
آیا نصی بر تشکیل حکومت اسلامی هست؟ اگر هست چرا نادید گرفته شده؟ تشکّل های جهادی تا چقدر با این مقوله همجهت بوده اند؟ (1)
در بررسى منشأ مشروعیت حکومت از دیدگاه قرآن؛ آیات متعدد قرآن مبیّن این امر است که قرآن کریم وضع قانون و حکمرانى را از اوصاف اختصاصى ذات متعال خداوند مىداند:
– إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ. ( انعام/ 57). فرمان جز در دست خدا نيست . خدا به دنبال حق ميرود و او بهترين جدا كننده ( ي حق از باطل ) است .
– وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. ( قصص/ 70) پروردگار تو الله است و خدائي جز او نيست، و هر گونه سپاس و ستايشي بدو تعلّق دارد چه در اين جهان و چه در آن جهان، و فرماندهي و حکم از آن او است، و بازگشت همهي شما به سوي او خواهد بود.
– أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ.( انعام /62) هان ! فرمان و حکم از آن خدا است و بس ، و او سريعترينِ حسابگران است
– إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ. (یوسف/ 40) فرمانروائي از آن خدا است و بس . ( اين ، او است كه بر كائنات حكومت ميكند و از جمله عقائد و عبادات را وضع مينمايد ) . خدا دستور داده است كه جز او را نپرستيد . اين است دين راست و ثابتي (كه ادلّه و براهين عقلي و نقلي بر صدق آن رهبرند) ولي بيشتر مردم نميدانند (كه حق اين است و جز اين پوچ و ناروا است) .
– لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ. (رعد/11) انسان داراي فرشتگاني است كه به (نوبت عوض ميشوند و) پياپي از روبرو و از پشت سر (و از همهي جوانب ديگر، او را ميپايند و) به فرمان خدا از او مراقبت مينمايند . خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نميدهد (و ايشان را از بدبختي به خوشبختي، از ناداني به دانائي، از ذلّت به عزّت، از نوكري به سروري، و . . . و بالعكس نميكشاند) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند، و (اين سنّت جاري در اسباب و مسبّبات ظاهري است، ولي) هنگامي كه خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ كس و هيچچيزي نميتواند آن را (از ايشان) برگرداند، و هيچ كس غير خدا نميتواند ياور و مددكار آنان شود .
در این آیات خداوند حکم و حکمرانى را به خود اختصاص داده و از غیر خود مانند قیصرها نفى مىکند، حکمى که لازمهاش، سلب وضع قانون و حکومتدارى از انسان است.