
س: با توجه به اینکه فقر فساد آور است و در احادیث متعدد این مسئله آمده است که فقر بیاید ایمان در اکثریت از بین میرود، و در حال حاضر وضعیت مالی افغانستان بسیار خطرناک است، چرا امارت اسلامی به عنوان تاکتیک و برای دور زدن تحریم ها با آمریکا همکاری کوتاه مدت نمی کند.
(متن کامل مطلب)
ج: نزد فرق معروف به اهل سنت چنین حدیث صحیحی وجود ندارد اما نزدیک به این مضمون روایتی نزد شیعیان جعفری وجود دارد که: لَولا رَحمَةُ رَبّي عَلى فُقَراءِ اُمَّتي، كادَ الفَقرُ يَكونُ كُفرا.[1] اگر رحمت پروردگارم بر فقيران امّتم نبود، فقر آنان را در آستانه كفر قرار مى داد. اما رحمت الله تعالی بر فقرای مومنین بوده و دنیا چیزی نیست که مومنین بخواهند با ایمان عوضش کنند و به کفر برگردند بلکه تنها منافقینی چون «ذُو الخُوَيْصِرَةِ» و دارودسته ی منافقین هستند که به راحتی ایمان خود را با متاع دنیا مورد خرید و فروش و معامله قرار می دهند و بر اساس منافع دنیوی خود روابط خود را با دارالاسلام و رهبریت آن و دیگران تنظیم می کنند که الله تعالی می فرماید: وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ یُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ (توبه/58)، در میان آنان کسانی هستند که در تقسیم زکات و صدقات از تو عیبجوئی میکنند و ایراد میگیرند (به عدالت رسول الله صلی الله علیه وسلم ایراد می گرفتند). اگر بدانان چیزی از زکات داده شود خشنود میشوند و اگر چیزی از آن (اموال مادی) بدیشان داده نشود هرچه زودتر خشم میگیرند (و اخم و تخم میکنند).
مومنین در صدر اسلام شرایط سخت محاصره ی اقتصادی شعب ابی طالب را تحمیل کردند زمانی که حاکمیتی اسلامی نداشتند و به دنبال آن زمانی که صاحب دارالاسلام و حکومت اسلامی شدند باز شرایط سخت اقتصادی اهل صفه را نیز تجربه کردند و در هر دو حالت بدترین شرایط اقتصادی را به خاطر حفظ ایمان خود متحمل شدند بدون آنکه ایمان خود را به خاطر مشکلات اقتصادی مورد خرید و فروش و معامله قرار داده یا تزلزلی در ایمان آنها به وجود آید.
البته فقر وعده ی شیطان و پدیده ای منفی اجتماعی و ساخته ی دست بشر است مثل فحشاء که شیطان به آن امر می کند اما اسلام برای انهدام تدریجی فقر و فحشاء برنامه ای سیستماتیک دارد: الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره/268) پس فقر بیماری ناشی از توزیع ناعادلانه ثروت و ارثیه ی حاکمیت جاهلیت برای مومنین است و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز با آنکه به عنوان رهبر دارالاسلام زندگی اقتصادی خودش را در حد پائین ترین افراد دارالاسلام قرار داده بود اما دعا می کرد: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِن الْكُفْرِ، وَالْفَقْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ[2].
پس فقر که زائیده ی روابط ناسالم انسانهاست و ارثیه ی حاکمیت جاهلیت برای مومنین است مورد تائید اسلام نیست و اسلام بعد از تامین امنیت فوری «آمَنَهُم مِن خَوفٍ» برای دارالاسلام، برای نابودی فقر«أَطعَمَهُم مِن جوعٍ» نیز برنامه هائی ارائه می دهد که بر خلاف تامین امنیت که انقلابی و آنی است، تحقیق برنامه ها و طرحهای اقتصادی، جهت رفع گرسنگی و ایجاد رفاه عمومی، تدریجی و زمانبر هستند و اگر ملتی مسلمان می خواهد استقلال و عزت و خودکفائی خود را حفظ کند و روی پاهای خودش بایستد باید با صبر و تلاش هزینه های این زمانبر بودن استقلال و خودکفائی اقتصادی و رفاه اقتصادی را نیز تحمل کند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: جُعِلَ رزقي تحتَ ظِلِّ رُمْحي[3] یا می فرماید: بُعِثتُ بالسَيفِ بَينَ يَدَي الساعَة حَتى يُعبَدَ الله تَعالى وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ جُعِلَ رِزقي تَحتَ ظِلِ رُمحِي وَجُعِلَ الذُلَ والصَغارَ على مَن خالَفَ أمري، وَمَن تَشَبَهَ بِقَومٍ فَهوَ مِنهُم .[4] من با شمشیر پیش از قیامت مبعوث شدم تا تنها خدای یگانه که شریکی ندارد عبادت شود. روزی ام زیر سایه نیزه ام قرار داده شده است (يعني في و غنيمت) و ذلت و خواری برای کسی قرار داده شده که از دستور من سرپیچی کند و کسی که خود را به قومی تشبیه کند، از آنان خواهد بود.
الان که دارالاسلام افغانستان خودش را به مرزهای ساخته شده توسط سایکس و پیکو محصورکرده و نمی تواند مثل مسلمین صدر اسلام با آزاد سازی دارالکفرها به منابع مالی مسلمین اضافه کند به همین دلیل باید در طول سالیان مشکلات اقتصادی زیادی را تا رسیدن به خودکفائی اقتصادی تحمل کنند.
اما به نسبت کشور سکولار آمریکا «سرافعی» باید گفت که: آمریکا در سرزمینهای اسلامی، دزدی حرفه ای و مستکبری قلدر و ویرانگر با خوی استعمارگری است که هرگز همکار و متحد نخواسته است، بلکه آمریکا مزدور و دست نشانده می خواهد؛ و با چنین موجودی که این روزها هر سه شیوه ی استعمار قدیم و نو و فرانو را با هم ترکیب کرده است تنها با پشتوانه ی میزان قدرت نظامی و از موضع قدرت نظامی می توان روابط دیپلماتیک و اقتصادی برقرار کرد.
کسانی هم که مثل آل سعود و امارات و امثالهم در حفظ امنیت خود به آمریکا دل بسته اند رخدادهای امروز کشور سکولاریستی اوکراین را با دقت بررسی و تجربه کنند تا بدانند میزان قدرت نظامی و اتکاء به خود تا چه اندازه در روابط خارجی سرنوشت ساز است.
همین اوکراین که در معرض تهاجم حکومت سکولار روسیه و در معرض تجزیه قرار گرفته است بسیاری از سلاحهای هسته ی شوروی سوسیالیستی در آن قرار داشت و در سال ۱۹۹۱ن سومین قدرت برتر هستهای جهان بود که کسی به خاطر این قدرت بازدارنگی نظامی توان تحمیل زور به آن را نداشت اما در سال ۱۹۹۴ن قدرتهای سکولار جهانی مثل آمریکا و انگلیس و روسیه با نظارت سازمان ملل سکولاریستی به شرط حفظ امنیت اوکراین این کشور را به سمت خلع سلاح شدن کشاندند؛ همان سناریویی که بر سر صدام حسین و قذافی و عمر البشیر و امثالهم در آوردند؛ البته اوکراین در کنار آمریکا و ناتو در عراق بر علیه مجاهدین نیز جنگید و در سال ۲۰۰۸ن پس از پایان ماموریت خود در عراق و جنگ در راه منافع آمریکا و ناتو پنج هزار سربازش را به همراه تجهیزاتشان به اوکراین برگرداند … در روزهای آینده خواهید دید که این قدرتهای بزرگ سکولاریستی چگونه با امنیت و تمامیت ارضی اوکراین بازی خواهند کرد و ثمره ی اعتماد و توکل به این کشورهای سکولار و بخصوص ثمره ی اعتماد به آمریکا و ناتو را بار دیگر تجربه خواهید کرد هر چند ممکن است بار دیگر نقش صحوات مسلمان زاده ی مزدور روسیه در این جنگ بر علیه آمریکا و ناتو را نیز مشاهد کنید همچنانکه نقش صحوات طرفدار آمریکا و ناتو در عراق و سوریه و یمن و لیبی و سومالی و افغانستان و غیره را دیده اید.
هم اکنون و در وضع موجود، در صورت حرکت در مسیر صحیح اسلامی، بهترین گزینه و دروازه برای امارت اسلامی افغانستان در برابر آمریکا و متحدینش که از در افغانستان فراری و خارج شده اند استفاده از چند دهه حکومت داری دارالاسلام ایران، و با حفظ مختصات مذهبی خود، پیوستن به جبهه ای جهانی است که دارالاسلام ایران در سرزمینهای مختلف اسلامی بر علیه آمریکا و ناتو شکل داده است نه بازگرداندن آمریکا از پنجره و وابسته شدن به آمریکا و تکرار تجربه ی چند دهه ی گذشته ی امثال پاکستان یا هم اکنون اوکراین.
[1] جامع الأخبار : 300 / 817 .
[2] صحيح النسائي1346-5480 / صحيح أبي داود 509
[3] أحمد 5667/ الألباني، صحيح الجامع2831/ الألباني، مشكلة الفقر24/ ابن عثيمين، شرح مسلم لابن عثيمين6/55
[4] رواه احمد في المسند برقم (4944) و (4589) عن عبدالله بن عمر بن الخطاب القرشي، و رواه الطبراني في (مسند الشاميين) برقم (1211) ، و رواه البيهقي في (شعب الايمان) برقم (1198) ، و رواه (ابن شيبة) برقم في (المصنف) برقم (19006) و (19042) و (32361)، و رواه الطحاوي في (المشكاة الاثار) برقم (198) ، و رواه أيضا الامام (ابن المبارك) و (خطيب البغدادي) في كتاب (الجهاد) و (الفقيه والمتفقيه) عن طاوس بن كيسان اليماني، وأيضا عن انس بن مالك بن نضر بن ضمضم البخاري، برقم (758)، و (104)، و صححه الالبانى رحمه الله في (صحيح الجامع الصغير للسيوطي) برقم (2831) و (مشكاة الفقر) برقم (24) و (صحيح الجامع الصغير) برقم (2828) وقال الالبانى وهذا حديث صحيح و رجاله كلهم ثقات، و صححه شيخ المحدثين احمد شاكر المصري في تخريجه لكتاب مسند امام أحمد بن حنبل رحمهم الله تعالى أجمعين ..