
مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (5) (حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی-1) (قسمت 29)
پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله[D1]
(5- قسمت)
در این زمان سه فتوا از سه منبع مختلف در زمان اشغالگری کفار سکولار خارجی صادر شد.
- یکی از جانب نجدی های آل سعود مبنی بر تکفیر حکومت عثمانی و طرفداران آنها
- دومی از جانب مرجع عام شیعیان جعفری.
- و سومی هم از جانب مفتی عثمانی
- فتوای اولی در مورد حکومت بدیل اضطراری اسلامی و واکنش به اشغالگری کفار سکولار خارجی به علمای نجد بر می گردد:
نجدیت معتقد بودند و الان هم هستند که :” دولت عثمانی طرفدار اهل تصوف بوده و اهل تصوف هم قائل به عبادت قبور”.[1] در این صورت جنگ حکومت بدیل اضطراری اسلامی با شورشیان نجدی جنگی به خاطر اختلافاتی نبود که امروزه به اختلافات سیاسی رایج است بلکه از ادبیات و فتواهای علمای نجد کاملاً واضح است که نجدیت عثمانی ها را «مشرک» و مرتد و سرزمین تحت حاکمیت آنها را دارالکفری دارالحرب می داند و عثمانی ها نیز با عنوان وهابیت نجدی ها را فرقه ای اسلامی گمراه و شورشگر و اهل بغی می دانند، جنگ نجدیت با عثمانی ها جنگی دینی (دینی با دین دیگر)و جنگ عثمانی ها با نجدیت جنگی مذهبی (مذهبی اسلامی با مذهبی اسلامی دیگر) قلمداد می شد. نجدیت در واقع تفسیر مذهب حنبلی بر اساس دیدگاه محمد ابن عبدالوهاب است که عثمانی ها در سراسر سرزمینهای تحت حاکمیت خود تحت عنوان وهابیت از آن یاد می کردند.[2]
شیخ حسین بن غنامی گوید: به عبادت صالحین و اولیاء روی آورده و ریسمان دین و توحید را رها کرده و در مشکلات و بلایا و فجایع به آن مردگان صالح پناه می بردند.[3]
سعود بن عبد العزیز هم در نامه خود به والی عثمانی عراق می نویسد: شعایر کفر و شرک به الله تعالی نزد شما ظاهر بوده؛ مانند ساختن گنبد بر سر گورها، تزئین دادن و نقش و نگارین کردن آنها و زیارتشان بدانگونه که نه الله و نه رسولش اجازه نداده و برگزاری اعیاد برای آنها و درخواست از قبور برای برآوردن حاجات و از بین بردن مشکلات و تسکین اندوهشان. این اعمال از یک سو و ضایع کردن واجبات دینی مانند نمازهای پنجگانه از سوی دیگر، پس نماز خوانان تنهایی نماز خوانده و هرکس نماز و زکات را ترک کند از این کار زشتش نهی نمی شود و این موضوع بسیار شایع و همه گیر بوده و در بسیاری از کشورها: سوریه، عراق، مصر ودیگر سرزمین ها وضع بدین گونه است[4]
در مورد سلطان محمد فاتح هم می گویند: او بعد از فتح قسطنطنیه در سال 857 هجري، قبر ابو ایوب انصاری رضی الله عنه را پیدا کرده و بر آن مقبره ای گنبدی بنا کرده و در کنار آن مسجدی ساخت و مسجد را با سنگ های مرمرین سفید آراسته کرده بود،… و پادشاه جدیدعثمانی وارد این مقبره شده و طی یک مراسم تشریفاتی شمشیر سیف السلطان (عثمان اول) را از شیخ طریقت مولویه دریافت می کرد.[5]
این پادشاه اولین کسی بود که اساس قوانین مدنی و مجازات را بنا نموده و مجازات های بدنی که در قرآن و سنّت وارد شده است را تغییر داده -احکام قصاص بدنی “دندان در برابر دندان و چشم در برابر چشم و…”- و در ازای آن پرداخت نقدی را برای دیه رواج داده که در زمان سلطان سلیمان قانونی به تمامی این حکم در همه زمینه ها پیاده گردید.[6]
(ادامه دارد…….)
[1] شیخ ناصر الفهد، دولت عثمانی و چگونگی برخورد دعوت امام محمد بن عبدالوهاب رحمه الله علیه نسبت به آن، ص 1
[2] شیخ ابن بادیس مالكي [متوفی: ۱۳٥٨هـ.ق] میگوید: «الأتراك هم الذين أطلقوا على حنابلة نجد مسمى (الوهابية)، وهم الذين نشروا عنهم التهم والأكاذيب في العالم الإسلامي، وأستأجروا الفقهاء في جميع الأقطار ليؤلفوا، ويكتبوا، ويكذبوا، على حنابلة نجد»[مجلهی الصراط، شماره ٥]
تركها از دولت عثمانی همان کسانی بودند که نام و لقب وهابیت را بر حنابلهی نجد اطلاق نمودند و همان کسانی بودند که در عالم اسلامی در مورد آنها تهمتها و دروغها منتشر نمودند و فقهاء را در جميع اقطار اجير نموده تا اینکه بر عليه حنابلهی نجد تألیف نمایند و بنویسند و دروغ بگویند.
[3] روضة الأفکار ص 5به بعد
[4] الدرر السنیة ۱ / 382
[5] الدولة العثمانیة دولة إسلامیة مفترى علیها۱ / ۶۴
[6] تاریخ الدولة العلیة ص 1۷۷ . فتح القسطنطینیة ومحمد الفاتح ص ۱۷۷[D1]