شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(140- قسمت)

این وضعیت خیلی از دوستان ماست که دهن لق هستند، نامیزان و نامتعادل اند و خودشان را به چیزهایی آلوده کرده اند که باید از آن ها حذر کرد. باید احتیاط کرد، باید هوشیار بود. این ها که به خودشان رحم نمی کنند هر آن ممکن است برای تو هم تهمتی درست کنند و جنگی روانی علیه تو هم تولید کنند. این هم راهی است که هم اکنون منافقین و سکولارزده ها برای ضربه زدن به مسلمین انتخاب کرده اند.

خیلی خطرناک است. باید حذر کرد، باید کمی فکر کنیم که چگونه است علی رضی الله عنه که قاضی ترین شخص میان مسلمین و جزو عشره ی مبشره است اما، خوارج را که خودش و هزاران صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم را تکفیر می کنند را برادران خودش معرفی می کند. اما، امثال ابوبصیر و مریدانش آن ها را مرتد می دانند؟ یعنی آشکارا کسانی چون علی بن ابی طالب رضی الله عنه و ابن عباس رضی الله عنه و بقیه ی مسلمین را که تاکنون آن ها را مرتد ندانستند را مرتد می دانند. چون کافری را کافر ندانستند، بلکه کافری را برادر خودشان دانستند. این همان چیزی است که الان جنگ میان خودشان است آیا عاذر عذر دارد یا ندارد؟ بین خودشان هم حتی درگیری است و خودشان هم تکه تکه شده اند. اخیراً هم دیدید که امثال ابو ویندوز و فلانی و فلانی هم که در رفتند.

فقط کافی است کمی فکر کنید دوستان. فقط کمی نیاز به فکر کردن دارد. عمل کردن به همان عدالتی است که الله به ما امر کرده. در مورد ابن تیمیه رحمه الله می گویند: به اندازه ای در قضاوت کردن در مورد نیروهای مخالف و گروه های مخالفش عدالت را برخورد می کرد و عقاید دیگران را به اندازه ای قشنگ بیان می کرد که خود هم فکرهای آن ها می آمدند در آن کلاسش که عقاید خودشان را بیان می کند می آمدند حاضر می شدند و عقاید خودشان را از ابن تیمیه که مخالف خودشان بود یاد می گرفتند. دقت کنید، عقاید خودشان را از ابن تیمیه ای که می آمد و مخالف خودشان بود یاد می گرفتند. بعد که صحبت هایشان در مورد عقاید آن ها تمام می شد می رفتند دنبال کارشان و ابن تیمیه درسش را ادامه می داد. دقت کنید، انصاف را نگاه کنید. گفتیم که ابن تیمیه هم هر جا می گوید روافض ارتباطی به شیعه ندارد. قبلاً روی آن صحبت کردیم. در مورد روافض یعنی غلات در نظر است یعنی دارد غلات را نقد می کند، در مورد غلات صحبت می کند. همان غلاتی که خود شیعه هم آن ها را تکفیر کردند. خوب، الان تصور کن، این مجنون ها، این نامیزان ها، این نامتعادل هایی که الان هستند، این ها می گویند هر کسی که مسلمانی را تکفیر کند خودش مرتد می شود و باید تمام احکام مرتدین که در قرآن و حدیث و آمده را روی او اجرا کرد. خوب، این ها می گویند هر کسی که کافر مرتدی را که خودشان مرتد می دانند را تکفیر نکند، خودش مرتد می شود. این عقیده ی اولی ها بود. این ابو بصیر و جماعتش می گوید هر کس مسلمانی را تکفیر کند یعنی آن ها می گویند چون این ها صحابه را تکفیر کردند خودشان مرتد هستند و باید تمام احکام مرتدین که در قرآن و احادیث و سنت آمده را روی او اجرا کنیم..من از شما می پرسم، آیا این درست است؟ آیا این ها آدمهای نرمالی هستند؟ اصلاً این ها می فهمند جایگاه یک مسلمان مجرم خطاکار کجاست؟ این ها خودشان تکفیر نابجا می کنند، این ها خودشان در چیزی که افتاده اند و دیگران را به آن متهم می کنند. مورد بعدی این که می گوید:

  • خامساً: يأتي كفرهم من جهة إنكارهم للسنة وجحودهم لها …!

این هم دروغ آشکار دیگری است که این شخص می گوید. هیچ شیعه ی 12 امامی وجود ندارد که بگوید من سنت را قبول ندارم. او سنت را قبول دارد اما، از کانال علمای خودش. یک حنفی سنت را قبول دارد اما، از کانال علمای مذهب خودش. سایر مذاهب هم همین طور هستند. ماقبلاً هم عرض کردیم، دوستمان هم گفتند 250 و خرده ای روایت وجود دارد که رفع یدین شود اما برادران حنفی آن را انجام نمی دهند در عوض، روایت دیگری هم آن جا وجود دارد که نشود. خوب، این سنت را قبول دارد اما از کانال مذهب خودش، از کانال علمای خودش.

اینکه این مذهب سنتی را که آن مذهب قبول کرده و نمی پذیرد باعث نمی شود او را مرتد بدانی. وقتی آن ها را مرتد دانستی همچون جنگهای وحشتناک میان حنفی با حنبلی ها و حنفی ها با شافعی ها در ری، قزوین، شیراز، خراسان، بغداد و غیره چنین جنگ هایی به وجود می آیند که نمی توان این لکه های ننگین و سیاه را از تاریخ این فرق پاک کرد. چنین جنگ هایی تولید می شوند.

 بله، آن ها سنت را قبول دارند ولی از کانال خودشان. افراد زیادی چون برقعی رحمه الله، طباطبایی خدا حفظش کند و امثالهم آمده اند و دارند پاک سازی هایی را انجام می دهند. علمای خودشان هم دارند انجام می دهند. سنت را قبول دارند از کانال خودشان. یک حنفی سنت را قبول دارد اما، از کانال خودش، یک شافعی هم همین طور. خیلی از روایت ها هستند شافعی ها قبول دارند حنفی ها قبول ندارند.حنفی ها قبول دارند شافعی ها قبول ندارند. حنبلی ها قبول دارند دیگران قبول ندارند. مالکی ها قبول دارند هیچ کدام قبول ندارند. یک واقعیت است نمی توان بگوی چون فلانی سنت من را قبول ندارد پس، مرتد است، نه این طور نیست یا بگوییم آن ها اصلاً سنت را قبول ندارند نه این طوری نیست برادر! آن ها هم سنت را قبول دارند از کانال خودشان. این مصیبتی است که درست شده تا شورای اولی الامر و اجماع واحدی درست نشود این وضع ادامه دارد.

ابو بصیر فقط کافی است بگویدکه شیعیان 12 امامی سنت را قبول دارند، اما نه سنتی که من قبول دارم. همین. چرا دروغ می گوید؟ و با نشر این دروغ، شیعه ی 12 امامی را کل آن ها را از دم مرتد می داند که باید تمام احکام مرتدین در قرآن و سنت و فقه بر آن ها اجرا شود.

بعد می گوید:

  • سادساً: يأتي كفرهم من جهة مظاهرتهم لأعداء الأمة من الكفرة والمشركين على أبناء الأمة من المسلمين الموحدين …!

این مجرمی که در اختیار ناتو در آمده حتماً خودش را جزو همین مسلمین الموحدین حساب می کند. یعنی هر کسی که از هر مذهبی، دقت کنید دوستان، یعنی چون این می گوید کل این ها را مرتد دانسته و می گوید کفرشان به این جهت است که مظاهرت، پشتیبانی می کنند دشمنان این امت را، کفار و مشرکین را علیه این امت پشتیبانی می کنند. همین الان خودش، فتواهایش را بروید نگاه کنید. بروید مذاکرات او را از حکمت سکولار و کافر ترکیه بازوی ناتو در منطقه را نگاه کنید. مگر بر اساس دیدگاه خودش ترکیه سکولاریست، کافر و طاغوت هست یا نیست؟ همین الان خودش دارد طاغوت ترکیه و ناتو را علیه مسلمین پشتیبانی می کند. اما، بر اساس همین فتوای خودش باعث می شود که چون آن از میان اهل سنت است کل اهل سنت مرتد اند؟

این فتوا را نگاه کنید، يأتي كفرهم من جهة مظاهرتهم لأعداء الأمة من الكفرة والمشركين على أبناء الأمة من المسلمين الموحدين، می گوید آن ها مرتد و کافر اند چون دشمنان این امت را از کفار و مشرکین علیه این امت پشتیبانی می کنند، حمایت می کنند. خودش الان دارد ترکیه را حمایت می کند. درع فرات را دارد حمایت می کند، خودش همین الان دارد ناتو را حمایت می کند. ناتویی که مستقیماً متحد آمریکا سایر دشمنان دین اسلام است. در نگاه این شخص یعنی هر کسی که از هر مذهبی از کفار، علیه مسلمین پشتیبانی کرد کل آن مذهب مرتد می شود. در اینجا دیگر فرقی نمی گذارد بین شخص و گروه پشتیبانی کننده با سایر افرادی که با این شخص یا گروه در مذهب شریک باشند. اما، پشتیبانی نکرده باشند.همین شراکت در مذهب باعث می شود شخص مرتد شود و ارتداد هم به آن ها منتقل شود. عجب!!! یعنی همین شراکت در مذهب باعث می شود ارتداد هم به همان شخصی که نه پشتیبانی کرده، نه حمایت کرده، نه دخالتی کرده و حتی ممکن است با این هم مخالفت کرده باشد ارتداد به او منتقل می شود.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(139- قسمت)

وجود روایتهای دروغین تولید شده توسط یهودیان، نصارا، غلات و یا دوستان نادان حدیث ساز، در منابع تمام فرق به گونه ای است که کمتر فرقه ای از این بیماری در امان مانده و هیچ فرقه ای نیست که کل روایتهای موجود در تمام کتب روایی خودش را در طول تاریخ تأیید کند.

به همین دلیل است که هم در کتب فرق معروف به اهل سنت می توان مطالب انحرافی زیادی گیر آورد و هم در کتب فرق شیعه می توان به راحتی مطلب گیر آورد؛ حالا به هر دلیلی(ضعف حدیث، اجتهاد اشتباه و…) که علمای یک فرقه مطلبی را رد کنند، علمای فرقه ی مخالف نیز به همان دلایل می توانند مطالبی را رد کنند و از خودشان دور کنند هر چند که در کتب آنها هم وجود داشته باشد.  

در این صورت، گیردادن غلات شیعه به سنی و غلات سنی به شیعه بر سر این روایات دروغینی که هر دو آن هارا ضعیف و دروغین دانسته اند و بر آن ها ردیه نوشته اند چه چیزی می تواند باشد؟ غیر از مرض و ایجاد جنگ میان شیعه و به اصطلاح سنی که هم اکنون هست؟ سود این به جیب چه کسی میرود؟ دقت کنید، روی آن فکر کنید. مورد دومی که می آورد می گوید:

  • ثانياً: يأتي كفرهم من جهة قولهم بقرآن فاطمة، ونزول الوحي عليها ..!اینهم یکی از همان عقاید غلات است که هیچ پایه و اساسی در شیعیان کنونی ندارد. یعنی این ها شرم نمی کنند که می گویند با همین یک دروغ تمام شیعیان 12 امامی مرتد هستند؟ در حالی که شیعیان کنونی عموماً به همین قرآن موجود اعتقاد دارند. این ها شرم نمی کنند. گفتیم که کافر و مرتد دانستن در قرآن و سنت عبور از همان چهار فیلتر و مراحل چهارگانه مورد دوم ما بود، کجا این مراحل را رعایت کرده؟ این هیچ مسیری را این دو قدم با مسیر فرق معروف به اهل سنت و جماعت هیچ کدام دو قدم با آن ها هم نیامده، این مسیری را می رود و فرق دیگر اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین مسیر دیگری را می روند. یعنی می گوید این ها معتقدند که قرآن فاطمه هست و این ها را باید بکشید. خوب، همین الان برو از آن ها بپرس، برو از مردم بپرس، مگر در میان مردم نیستید؟ حتی کسانی که هنوز عقاید فاسد غلات هم در میانشان مانده و هنوز بعد از هزار و خرده ای سال تصفیه نشده اند، عقایدشان پاک نشده، برو به آن ها مراجعه کنی باز هم آن ها همین قرآن را حق می دانند؛ دیگر چه برسد به علمایی که صحبت هایشان واضح است. مورد سوم می گوید:  
  • ثالثاً: يأتي كفرهم من جهة غلوهم في الأئمة، والقول بعصمتهم ..!

اگر بدون درنظر گرفتن شرایط و موانع تکفیر، غلو در ائمه و بزرگان باعث مرتد شدن شخص شود به نظر شما فرق معروف به اهل سنت در طول تاریخ که در مورد پیامبر، شیوخ، علما و ائمه ی خود دچار غلو شده اند همه مرتد نمی شوند؟ الان چه؟ چند درصد آن ها قِسِر در می روند؟ آیا اکثریت قاطع آن ها به نظر این ها مرتد نمی شوند؟ پس، تعجب نکنید که از مریدان این ها الان کسانی پیدا شده اندکه به صراحت امام نووی و ابن حجر و دیگران را تکفیر می کنند و در میان مسلمینی که بعضی از صفات متصوفه را دارند صفات ناپسند متصوفه را دارند به راحتی انفجاراتی را انجام می دهند و هیچ چیزِ مسلمین از دست و زبان آن ها در امان نیست.

این ها برای اصلاح نیامده اند، این ها برای تصفیه کردن مسلمانان از عیب هایشان، از ایرادهایشان نیامده اند. این ها نمی دانند آن مراحل چهارگانه چیست؟ آن ها برای فیلترهای چهارگانه ای که شریعت گذاشته نیامده اند، این ها فقط آمده اند مسلمان را به مسلمان مشغول کنند. بروید کل کتاب های فرق را نگاه کنید، بروید همین مسلمانانی که هستند (ما آن ها را عموماً مسلمان می دانیم) بروید آن ها را نگاه کنید، ببینید رأی آن ها در مورد فلان شیخ، فلان پیر، فلان امام، فلان چیزشان چیست؟ این ها جنایت کارند که مسلمانان بیمار را می کشند به جای این که آن ها را درمان کنند. مسلمان فقیر را می کشد به جای این که او را غنی کند. قبلاً در این زمینه مفصلاً صحبت کردیم که به همین یک دلیل، خون مسلمان ریختن را می گویند حلال است. غلوهم في الأئمة، به همین دلیل اگر آن حلال باشد به همین دلیل هم می رود مرکز صوفی ها را مگر ندیدیم در پاکستان، افغانستان، مصر، جاهای دیگر، در عراق و در جاهای دیگر منفجر می کند و مسلمینی که در داخل مسجدی رفته اند یا در مکانی جمع شده اند همه را منفجر می کنند؛ زن و مرد، پیر و جوان، همه را، کودک را، همه را زنده زنده تکه تکه می کنند. این، بر اساس این فتواست. پس، نگاه کنید این ها از کجا آب می خورند؟ به خدمت چه کسی هستند؟ این ها در خدمت مسلمین اند یا دشمنان مسلمین؟ 

  • رابعاً: يأتي كفرهم من جهة تكفيرهم للصحابة، وعامة المسلمين …! 

من قبلاً در این زمینه صحبت کرده ام. در این صورت، و در نظر این ها خوارج هم مرتد هستند، چرا؟ چون کسانی همچون علی رضی الله عنه و آنهمه صحابه رضی الله عنهم را تکفیر کردند. در حالی که پیامبر صلی الله علیه و سلم به صراحت، علی رضی الله عنه را جزو اهل بهشت معرفی کرده بود. اما، خوارج آمدند و او را به همراه هزاران صحابی تکفیر کردند. علی رضی الله عنه در برابر این ها، این ها را تکفیر نکرد بلکه، گفت این ها: اخواننا بغوا علینا یا قومٌ بغوا علینا؛برادران ما هستند که علیه ما بغی کردند. او این ها را برادر خود نامید نه کافر. هر چند که این ها به صراحت او را تکفیر کرده بودند و دستشان هم به خون صدها مسلمان آلوده شده بود و بعدها دستشان هم به خون خودش هم آلوده شد. امام علی رضی الله عنه را هم این ها کشتند.

علی بن ابی طالب رضی الله عنه برای این تکفیری ها تا زمانی که دستشان به خون مسلمین آلوده نشده بود هیچ مجازاتی قرار نداد و در مساجد آن ها و پشت سر امام آن ها نماز خوانده می شد و ممنوعیتی هم برای  نماز خواندن در مساجد آن ها وجود نداشت و آن ها هم برای آمدن به سایر مساجد محدودیتی نداشتند. اما، در بدترین حالت عده ای از فقها برای جلوگیری از افکار مخرب این ها، تعزیراتی را در نظر گرفته بودند تا دست از بددهنی خاص خودشان بردارند و ادب شوند نه اینکه مثلاً احکام مرتدین را بر آن ها اجرا کنند. این ها رامثلاً مثل کسی که به دیگران فحش و ناسزا می گوید یا به دیگران تهمت دزدی، قتل، زنا، مشروب خواری و غیره میزند مورد محاکمه قرار می گیرند، آن ها هم می گفتند باید مورد محاکمه قرار بگیرند. یعنی جرمش ناسزاگوئی، فحاشی، بددهنی و تهمت زنی است، و ادعا کرده که خواهر یا برادرش جرمی مرتکب شده اما، نتوانسته آن را ثابت کند و همچون یک دروغگو و تهمت زن و فحاش تعزیراتی چون شلاق زدن و چند روز زندانی شدن رابرایش در نظر گرفتند.

علاوه بر آن، اگر این جرم را تکرار کردند باید مثل دروغگوها، فحاشها و تهمت زنها از آن ها حذر داشت؛ یعنی همان حذری که در مورد منافقین و سکولارزده ها باید کرد. چون تو هر چه برایت مهم باشد به شدت از آن محافظت می کنی و در محافظت از آن سهل انگاری نمی کنی. این ها از اینکه کفر به خودشان برگردد ابایی ندارند، و نشان می دهند که برگشت کفر برایشان ترسناک نیست، و برایشان مهم نیست که خودشان در کفر بیفتند، برای همین سهل انگاری که می کنند و ریسکی که انجام می دهند در واقع، روی ایمانشان ریسک می کنند. در حالی که، یک مؤمن پرت شدن از روی یک کوه به پائین را بسیار بهتر می داند از اینکه دوباره به دنیای کفر برگردد؛ برای همین به شدت از ایمانش محافظت می کند.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(138- قسمت)

ائمه و تابعین، تمام تلاش و عملکردشان بر این بود که باعث شوند کفار وارد دین اسلام شوند. اما، عده ای در پی کوچکترین بهانه ای هستند که بر پایه ی جنگ روانی دشمنانشان برادر و خواهر مسلمان خودشان را از اسلام خارج کنند و وارد دایره ی کفار نمایند. می دانید اختلاف این دسته با اصحاب و تابعین و ائمه ی بزرگوار چقدر زیاد است؟ انگار فکر می کنی این ها در جهت عکس هم حرکت می کنند. تو باید تعیین کنی در کدام جهت حرکت می کنی.

  • قولهم بتحريف التنزيل صراحة: این ها به صراحت معتقدند که در نازل شدن قرآن تحریف صورت گرفته است.

متأسفانه، من این دلیل را در اکثر منابع مکتوب و حتی تصویری و صوتی بعضی از برادران مجاهد و مسلحین می بینم که بنده  اخیراً هم به کرات آن را در منابعشان دیده ام مکتوب، صوتی و تصویری هایشان؛ و همین یک دلیل را دلیل ارتداد تمام شیعیان دنیا و مجوزی برای قتل عام آن ها می دانند، همین یک دلیل. یعنی می گویند کل شیعیان 12 امامی به تحرف تنزیل معتقدند. همین یک دلیل را باعث کشتار آن ها می دانند. دلیل برای کشتنشان چیست؟ همین است.

در حالی که در حال حاضر و در طی قرون گذشته رأی غالب شیعه بر عدم تحریف قرآن بوده و هست و روایات موجود را یا ضعیف دانسته اند یا جعلی و ساختگی یا غریب. در برابر یک رأی به تحریف قرآن، صدها رأی از بزرگان شیعه ی 12 امامی وجود دارد که به این رأی فاسد اعتقادی ندارند و حتی علیه آن رساله و کتاب نوشته اند. کافی است یک سرچ کوچک در اینترنت بکنید تا بدانید که چند کتاب در این زمینه در طول تاریخ تا الان نوشته شده است.

بله، ممکن است بگویید خوب روایاتی در منابع آن ها وجود دارد که این را می رساند. بله، وجود دارد مثل همان روایتهای ضعیفی که در منابع سایر فرق هم وجود دارد. اما، فعلاً این فرق این روایتها راقبول ندارند و این روایتها را صحیح نمی دانند، هر چند که ممکن بوده در قرون قبلی مورد قبول همان فرقه واقع شده باشند. ما هم اکنون خیلی از روایت ها را قبول نداریم که گروه های قبلی بودند که برادران ما قبلاً ائمه ی بزرگوار ما قبلاً که رحمت خدا بر همه ی آن ها باد آن ها را قبول داشتند و به آن ها عمل کردند، ما الان می گوییم ضعیف هستند. خوب، آن ها اکنون قبول ندارند و اعتقادی به آن ندارند. چون گذشته ها که به آن عمل می کردند نمی دانستند که این روایت ها ضعیف است. شما همین الان کافی است به روایتهایی که آلبانی رحمه الله گفته ضعیف هستند نگاه کنید، بروید نگاه کنید آلبانی کدام روایت ها را گفته ضعیف هستند. ببینید چند روایت را شامل می شود و اصلاً چند جلد کتاب را شامل می شود. اما، همه ی این ها قبلاً به آن ها عمل می شد.

تصور کنید که، سیوطی رحمه الله می گوید: دو سوره ی “حَفدوخُلع”در مصحف ابی بن کعب وابن عباس نوشته شده بود.یعنی چه؟

قرطبی (وفات671) در تفسير خود «الجامع لاحكام القرآن»، در اول سوره ی احزاب می نويسد: اين سوره دارای 73 آيه است، روایت هایی هم می آورد که 73 آیه است. سپس اضافه می كند: اين سوره در آغاز و به هنگام نزول، به اندازه ی سوره ی بقره بوده (یعنی 286 آيه داشته) و آيه ی رجم كه می گويد: «اگر مرد و يا زن پير زنا كردند، آن دو را سنگسار كنيد، اين انتقامی است از خدا، خدا قدرتمند و حكيم است!» در آن بوده و به دنبال آن از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت می كند: كه سوره ی احزاب در عصر پيامبر 200 آيه بوده، ولی هنگام نوشتن قرآن، جز بر آيات موجود یعنی73 آيه دست پیدا نکردند،این یعنی چه؟ دقت کنید یعنی چه؟ می گوید سوره ی احزاب 73 آیه در اصل 286 آیه بوده که به بقیه اش دست پیدا نکردند، یعنی بقیه کجا رفته؟ مسأله ی ناسخ و منسوخ هم که مطرح نیست. چون می گوید در زمان پیامبر صلی الله علیه و سلم بوده و در کتب و مصحف فلانی و فلانی هم بوده یا در مورد سوره ی احزاب می گوید در عصر پیامبر 200 آیه بوده و الان به 73 آیه بیشتر دسترسی پیدا نشده است.

خوب، در میان شیعه ی 12 امامی هم چنین روایتهایی و حتی بدتر هم وجود دارد. اما مهم این است که این ها را ضعیف می دانند و الان این ها را قبول ندارند و در رد این ها کتابها نوشته اند. قبلاً هم عرض کردم، یک بار دیگر هم در مورد آن صحبت کرده ام اینگونه موارد خیلی زیادند. ما در مورد منطقه ی خودمان صحبت کنیم کمی بیشتر آن را توضیح بدهم. در همین چند دهه ی گذشته مگر نبود شخصی به نام سید مصطفی برزنجی یکی از ملاهای شافعی مذهب به عنوان پیامبری جدید در شمال سلمانیه ی عراق ظهور کرد و کتابی هم با خودش آورده بود به نام «کلمات الله» همین است آن را نگاه کنید دوستان، همین که دست من است. نگاه کنید، با بسم الله شروع می شود، آیاتش را نگاه کنید این هم آیاتش، پاورقی هایش را هم نگاه کنید توضیح آیات را داده، این ها طبعش هم نوشته مال دانشگاه اربیل است، قیمتش هم نوشته، سال انتشار آن هم هست.این شخص ابتدا ادعای مهدویت داشت و می گفت می خواهد بر اساس قرآن حکم کند اما، بعداً در سال 1988 ادعای پیامبری کرد و به اصطلاح قرآن جدیدی به نام «کلمات الله»آورد. این پیامبر دروغین به ایران هم آمد اما از او استقبال نشد و دوباره به کردستان عراق برگشت و در نهایت توسط مجاهدین هورامان غربی به قتل رسید و پیروانش می گویند رفته به دوران غیبت و دوباره برمی گردد.

انسانهای اینطوری در میان غلات شیعه هم وجود داشته اند. هم انسانهای اینطوری در میان غلات شیعه هم وجود داشته اند و هم روایتهای غلطی هم وجود دارند که شیعه ی 12 امامی خودش را از این ها بری دانسته و علیه این ها کتاب و ردیه نوشته است. شما یک کتاب جزائری را می گیرید و در برابر، دهها کتاب در ردیه ی او را نگاه نمی کنید که توسط شیعیان 12 امامی نوشته شده اند. یا اصلاً به رأی بزرگان این مذهب در عصر حاضر و گذشته در عدم تحریف قرآن اصلاً توجه نمی کنید. این چه چیزی را می خواهد برساند؟ این نشانه ی عدالت است؟ یا ظلم آشکار و کتمان حقایق است؟ شما با کتمان حقایق و نشر دروغ در پی چه چیزی هستید؟ الله این را به ما یاد نداده، رسول الله صلی الله علیه و سلم این را به ما یاد نداده، صحابه ی کرام ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم، علی کرار، حسن و حسین رضی الله عنهم، شافعی و مالک و حنبل این را به ما یاد ندادند، ظلم را به ما یاد ندادند، کتمان حقایق را به ما یاد ندادند. ما واقعیت ها را می بینیم و طبق واقعیت ها صحبت می کنیم. الله ما را به عدالت دعوت کرده است.

(ادامه دارد………)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(137- قسمت)

 پس، نمی توانیم در كتب و منابع فقهی فرق معروف به اهل سنت برایش سابقه ای پیدا کنیم اما، می توانیم پس از بررسی موردی و تاریخی این هفت دلیل از طریق منابع فرق معروف به اهل سنت و طبق اصولی كه توسط همین فرق وضع شده به فاش کردن و تشريح چنين دام و حقه ای بپردازیم كه تاکنون جويبارهايی از خون بی گناهان را در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین با خود به ارمغان آورده و ضربات سهمگین و وحشتناکی هم به خود مجریان چنین فتوایی به بار آورده است.

در همین ابتدا، باید گفته شود که تمام این دلایل هفت گانه متعلق به غلات منتسب به شیعه است نه شیعاین 12 امامی. و در تمام این موارد هفت گانه ما موضع گیری آشکار شیعیان 12 امامی را به صراحت مشاهده می کنیم که حتی در مورد یکی از این موارد ما شاهد چندین فتوای آشکار و چندین رساله و حتی کتاب مفصل در رد این موارد هفت گانه هستیم.

ابو بصیر دروغ می گوید.لازم است به صورت مختصر، کمی از دروغهای ابوبصیر را فاش کنیم. چرا میگوییم دروغ؟ چون یک معلم جغرافیا دارد به شاگردش یاد می دهد مکه در شمال ایران قرار دارد، دارد یاد می دهد که چین کشوری آفریقایی است. این برای یک معلم جغرافیا خطا یا اشتباه و برداشت نادرست و تأویل غلط نیست بلکه، پنهان کردن واقعیتهای کاملاً روشن و دروغگوئی و انتقال دروغ به شاگردانش محسوب می شود. هیچ عالمی وجود ندارد که تفاوت غلات موجود در فرق معروف به اهل سنت را با خود این فرق نداند. هر چند ممکن است آلودگیهای آن ها در منابع هم وجود داشته باشد. همین الان کسی حاضر نیست که قادیانی ها را جزو اهل سنت بداند، چرا؟ چون خود این فرق از آن ها برائت کرده اند و حتی آن ها را تکفیر نموده اند. در میان شیعیان هم همین قاعده مثل روز روشن برای محققین آشکار و واضح است. برای کسی که بخواهد تحقیق کند روشن است که ابوبصیر دروغ می گوید مثل دروغی که ابوقتاده در مورد نصیری بودن کل شیعیان 12 امامی فعلی گفته است.

در هر صورت، به دروغهای ابوبصیر طرطوسی می پردازیم که استارت جنایات غیر قابل انکاری را زده که هنوز هم ادامه دارد. این شخص در همان دلایلش در مرتد بودن کل شیعیان 12 امامی می گوید:

  • أولاً: من جهة قولهم بتحريف القرآن …! این ها معتقد به تحریف قرآن هستند. وتحريفهم للقرآن الكريم يأتي من جهتين:
  • تحريف في التأويل والتفسير: در تأویل و تفسیر قران دچار تحریف شده اند. یعنی چون تفسیر دیگری بر خلاف تفسیر این شخص یا مذاهب دیگر دارند؛ یعنی چون، در آیه یا آیاتی تأویل دیگری بر خلاف تأویل این شخص یا مذاهب دیگر دارند پس، این ها مرتد هستند.

در این صورت، هر کسی که تأویل یا تفسیری بر خلاف تأویل و تفسیر دیگران داشته باشد مرتد است. به نظر شما این دیوانگی و حماقت نیست؟ دیوانه و احمق تر از این، کسانی هستند که امثال این شخص را می شناسند و حرف هایش را قبول دارند و خودشان را مجری احکام شریعت هم می دانند.

ابن‌ حزم‌ اندلسی‌ رحمه الله می‌گويد:«هيچ‌ مسلمانی‌ را به‌ خاطر فتوايی يا سخنی‌ در باب‌ يك‌ اعتقاد نمی‌توان‌ تكفير كرد» و ادامه می دهد: «گروهی از علما بر این عقیده اند که هیچ مسلمانی به خاطر عقیده یا فتوایی تکفیر و تفسیق نمی شود. هرکس در مورد چیزی اجتهاد کند و معتقد باشد آنچه او بدان رسیده حق است مأجور است؛ که اگر در واقع هم به حق رسیده باشد، دو اجر و اگر از حق خطا کرده باشد، یک اجر برای او خواهد بود. این نظر ابن ابی لیلی، امام ابوحنیفه، شافعی، سفیان ثوری و داوود بن علی است. و این نظرهر صاحب نظری است که تاکنون شناخته ام از صحابه رضی الله عنهم و مخالف آن ها را تاکنون ندیده ام».

 قبول فقط این مورد از ابوبصیر و امثالهم یعنی مرتد دانستن هر مسلمانی که در اجتهاد، تفسیر یا تأویل یک آیه با شما فرق دارد، و این یعنی ایجاد جنگ درونی میان مسلمین و مشغول کردن آن ها به همدیگر. این طرح مال کیست؟ این طرح به نفع کیست؟ چرا نمی خواهید کمی فکر کنید؟ شما از یک تفسیر و حتی مذهبی خوشتان نمی آید این باعث می شود که شما عدالت را کنار بگذارید و آن را مرتد بدانید؟ چرا؟ چون، تفسیر و تأویلی بر خلاف شما دارد و طبعاً او هم باید شما را مرتد بداند، چرا؟ چون تفسیر و تأویل شما هم با او در مورد فلان آیه فرق دارد.این یعنی چه؟ مگر اصحاب و تابعین و تمام ائمه ی فرق و مذاهب اسلامی در تأویل و تفسیر آیات با هم فرق نداشتند؟ آیا این باعث می شود آن ها را مرتد بدانیم، نعوذ بالله؟ 

دوستان گرامی، چندین بار گفتیم و باز هم می گوییم چون اهمیت دارد؛ ما صاحب شورای اولی الامر واحدی نیستیم که امت واحدی را به وجود بیاورد و از این امت واحد اجماع واحدی ارائه شود و مسلمین از تفرق نجات پیدا کنند. پس، وجود تفاسیر و تأویلات مختلف تا رسیدن به این نعمت، جبری است و نمی توان از دست آن خلاص شد. اگر می خواهی از دستش خلاص شوی تلاش کن حکومت اسلامی را تشکیل بدهی. اگر بدیل آن هم هست کمک کن اصلاح شود و دوباره ارتقا پیدا کند و بعد از تشکیل شورای اولی الامری که مربوط به فقهای اسلامی است به تمام این تفرقها خاتمه بده.

اما، ابوبصیر دروغگو و تمام کسانی که توطئه های این شخص را عملی می کنند دارند مسلمین را به تفرق بیشتر، ذلیلی، شکست و نرسیدن به قدرت حکومتی، شورا، امت و اجماع واحد سوق می دهند و این برخلاف منهج صحابه و تابعین و ائمه ی اسلام و بر ضد تمام منافع مسلمین است. این ها مجریان جنگ روانی علیه مسلمین هستند، سرباز پیاده ی جنگ روانی و تبلیغی دشمنان اسلام علیه مسلمین هستند. چه کسی شکی در این دارد؟ تفرق یعنی ذلیلی، وحدت یعنی قدرت. این ها در مسیر ذلیلی مسلمین دارند حرکت می کنند و اجازه نمی دهند مسلمین وحدت پیدا کنند.

(ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(136- قسمت)

قبلاً اسامه بن لادن رحمه الله و کسانی چون ابویحیی لیبی رحمه الله هم توانستند از این جنگ انحرافی و فرسوده گر جلوگیری کنند،اما، با کشته شدن این افراد و با کشته شدن شرعی های آگاه، تمام تلاشها جهت ممانعت از شعله ور شدن این جنگ انحرافی و ویرانگر بی نتيجه ماند، و جنگ مذهبی در ميان عده ای از مجاهدين تثبيت شد، و خيال کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون انگليس، آمريكا و مرتدين محلی و مفتی های كتابخانه ای چون ابوبصير وامثالهم از اين بابت راحت شد.

اما، اين پايان كار آنها نبود بلكه، در سوريه هم بايد همين سناريو را اجرا می كردند اما نه ميان شيعه و سنی بلكه، ميان خود فرق معروف به اهل سنت؛ آنهم با فتوای بی پايه و اساس خوارج بودن و اخیراً مشرک بودن صوفی های میان فرق اهل سنت. بدون آنکه بفهمد حتی فرق بین یک کافر مشرک با یک کافر یهودی یا یک کافر نصرانی، مجوس و صابئی هم چیست.؟ جنگ به این شیوه نوبتی از جنگ بین فرق معروف به اهل سنت و فرق معروف به تشیع که وظایفشان را تقریباً انجام داده بودند به میان خود فرق معروف به اهل سنت کشیده شد.

جالب است بدانيد كه ابوبصير جزو اولين مفتی هایی (مفتی های کتابخانه ای و مفتی های انگلیس و حتی مفتی های ساکن در دار الکفرها) بود که كه برای قتل عام اهل سنت توسط همديگر، بدون ارائه دادن حتی يك دليل شرعی، اقدام به دادن فتوا مبنی بر خوارج بودن مجاهدين شريعت گرا کرد. فتوا و كلماتی كه اتحاد با كفار خارجی و مرتدين محلی را تسهيل کرد و خون و مال هزاران مجاهد مخلص را حلال نمود، كه در پی آن هزاران مجاهد مسلمان و هزاران مهاجر قتل عام شدند و هزاران زن و بچه ی مهاجرين به كام مرگ فرو رفتند و به ناموس صدها زن و دختر مهاجر تجاوز شد، در همین خاک سوریه. زمانی که فتوا علیه دوله به نتیجه رسید، نوبت رسید به همین گروه دار و دسته ی جولانی. این ها هم گفتند نه این ها همان قماش اند و دوباره به جان همین ها هم افتادند و و و به نوبتی. ببیند نیاز انگلیس و ناتو چیست و دیگران هم بفهمند نیاز طاغوت هایشان چیست متناسب با نیاز آن ها فتوا می دهند.

بدون بررسی فتاوای علمای درباری و فاسد آل سعود که اکثر صوتیات آن هم وجود دارد، سراغ دلایل هفت گانه ای می رویم که ابوبصیر طرطوسی ساکن در سرزمین دارالحرب انگلیس و مجری و سرباز جنگ روانی علیه کل مسلمین در ارتداد کل شیعیان 12 امامی آورده است که ببینیم این دلایل چه هستند:

  • أولاً: من جهة قولهم بتحريف القرآن … ! این ها معتقد به تحریف قرآن هستند.

          وتحريفهم للقرآن الكريم يأتي من جهتين، می گوید از دو جهت این ها معتقد به تحریف قرآن هستند:

  • تحريف في التأويل والتفسير: در تأویل و تفسیر قرآن دچار تحریف شده اند. یعنی چون تفسیر دیگری بر خلاف تفسیر این شخص یا مذاهب دیگر دارند، یعنی چون در آیه یا آیاتی تأویل دیگری بر خلاف تأویل این شخص یا مذاهب دیگر دارند. پس، هر کسی که تأویل یا تفسیری بر خلاف تأویل و تفسیر دیگران داشته باشد مرتد است.چون بعد از آن هم اشاره می کنیم این شخص می گوید هر کسی که یکی از این دلایل را داشته باشد مرتد است و تمام احکام ارتداد باید روی او اجرا شود.
  • قولهم بتحريف التنزيل صراحة: این ها به صراحت معتقدند که در نازل شدن قرآن تحریف صورت گرفته است. همه موردها را بیان می کنیم.
  • ثانياً: يأتي كفرهم من جهة قولهم بقرآن فاطمة، ونزول الوحي عليها … !
  • ثالثاً: يأتي كفرهم من جهة غلوهم في الأئمة، والقول بعصمتهم …!
  • رابعاً: يأتي كفرهم من جهة تكفيرهم للصحابة، وعامة المسلمين …! 
  • خامساً: يأتي كفرهم من جهة إنكارهم للسنة وجحودهم لها …!
  • سادساً: يأتي كفرهم من جهة مظاهرتهم لأعداء الأمة من الكفرة والمشركين على أبناء الأمة من المسلمين الموحدين …! یعنی هر کسی از هر مذهبی، از کفار علیه مسلمین پشتیبانی کرد کل آن مذهب مرتد می شود. سبحان الله، نمی دانم چطوری مسلمانان تا به حال به این مسائل و فتواهای جنایتکارانه دقت نکرده اند.
  • سابعاً: يأتي كفرهم من جهة وقوعهم في الشرك وتوجههم بالعبادة والدعاء للمخلوق … !

اينها تمام دلايل ابوبصير برای ارتداد تمام شيعيان همچون يك طائفه است و خودش ادعا می كند كه هر يك از اين دلايل به تنهايی می تواند باعث ارتداد تمام شيعيان 12 امامی همچون يك طائفه شود و می گوید:خلاصة القول في الشيعة الروافض: هذه هي الأوجه التي ألزمتنا بالقول: بأن الشيعة الروافض ـ الاثنى عشرية ـ طائفة شرك وردة، و واحدة من تلك الأوجه السبعة ـ الآنفة الذكر ـ تكفي للجزم بكفر وردة هذه الطائفة المارقة.

با اين مقدمه می خواهد به اين نتيجه گيری برسد كه هر کسی که یکی از این دلایل در او وجود داشت مرتد می شود و بايد تمام احكام مرتدين كه در كتب حديث و فقه آمده بر آنها اجرا شود. به نظر شما اگر این حکم صحت داشته باشد که ندارد، از میان فرق معروف به اهل سنت چند نفر مسلمان باقی می مانند؟ آیا اکثریت قاطع فرق معروف به اهل سنت مرتد نمی شوند؟ کمی دقت کنید، فکر کنید. این گفته هر کسی که هر کدام از این دلایل را داشته باشد مرتد است. برای همین، می بینیم که کارش با شیعه تمام می شود به جان یک فرقه ی دیگر می افتد که باید روی آن فتوا دهد و کشته شوند، به جان دوله می افتد؛ کارش با دوله تمام می شود به جان جولانی؛ کارش با جولانی تمام می شود به جان کس دیگری می افتد. می گوید هر کسی یکی از این موارد در او باشد مرتد است. اما، فعلاً در آن زمان منظورش توجه به شیعیان بود و اعلام می کند که شيعيان همه همچون يك طائفه مرتد هستند و می گويد: وقولنا أن الشيعة الروافض طائفة شرك وردة؛ يعني أنها تُجرى عليها ـ كطائفة ـ جميع أحكام الردة ومتعلقاتها وتبعاتها المبينة والمفصلة في كتب الحديث والفقه … ! 

خیلی خطرناک است. جميع احكام رده ومتعلقات آن وتبعیات روشن ومفصل آن در كتب حديث وفقه بر آن ها اجرا می شود، تُجرى عليها كطائفة. نگاه کنید، ببینید این جنایت کار، این خون آشام، ببینید یک ذره انسانیت در وجودش هست؟. تُجرى عليها كطائفة.

قبلاً يادآور شده ايم فتوايی مبنی بر اينكه تمام و کل شيعيان 12 امامی دنيا مرتد هستند در ميان امامان اهل سنت يافت نمی شود، هیچ وقت هم در میان سلف صالح این امت وجود نداشته که تمام شیعیان دنیا مرتد باشند و مشخص هم شد كه اين فتوا چگونه از كانال انگليس و دول عربی خلیج وارد ادبيات رسانه ای و عقيدتی بخشی از مجاهدين اهل سنت شده است. البته، قبل از آن تحت عنوان کافر بودن تمام شیعیان 12 امامی توسط مفتی های سوء و علمای خائن و درباری آل سعود ارائه شده بود و کسی این حماقت را نکرده بود که از عنوان ارتداد برای مذهبی استفاده کند که دهها فرقه و گرایش مختلف و گاه متضاد در درون آن وجود دارد و هرگز یکدست نبوده اند و الان هم نیستند. همان علمای فاسد و درباری آل سعود هم از واژه ی کافر استفاده کردند نه مرتد، نمی خواستند این قدر حماقت خودشان را نشان دهند.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(135- قسمت)

می دانیم کسی که ارائه دهنده ی این پروژه بود شخصی بود به اسم ابوبصیر طرطوسی ساکن و مقیم انگلیس و فعلاً یکی از بلندگوهای ناتو از کانال ترکیه و دشمن سرسخت تمام مخالفین حکومت سکولار ترکیه و بالطبع ناتو. چون حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه بخشی از ارتش کفار متحد اروپاست که تحت عنوان ناتو و نماینده ی ناتو در خاک سوریه فعالیت می کند که ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و ارتش آن، منافع، اهداف و نقشه هایش را در خاک سوریه،عراق، افغانستان و سایر مناطق به پیش می برد و به پیش برده است.

 پس، در این جا زمانی که حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه اقدامی را در سوریه یا در یک منطقه ی دیگر انجام می دهد خیال نکنید که کشور ترکیه است که حمله می کند بلکه، ناتوست. خیلی خوب هم اگر دقت کنید می بینید که در ماه گذشته ناتو تصویب کرد که باید در سوریه دخالت کند. اعضای ناتو تصویب کردند. به دنبال تصویب ناتو بود که ترکیه آرام آرام وارد مرزهای سوریه شد، به مرزهای سوریه نزدیک شد و آرام آرام اقدامات نظامی خود را ابتدا از مناطق تحت کنترل دوله شروع کرد و الان هم به جان نوکران آمریکا که در معامله در حال خرج شدن هستند افتاده است.

در هر صورت، ابوبصیر یکی از بلندگوهای حکومت سکولار ترکیه و بالطبع ناتو شده است. ابوبصیر سابقه ای طولانی تر از این دارد. ایشان ساکن انگلیس هستند ودر زمانی که حکومتهای سکولار آمریکا و انگلیس در حال تدارک جنگ و اشغال عراق بودند در سال 1423 هـ برابر با 3/8/2002نصرانی كتابی تحت عنوان «الشِّيعَةُ الرَّوافِضُ طائِفَةُ شِرْكٍ ورِدَّةٍ» را منتشر کرد. هدف از این کتاب این بود که زمینه ها را برای اشغال عراق فراهم کند، و هدفش مشغول کردن شیعه و سنی به هم و باز کردن میدان فعالیت و آزادی عمل برای آمریکا و انگلیس و سایر متحدین آن ها بود. این یکی از اهداف نوشتن این کتاب بود.

این را همه می دانیم که سکولاریستها کلاً از مذاهب موجود که در میان مردم هستند به عنوان یک ابزار در راستای رسیدن به اهدافشان استفاده می کنند و برایشان فرق نمی کند که در اندونزی نصرانی ها و مسلمانان همدیگر را قتل عام کنند، یا در نیجریه ی آفریقایی و آفریقای مرکزی این اتفاق میان نصرانی ها و مسلمانان اتفاق بیفتد، یا در پاکستان، عراق، لبنان، بحرین، عربستان، کشمیر، آذربایجان، سوریه، یمن و … میان شیعه و سنی  یا اینکه در ایرلند مذاهب پروتستان و کاتولیک و در روسیه ارتودوکس با کاتولیکها و یا در اسرائیل میان یهودیان و نصرانی ها یا یهودیان با مسلمین وارد درگیری فرساینده شوند . مهم برای سکولاریست ها این است که این ها به جان همدیگر بیفتند.

در تمام این حالات هدف سکولاریست ها فرسوده کردن، خسته و نا امید کردن پیروان مذاهب از جنگهای داخلی و در نهایت سر سپردگی و راضی شدن به قانون و حکم دیکتاتوری سکولاریسم و بازگذاشتن میدان برای جولان بیشتر اشغالگران کافر و نوکران محلی آن هاست. این مطلوبترین هدفی است که در طول تاریخ، پیروان شیطان آنهمه مقدمات و زمینه سازی های وحشیانه رابرایش فراهم کرده اند. زمانی که پیروان شریعتهای آسمانی و مذاهب و فرق اسلامی اینگونه به جان هم افتادند آنوقت است که سكولاريستهای مرتد داخلی و سكولاريستهای کافر جهانی به ريش همه می خندند و سود آن را به جيب می زنند.

نوشتن کتاب ابوبصیر و نشر فتاوای علمای فاسد و درباری آل سعود و امثالهم در همین راستا صورت می گیرد. اما، این کتاب در آن سالها نه از طرف سلفی های جهادی چون اسامه بن لادن رحمه الله و امثالهم مورد توجه قرار گرفت، نه از طرف سایر فرق معروف به اهل سنت. چون، در میان تمام گروههای مبارز شرعی، گروه ها، دسته ها و شرعی های بزرگی چون ابوانس شامی رحمه الله وجود داشتند و علمای کتابخانه ای چون ابوبصیر، ابوقتاده و مفتی های دربار آل سعود و امثالهم کسانی نبودند که همچون یک رهبر عقیدتی و فکری جهادی به آن ها جایگاهی داده شود. هانی السباعی عددی نبود. طارق عبدالحلیم هم عددی نبود. این ها و امثالهم عددی نبودند که کسی به آن ها اهمیت بدهد، چرا؟ چون آن زمان شرعی های بزرگی چون ابوانس شامی رحمه الله بودند که به صراحت در نوشته هایشان شیعه ها را برادر خطاب می کنند. این علمای کتابخانه ای چون ابوبصیر، ابوقتاده و علمای فاسد آل سعود هرچند که با سکوت در برابر طاغوتی به دشمنی آشکاری با طاغوت مخالف و جناح مخالف این طاغوت می پردازند اما، نوبتی به جنگ با مجریان قانون شریعت الله و آزادی خواهان پرداخته اند و می پردازند.

در هر صورت، کشته شدن شرعی ها و به وجود آمدن خلأ اینها باعث تحکیم روحیه ی نظامی گری در نهضت های جهادی شد و این بار ایدئولوژی و عقیده را اسلحه، هدایت کرد. این خیلی خطرناک است که ایدئولوژی و عقیده را، اسلحه هدایت کند؛ نه اینکه اسلحه تابع و در اختیار عقیده باشد.این خیلی خطرناک است و نکته ی خیلی مهمی هم هست. نباید ایدئولوژی و عقیده تابع اسلحه باشد بلکه، باید اسلحه تابع و در اختیار عقیده و ایدئولوژی باشد. ابومصعب زرقاوی حلقه ی اتصال این دگرگونی آشکار بود و اولین اقدام او پذیرفتن و جادادن عبارت کتاب ابوبصیر تحت عنوان «الشِّيعَةُ الرَّوافِضُ طائِفَةُ شِرْكٍ ورِدَّةٍ» شد. ابومصعب زرقاوی حلقه ی اتصال بود بین آن چه در گذشته اتفاق افتاده بود و شرعی هایی چون ابو انس شامی رحمه الله و اسامه بن لادن رحمه الله و امثالهم آن را به وجود آورده بودند و قرن ها سابقه داشت و آن چه که ابو بصیر تدارک دیده بود. ایشان عین همین «الشِّيعَةُ الرَّوافِضُ طائِفَةُ شِرْكٍ ورِدَّةٍ» را بخشی از عقيده ی رايج گروهش کرد که تاکنون ادامه دهندگان راه او به این طرح دشمنی چون ابوبصیر و مفتی های آل سعود عمل می کنند با وجود آنکه می دانند این افراد دشمنان آشکار آن ها و خادمی در اختیار کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی هستند. 

عبارتی كه ابوبصير طرطوسی در انگليس و در هنگام زمينه سازی برای حمله به عراق آن را تولید کرده بود و علمای فاسد و درباری آل سعود هم در همین راستا فتاوای خودشان را تنظیم می کردند سابقه ای در ميان امامان فرق معروف به اهل سنت به اين شكل نداشت ندارد. طبق اين، حكم تمام شيعيان جهان ارتداد است، و كسی كه در ارتداد تمام شيعيان شك داشته باشد خودش هم مرتد می شود. حتی كسانی پيدا شدند كه تمام امامان فرق معروف به اهل سنت و کسانی چون ابن تيميه، ابن كثير، ابن حجر، نووی و غيره را هم زير سؤال بردند و شروع كردند به زبان درازی، چرا؟ چون، هيچ يك چنين عقيده ای نداشتند.

 به دنبال آن عليه تمام شيعيان دنيا اعلان جنگ شد، چه آنهایی كه با اشغالگران متحد شده و مرتد بودند و چه آنهايی كه با اشغالگران می جنگيدند و چه آنهايی كه بی طرف بودند و هزاران كيلومتر دورتر از ميدانهای جنگ به سر می بردند. تمام شيعيان تنها به دليل شيعه بودن بايد كشته می شدند و مكانهای عبادی آنهاهم باید نابود می شد، امری كه تاكنون هم ادامه دارد.

 (ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(134- قسمت)

خوب، الان دسته ای دیگر هم هستند از همین ها که صحابه را تکفیر می کنند دسته ی دیگری هم هستند که می دانند و یقین دارند که الله پیامبر را فرستاده و می دانند که الله در کتابش در مورد صحابه و اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم چه چیزی گفته؛ با این وجود، به دلیل مخالفت با الله و لجبازی با الله و دین اسلام، اصحابش را تکفیر می کنند. مثل اهل کتاب، آن ها به ما می گویند کافر:«الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» (بقره/146) آنان که بدیشان کتاب (آسمانی) داده‌ایم، او (پیامبر صلی الله علیه وسلم) را می‌شناسند، همان طور که پسران خود را می‌شناسند، و برخی از آنان بی‌گمان حق را پنهان می‌کنند، در حالی که می‌دانند، وَهُمْ يَعْلَمُونَ.‏

خوب، این ها دسته ای هستند که صحابه را تکفیر می کنند ما را هم تکفیر می کنند، این هم گروه دیگری هستند.

در هر صورت، باید نگاه کنی ببینی که این هایی که به اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم توهین می کنند کدام دسته هستند و حکمی متناسب با آن ها را صادر کن.اگر یهودی است اهل ذمه است، نصرانی است اهل ذمه است، اهل کتاب و شبه اهل کتاب، مجوس، صابئی است اهل ذمه است. برادر: آن ها همه ما را کافر می دانند اما، در میان ما هم زندگی می کنند ما امنیت آن ها را هم حفظ می کنیم. تصور کن، عمر بن خطاب در معاهده ای که با نصرانی های بیت المقدس می بندد حتی محافظت از صلیبی که ما آن را بت می دانیم محافظت از آن را هم ضمانت می کند، محافظت از چنین بت آن ها را هم ضمانت می کند از مال اهل کتاب.

خوب، خوارج هم هزاران صحابی و ما را کافر و مرتد می دانند. دلیلی ندارد هر کسی که ما را کافر و مرتد دانست آن ها را بکشی یا حکم ارتداد آن ها را صادر کنی یا طور دیگری با او برخورد کنی. باید ببینی کسانی که به اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم توهین می کنند کدام دسته هستند و حکمی متناسب با آن ها را صادر کنی.

مسلمینی چون خوارج که تأویل کردند و صحابه را تکفیر می کنند را مثل علی رضی الله عنه و سایر اصحاب رضی الله عنهم، برادران خودت بدان و بگو: «إخواننا بَغوا عَلَينَا» یا «قَومٌ بَغوا عَلَينَا».دقت کردید، از روی تأویل، صحابه را تکفیر می کنند، هزاران صحابی را تکفیر می کنند. امام علی رضی الله عنه با این خوارجی که او و هزاران صحابی دیگر را از روی تأویل اشتباه تکفیر کردند همان برخوردی را دارد که با سپاه جملی دارد که ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها در آن است و همه را مسلمان می داند. چون این ها عذر دارند، برای این که این ها را تکفیر کنی باید از آن چهار مرحله و چهار فیلتر بگذرانی. خوب، علی بهتر از من و تو و هزاران نفر مثل من و تو واردتر به شریعت است و شریعت را بهتر می داند. بر غلات هم حکم مخصوص خودشان را صادر کن و بر اهل کتاب هم حکم مخصوص خودشان را، هر چند که هر سه در تکفیر صحابه وجه مشترک دارند اما، هر کدام مشمول یک حکمی می شوند.

سؤالاتتان زیاد است. این ها چند سؤال در مورد صوفیها و گروههای مختلف جهادی هست اما، تقریباً اکثر سؤالات شما در مورد شیعه و غلات شیعه است، این درمورد خمس است، این هم در مورد امامت و ولایت، این هم در مورد صیغه و تقیه است و… . انگار بحث در مورد شیعه نیاز روز و مد روز شده. خوب، اشکالی ندارد تنفسی بدهیم و من هم مثل شما یک کیک و شربتی بخورم بعد آن هایی که مربوط به درس ارتدادمان است را امروز جواب می دهیم بقیه که در مورد سایر عقاید شیعه است را می گذاریم برای درس مفصل فرق بین فِرقمان، ان شاء الله.

 ***

بیشتر سؤالات متأسفانه یا خوشبختانه به هر دلیلی در مورد ارتداد عموم شیعیان 12 امامی است و بیشتر سؤالات در همین زمینه است. انگار گفتم که سؤال روز هم شده و نیاز روز هم شده که باید به شیوه ای به آن پاسخ داده شود. من تمام سؤالاتی که در مورد ارتداد عموم شیعیان 12 امامی با نقاب روافض مطرح شده بود همه ی این ها را مطالعه کردم، فکر کنم ریشه ی تمام این معضلات و سؤالات به جای مشخصی برمی گردد که با هم آن را بررسی می کنیم و در نهایت باید بفهمیم این فتوا به نفع اهل قبله بوده یا به نفع دشمنان اهل قبله؛ دشمنان اهل قبله ای چون کفار آشکار خارجی، کفار پنهان داخلی و مرتدین محلی و بومی؟ کفار پنهان داخلی که همان منافقین و سکولارزده ها هستند.

خوب، در برداشت تنگ نظرانه و محدودبین هم باز باید ضمن بررسی این سناریو و توطئه بفهمیم این فتوا به نفع فِرق معروف به اهل سنت بوده و به آن ها خدمت کرده یا به شیعیان 12 امامی؟ مطرح شدن سناریو و توطئه ی ارتداد عموم شیعیان 12 امامی طبق شریعت الله بوده و خدمت به فِرق معروف به اهل سنت بوده یا خدمت به شیعیان 12 امامی؟ این دربرداشت تنگنظرانه ی کسانی است که پشت مذهبی موضع گیری کرده اند و صرفاً به مذهب و نگرش و تفسیر خاص خودشان اهمیت می دهند، این ها هم برایشان مفید است که متوجه شوند که آیا در این برداشت تنگ نظرانه و محدود بینشان باز این به نفع مذهبشان بوده یا به ضرر مذهبشان بوده؟

اگرامکان دارد همان کتاب ابوبصیر رادر لپ تاپتان باز کنید و به من بدهید، جزاک الله خیراً.

با این چند جلسه ای که در مورد مرتدین به عنوان یکی از دشمنان سرسخت مسلمین داشتیم لازم است که به یک مثال عملی و زنده ی روز در این زمینه اشاره کنیم که سؤالات شما هم در همین زمینه است و نشان دهیم که چگونه دشمنان ما در صورت جهل ما می توانند برای ما تئوریسین و مرجع فکری باشند و مرموزانه اقدامات ما را در همان مسیری که می خواهند هدایت کنند، و به این صورت یک مسلمان طبق برنامه و نقشه ای عمل می کند که دشمنش برایش کشیده است. این خیلی خطرناک است.

 یکی از این مواردی که دشمنان به واسطه ی جهل مسلمین توانسته اند از آن سوءاستفاده کنندهمین کلمه ی مرتدین است.مثالها زیاد است. اما آنی که بیشتر از همه در این چند سال گذشته از طرف جناحهایی برجسته شده یکی مسأله ی خوارج است به دروغ به بسیاری از برادران ما نسبت داده اند و دیگری اصطلاح «مشرکین» و «اهل بدعت» است که به غلط از آن استفاده شده، و سومی هم مسأله ی ارتداد عموم شیعیان 12 امامی جهان است که در فتاواهای آن ها حتی یک استثنا هم وجود ندارد.

(ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(133- قسمت)

  • شیعیانِ رافضیِ مشرکِ مجوسِ یهودی به اصحاب پیامبر توهین می کنند و حتی آنها را تکفیر می کنند حکم این ها چیست؟ غیر از ارتداد حکم دیگری دارند؟

بله، دارند. اولاً، شیعه چیزی است؛ رافضی چیز دیگری است. مشرک هم باز چیز دیگری است، یهودی هم چیز دیگریاست و مجوس هم باز چیز دیگری. سبحان الله، شما معجونی ساخته اید که شامل مخلوطی از مسلمین، منافقین، سکولاریستها، یهودیان اهل کتاب، مجوس شبه اهل کتاب، کفار مشرک و شامل همه می شود و ترکیبی درست کرده اید که اصلاً نمی توان در مورد آن صحبت کرد از بس آشفته است. چون، هر یک از این ها یک حکم جداگانه ای دارند. بلا تشبیه شما گفته اید که انسانِ ماهیِ پرنده ی خزنده، نمی دانم باور کن خیلی خنده دار است. انسانِ ماهیِ پرنده ی خزنده یعنی چه؟ این نشان تنفر است که شما را از عدالت دور کرده است، برادر یا خواهر گرامی : «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَايَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (مائده/8)، ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا (چیزهایی که بر شما واجب کرده) مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی و شاهدی دهید، و دشمنی با قومی شما را مجبور و وادار نکند که (با ایشان) عدالت نکنید. دادگری و عدالت کنید که عدالت (به ویژه حتی با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید.

اما، در مورد کسانی که به اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم توهین می کنند و یا آن ها را تکفیر می کند باید ببینیم آن ها چه کسانی هستند؟ این خیلی مهم است، آن ها را تجزیه کنیم.چون، این ها خودشان چند دسته هستند. عده ای مثل خوارج اند و طبعاً حکمشان هم مثل حکم خوارج است و تکفیر نمی شوند؛ همچنانکه علی رضی الله عنه و امثال او تاکنون آن ها را تکفیر نکرده اند.

دسته ی دیگر، غلاتی چون دارودسته ی مغیرة بن سعید و ابوالخطاب هستند که خودِ جعفر صادق علیه السلام و پدرش باقر رحمه الله و تمام ائمه ی بعد از آن ها این دسته از غلات را تکفیر کرده اند و علمای فرق دیگر هم آن ها را طبعاً تکفیر کرده اند. تکفیر این ها صرفاً به دلیل تکفیر صحابه نبوده یعنی، تکفیر این ها فقط به این دلیل نبوده که این ها صحابه را تکفیر کردند و صرفاً به این دلیل آن ها را تکفیر نکرده اند، بلکه، به دلیل عقاید دیگری که داشتند آن ها تکفیر شدند و این هم یکی از باورهایشان بوده است. برای همین، زمانی که می دانی فلان عالم در فلان عصر و فلان مکان گروهی از غلات شیعه یا حتی فرق دیگر را تکفیر می کند؛ دقیقاً متوجه باش این هایی که در این مذهب تکفیر شدند کدامها هستند و حکم را بر همه تعمیم نده. مثلاً در همین چند دهه ی گذشته علمای حنفی آمدند و قادیانی هایی که از میان حنفی ها برخاسته بودند را تکفیر کردند، خود حنفی ها در هند و پاکستان آن ها را تکفیر کردند. حالا تو نیا و به بهانه ی قادیانی ها همه ی حنفی ها را تکفیر کن. دقت کن، ببین داری چکار می کنی؟

یا در همین چند دهه ی گذشته در سودان از میان مالکی ها گروهی تحت عنوان الأخوان الجمهوريون توسط یک صوفی منحرف حلولی به نام محمود محمد طه به وجود آمد، که ابتدا این شخص ادعای پیامبری کرد و بعد ادعای خدایی کرد و مثل اکثر غلات حکم داد که نماز از او و مریدانش برداشته شده و تمام شده و نیازی نیست نماز بخوانند. اما، همان علمای مالکی سودان حکم به کفر او دادند و در زمان رئیس جمهوری نمیری به قتل رسید و خیلی از مریدانش را دیدیم که به آمریکا و کانادا پناهنده شدند و خیلی از آن ها هم در گروههای سکولار و سکولارزده ها در رسانه ها هنوز مشغول تخریبات خاص خودشان هستند. نگاه کن ببین حکم در مورد کدام گروه است؟ دلیل تکفیرشان چه بوده؟ دلیل تکفیرشان، این نبوده که این ها مالکی بودند، دلیل تکفیر قادیانی ها هم این نبوده که این ها حنفی بودند، نه.
یا در همین چند دهه ی گذشته در میان کُردهای شافعی هم شخصی به نام سید مصطفی ظهور کرد و ابتدا ادعای مهدویت کرد و می خواست در ایران کسانی را جمع کند که نشد و به دنبال آن ادعای نبوت کرد و با خودش قرآنی جدید به نام کلمات الله آورد که این شخص هم توسط مجاهدین ما در در نزدیکی های هورامان غربی به قتل رسید. بهائی ها و بابی ها هم در ایران همین مسیر را رفتند. 

گروههای منحرف در همه ی مذاهب وجود داشته و الان هم دارند و به دلیل نبود قدرت بازدارندگی حکومت اسلامی در اکثر سرزمین های مسلمان نشین و زمینه سازی های دین سکولاریسم روز به روز در حال تولید شدن هستند، به نام آزادی های شخصی، آزادی های عقیده و آزادی کفر از آن ها حمایت می شود. قرار نیست اگر دسته ای از میان یک مذهب جدا شدند و تکفیر شدند تو هم آنها و هم مذهبی که از آن جدا شدند را همه با هم تکفیر کنی.

 (ادامه دارد……..)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(132- قسمت)

  • سلام، اما کسانی چون امام طلحه بن مصرف و احمد بن یوسف رافضی ها را مرتد دانسته اند. 

بله، در منابع آمده که این ها رافضی های کوفه را مرتد دانسته اند. بله،ابو محمد طلحةبن مصرف، یک تابعی بوده و در کوفه بوده است. فکر کنم در سال 112 هجری قمری هم فوت می کند و هم عصر کسانی مثل حجاج بن یوسف سقفی و از دشمنان سرسخت شیعیان و کسانی بوده که با حجاج بن یوسف سقفی ظاهراً درگیری هایی هم داشته اند.

حالا، من از شما می پرسم شما می دانید که روافض اولاً با شیعیان فرق داشتند؟ که ما قبلاً در مورد آن صحبت کردیم. این را باید بدانید و برای خودتان روشن کنید. این را می دانید که غلات هم چیز دیگری بودند؟ شما می دانید همان روافضی که در زمان این بزرگوار رحمه الله در کوفه بودند چه باورهایی داشتند؟ چکار کرده بودند که آن ها را تکفیر کرده بود و گفت مرتد هستند؟ کدام دسته بودند؟ شما باید خودتان بروید در آن زمان و آن زمان را درک کنید. 

احمد بن یوسف رحمه الله هم که کمی بعد از فوت أبو محمد طلحة به دنیا می آید و از علم بالایی هم برخوردار بوده که حتی عده ای به او لقب شیخ الاسلام هم دادند، ایشان هم باز اهل کوفه بوده و در همان جو حاکم بر کوفه فتوا داده است. باید مشخص کنی کدام دسته از روافض را تکفیر کرده؟ چون، در آن زمان فرقه های غالی چون فرقه ی مغیرة بن سعید و ابوالخطاب بودند که حتی خود ائمه ی شیعه کسی را که در تکفیر آن ها شک می کرده را هم تکفیر و لعن می کردند. خوب، این گروه های غالی طرفداران ابوالخطاب کسی در کفر و ارتداد آن ها شک ندارد و کوفه هم یکی از مراکز ابوالخطاب بوده است. باید دقیقاً روشن بکنی که این عالم بزرگوار در آن سال منظورش کدام دسته هستند با کدام عقاید و باورها، و آن را تعمیم ندهی؛ چون از علم و عدالت به دور است.

  • آیا تنها با گفتن بر کفار اقامه ی حجت می شود؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها با یک پیام به شاهان کافر ایران وروم وغیره اقامه ی حجت کرد. آمدن رسول الله و قرآن برای کفار اقامه ی حجت است. دقت کنید، برای کفار اقامه ی حجت است. پس، مهم رساندن پیام است. مهم رساندن حق است. مهم این است که به عنوان انسان صادقی بگویی فلان جا جشن است شما هم دعوتید، یا یک انسان صادقی یا کسی که متهم به دروغگویی نیست بگوید فلان جا مین گذاری شده است به سمت آن نروید. حالا، تصمیم با طرف مقابل است می خواهد چکار کند؟ شما اقامه ی حجت کردید. فهم آن و عمل کردن به چیزی که شما به او گفتید با خودش است.

 دقت کنید دوستان، اقامه ی حجت بر کفار با اقامه ی حجت روش و چگونگی اقامه ی حجت با مسلمین، ریزه کاری هایی دارد که باید دقت بیشتری روی آن انجام دهید و تفاوت هایی هم با همدیگر دارند. خوب، برای کفار همین آمدن رسول الله صلی الله علیه و سلم و قرآن برایشان اقامه ی حجت است و آن ها را می توانیم کافر بدانیم. چون، الله آن ها را کافر دانسته حتی قبل از این که پیام به آن ها برسد و انسان های جاهلی هم بودند. در حالی که، اهل قبله تا قبل از اقامه ی حجت به شیوه ی نبوی آن و گذراندن آن ها از مراحل چهارگانه نمی توان آن ها را از دایره ی اسلام خارج کرد.

  • سلام، در چه زمانهایی است که خدا توبه را قبول نمی کند؟

یکی زمانی است که شخص مجرم، فرشته ی مرگ را می بیند و یقین پیدا می کند که می میرد و روح به حلقومش رسیده؛ و دیگری زمانی است که خورشید از غروب طلوع می کند و قیامت بر پا می شود.

(ادامه دارد…….)

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی:درس های مقدماتی/ درس پنجم:  دشمن شناسی شرعی (4)/ شناسائی مرتد در ادبیات شرعی و چگونگی برخورد با مرتدین و جبهه ی مرتدین

پیاده شده از نوار صوتی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

(131-قسمت)

  • سلام، خدا دستور می دهد از مسیحی ها، یهودی ها و زرتشتی ها جزیه بگیرید اما، در جای دیگری دستور می دهد مشرکین را هر جا پیدا کردید آنها را بکشید. آیا این تضاد نیست؟

نه دوست گرامی، فکر کنم در مصادیق مشرک و مشرکین دچار اشتباه شده اید. یهودی ها و نصرانی ها جزو اهل کتاب هستند و مجوس هم شبه اهل کتاب. این ها قوانین خاص خودشان را دارند، اسلام قوانین خاصی برای این ها تصویب کرده است.در برابر این ها مشرکین هستند که به زبان امروزین به آن ها می گوییم سکولاریست که این ها هم قوانین خاص خودشان را دارند. فکر کنم در چند درس گذشته مان در این زمینه به صورت مفصل صحبت کرده ایم. شما اگر به این درس ها مراجعه کنید بهتر متوجه می شوید.

مشرکین که امروزه به نام سکولاریست شناخته شده اند بین اسلام یا مرگ باید یکی را انتخاب کنند. به همین دلیل است که اگر این ها تسلیم قانون شریعت الله نشوند مشمول «فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ‏» می شوند. دقت کردید؟ به جای کلمه ی مسیحی هم اگر نصرانی به کار ببرید بهتر است. الله تعالی این را به کار برده و این هم صحیح تر است. همه هم می دانیم که طبق سؤال شما از مشرکین در هیچ دوره ای جزیه پذیرفته نشده است تا این که بگویند جزیه بدهید اما هر جا آن ها را پیدا کردید آن ها را بکشید. مشرکین هیچ وقت مشمول جزیه نبودند قانون هم مشمول این ها نیست بلکه مشمول کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب است.

  • السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، می خواستم از ماموستا بپرسم آیا می توانیم بچه های مرتدین رامثل منافقی که هرگز ایمان نیاورده، مرتد حکمی دانست و حکم مرتدین را بر او اجرا کنیم؟

فکر کنم شما دوست عزیز مرتد حکمی و این ها را به خوبی متوجه نشده اید به درس مراجعه کنید بهتر است که من دوباره توضیح ندهم. مرتد حکمی و مرتد حقیقی که یک قیاسی است علماء درست کرده اند یک چیز دیگر است. اما برای چه چنین حکمی را باید بدهیم؟ یعنی چرا برای بچه های مرتدین باید حکم مرتد حکمی بدهیم؟ برای چه چنین حکمی را باید بدهیم؟ دلیلتان چیست؟ این بچه ها از چه چیزی برگشتند؟ مگر این ها مسلمان بودند که برگشته باشند؟ مگر این ها مسلمان بودند و از اسلام برگشتند؟ اگر این بچه ها مسلمان بودند شما همان چهار مرحله مثل شروط و موانع تکفیر را در موردشان رعایت کردی و بعد حکم ارتداد حکمی آن ها را صادر کردی؟ یا نه همین طور کیلویی؟

اگر مسلمان نبودند و از بچگی بر دین کفری والدینشان که یکی از عقاید کفار اصلی و آشکار است رشد کردند و بعد از بلوغ هم همان عقاید کفری را داشته و خودش را جزو همان کفار آشکار می داند، در این صورت جزو همین کفار اصلی است، و کسی که از کفار اصلی برگردد یا از یکی از کفار آشکار به یکی دیگر تغییر صندلی بدهد ما نمی توانیم او را مرتد بدانیم. او از همان ابتدای سفر خودش در همان اتوبوس و قطار کفار آشکار است و با این ها در حال حرکت است و تغییر صندلی او باعث نمی شود او را مرتد بدانیم.

مرتد از نگاه شریعت الله یعنی بازگشت از اسلام به کفار، از ایمان به کفر. این بچه ی مرتد هرگز داخل قطار اسلام نبوده تا در یک ایستگاهی پیاده شده باشد و برگشته باشد و سوار قطار کفار آشکار شده باشد و به این شیوه، مرتد شده باشد.

این را با منافقی که در صف مسلمین بوده و این شخص هرگز وارد دایره ی اسلام نشده و در مرحله ای به صف کفار آشکار می پیوندد و مرتد می شود نباید قاطی کنیم. بابا، ما از کجا بدانیم که همین منافق از اول کافر بوده یا نبوده، به دلیل همین جهلمان ما او را جزو مسلمین حساب کردیم، درست است. نه این بچه، اسلام را داشته؛ نه این منافق کافر پنهانی که در مسلمین گم بوده، ما هرگز نتوانسته و نخواهیم توانست این کافر را تشخیص بدهیم که در میان مسلمین پنهان شده است. برای همین به حکم شریعت الله ما او را جزو مسلمین قرار می دهیم و او را از حقوق مسلمین برخوردار می کنیم، و زمانی که مرتد هم می شود ما باز حکم الله را که در مورد احکام مرتدین است در مورد او پیاده می کنیم که مثل سایر مسلمین با او برخورد می کنیم. یعنی وقتی از اسلام مرتد می شود می گوییم آقا یک مسلمانی مرتد شده ما از کجا بدانیم این بنده خدا از اول هم مسلمان نبوده حکم او هم مثل کسانی است که گولش را خوردند و ممکن است کسانی هم باشند که گول این را خوردند و بعد از اسلام یا بعد از ایمان هم حتی مرتد شده باشند. این حکم شرع است. این اطاعت از حکم الله و اطاعت از حکم الله، عبادت است.

اما، یک بچه مرتد چه؟ مگر ما نمی توانیم آشکارا و روشن  تشخیص بدهیم که این شخص قبلاً مسلمان نبوده؟ مگر نمی توانیم تشخیص بدهیم که این شخص هرگز اسلام را رد نکرده؟ مگر نمی توانیم بفهمیم این شخص از بچگی بر اساس عقاید یکی از کفار آشکار و اصلی رشد کرده؟ مگر نمی توانیم بفهمیم که اسلام از طریق امور جنسی به این بچه منتقل نمی شود؟ چرا می توانیم. این که کار سختی نیست. 

جهل، باعث شده که ما نتوانیم یک منافق را از صف مسلمین بیرون بکشیم برای همین به دستور الله ما حکم او را مثل حکم سایر مسلمین می دانیم. اما، در مورد این بچه ای که مثل سایر بچه های کفار آشکار بر اساس عقاید کفار اصلی رشد کرده، اطلاعات و آگاهی کافی داریم، و اینکه بچه را مشمول حکم مرتدین کنیم هم غیر شرعی است، هم ظلم آشکاری است در حق این بچه، و الله متعال از ظلم به بنده هایش پاک و بری است.

(ادامه دارد……..)