
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (4) (قسمت 28)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(27- قسمت)
ای مومنین : کسی شک ندارد که دفاع از دین واجب است، دفاع از دارالاسلام و جان و ناموس و آبرو و مال واجب است و همه ی ما می دانیم که در «وضع موجود»، مومنینِ دارالاسلام تنها بوسیله ی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی می توانند چنین واجبهائی را انجام دهند و انجام این واجبهای اساسی و ضروی تنها از طریق این حکومت انجام می شوند و اگر این حکومت نباشد دیگر واجبات هم انجام نمی شوند. مَا لاَ يَتِمُّ الْوَاجِبُ إِلاَّ بِهِ؛ فَهُوَ وَاجِبٌ. پس تکرار می کنم استفاده و محافظت از این نظام اسلامی بر مومنین واجب است. خطاب بنده به «الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»، مومنین و متقین است نه «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» کافر و نه «الضَّالِّينَ» سرگردان.
در این دارالاسلام و در این حکومت بدیل اضطراری اسلامی با آنکه محدودیتهائی وجود دارد اما راه اصلاح باز است و بسته نیست؛ دسته هائی وجود دارند که در برابر حرکت اصلاح طلبی در دارالاسلام می خواهند آنقدر بر اصلاحگران فشار بیاورند و آنقدر برایشان مانع درست کنند که اصلاحگران نتوانند به اهدافی که برای خود تعیین کرده اند برسند. اینجا میدان رقابت و مسابقه ی با سایر مومنین در امر اصلاحگری و باز میدان جنگ نرم و روانی و مبارزه ی با فاسقین میان مسلمین و دارودسته ی منافقین است که در نهایت به تسلیم و کناره گیری یکی از طرفین ختم می شود. هر طرفی که راههای مختلف مبارزه را بلد باشد و اهل صبر و جسارت باشد و عقب نشینی ها و تنازلات بیجا از خود نشان ندهد می تواند پیروز معرکه شود.
واقعیتها بارها و بارها به ما نشان داده است که مومنین در برخورد با مجرمین و دارودسته ی منافقین به هر اندازه از مواضع خودشان عقب نشینی کرده اند و یا کوتاهی هائی انجام داده اند گروه فشار و مانع سازان جلوتر آمده اند و جسورتر شده اند. قانون اساسی دارالاسلام به گونه ای است که بدون دادن امتیازی از کانال همان قانون می توان محدودیتها و موانع را با مهارت از بین برد.
مومنین هرمنطقه ای از کانال شوراها و انجمنهای مردم نهاد با تعیین اولویتهای همان منطقه باید آزاد باشند تا خودشان تصمیم بگیرند، در هر صورت درست یا نادرست ثمره و نتیجه ی تصمیم و کار خود را می بینند و همین رویه باعث رشد و حرکت رو به جلو آنها می شود.
در واقع و به زبان ساده می توان گفت که در دارالاسلام تا زمانی که به هدف نهائی خود یعنی تشکیل شورای اولی الامر خواسته شده در شریعت و امت واحد و جماعت واحد و « ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة » نرسیده ایم با بحران مواجه هستیم و درد قدیمی را با درد جدید فراموش میکنیم و در چنین میدان مبارزه ی اصلاحگری جائی برای زنانی با ریش و عمامه نیست که امیر المومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه در وصفشان می گوید: «شبیه مردان هستند اما مرد نیستند، مانند کودکان فکر می کند و عقولشان مانند زنان حجله نشین است!»[1] از اینها ندیده اید؟ من که زیاد دیده ام؛ بسیار حساس و زودرنج که در برابر هر مسئله ی کوچک و حتی بی ارزشی فوری اظهار ناراحتی می کنند و عکس العمل شکست خورده های غرغرو را نشان میدهند و بهانه های کودکانه میگیرند، و الکی با دیگر مومنین مخالفت و یا قهر می کنند یا حتی لجبازی می کنند و به راحتی درهم می شکنند و همیشه نگران این هستند که نکند به دردسر بیفتند و برای انجام هر امری در دعوت به اطمینان خاطر زیادی نیاز دارند و چنانچه متوجه شوند که ممکن است دچار کوچکترین آسیب و ضرر شوند فوراً عقب نشینی می کنند و به رزق و برق و لذتهای زودگذر دنیا دل می بندند. آن ها همه چیز را به شدت احساس می کنند[2] و فوق العاده می ترسند… تصور کنید که به جای امثال خدیجه و سمیه رضی الله عنهما و بلال و یاسر و مصعب و سایر سابقون الاولون رضی الله عنهم اینها بودند!!
مسیر دعوت و جهاد با اینهمه مشکلات مسیری نیست که این زنان ریشدار و نازک نارنجی بتوانند واردش شوند و اگر وارد دعوت هم شوند غیر از تشریفاتی کردن بسیاری از عبادات و غوغاسالاری و درست کردن دردسر و مشکلات برای مومنین اهل دعوت ثمره ی دیگری در بر ندارند.
(ادامه دارد……..)
[1] نایف معروف، الأدب الإسلامی ص 58
[2] وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاءَ نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ ۚ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ (عنکبوت/10)[D1]