بیان و آزادی احزاب و گروهها را داشت و در عین حال شعار وحدت سر داد بدانید دروغگوئی است که تنها قصد فریب شما را دارد.
البته امروزه دیده می شود که از سوی این ذلیل شده ها ادبیاتی به کار می رود که در آن نوعی ترغیب به پشت کردن به دارالاسلام و پذیرش کفر سکولاریسم با حربه ی ضرورت دیده می شود.
شخص 1- آگاهانه 2- عمداً 3- و اختیاراً و به میل خودش نمی تواند با مصلحت تراشی هائی به نام دعوت و غیره مرتکب شرکیات و کفر شود. ضرورت زمانی است که هیچ راهی برای گریز از انجام عمل حرام و ممنوع شده وجود نداشته باشد نه اینکه حلال جلو دستت باشد و به میل خودت حرام را انجام دهی. در ضرورت تنها در مواردی خاص رخصت انجام حرام وجود دارد و زمانی که شخص بر کفریات آگاهی و علم دارد ارتکاب کفر و شرک تنها در ضرورتی است که در آن «اکراه» وجود داشته باشد و در غیر از «اکراه» انجام 1- آگاهانه 2- و عمدی شرک و کفر مباح نیست. الله تعالی می فرماید: «إِلَّا مَن أُکرِهَ وَ قَلبُهُ مُطمَئِنُّ بِالإِیمَانِ»: «مگر کسی که مجبور شده و در آن حال قلب او مملو از ایمان بوده باشد».
(دوامی بار……)