مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (5) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی-1) (قسمت 29)

 مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (5) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی-1) (قسمت 29)

 پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1] 


 (2- قسمت)  

بر این اساس سعی کردند با رواج دادن به سکولاریسم در میان مسلمین  سکولاریسم را به عنوان آلترناتیو و بدیل و جایگزین قانون شریعت الله معرفی کنند و تحت آزادی فکر و بیان به نویسندگان و مجمعها و انجمنها و حتی احزاب سکولار میدان داده شد و کسانی چون علی عبدالرزاق آثاری در زمینه ی جدائی قانون شریعت الله از حاکمیت و مسائل اجرائی جامعه مثل «الاسلام و اصول الحکم» نوشتند.

که در نهایت به تربیت جوانانی سکولار و ملی گرا تحت نام «حزب» کمیته اتحادیه ترقی و صلح در پاریس که در سال 1908ن برای دریافت قدرت، و سلب قدرت از خلیفه عبدالحمید با حمایت کفار سکولار جهانی وارد عمل شد. کارکرد اصلی «حزب» هم همین است چیزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با انهدام مسجد ضرار اجازه ی سربرآوردن به آن توسط دارودسته ی منافقین در دارالاسلام را نداد. حزب سازی در دارالاسلام از مقدمات تفرق و زمینه ساز فروپاشی وحدت و آغاز نابودی بوده است.

  1. تحت همین آزادی بیان و فکر و عقیده در اواخر قرن شانزدهم در مالتا مرکز تبلیغ نصرانیت دایر شد و در سال 1212ش مبلغین نصرانی آمریکائی هم به سرزمینهائی چون سوریه نفوذ کردند و در سال 1217ش مراکز تبلیغ نصرانیت توسط مبلغین پروتستان و آمریکایان در سوریه تأسیس شد و در سال 1235ش دانشگاه الجامعة العلمية السورية و در سال 1244ش هم دانشگاه آمریکائی بِرُت berot در سوریه تأسیس شد.

 یکی از مبغلین بزرگ نصرانی به نام والمویز ویمر در مورد اهداف تبلیغ شان در کنفرانس 1313ش در بیت المقدس می گوید: “هدف این نیست که ما مسلمانان را نصرانی سازیم، این برای ایشان حرام می باشد، بلکه هدف این است تا ما ایشان را از اسلام دور سازیم، و افرادی باشند بدون ارتباط با الله، و شما توسط این کار راهی را برای استعمار در جهان اسلام آماده خواهید ساخت، و در مسیری که شما برایشان آماده می کنید حرکت خواهند کرد.”

در کنار این «طرح اندلسی کردن عثمانی» و تشکیل حزب در میان مسلمین؛ با نام توحید، نجدی ها اقدام به تکفیر عثمانی ها به جرم داشتن عقاید صوفیانه و وجود گنبدها کردند و با مرتد دانستن عثمانی ها سرزمینهای آنها را دارالکفرهای دارالحرب معرفی کردند و به این شکل جنگی غیر شرعی به نام اسلام شعله ور گردید. عده یا از برادران از اینکه از عبارت نجدی و نجدیت در مورد برداشتهای خاص شیخ محمد بن عبدالوهاب از مذهب حنبلی استفاده می شود اظهار ناراحتی می کنند در حالی که این اصطلاح نزد خود نجدی ها کاملاً پذیرفته شده و عادی است به نحوی که یکی از بزرگترین منبع فکری این تفکر «الدُّرر السَّنِيَّة في الأجوبة النجدية» است، یا نوشتن کتابی چون «علماء الدعوة النجدية» یا «أئمة الدَّعْوَة النجدية» یا «مفتي الديار النجدية» توسط خود نجدی ها امری عادی به شمار می رود، و اینکه کسی چون الشيخ عبد الرحمن بن حسن از علمای سرشناس دعوت نجد کتابی چون «مسائل وفتاوى نجدية» بنویسد و یا  الشيخ عبد الرحمن بن عبد اللطيف آل الشيخ کتابی چون « مشاهير علماء نجد وغيرهم »[1] بنویسد و یا الشيخ عبد اللطيف بن عبد الرحمن بن حسن آل الشيخ کتابی چون «مجموعة الرسائل والمسائل النجدية» بنویسد و یا کتابهائی چون:

  • علماء نجد خلال ثمانیه قرون[2]
  • البيان المفيد فيما اتفق عليه علماء مكة و نجد من عقائد التوحيد
  •  الدعوة الإصلاحية في بلاد نجد على يد الإمام محمد بن عبد الوهاب وأعلامها من بعده

و یا کتابی تاریخی چون «المجد في تاريخ نجد» نوشته شوند امری عادی به شمار می رفته و از پیروان این تفکر هم انتظار می رود خودشان را نماینده ی این تفکر که یکی از تفاسیر از مذهب امام احمد بن حنبل است بدانند نه نماینده ی اهل سنت به صورت عام، چون اهل سنت دارای چندین مذهب و دهها تفکر مختلف است که یکی از آنها تفکر نجدیت است؛ و بدانند که در میان حنبلی مذهبها نیز غیر از تفسیر آنها تفاسیر دیگری هم در مورد مذهب حنبلی وجود دارد و قرار نیست هر کسی تفسیر خاص خودش از فلان مذهب را عین اسلام و اهل سنت بداند و دیگران را نابود کند یا حتی مذهب خودش را عین اهل سنت بداند و سایر مذاهب را نادیده بگیرد و سعی در نابودی آنها داشته باشد؛ قاضی تنها شورای اولی الامر تمام مذاهب اسلامی است که با اجماع واحدش رای نهائی و حکم نهائی را صادر می کند نه افراد و مذاهب متفرقه و گرنه همان مصیبتهائی تکرار می شود که در طول تاریخ حنفی ها و مالکی ها و شافعی ها و حنبلی ها و معتزله و ظاهری ها و جعفری ها و دهها مذهب دیگر بر سر هم در آورده اند.

(ادامه دارد……)


[1] مشاهیر علماء نجد و غیرهم، عبد الرحمن بن عبد اللطیف آل الشیخ، تحقیق باشراف دار الیمامه للبحث و الترجمه و النشر، (بی‌جا)، دوم، ۱۳۹۴ق.

[2] علماء نجد خلال ثمانیه قرون، عبدالله آل بسام، ریاض، دائر العاصمه المملکه العربیه السعودیه، دوم، ۱۴۱۹ق. [D1]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *