
س: اهل فتره چه کسانی هستند؟ آیا امروز هم این اشخاص وجود دارند؟
ج: الله متعال می فرمایند: وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (اسراء/15) ما عذاب را بر هيچ كسي نمي فرستيم تا اينكه پيامبري را براي آنها روانه نكنيم.» ابن حزم اندلسی مي گوید: ” از جانب خداوند چنين مقرر شده كه إنذارِ پيامبران بر كسي واقع مي شود كه (إنذار)به آنها رسيده باشد ، وخداوند متعال كسي را غذاب نمي دهد مگر بعد از فرستادن پيامبران. پس براين مبنا بر كسي كه دعوت(پيامبران)، خواه به سبب دور افتادگي مكان او يا كوتاه بودن فاصله ي زماني او با بعثت پيامبر صلی الله علیه وسلم ، به او نرسيده باشد عذابي نيست وچيزي بر او لازم نمي باشد واين قوال جمهور علماي ماست.” (الأصول والفروع ، ص 131)
در این صورت أهل فِتره كساني هستندكه «إنذارودعوت» پيامبران به آنها نرسيده باشد. چنين كساني حتي اگربين آنها وفرستادن پيامبران فاصله زماني كوتاهي باشد، معذور به جهل هستند. بنابراين وجه اعتبار درباره اهل فتره اي كه معذور به جهل است «عدم رسيدن پيامِ پيامبران» است نه طول زمان فتره بين پيامبري با پيامبرِ ديگر.
در سيره، در باره ي زيد بن عمرو بن نفيل آمده است كه: “(زيد) دين قوم خود را ترك كرده واز بت ها ومرداروخون وذبيحه هايي كه براي بت ها ذبح مي شدند كناره گيري مي نمود ومردم را از كشتن دختران نهي مي نمود ومي گفت:اي جماعت قريش! سوگند به كسي كه جان زيد بن عمرو به دست اوست، غير از من كسي بر دين ابراهيم نمانده است وسپس مي گفت :اگر من مي دانستم كه چه شيوه اي نزد تو محبوب تر است ، تورا به آن شيوه عبادت مي كردم .اما من آنرا نمي دانم.”
پس شكي نيست کسانی قبل از بعثت پيامبرصلی الله علیه وسلم وجود داشته اند که از أهل فتره به شمار مي رفتند، الله متعال در این زمینه می فرماید:« بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ»(سجده/3) بلكه آن(قرآن)حقّ واز جانبِ پروردگارت است تا اينكه قومي را بيم دهد كه پيش از توبيم دهنده اي به سوي آنها نيامده بود؛ باشد كه هدايت شوند.» ومراد از قوم، اهل فتره ي بين عيسي و محمّد عليهما السلام مي باشد كه ابن عباس و مقاتل آنرا ذكر كرده اند(تفسير قرطبي14/85) یعنی تمام کسانی که قبل از رسول خاتم صلی الله علیه وسلم «پیام» سیدنا عیسی علیه السلام به آنها نرسیده است جزو اهل فتره به حساب می آیند و معذور به جهل هستند.
ابن قيم رحمه الله در مورد عذر به جهل، اهل فتره را به دو دسته تقسیم کرده و حتی دسته هایی از مسلمین را نیز در عذر به جهل همچون اهل فتره می داند و مي گوید: “كساني كه از سؤال وعلم عاجز هستندو نمي توانند كسب آگاهي كنند، به دو دسته تقسيم مي شوند:
- دسته اوّل: اراده وقصد هدايت را دارد وآن را دوست دارد. امّا به دليل نبودن كسي كه او را راهنمايي كند قادر به فرا گيري وبدست آوردن آن نيست پس حكم چنين اشخاصي مانند حكم اهل فتره و كساني كه دعوت به آنها نرسيده است مي باشد.
- دسته دوم:كسي كه (از طلب حق)اعراض روي گرداني مي كند وقصد آن را ندارد وغير از آنچه نفسش برآن است، به خود نمي گويد.
اوّلي مي گويد : پروردگارا! اگر مي دانستم كه نزد تو ديني بهتر از آنچه كه من برآن وجود دارم هست، آن دين را برمي گزيدم وآنچه را كه خود برآن بودم ترك مي كردم .اما غير از آنچه كه خود برآن هستم، چيز ديگري نمي دانم وقادر به شناختن غير از آن نيستم واين نهايت تلاش وكوشش من است.
ودومّي حالش اينگونه است: براي آن راهي كه خودش برگزيده راضي و خشنود است به غير از آن هيچ چيز در او تاثير نمي گذارد ونفسش غير از آن طلب نمي كندو تفاوتي در زمان توانايي و زمان ناتواني او(در جستجو بدست آوردن حق)وجود ندارد. بنا براين نفر اوّلي مانند كسي است كه در زمان فتره قصد اختيار دين را كرده وآن را جستجو كرده است اما به آن دست نيافته است. وبه دليل عجز وناآگاهي (ناآگاهي كه امكان دفع آن نباشد)پس از بكارگيري تمام تلاش خود از راه دين منحرف شده است. اما دومي مانند كسي است كه قصد اختيار دين را نكرده ودين را طلب نكرده بلكه بر شرك خود مرده باشد واگر اين دين را طلب مي كرد، (از بدست آوردن آن)ناتوان مي بود.پس بين ناتواني كسي كه طالب دين است با كسي كه از آن روي گردان است تفاوت وجود دارد. ( طريق الهجرتين: ص 412)