
آیا نصی بر تشکیل حکومت اسلامی هست؟ اگر هست چرا نادید گرفته شده؟ تشکّل های جهادی تا چقدر با این مقوله همجهت بوده اند؟ (2)
آیات دیگرى نیز وجود دارد که علاوه بر الزام به حکمرانى، مطابق دین الهى، متخلفان را با عناوین «کافر»، «ظالم» و «فاسق»( مائده / 44، 45 ، 47)[1] تعبیر مىکند که خود در بردارندهى تهدید به عذاب الهى است ؛ بنابراین دو رکن مهم و اساسى حکومت، یعنى قانون اساسى و حاکم از مواردى است که قرآن تعیین هر دو رکن را توصیف کرده است:
- « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ».( مائده/ 48)، پس ميان آنان بر طبق چيزي داوري كن كه خدا بر تو نازل كرده است ، و به خاطر پيروي از اميال و آرزوهاي ايشان، از حق و حقيقتي كه براي تو آمده است روي مگردان.
- – « فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ». (ص/ 26) پس در ميان مردم به حق داوري كن و از هواي نفس پيروي مكن كه تو را از راه خدا منحرف ميسازد . بيگمان كساني كه از راه خدا منحرف ميگردند عذاب سختي به خاطر فراموش كردن روز حساب و كتاب (قيامت) دارند .
دو آیه فوق به طور صریح با خطاب به پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم او را مسئول و ناظر مستقیم حکومت معرفى مىکند و به دنبال آن مبناى نظرى و قانونى حکومت را مشخص مىسازد، مبنایى که عبارت از «ما انزل الله» است. یعنى شریعت آسمانى باید محور و ملاک حکمرانى قرار گیرد نه آراى گروهى یا فردى خاص.
[1]مائده / 44، 45 ، 47