
اصل نفی سبیل و عزت اسلامی (2) (قسمت 17)
(2-قسمت)
الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ( آل عمران/118).ای کسانی که ایمان آوردهاید ! از غیر خود محرم اسرار برنگزینید، آنان از هرگونه شر و فسادی در حق شما کوتاهی نمیکنند. آنان آرزوی رنج و زحمت شما را ( در دل ) دارند دشمنانگی از دهان آنان آشکار است ، و آنچه در دل دارند بزرگتر است. ما نشانههائی را (که بتوان با آنها دشمن را از دوست باز شناخت) برای شما بیان کردیم اگر اهل عقل و درایت هستید.
زمانی که این کفار در این گونه مسائل کاملاً شخصی و فردی نمی توانند به عنوان محرم اسرار مومنین قرار گیرند آنوقت چگونه می توانند امام و رهبر مومنین در امور حکومتی شوند که امنیت در دین و دارالاسلام و جان و ناموس و مال و عقل و آبرو مومنین به این حاکمیت بسته است؟
الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَاناً مُّبِیناً (نساء/144) ای کسانی که ایمان آوردهاید ! کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی نگیرید . مگر میخواهید حجّت و برهان آشکاری علیه خود به دست خدا دهید ( بر این که شما هم جزو منافقانید؟ چون تنها منافقین هستند که ادعای مسلمان بودن دارند اما می خواهند کفار سرپرست آنها شوند) .
بر این اساسامام ابن عابدين حنفی رحمه الله می گوید: کافر بر مسلمان ولایت و سرپرستی نداردف چه ولایت و سرپرستی عامه و چه خاصه، کافر نمی تواند امام و رهبر بر مسلمین شود، و کافر نمی توان بر مسلمین قاضی شود ، و کافر نمی تواند شاهد در میان مسلمین باشد، و در ازدواج زن مسلمان ولایت و سرپرستی ندارد، و حضانت و سرپرستی مسلمان هم به کافر داده نمی شود و نمی تواند ولی و وصی چنین مسلمان شود.[1]
همچنین امام کاسانی حنفی رحمه الله در بدائع الصنائع می گوید: جایز نیست که حاکمیت و فرمانروائی کافر بر مسلمان درج و ثبت شود . همچنین می گوید: کافر از اهل سرپرستی و لایت بر مسلمان نیست چون شرع ولایت کافر بر مسلمان را قطع کرده است . الله تعالی می فرماید: «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء / 141) و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الإسلامُ يَعْلُو ولا يُعْلَى»[2] اینهم به این دلیل است که اثبات ولایت و سرپرستی کافر بر مسلمان منجر به ذلیل شدن مسلمان در برابر کافر می شود و این جایز نیست.[3]
متقی هندی از بزرگان حنفی مذهب که در سال 977ق وفات کرده اجماع علمای مسلمین تا زمان خودش مبنی بر حرام بودن حاکمیت کفار بر دارالاسلام و مسلمین را آورده است [4]
(ادامه دارد……)
[1]« لا ولاية لكافر على مسلم، لا ولاية عامة ولا خاصة، فلا يكون الكافر إماما على المسلمين، ولا قاضيا عليهم، ولا شاهدا، ولا ولاية له في زواج مسلمة، ولا حضانة له لمسلم، ولا يكون وليا عليه ولا وصي
[2]أخرجه الروياني في ((مسنده)) (783)، والدارقطني (3/252)، وأبو نعيم في ((تاريخ أصبهان)) (1/92)
[3]“ولا يجوز أن يثبت للكافر ولاية السلطنة على المسلمين” وقال أيضا: “الكافر ليس من أهل الولاية على المسلم لأنالشرع قطع ولاية الكافر على المسلمين قال الله تعالى {ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا} وقال صلى الله عليه وسلم «الإسلام يعلو ولايعلى» ولأن إثبات الولاية للكافر على المسلم تشعر بإذلال المسلم من جهة الكافر وهذا لا يجوز”.
[4]کنزل العمال، ج ۱ صص ۶۶ و ۷۷، بنقل از صرامی، جایگاه قاعده «نفی سبیل» در سیاستهای کلان نظام اسلامی، ۱۳۸۹ش، مجله حکومت اسلامی.