س: اگر کسی به یکی بیعت بدهد و در جنگ اهل بغی و شورشگران به او کمک نکند و در این جنگ فتنه شرکت نکند آیا کارش اشتباه است. منظورم این است اگر موضعی مثل موضع ابن عمر رضی الله عنهما در جنگ بین سیدنا علی رضی الله عنه و امیر معاویه رضی الله عنه بگیرد کارش اشتباه است؟

س: اگر کسی به یکی بیعت بدهد و در جنگ اهل بغی و شورشگران به او کمک نکند و در این جنگ فتنه شرکت نکند آیا کارش اشتباه است. منظورم این است اگر موضعی مثل موضع ابن عمر رضی الله عنهما در جنگ بین سیدنا علی رضی الله عنه و امیر معاویه رضی الله عنه بگیرد کارش اشتباه است؟

( 3 – قسمت)

دقت کنیم زمانی که اهل حل و عقد و شورای اولی الامر، رهبر و امیر المومنین را انتخاب می کنند و به او بیعت میدهند و بیعت خاص صورت می گیرد بر سایرین هم واجب است که 1- به این امیر بیعت عام بدهند 2- اطاعت خود را در امور شرعی به آن بدهند. این منهج اهل سنت است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  •  مَنْ بَایعَ إِمَامًا فَأَعْطَاهُ صَفْقَةَ یدِهِ، وَثَمَرَةَ قَلْبِهِ، فلْیُطِعْهُ ما اسْتَطَاعَ، فَإِنْ جَاءَ أحدٌ ینَازِعُهُ فَاضْرِبُوا رقبةَ الْآخَرِ.[1]  هرکس که با امامی ‌بیعت کرد و دست خود را (به علامت بیعت) در دست او گذاشت و دل خود را به او داد (یعنی بیعتی که تنها در زبان و دست نباشد، بلکه در قلب هم باشد)، باید تا آنجایی که توانایی دارد، از او اطاعت کند و اگر یکی دیگر آمد و با او (حاکم اول) در این مورد نزاع کرد، گردن دیگری را بزنید.
  • أَيُّمَا رَجُلٍ خَرَجَ يُفَرِّقُ بَيْنَ أُمَّتِي فَاضْرِبُوا عُنُقَهُ.[2] هر آن شخصی که (قیام و شورش کند و از حاکمیت) خارج شود تا بین امت من تفرقه به وجود بیاورد،‌ پس گردنش را بزنید.
  • إنَّه سَتَكُونُ هَناتٌ وهَناتٌ، فمَن أرادَ أنْ يُفَرِّقَ أمْرَ هذِه الأُمَّةِ وهي جَمِيعٌ، فاضْرِبُوهُ بالسَّيْفِ كائِنًا مَن كانَ.[3]یا (فَاقْتُلوهُ)[4]همه چیز می‌آید(یعنی اتفاقات مختلفی رخ می دهد) پس هرکس که  این «امت» را که بر یک شخص جمع شده است (وأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ علَى رَجُلٍ واحِدٍ) می‌خواست فرقه فرقه کند با شمشیر او را بزنید (یعنی به قتل برسانیدش) هرکس که باشد. یا او را بکشید.

 ابن سعد می گوید: تمامی صحابه مدینه و تابعین بعد از قتل عثمان در 18 ذی الحجه سال 35 با علی   به عنوان خلیفه بیعت کردند. بنابراین ایشان خلیفۀ شرعی مسلمانان بود.[5] حالا اگر مساله ی قتلی پیش بیاید یا دزدی بشود یا هر امر دیگری در روابط داخلی یا خارجی دارالاسلام اتفاق بیافتد و امیر المومنین یک رای شرعی بدهد شخص نمی تواند به بهانه های شخصی یا قومی در برابر حکم امیرالمومنین بایستد.

شما همین الان که امارت اسلامی افغانستان تشکیل شده اگر کسی سر خود بیاید و بگوید من که بیعت نداده ام و اگر امارت اسلامی این اربکی های خائن و یا همین کرزای و عبدالله عبدالله  و غنی خائن و سایر خائنین را که باعث کشته شدن فرزندان و زنان و کودکان ما شده اند را تحویل ما ندهد تا ما آنها را قصاص کنیم ما به امارت اسلامی بیعت نمی دهیم بلکه ارتش جمع می کنیم و با امارت اسلامی وارد جنگ می شویم چه واکنشی نشان می دهید؟ آیا کار این شخص یا اشخاص در برابر امارت اسلامی صحیح است؟ آیا تولید جنگ داخلی به ملت مسلمان افغانستان و دارالاسلام کمکی می کند؟ آیا همین الان هم کشوری در دنیا وجود دارد که اینگونه به دیگران اجازه بدهد که بر خلاف تصمیمات رهبر و مسئولین جامعه هر کسی برای خودش گروه مسلحی تشکیل دهد و به سبک خودش عدالت را اجرا کند و هر کاری خواست انجام بدهد؟

(ادامه دارد……)


[1] صحیح نسائی4202/ صحيح ابن ماجه 3210

[2] صحیح نسائی 4035

[3] مسلم 1852 / الألباني ، صحيح الجامع،3622  

[4]  مسلم (1852)، وأبو داود (4762)، وأحمد (18999) مختصراً، والنسائي (4020)/ سَتَكُونُ بَعْدِي هَناتٌ و هَناتٌ ، فمَنْ رأيتُمُوهُ فارقَ الجماعةَ ، أوْ يريدُ أنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ أُمَّةِ محمدٍ كَائِنًا مَنْ كان فَاقْتُلوهُ ؛ فإنَّ يَدَ اللهِ مع الجماعةِ ، و إنَّ الشَّيْطانَ مع مَنْ فارقَ الجماعةَ يَرْكُضُ

[5] ابن سعد، الطبقات الکبری، (بیروت، دارصادر، 1405 ه)، ج 3، ص 31./ نیز: طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، (تهران، اساطیر، 1362)، ج 6، نقل به مضمون از ص 2329 – 2337./  ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، (بیروت، دارصادر، 1385 ه)، الجزء الثالث، ص190ـ194./ جلال الدین السیوطی، تاریخ الخلفا، تحقیق، محمد یحیی الدین عبدالحمید، (مصر، مطبعة السعادة، 1371 ق)، ص 174 ـ 175.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *