پروسه ی اجتناب ناپذیر«اتحاد» اسلامی، دوران گذار از تفرق کنونی به «وحدت» اسلامی (4)

پروسه ی اجتناب ناپذیر«اتحاد» اسلامی، دوران گذار از تفرق کنونی به «وحدت» اسلامی (4)

(7 –قسمت)

نصرانیها  در سال‌های ابتدایی جنگ صلیبی توانسته بودند شهر‌های اسلامی بسیاری را فتح کنند و این فتوحات به آنان روحیه بسیار داد تا این که طمع فتح قاهره، مرکز دولت فاطمی را در سر بپرورانند. «ارتش بزرگ نصرانی به سمت قاهره حرکت کرد و شهرهایی که در میان راه بود از جمله شهر بزرگ بـِلبَیس را فتح و آنجا را غارت کرده و مردمان را نیز کشتند».[1] پس از محاصره ی قاهره است که العاضد شاه شیعیان اسماعیلی از حکومت عباسیان درخواست «اتحاد» می کند و عباسیان نیز اسدالدین شیرکوه را به همراه صلاح الدین ایوبی با 6 هزار مجاهد روانه مصر می کند[2]

در این «اتحاد»  طبق معمول صلاح الدین از عقاید شافعی و اشعری خود دست نکشید و پنهانش نکرد و حاکم و مردم اسماعیلی مصر نیز از مراسمات خاص خود چون برگزاری مراسم عاشورا و عید غدیر و عید ولادت امامان و فاطمه زهرا رضی الله عنها و.. دست نکشیدند وعقایدشان را مخفی و انکار نکرند .[3] حتی مراسم عزاداری در قصر شاه و با حضور خلیفه ی فاطمی نیز برگزار می شد.[4] و شیعیان اسماعیلی در آن شرکت می کردند.

در اینجا دو فرقه و مذهب با آنهمه اختلاف، بر مسائلی مشترک با هم متحد شده بودند؛ و پذیرفته بودند که اینها دو مذهب مختلف هستند، به همین دلیل از یک سو فاطمی ها با تمرکز بر الازهر دیدگاههای خود را بیان می کردند و صلاح الدین ایوبی هم با تمرکز بر فعالیتهای علمی و ایجاد مدارس بر اساس فقه شافعی و عقاید اشعری[5] و انجام فعالیتهای اصلاحگرایانه ی اقتصادی[6] و قضائی[7] به صورت تدریجی به فعالیتهای نرم خود ادامه داد و شما بر خلاف تمام دروغسرائی جاهلان شیعه و سنی و تحریفات عمدی مسشرقین سکولار، هرگز نمی بینید که در این دوره شخصی به جرم شافعی بودن یا شیعه بودن کشته شود، هر چند جنگها بر سر قدرت با طواشی که سربازانش مالکی و سودانی بودند و یا با حکام شام و شمال عراق که حنفی و شافعی و حنبلی بودند اتفاق افتاد. در اینجا اگر امثال شاور یا طواشی یا امرای شام و شمال عراق کشته می شوندبه دلیل خیانت یا بغی آنها بوده نه به دلیل مذهبشان.

البته بعد از آنکه غلاة شیعه در مصر و شمال آفریقا و یا در زمان صفویه در ایران قدرت گرفتند به تدریج «اتحاد»ی نانوشته بین مذاهب مختلف معروف به اهل سنت به وجود آمد و جنگهای داخلی آنها و اختلافات متعدد آنها نادیده گرفته شد و یا با تسامح بیشتری با آنها برخورد شد چون عاملی خارجی به نام تشیع ظهور کرده بود. اینها تا زمان ظهور محمد بن عبدالوهاب سعی داشتند بر مشترکات خود تمرکز کنند و تقریبا نام 4 مذهب به عنوان مذاهب بر حق بر زبان همه افتاد و اختلافات خود را نادیده گرفتند.

(ادامه دارد…….)


[1] البدایة و النهایة،ابو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، ج۱۲، ص۲۵۵، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷/۱۹۸۶.

[2] تاریخ ابن خلدون،ابن خلدون، ج۵، ص۳۳۰.

[3] مقریزی، المواعظ و الاعتبار بذکر خطط و الآثار، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۲۹

[4] مقریزی، المواعظ و الاعتبار بذکر خطط و الآثار، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۳۰

[5] ابن کثیر ، البدایة و النهایة، ج۱۲، ص۱۵۳.

[6] البدایة و النهایة، ج۱۲، ص۱۴۶.

[7] البدایة و النهایة، ج۱۲، ص۳۶۳.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *