
اصول حاکم بر روابط بین دارالاسلام با دارالکفر (بخش 12)
(3-قسمت)
دارالاسلام و دولت اسلامی که از چهار عنصر جمعیت، سرزمین، حكومت و حاكمیت، تركیب یافته است با این 3 اساس و زیر ساختهای مشخص، و بخصوص با هدف دراز مدت و غائی آن از دارالکفرها جدا می شود.
نکته ای که لازم است به آن شاره شود تفاوت بین دولت و حکومت است. حکومت ها ابزار و دستگاه پیاده کردن کارکردها و اصول دولتها هستند و جایگاهی شبیه پیمانکار یا ماشین را دارند که هم متغیر هستند و هم دارای عمر محدود هستند، اما دولت ها ثابت و دارای سابقه و عمر طولانی هستند.
مثلاً برای توصیف دستگاه اداری ابوبکر صدیق و عمر بن خطاب و عثمان بن عفان از اصطلاح«حکومت» استفاده می کنیم و نه دولت. حکومت این بزرگواران رفت؛ اما دولت اسلامی هم چنان توسط حکومت علی بن ابی طالب و حسن بن علی به حیات خودش ادامه داد.
این حاکمیت دولت دارالاسلام نیز که توسط حکومتهای متغییر و نهادهای انعطاف پذیر آن در زمین واقع پیاده می شود دارای دو جنبه ی داخلی و خارجی است:
- حاکمیت داخلی: یعنی در درون دارالاسلام منبع قدرت انسانی دیگری بالاتر از دولت اسلامی وجود ندارد و اعضای دارالاسلام نمی توانند علیه دولت اسلامی خود به هیچ منبع اقتدار انسانی دیگری شکایت کنند.
- حاکمیت خارجی یا استقلال هم: به این معناست که دولت اسلامی نماینده ی مردمان دارالاسلام است و می تواند در عرصه ی بین المللی از سوی مردمان ساکن در دارالاسلام سخنی بگوید یا عملی را انجام دهد.
اولین اصطلاحی که در حاکمیت خارجی و روابط بین الملل با آن برخورد می کنیم دیپلماسییا فن اداره سیاست خارجی و یا تنظیم سیاستهای خارجی است[1] که ناظر بر روابط خارجی است و این دیپلماسی در دارالاسلام 3 هدف کلی را دنبال می کند:
- حفظ دارالاسلام و کیان اسلامی
- حفظ منافع دار السلام
- تغییر موازنه به سمت منافع مسلمین و آزاد سازی سرزمینهای تحت اشغال کفار
جهت رسیدن به این 3 هدف مهم خارجی اصولی بر هنر دیپلماسی و سیاست خارجی مسلمین حاکم هستندکه این اصول گاه مجریان دارالاسلام را به مذاکره و تفاهم و صلح نزدیک می کنند و گاه به جنگ مسلحانه.
با آنکه به صورت موردی می توان به آیات و احادیث زیادی اشاره کرد اما به صورت «موضوعی» و در یک جمع بندی می توان اصول و خطوط کلي ديپلماسي و رفتار سياست خارجی در اسلام را در 7 اصل کلی بیان کرد:
- اصل توحيد و دعوت
- اصل حاکمیت قانون شریعت الله
- اصل رعايت احترام متقابل و نزاکت بين المللي
- اصل رفتار متقابل
- اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها
- اصل نفي سيبل و عزت و سيادت اسلامي
- اصل تامین امنیت
(ادامه دارد…….)
[1] عبدالعلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بینالملل، تهران: سمت، 1384. ص207