
انواع دارالاسلام
بسم الله و الحمد لله ، اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته / بخش: 5
(1-قسمت)
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید که «دارالاسلام» مسلمین بعد از دوران نبوت تا روز قیامت از لحاظ حکومتی «3دوره» را طی خواهد کرد:
- خلافت مطابق منهج و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
- دوران شاهیگری که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه هستند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها با استبداد و خودکامگی حاکمیت می کنند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
- بازگشت دوباره خلافت مطابق منهج و روش رسول الله ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ[1]
باید در همین ابتدای امر بدانیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد «دارالاسلام» صحبت کرده نه دارالکفر. یعنی این شاهان خشونت گرا و مستبد نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان هستند اما مسلمانی که در او فسقهائی وجود دارد یا اهل بدعت است. چون شاهیگری یکی از بزرگترین بدعتهائی است که در جای خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ قرار گرفته است.
نعمان بن بشیر رحمه الله هم می گوید بعد از آنکه عمر بن عبدالعزیز رحمه الله به حاکمیت رسید این حدیث را برایش نوشتم و گفتم امیدوارم که امیرالمومنین از چنین بدعتهائی در حاکمیت به دور باشد و بعد از این دو حاکمیت العاض و الجبریه باشد و ایشان خوشحال شد.
در این صورت ما هم اکنون در «دارالاسلام» بین دو حاکمیت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستیم، یکی از آنها را بعد از 30 سال از دست دادیم و دیگری هنوز به دستش نیاورده ایم. حاکمیت اسلامی عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ بر دو اساس شورا و نظارت عمومی شکل گرفته است که سه کارکرد مهم دارد: «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» و«َآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» تا زمینه های مناسب «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ» برای بندگان الله در زمین فراهم بشود که هدف نهائی خلقت است: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56)
اما حاکمیتهای «مُلْكًا عَاضًّا» و «مُلْكًا جَبْرِيّاً» هر دو بدعتها و فسقهائی هستند که الله تعالی شریعتش را برای ریشه کن کردن چنین بدعتهائی در زندگی اجتماعی انسانها فرستاده است و هرگز این بدعتها و فسقها را نمی پسندد، اینها ممنوعها و ضد ارزشهائی در امر حاکمیت هستند که یکی از کارکردهای اسلام از بین بردن این فسقها و بدعتهاست، اما از روی ناچاری و به حکم «ضرورت» از سوی مسلمین به عنوان جایگزین و «بدیل» « خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » مورد استفاده قرار می گیرند تا زمانی که دوباره به مطلوب خود یعنی «دارالعدل»« خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ » دست پیدا کنند.
این سبکهای حکومتی شاهیگری خشونت طلب و مستبد مورد پذیرش و تأئید اسلام نیستند اما وجود خواهند داشت همچنانکه دارالکفر هم مورد تأئید نیست اما وجود دارد. مسلمین به حکم ضرورت و اضطرار، به دلایل و اسبابی که برای خود فراهم کرده اند، یا وارث ارثیه ی گذشتگان سهل انگار و خطاکار خود شده و بر آنها تحمیل شده است، به عنوان «بدیل» و «جایگزین»مجبور و ناچار به پذیرش حاکمیتهای اسلامی غیر از« خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ »در «دارالاسلام» می شوند که ما از آن به عنوان «بدیل اضطراری اسلامی» یاد می کنیم. یعنی بدیل خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ هستند و در حالت اضطرار و ناچاری مورد پذیرش واقع شده اند و مهمتر آز ان اینکه مجری قوانین شریعت الله نیز هستند و اسلامی محسوب می شوند.
(ادامه دارد……)
[1]مسند أحمد ابن حنبل 18123 / تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.