اصل و استراتژی توحید و دعوت (2) (بخش 13)

اصل و استراتژی توحید و دعوت (2) (بخش 13)

(3-قسمت)

داعی ممکن است شرایط سخت اقتصادی مثل شعب ابی طالب را تحمل کند اما اگر قدرت نظامی را از دست بدهد و به جای ابوطالب کسانی چون ابولهب صاحب این قدرت نظامی شوند و  این حمایت نظامی  را از دعوتگر دریغ کنند حتی اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم هم باشد باید دنبال شمشیرهای دیگر و قدرت نظامی دیگری جهت حمایت از دعوتش بگردد هر چند که در طائف هم سنگ باران شود یا به مدینه فرار کند. رسول الله  صلی الله علیه وسلم  می فرماید : «تا زمانی که ابوطالب زنده بود قریش نتوانست گزند مهمی به من برساند .[1] ابوطالب رئیس بنی هاشم و صاحب قدرت نظامی بنی هاشم بود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که از طائف برگشت در پناه شمشیرهای شخصی مشرک چون «مطعم بن عدی» قرار گرفت و دعوتش را به صورت کامل ادامه داد. سایر مسلمین هم چون عثمان بن عفان و ابوحذیفه و دیگران که در پناه اشخاص یا اقوام مشرک قرار گرفته بودند در عمل به تمام آنچه که به آن ایمان داشتند آزاد و مستقل بودند و همه را انجام می داند و کسی قوانینی دیگر را بر آنها تحمیل نمی کرد.

در اینجا شخص یا قبیله ی پناه دهنده در هیچ یک از افعال و رفتار های عملی و قوانین داخلی مسلمین دخالت نمی کرد. حالا اگر شخصی به همین بهانه ی پناهندگی وارد یک کشور یا جامعه و حزبی گردد و سپس درقوانین و برنامه هایش مجبور به اطاعت از احکام آن ها گردد؛ و حتی نتواند احکام و قوانین الهی را در حیطه ی زندگی مبارزاتی اش همچون زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم بدون کم و کاست انجام دهد، این دیگر پناهندگی نیست، بلکه عضویت شدن در قانون و برنامه ی آن ها است و این شخص عضوی از آن ها و فردی از افراد آن ها محسوب می گردد. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید : مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ [2] همین تشابه در قوانین و برنامه ها و اعمال باعث می شود که سرپرستی و حاکمیت کفار را نیز بپذیرند:  مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/51) هرکس از شما آنان را به سرپرستی بپذیرد بیگمان او از زمره ایشان بشمار می رود. 

زمانی که ابوبکر صدیق قصد هجرت به حبشه داشت اما توسط « ابنُ الدَّغِنَة» که بزرگ مرد قبیله ی قارّه مورد حمایت و پناهندگی قرار می گیرد، قریشی ها گفتند: به ابوبکر بگو در منزل خود مراسم مذهبی اش را بجای آورد و نمازش را بخواند تا موجب گمراه شدن فرزندانمان نشود. اما ابوبکردر پشت خانه اش مکانی ساخت که آنجا نماز بخواند و در آنجا با صدای بلند قرآن را تلاوت می کرد و دیگران صدای قرآن او را می شنیدند به همین دلیل مشرکان مکه از این جریان هراسان شدند و ابن دغنه را فرا خواندند و به او گفتند ما پناهندگی ابوبکر را به شرطی پذیرفتیم که در منزل خود عبادت کند. اما او از این حد گذشته و در پشت خانه مسجدی ساخته و نماز و قرآن خواندن را آشکار کرده است و می ترسیم زنان و کودکانمان را گمراه کند.

ابوبکر به « ابنُ الدَّغِنَة» گفت: من هرگز از کار خود دست برنمی دارم و حق پناهندگی را به شما مسترد می نمایم و به پناهندگی خداوند راضی هستم.[3]

(ادامه دارد……)


[1]همان، ج 2، ص 58

[2] أخرجه أبو داود (4029)، والنسائي في ((السنن الكبرى)) (9560)، وابن ماجه (3607)، وأحمد (5664) باختلاف يسير.

[3] مختصر السیره، ص 88-78

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *